پنجشنبه، ١٧ خرداد 1386 - ٧  ژوئن  2007

    کارگر کمونيست  ٦٠

               اى ميل:  kargar_komonist@yahoo.com

     سايت:  www.wpiran.org/kk-index.htm

چرا ج.ا. را بايد از سازمان جهاني كار اخراج کرد؟

مرتضي فاتح
 

اجلاس ساليانه سازمان جهاني کار در اين روزها در جريان است. مانند چند سال گذشته اين نشست تبديل به تريبوني بين المللي براي رساندن صداي اعتراض کارگران ايران به گوش ارگان ها و تشکل هاي کارگران در مناطق ديگر جهان خواهد بود. خواست اخراج ج.ا از اين سازمان طي چند سال اخير از سوي کارگران و فعالين کارگري در داخل و خارج از ايران همواره مطرح گرديده است. اما تا به حال پاسخي به اين مطالبه بر حق داده نشده است.

براي عضويت در هر سازمان ويا تشکل شرط ابتدا ئي و الزامي اين است که عضو مربوطه ملزم به رعايت اصول و مباني آن سازمان باشد. عليرغم عضويت ج.ا در سازمان جهاني کار ، حکومت اسلامي ،ابتدائي ترين شرط عضويت يعني ، حق کارگران در ايجاد تشکلهاي مستقل و انتخاب نمايندگان خود در شرائط آزاد توسط کارگران را زير پا ميگذارد و نمايندگان منتخب خود را که هيچ ربطي به کارگران ندارند را به اين مجمع اعزام مي نمايد ، اما از سوي اين سازمان همچنان به عنوان عضو به رسميت شناخته ميشود. عضويت ج.ا در چنين سازماني ، عليرغم همه جناياتي که بر کارگران اعمال ميکند ناشي از نا آگاهي يا کمبود اطلاع از وضعيت کارگران در ايران ، در نزد روساي چنين سازماني نيست. دليل اين امر را بايد در ماهيت اين سازمان جستجو کرد .

سازمان جهاني کار ، بخشي از ساختمان اداري بين المللي سرمايه حاکم بر جهان است ، که هدف اصلي آن متعادل کردن ، روند دادوستد نيروي کار در سطح بين المللي است. روساي اين سازمان بهتر از هر کسي از وضعيت کارگران در سراسر جهان آگاهي دارند. در عين حال هرساله با نمايندگان حکومتي بسياري ازکشورهاي عضو به جاي نمايندگان واقعي کارگران به گفتگو مينشينند. اما با اين وجود و با توجه به ماهيت چنين سازماني، به چه دليل بايد تلاش کرد تا ج.ا. را از اين سازمان اخراج نمود؟ آيا اخراج حکومت ايران از اين سازمان تاثيري بر زندگي و وضعيت کارگران دارد؟

با وجود تسلط سرمايه بر رسانه ها چه در سطح داخلي و چه در عرصه بين المللي ، رساندن صداي اعتراض کارگران به گوش ديگران و مطلع نمودن کارگران مناطق مختلف از وضعيت يکديگر به کاري دشوار تبديل گرديده است . يکي از ساده ترين روش ها براي تحقق چنين امري استفاده از تريبون هاي جهاني توسط فعالين کارگري است . با استفاده از چنين تريبون هائي نه فقط ميتوان ساير کارگران را در نقاط مختلف جهان با وضعيت زندگي و مبارزاتي کارگران در يک گوشه ديگر از جهان آگاه کرد ، بلکه ميتوان به آنها روش هاي ديگري از مبارزه طبقاتي را نيز گوشزد نمود .
اما چرا بايد تلاش نمود تا ج.ا. را از سازمان جهاني کار اخراج نمود؟
انزواي حکومت اسلامي در سطح جهاني يک گام مهم در روند خلاصي مردم ايران از شر اين حکومت و دفع آن است. چنين روندي موثرترين گام توسط جامعه جهاني در حمايت از مردم ايران در جريان به زير کشيدن اين حکومت است . از سوي ديگر پاسخي به راه حل هاي ميليتاريستي بخشي از دول غربي به معضل حکومت اسلامي است. تجربه انزوا ي سياسي در سطح جهاني که منجر به تقويت نيروهاي جامعه در به زير کشيدن يک حکومت ميشود را ، ميتوان در جريان سرنگوني رژيم تبعيض نژادي آفريقاي جنوبي مشاهده کرد. اين تجربه نشان ميدهد که با مجبور کردن نهادهاي سياسي جهاني در به رسميت نشناختن يک حکومت ميتوان با روش هاي انساني تري جامعه را از شر اين نوع حکومت ها خلاص کرد . در اين شرائط استفاده از هر تريبوني که بتواند صداي ما را به گوش بخش هائي هر چه وسيعتر از انسانها برساند مفيد است. اخراج ج.ا. از سازمان جهاني کار ميتواند به عنوان بخشي از تلاشي عمومي تر براي اخراج اين رژيم از همه تشکلهاي بين المللي باشد. از سوي ديگر تحقق اين امر نشان دهنده قدرت مبارزاتي کارگران در برابر حکومت در عرصه جهاني است. جلب حمايت جهاني از مبارزات کارگران در ايران ميتواند ابزاري موثر در دست کارگران باشد براي مجبور کردن حکومت اسلامي به پذيرش مطالبات کارگري و به رسميت شناسي فعالين وتشکلهاي کارگران.
تلاش جمعي فعالين کارگري و تشکلهاي مختلف کارگران براي اخراج ج.ا. از سازمان جهاني کار نه فقط يک پيروزي مهم براي کل طبقه کارگر ايران ميشود ، بلکه پيامد اين موفقيت به رسميت شناختن صف مستقل مبارزان کارگري توسط جامعه جهاني است و به تبع آن به رسميت شناختن رهبران و فعالين و تشکلهاي سياسي مستقل کارگران به عنوان سخنگويان اصلي اين طبقه است.
ما به عنوان وسيع ترين طبقه اجتماعي که از کمترين امکانات براي بيان اجتماعي خود برخوردار است ، بايد از همه امکانات و تريبون هائي که به نام ما در جهان بر پا ميشود ، براي بيان خواسته ها و عرض اندام اجتماعي در مقياسي هر چه وسيعتر ، استفاده کنيم.
شرکت ويا استفاده از اين امکانات نه ناشي از عدم شناخت اين تريبون ها و نه نتيجه توهم به ارگان هاي تحت نفوذ سرمايه است.
بهره برداري از چنين ابزارهائي و تبديل اين تريبون ها به صداي اعتراض رهبران کارگري، نتيجه وضعيت فعلي و امکاناتي کارگران و ناشي از الزامات امروزه مبارزه طبقه کارگر است.