پنجشنبه، ٥ مهر١٣٨٦- ٢٧ سپتامبر ٢٠٠٧

    کارگر کمونيست  ٦٨

               اى ميل:  kargar_komonist@yahoo.com

     سايت:  www.wpiran.org/kk-index.htm

گزارش از فولاد مباركه
بخش دوم
نا امني محيط كار و نارسايي خدمات درماني

کامران روشن- اصفهان


ميتوان وضعيت اورژانس و ايمني در فولاد مبارکه را به عنوان نمونه اي از يک تصوير عمومي براي کل ايران در نظر گرفت. کارخانه اي که قرار بود بيست هزار نفر در آن به صورت رسمي استخدام شوند. اما فقط ٦٥٠٠ نفر را استخدام رسمي كرده اند و بقيه را به بخش خصوصي واگذار نموده اند تا بصورت قرارداد موقت كار كنند.
ارائه ي خدمات اورژانس به پرسنل رسمي نسبتا بد نيست گرچه آنهم به رابطه و رتبه ي فرد مراجعه کننده به اورژانس ربط دارد. تمامي پرسنل رسمي، بيمه هستند و براي معاينه و مداواي سرپايي در محل کار نيز هيچ مبلغي نمي پردازند. البته بايد اينچنين باشد ولي لازم است که اين قانون در مورد کارگران و کارمندان قراردادي نيز رعايت شود. کارگر که با کارگر فرقي ندارد. در کشوري که تضاد طبقاتي بيداد ميکند؛ اينجا بين افراد يک طبقه نيز از هر لحاظ، فاصله ايجاد کرده اند حتي در اين مورد که پاي سلامتي و خيلي وقتها موضوع مرگ و زندگي کارگران در ميان است. تعداد کارگران قراردادي هم از کارگران رسمي بيشتر است. آنها حدود ده هزار نفر هستند.
کارگراني که با شرکتهاي پيمانکار در فولاد مبارکه، قرارداد بسته اند خيلي وقتها به خاطر هزينه ي بالاي اورژانس از مراجعه، خودداري ميکنند. طبق يکي از قوانين مضحک فولاد مبارکه، شرکتهايي که ميزان حادثه ي ماهانه شان از حدي بيشتر شود؛ جريمه ميشوند يعني در صورتيکه کارگران يک شرکت پيمانکار، در محل کار دچار حادثه شوند و تعداد اين حوادث در ماه، زياد باشد؛ آن شرکت جريمه خواهد شد. حال مسخره گي اين قانون بدين جهت است که شرکتها هيچ گونه وسيله ي ايمني در اختيار کارگران قرار نميدهند و کارگران از آموزشهاي لازم براي بکارگيري لوازم و رعايت اصول ايمني بهره مند نيستند.
در چنين شرايطي، کارگري که دچار حادثه شده باشد به اورژانس مراجعه نميکند تا توسط مدير و مسئول ايمني شرکت، مورد بازخواست قرار نگيرد. برخورد پرسنل اورژانس نيز با کارگران قراردادي بسيار بد است زيرا هيچ نظارتي بر اين مسئله وجود ندارد. شرکتها براي انتقال کارگران به اورژانس از آمبولانس به خاطر هزينه ي بالاي آن، استفاده نميکنند و کارگر حادثه ديده را در شرايط غير استاندارد و با ماشينهاي شخصي به اورژانس مياورند که در چنين حالتي احتمال حادتر شدن صدمات ناشي از حادثه، زياد است.
اگر از مديران شرکتهاي پيمانکار در فولاد مباركه بپرسيد، ميگويند: تمام پرسنل ما بيمه هستند و هزينه هاي اورژانس را نيز خودمان ميپردازيم. وسايل ايمني ما هم تکميل است. در سطوح دولتي اين کشور که دروغ گفتن کاملا مرسوم شده، چه برسد به کارفرماهاي کارخانه ها و کارگاهها
کارگري را تصور کنيد که به دليل نداشتن عينک ايمني، بارها پليسه هاي فلزي در چشمش رفته و به خاطر نداشتن پول به اورژانس مراجعه ننموده و دست آخر موقع جوشکاري، از ارتفاع سقوط ميکند چون کمربند ايمني ندارد و دچار صدمه ي شديد ميشود. او را بيهوش به اورژانس مياورند و پس از کلي کاغذ بازي و مداواي سرپايي به بيمارستان اعزام ميکنند. او در صورتيکه پس از مرخص شدن از بيمارستان، دچار نقص عضو نشده باشد قبل از بازگشت به کار، بايد تمام هزينه ي اورژانس که رقمي بسيار بالاست را بپردازد.
روز اول استخدام براي کارگران يک کلاس آموزش ايمني ميگذارند. يک کلاس خسته کننده و بي محتوا و آموزگاري که از سر رفع تکليف به کلاس آمده. سپس کارگر در يک محيط پر از خطر بدون هيچ وسيله ي ايمني رها ميشود. کارهاي سخت و شرايط بد و مشکلات عصبي ناشي از تهديدها و فشارها و کمبودها و تحقير و توهينها، زمينه را براي اتفاقات ناگوار آماده ميکند.
من خود شاهد هستم كه وضعيت سال به سال بدتر ميشوند نظارتها از بين ميروند و قوانين به صورت وارونه و به ضرر کارگر عمل ميکنند. اين کارگران دارند قرباني نظام نادرست اقتصادي، سياسي ميشوند. پايمال شدن حقوقشان به يک طرف، جانشان نيز در خطر است.
اين را ميتوان يک جنايت صنعتي سرمايه داري ناميد
مسئولين رژيم جمهوري اسلامي سعي دارند که چنين مسائلي را عادي جلوه دهند و با دروغهايشان، بر اين جنايات سرپوش ميگذارند ولي کارگران بايد آگاه باشند که ابزار براندازي جمهوري اسلامي در دستان آنهاست.
با يک اعتصاب کوچک ميتوان خواسته هاي بزرگي را برآورده ساخت. بايد باور کنيم که همچنان، کارگران بيشترين توان براي سرنگوني سرمايه داري را دارند.

