پنجشنبه، ١٣  ارديبهشت ١٣٨٦ -  ٣  مه  ۲۰۰٧

    کارگر کمونيست  ٥٨

               اى ميل:  kargar_komonist@yahoo.com

     سايت:  www.wpiran.org/kk-index.htm


پيروزى کارگران در گرو مبارزه و اتحاد: يك تجربه

علي مرادي (علي برقي)

اول مه براي من هرسال يادآور خاطره 20 روز مبارزه و اعتراض و اعتصاب فراموش نشدني در چند سال پيش در كارخانه صنعتي معدني پارس وابسته به صنايع گسترش است كه من در آن زمان در ان كار ميكردم. روزى که توام بود با شروع 20 روز اعتراض واعتصاب متحدانه كارگران و نهايتا به زانو درآوردن کارفرمايان اين کارخانه و بسيارى تجارب ديگر. جريان ازين قرار بود كه چند ماهى گذشته بود و از دستمزد ها خبرى نبود. هر روز در رستوران کارخانه از گوشه وکنار نواى اعتراضات خاموش به گوش ميرسيد. اوايل ارديبهشت ماه بود که چند نفرى تصميم گرفتيم که به بهانه نزديکى اول مه روز کارگر تدارک يک تجمع را در غذا خورى کارخانه بدهيم. مقدمات اين کار را طورى فراهم آوديم که اول با جشن شروع کنيم و در ادامه طورى برنامه را پيش ببريم که همگى اعلام اعتصاب کنيم. روز کارگر فرا رسيد و تمام کارگران و حتى کارمندان بخشهايى که در کارخانه مستقر بودند به سالن رستوران آمدند مدير کارخانه آمده بود که مثلا به کارگران تبريک بگويد که از ميان جمع يک کارگر به حالت تمسخر سئوال کرد شما که تبريک ميگوييد آيا کسى در اين روز متولد شده است؟! و بعد ادامه داد شما لازم نيست تبريک بگوييد لطفا مزدمان که ماهها است پرداخت نشده را پرداخت کنيد. و سخناني در اين راستا.

