پنجشنبه، ٣ آبان١٣٨٦- ٢٥ اکتبر ٢٠٠٧

    کارگر کمونيست  ٧٠

               اى ميل:  kargar_komonist@yahoo.com

     سايت:  www.wpiran.org/kk-index.htm

ترور فعال كارگري، هفت تپه و فولاد مباركه

کامران روشن- اصفهان

خبر ترور يکي از فعالين کارگري، از مهمترين اخبار اخير و يکي از نمونه هايي است که نشان ميدهد، مبارزات کارگران، حالت يک مبارزه ي همه جانبه ي سياسي را به خود گرفته. صحبت از ترور فعالين کارگري به ميان آمده و ترور به عنوان جنايتکارانه ترين ابزار سرکوب سياسي، حالا به صورت مستقيم عليه کارگران به کار گرفته ميشود. اسانلو و صالحي را دارند آرام آرام در زندان ميکشند. اگر تا چندي پيش، بعضيها به خودشان اجازه ميدادند که حرکت کارگران را به عنوان اعتراضات سنديکاليستي قلمداد کنند، اکنون پس از اين قضيه و عملکرد قدرتمند کارگران هفت تپه و اين همه اعتراض و اعتصاب کارگري، ديگر نميتوان اينها را کوچک، بي اهميت، زودگذر و بي اثر تلقي کرد. جمهوري اسلامي، با آنهمه نيرو که براي سرکوب کارگران هفت تپه آورد، حريفشان نشد. مبارزه ي کارگران با همه ي نقطه ضعفهايش، تمام فاکتورهاي يک مبارزه ي سياسي را داراست. در حال حاضر، ما فعالين کارگري شناخته شده و جهاني داريم. يا همين اعتراض قدرتمند هفت تپه، كه در آن كارگران با هيچ حيله و ترفند و زور و خشونت، عقب نشيني نکردند. با قدرت آمده اند و تهديد هم کرده اند. خواستهايشان فراتر از حقوق عقب مانده است. دارند با تمام اشکال اين نظامي که موجبات فلاکتشان را فراهم آورده، ميجنگند... از طرفي جنبش دانشجويي را داريم که در طيف وسيع چپ و کارگري، از مبارزات کارگري حمايت ميکند همين پلاکاردهاي قرمز رنگ اعتراض دانشجويي ٣٠ مهر، بهترين نمونه است. خيلي از اتحاديه هاي جهاني به وضعيتي که جمهوري اسلامي، براي کارگران بوجود آورده؛ اعتراض کرده اند. اين جرياني است که به صورتي همه جانبه به راه افتاده و به سوي کاملتر شدن ميرود و به هيچ ترتيبي نميتوان متوقفش کرد. ولي پيروزي اين حرکت، نياز به همبستگي، قدرت و سرعت بيشتري دارد. لازم است که مبارزات کارگري در سراسر کشور و در همه ي کارخانه ها و کارگاهها شروع شود. براي مثال در کارخانه هاي بزرگي مثل فولاد مبارکه و ذوب آهن که خطر خصوصي سازي، آنها را تهديد ميکند. نکته ي اصلي در حركت كارگران هفت تپه، هوشياري کارگران در برابر نقشه هايي بود که ميتوانست زندگي آنها را به نابودي بکشاند. کارگراني که جانشان به لب رسيده بود و فهميدند که اگر برنخيزند، نابود خواهند شد.
حال کارخانه ي فولاد مبارکه، يکي از پر تبعيض ترين و بدترين محيطها براي کارگران در کشور است. اين کارخانه شايد بيشترين تعداد مديران بسيجي را داشته باشد و به جاهاي مختلفي مانند حوزه علميه و نيروي انتظامي، باج ميدهد و در برنامه ريزيها و پروژه هاي آن، آخوندها و ملاها نقش دارند. تمام نشانه هاي جنايات سازمان يافته ي سيستم سرمايه داري را در اين کارخانه ميتوان مشاهده کرد و نقشه ي جديدي که براي نابودي کامل و قطعي حقوق کارگران در اين کارخانه کشيده اند، خصوصي سازي است. به اين ترتيب كه کارگران رسمي که از وضعيت بهتري نسبت به کارگران قراردادي برخوردارند، بازخريد ميشوند و به صورت قراردادي، استخدام ميگردند و به صورت مرتب و با برنامه ريزي پلکاني، تمامي حقوقشان پايمال ميشود. در اين ميان کارگراني که از قبل، قراردادي بوده اند به صورت پيمانکار درجه دو، مورد وحشتناکترين اجحافها قرار خواهند گرفت. خود کارگران از اين چيزها خيلي بهتر از من که دارم اينها را مينويسم، آگاهند ولي هيچ اعتراض منسجمي براي اين موضوع نميکنند. مدتيست که در هر گوشه از کارخانه همين صحبتهاست و همه از اين مسئله نگرانند ولي فولاد مبارکه، هيچ اعتصابي را در تاريخ خود نديده. با کمي سود سهام و وعده و وعيد فريبشان داده اند. مديران گفته اند؛ فرقي که نميکند، حالا کارگر رسمي فولاد مبارکه هستيد و مدتي بعد کارگر قراردادي فولاد مبارکه خواهيد شد. تمام حقوق و مزايايتان سر جايش است ولي بر همه واضح است که چه خواهد شد. وضعيت کارگران قراردادي را دارند ميبينند. حقوقهاي پايين، عقب افتاده، اخراج و هر گونه ستمي که بتوان يا نتوان فکرش را کرد. کارگران رسمي بايد به سرعت و با تمام قوا به خصوصي سازي کارخانه اعتراض کنند. کارخانه مال کارگران است و آنها بايد برايش تصميم بگيرند نه مشتي آخوند و بسيجي مزدور و جنايتکار. از مبارزه ي کارگران هفت تپه بايد درس بگيرند وقتش رسيده که به جاي صحبتها و نارضايتيهايي که فقط در ته سرويس و سالن غذا خوري به صورت جمعهاي کوچک، مطرح ميشود، به صورتي يکپارچه و موثر، اعتراض و مبارزه کنند و با هيچ فريب و نيرنگي از ميدان به در نروند. کارخانه ي فولاد مبارکه حدود بيست هزار کارگر دارد که با اين تعداد ميتوان قدرت نظامي جمهوري اسلامي را خنثي کرد. حتي با يک اعتصاب کوچک هم ميتوانند تمام خواسته هايشان را برآورده سازند بالاخره بايد از يک جايي شروع کنند. از همين حالا لازم است که يک تشکل درست کنند و به مبارزه برخيزند و هيچ موردي را در اين روند صعودي که دارد حقوقشان را پايمال ميکند، نپذيرند. بلکه مسير را در جهت عکس و به نفع خودشان تغيير دهند. فرصت خيلي کم است، ظرف چند ماه آينده اين طرح اجرا ميشود و مقدماتش را فراهم کرده اند اگر هيچ کاري نکنيم، نابودمان ميکنند.