قتل صنعتي!

کامران روشن- اصفهان


امروز يکشنبه 25 شهريور در فولاد مبارکه اصفهان، يک کارگر بر اثر حادثه اي دلخراش، کشته شد. عليار علايي، 45 ساله که از کارگران قراردادي شرکت تيام زرين بود؛ هنگام نظافت ريلهاي حمل گُندِله، بين ريلها گير کرد و خفه شد. کارگران نظافت صنعتي يک پارچه ضخيم را به صورت مقنعه سر ميکنند تا از نشستن گرد و خاک و غبار فلزات به موهايشان جلوگيري کنند و نکته ي مهم اينکه، کارگران نظافت صنعتي مجبورند در حين گردش نقاله، کار نظافت را انجام دهند. در اين حادثه، قسمتي از مقنعه ي حفاظتي کارگر، بين نوار نقاله گير کرده بود و او را داخل دستگاه کشيده بود. فشار نوار نقاله ي در حال حرکت، استخوانهاي قفسه ي سينه را خرد کرده و در اين حالت، شش هاي او را پاره کرده و منجر به خونريزي شديد داخل شده و باعث مرگ عليار عليايي شد.
همکاران عليار علايي، او را از بين نوار نقاله، بيرون کشيدند ولي او قبل از رسيدن آمبولانس، در گذشت.
يکي از نکات حفاظتي براي کارگران نظافت صنعتي، کار 2 نفره است که يک نفر مسئول ايمني ميباشد و در مواقع بروز خطر، با قطع برق توسط کليدemergency دستگاه را خاموش ميکند ولي در اين حادثه، به علت کمبود تعداد پرسنل شرکت تيام زرين، کارگر به تنهايي کار ميکرده. شرکت تيام زرين از شرکتهاي پيمانکار فولاد مبارکه است که هر سال، کارگران زيادي را به صورت موقت، استخدام ميکند. پوزيشن نظافت صنعتي نيز احتياج به سابقه ي کاري و تجربه ي چنداني ندارد. به همين دليل، شرکت تيام زرين، کارگران را با حقوقهاي پايين و قراردادهاي ماهيانه، استخدام ميکند و با کوچکترين بهانه اي آنها را اخراج ميکنند. زيرا خيل بيکاران، پشت در فولاد مبارکه منتظرند و وجود لشگري عظيم از کارگران بيکار از سياستها و خصلتهاي سيستم سرمايه داريست. بدينوسيله ميتوانند کارگراني که شديدا به کار نياز دارند را با حقوقي پايين که البته پرداخت آن نيز ماهها عقب ميافتد و در شرايطي غير انساني، استخدام کنند.
بعد از بروز چنين حوادثي، مسئولين ايمني براي پيگيري چگونگي وقوع حادثه از روشهاي مختلفي استفاده ميکنند. يکي از اين روشها به تکنيک دومينو معروف است. يعني مانند بازي دومينو، سلسله عواملي که باعث بروز حادثه شده اند را از آخر به اول بررسي و طبقه بندي ميکنند. عوامل بروز حوادث کاري را نيز به دو دسته ي؛ اعمال ناامن و شرايط ناامن، تقسيم