هفت ماه بود که حقوق ماهيانه کارگران داده نشده بود و هر ماه مقدار ناچيزى به صورت علی الحساب پرداخت ميشد. و هر ماه به بهانه هاى مختلف اينکه کارخانه دارد ورشکست ميشود کارگران را سرگرم کرده و ساکت نگاه ميداشتند. بدليل پراکندگى کارگران بواسطه شرايط شغلى. تقريبا سخت بود که کارگران بتوانند تبادل نظر و يا گفتگويی داشته باشند. و آن اتحاد اتفاق نظرى که بتوانند در يک جا و يک زمان جمع شوند و درمورد اين مشکل مشترک به نتيجه مطلوب برسند را نداشتند. اين روز بهانه اى شد براى اين تجمع.
روز جهانى کارگران آغاز يک تحصن 20 روزه بود و اين روز توانست اين اتحاد را بين کارگران کارخانه بوجود بياورد.
مراسم از ظهر شروع و تا پايان همان روز ادامه يافت در طول روز براى بعضى از کارگران بدرستى روز کارگر روز مجهولى بود و در همان جمع خيلى ها سئوالاتى در مورد پيدايش اين روز ميکردند و بعضا پاسخهايى درميان جمع به صورت عموم داده ميشد. کم کم جو بسيار پخته تر ميشد. شور عجيبى رستوران کارخانه را گرفته بود. گفته شد که کارگران در گذشته ساعتها بيشتر از هشت ساعت کار ميکردند و ما اين زمان هشت ساعت کار را مديون اعتراضات کارگران در آمريکا هستيم. و خونها داده شده تا بتوانيم کاهش ساعت کار را رسماٌ در دنيا داشته باشيم. والبته حق ما بيشتر است ولی داده نميشود. ووووو صحبت ميشد. صحبت هايى که فکر کنم تا آن روز در هيچ جمعى (منظورم آن دوره هاست) شنيده نميشد. آن روز چندين بار سوت کار زده شد اما کسى توجهى نکرد. در پايان ساعت کارى کارگران به اتفاق تصميم گرفتند که فردا بعد از رختکن با لباس کار به رستوران آمده و اعلام تحصن کنند.
روز دوم آغازشد چند ساعتى گپ در مورد اینکه چطور شروع و از کجا و چگونه پیش ببرند در میان کارگران اختلاف سلیقه هائی بود که چگونه نشستن و اعتراض را شروع کرده تا بتوانند نتیجه مطلوبی از این حرکت بدست آورند. در مورد اشکالات و کمبود هايى که در کارخانه بود صحبت شد و فرموله کردنشان با هم به توافق رسیدیم و این که خواسته ها در حول مسایل صنفی مطرح شوند تا بهانه دست کسی داده نشود. بهرحال آغاز خیلی خوبی شد. از طرف مديريت به کارگران اخطار داده شد که رستوران را ترک کرده و به محل کارهايشان برگردند. اما توجهى به اين اخطارها نشد. کارگران خواستار اين شدند که مدير کارخانه به داخل سالن بيايد و توضيح بدهد. اما از طرف مديريت عکس ا لعملى نشان داده نشد تا روز دوم هم سپرى شد.
روز سوم ا نگار که محل کار به رستوران منتقل شده است کارگران مشتاقانه بعد از تعويض لباس يك راست به محل غذا خورى آمدند. در اين روز يک سرى خواسته ها را مشخص كرديم و همه جمع از اين خواسته ها حمايت کردند.
خواسته هايمان اينها بودند:
1- دستمزد هاى عقب افتاده ما فوراً پرداخت شود.
2- مدير توليد که يک فرد ضد کارگر است از سمتش عزل شود.
3- حمام هاى کار خانه تعمير و درب و پنجره شکسته تعويض گردد.
4- سود ويژه کارگران پرداخت شود.
5- کارگران از لوازم ايمنى استانداردى برخوردار شوند.
6- طرح قرار داد سه ماه ملغى شود ( اين طرح مربوط به آن دسته از کارگرانى بود که بصورت سه ماهه قرارداد کارى داشتند و کارفرما آنها را در انتهاى دو ماه وبيست و نه روز اخراج مى کرد و همين امر يعنى امضا اين قرار داد آنها را از حق کوچکترين اعتراضى محروم ميکرد)
تحصن درچند روز متوالى ادامه يافت. هر روز کارگران مصمم تر براى رسيدن به مطالبات خود پا مى فشردند.
بعد از چند روز بالاخره گرچه تمامى خواسته ها عينا گرفته نشد ولى کارفرما به بيشترينش تن داد. در اين تحصن هر چند کارگران کاملا به موفقيت نرسيدند ولى اين حرکت باعث شد کارگران يک پارچه و متحد شوند و از اين تحصن درسهای زیادی بیآموزند. و نتيجه اتحاد و مبارزه را عملا تجربه کنند. در طول مدت تحصن از طرف مديريت کارخانه و سازمان صنايع گسترش نوسازى توصيه شد که تحصن را شکسته وبه سر کارها برگردند. در مواقعى هم تهديد کردند که اگر اعتصاب را خاتمه ندهند چنين وچنان مى کنند و اين کار را تضعيف دولت قلمداد و چوب لاى چرخ دولت گذاشتن شمردند. اين اعتصاب 20 روز ادامه داشت و کارگران پنج ماه از حقوق هاى عقب افتاده خود را دريافت کردند. و مدير توليد هم استعفا داد و حمام ها باز سازى شد و قول پرداخت سود ويژه هم داده شد. کمى هم استاندارد هاى ايمنى بهبود پيدا كرد. اما دستاوردهاي ما فقط اينها نبود. اين پيروزى و حرکت اعتراضى باعث شد که فضاي كارخانه عوض شود. کارگران از روحيات بهترى برخوردار شدند. روابط نزديكتر و دوستانه تر شد. در طول اين مدت تعداد زيادى از خواسته ها را مجبور شدند عملي كنند. و اين در گرو همان فشارهايى بود که با اتحاد و استقامت كارگران بدست آمده بود.
پيامد هاى اين وقايع پايان نيافت و کارفرمايان ضربه کارگران را البته بى جواب نگذاشتند و بعد از فرو کش شدن اين اعتصاب در طى چند ماه بعد 4 کارگر و خود من را به بهانه هاى مختلف باز خريد و اخراج کردند.
اما در مقطع 20 روز تحصن مهم اين بود که نتوانستند با ترفند هاى گوناگون اين جوشش و همدلی کارگران را خاموش کنند. و این نتیجه یک اتحاد و همبستگی بین کارگران بود که توانستند به حقوقهای عقب افتاده خودشان برسند.
زنده باد اتحاد و همبستگى جهانى گارگران. زنده باد اول مه روز جهانى کارگران.

آپريل 2007