پنجشنبه، ٢٢ شهريور١٣٨٦- ٢٢ سپتامبر ٢٠٠٧

    کارگر کمونيست  ٦٧

               اى ميل:  kargar_komonist@yahoo.com

     سايت:  www.wpiran.org/kk-index.htm

گوشه اي از تاثيرات خصوصي سازي در فولاد مبارکه

کامران روشن- از اصفهان

بيشتر کارهاي سخت و حادثه ساز در فولاد مبارکه بر عهده ي کارگران طرف قرارداد با شرکتهاي پيمانکار است. کارگراني که از هيچگونه امنيت و حتي هويت شغلي برخوردار نيستند. ماهها حقوقشان عقب ميافتد و هيچ وسيله ايمني ندارند.
مدتي پيش، يکي از پستهاي کاهش ولتاژ (پست تبديل چهارصد کيلو وات به شصت و سه کيلو وات، موسوم به پست چهارصد) دچار نقص فني و در نهايت، کاملا خراب شد. تعمير و نگهداري از اين پستها بر عهده ي يکي از شرکتهاي پيمانکار به نام صفا نيکو ميباشد. اين شرکت براي پروژه ي تعمير پست چهارصد از شرکت زيمنس و متخصصان خارجي استفاده ميکند که از لحاظ کار و هزينه، پروژه ي سنگيني است ولي بيشتر سختي و کار طاقت فرساي آن، بر عهده ي کارگران قراردادي است. کارگران مجبورند در زمان انجام پروژه به صورت تمام وقت در محل کار حضور داشته باشند و ساعات طولاني کار کنند يعني حتي در روزهاي تعطيل و تا دوازده شب. کارگران نميتوانند از مرخصي استحقاقي خود استفاده کنند زيرا شرکت متعهد شده که در ظرف مدت معين و کوتاهي، پروژه را تمام کند. ولي زمانيکه کار شرکت سبکتر است؛ کارگران را به مرخصي ميفرستند و کسي که از مرخصي اش استفاده نکند، به اصطلاح، مرخصي اش ميسوزد.
طبق قانون اداره ي کار، هر کارگر ميتواند نه روز از سي روز مرخصي ساليانه اش را ذخيره کند و هنگام پايان کار در ازاي هر روز مرخصي ذخيره، به اندازه ي حقوق يک روز کاري را دريافت نمايد و درصورتيکه به هر علتي مرخصي نرفته باشد؛ بقيه ي مرخصي ساليانه اش به هدر ميرود (ميسوزد) که اين هم گوشه ي کوچکي از پايمال شدن حقوق کارگران به شيوه اي کاملا قانوني است.
مديران شرکت به قول خودشان، راه و رسم کار کردن با کارگران ايراني را به متخصصان خارجي ياد داده اند و يکي از متخصصان اروپايي که با لگد، زير بساط چايي کارگران در حال استراحت، زده بود؛ مورد تشويق مديران و مسئولين قرار گرفت !
چايي و سيگار، تنها امکان اين کارگران، براي رفع خستگي شديد ناشي از کار سنگين و گرماي محيط است و کارگري که به اين حرکت کارفرمايان اعتراض کند، در جا اخراج خواهد شد.
چنين وضعيتي در جهت هر چه سريعتر انجام دادن کارها و اتمام پروژه ها، کيفيت کار را به شدت پايين مياورد و باعث ميشود که استانداردهاي کيفي و ايمني، رعايت نشوند. شرکتها مجبورند براي خوش خدمتي و محکم کردن جاي پايشان در فولاد مبارکه، کارها را به سرعت تحويل دهند. فولاد مبارکه، زمان معيني را براي تحويل پروژه اعلام ميکند و در روز موعود، با لبخند ميايند و پروژه را افتتاح ميکنند. يک گوسفند هم ميکشند و خونش را پاي دستگاهها ميريزند. اين کار، نمادي از همان قرباني کردن انسانهاست.
در نهايت همه ي پول اين پروژه به جيب کساني ميرود که هيچ نقشي جز سرکوب، کنترل و زورگويي در اين پروسه نداشته اند و کارگر، هيچ سهمي از اين معامله ي پر سود، نخواهد داشت. خيلي که لطف کنند ممکن است حقوق عقب مانده اش را پرداخت نمايند. ولي هيچکس جوابگوي اين فشار و سختي کار و دوري کارگر از خانواده اش نيست. نه استراحت، نه تفريح، نه تشويق، فقط کار و تحقير و فقر.
سعي ميکنم که هر بار قسمتي از وضعيت کار در کارخانه هاي بزرگ مانند فولاد مبارکه و ذوب آهن . . . را تشريح نمايم به اميد روزي که همه ي کارگران، يک صدا بر عليه اين وضعيت، اعتراض کنند و يک اعتصاب عظيم کارگري اتفاق بيافتد. فکر نميکنم هيچ چيزي مثل اين، ما را به يک انقلاب در جهت براندازي نظام سرمايه داري و حکومت جنايتکار جمهوري اسلامي نزديک کند.