کرده اند. از شرايط ناامن، ميتوان به ايمن نبودن محل کار، در دسترس نبودن وسايل ايمني، عدم وجود آموزشهاي ايمني و نداشتن فرهنگ ايمني، فراهم نبودن شرايط مطلوب رواني براي کارگر و . . . اشاره کرد.که البته همه ي اين شرايط ناامن، در فولاد مبارکه به عنوان يکي از شاخصهاي محيطهاي صنعتي در ايران، مشاهده ميشوند. آخر کارگري که مدام مورد تحقير و توهين قرار ميگيرد و حقوق ناچيزش را به موقع پرداخت نميکنند، با وجود اين همه مشکل اقتصادي و فشارهاي زندگي، چگونه ميتواند شرايط رواني مناسبي داشته باشد؟ اين کارگر به تمرکز احتياج دارد ولي در حين کار به هزاران درد و مشکل فکر ميکند. اما در اينجا هيچکدام از شرايط ناامن براي کارگر را در نظر نميگيرند و همه ي حوادث را به سهل انگاريهاي خود کارگران، ربط ميدهند.
حال، نکته ي مهم اينجاست، تمام مواردي که به عنوان مهندسي ايمني، در بالا مطرح کردم مربوط به قوانين سيستم بورژوازي و سرمايه داريست که در آن، جان کارگر به عنوان يک انسان، بي ارزش است و اين کالا و سرمايه است که اهميت دارد. اينها در واقع، نوعي سرهم بندي است. قانونهاي پيچيده اي که فقط به درد اجرا نشدن ميخورند. سئوال اينجاست که اصلا چرا بايد چنين اتفاقاتي بيافتد که حالا ما بياييم و چنين قانونهايي برايش بتراشيم؟
داشتم فکر ميکردم که اين نيز نوعي قتل است. چه فرقي ميکند؟ قتل با طناب دار يا نوار نقاله.
به آن، اعدام ميگويند و اينرا ميتوان قتل و جنايت صنعتي، سرمايه داري، نام نهاد.
عکس العمل مديران فولاد مبارکه در رابطه با چنين حوادثي، وحشتناک است. آنها با دستکشهاي سفيدشان ميايند تا شرايط را براي فرار از همين قانونهاي سرهم بندي شده، مهيا کنند. طبق گفته يکي از کارگران، يکي از مديران امروز در محل حادثه بدنبال افرادي که به جسد دست زده بودند ميگشته تا به آنها توصيه کند که براي باطل نشدن روزه شان، حتما غسل کنند. گرچه هيچ يک از کارگران توجه ي به او نکرده و پشت سرش فحش ميدادند ولي او به طرز وسواس گونه اي مثل ديوانه ها، اين طرف و آن طرف ميرفته و روي اين مسئله پافشاري ميکرده است. او اصلا کاري به اين نداشته که حادثه چطور اتفاق افتاده و اين کارگر، کيست. من آن لحظه فکر کردم که اين مدير، مهره اي درسيستم کشتار کارگران است. اينقدر اين قتل را عادي ميدانسته که بيشتر نگران رعايت اصول ديني خود بود تا مرگ يک انسان. اين فرد، چه تفاوتي با کسي که طناب دار به گردن انسانها مياندازد يا تير خلاص ميزند، دارد؟ آنها که در اعدامهاي خياباني طناب به گردن انسانها مي اندازند، چهره ي خود را ميپوشانند،
اما اين يکي ها با چهره باز از واجب بودن غسل ميت، صحبت ميکند.
سيستم سرمايه داري اساسش کسب سود است حتي اگر به قيمت از دست رفتن جان ديگر انسانها در طبقات پايينتر جامعه، تمام شود. به روشهاي سرپوش گذاشتنشان بر روي حوادث کاري، توجه کنيد؛ قضيه را چنان ميپيچانند و مسائل کم اهميت را بزرگ، جلوه ميدهند تا اصل ماجرا، فراموش شود. به فرعيات ميپردازند تا حقيقت را پنهان کنند. خواست کارگران پيگرد مسببين جنايت در محيط هاي کاري است. خواست کارگران پايان دادن به اين توحش است. بايد اين نظام را به زير کشيد.
کامران روشن