پنجشنبه، ١٧ اسفند ۱۳۸٥ - ٨ مارس۲۰۰٧

    کارگر کمونيست  ٥٤

               اى ميل:  kargar_komonist@yahoo.com

     سايت:  www.wpiran.org/kk-index.htm

نگاهي به وضعيت اتحاديه هاي کارگري و سازماندهي طبقه کارگر در آمريکا

بخش سوم: بحران اتحاديه ها و سياست

از: سعيد صالحي نيا
 

اشاره:

در دو بخش قبلي اين مقاله به بحران گسترده اتحاديه گرايي در سطح جهان و بالاخص در آمريکا اشاره داشتيم و دو علت اصلي اين بحران را گلوباليزه شدن وسيع سرمايه و جابجايي صنايع به خارج از اروپا و آمريکا و بيکارسازي هاي وسيع از سويي و سياست انزوا طلبانه رهبران اتحاديه ها و ناتواني انها در شکل دادن به حرکتي توده اي و راديکال در مقابل هجوم سرمايه داري به زندگي همه انسانها دانستيم.

با وجود داشتن نزديک به ده تا دوازده ميليون عضو در چند دهه اخير نتوانستند AFL-CIO , CTWاشاره کرديم که دو اتحاديه اصلي آمريکا
نقش چنداني در جهت دهي وسيع طبقه کارگر و پيوند دادن خواست هاي محدود صنفي آنها با خواست هاي کليت جامعه ايفا نمايند و از همين رو رويگرداني کارگران آمريکا از اين اتحاديه ها به حد بي سابقه اي رسيده و در حال حاضر حدود 12.5 درصد از نيروي کار آمريکا در اين اتحاديه ها عضويت دارند و سرانجام از جري تاکر ( رهبر اتحاديه صنايع ماشين سازي آمريکا) نقل قول آورديم که:
" اتحاديه گرايي کنوني به خاطر محدود ماندن در منافع صنفي و گريز از اجتماعي شدن و پيوستن به ساير جنبش هاي اجتماعي داخل و خارج آمريکا و در گير نشدن در جنگي که سرمايه داران به کليت جامعه تحميل کرده اند ، به بن بست نهايي رسيده است.."

نگاهي کوتاه به تحولات اخير سياسي در جامعه آمريکا

سياست هاي دار و دسته جرج بوش و نئوکنسرواتيستها چه در سطح بين المللي و چه در سطح داخل آمريکا، تاثيرات مخربي به جامعه بشري تحميل کرده است . گسترش بي سابقه بيکار سازي ها درون جامعه آمريکا از سوي صنايع بزرگ نظير فورد و فايزر و هرشي فقط طي 5-6 ماه اخير به بيکارسازي بيش از 30 هزار کارگر انجاميده که اين کارگران مجبورند با حقوق بسيار پايين تر در بخش خدمات نيروي کار خود را عرضه کنند.
جريان ارتجاعي حاکم که نمايندگي سرمايه داري را بر عهده گرفته، از سوي ديگر و به خاطر پايين نگه داشتن هزينه نيروي کار ، به تهاجم وسيع به نيروي کار مهاجر دست زده که در حال حاضر بيش از 12 ميليون نفر از اين بخش به طور رسمي " غير قانوني " تشخيص داده شده اند!

گسترش فقر، بي آيندگي و شکستن روياي " طبقه متوسط" ويژگي دوران بعد از جنگ سرد در جامعه آمريکا است و اين همه ، با بحران آفريني و جنگ آفريني مداوم درخارج خاک هاي آمريکا تحت عنوان " گسنرش دمکراسي و مبارزه با تروريزم" همراه گرديده و حجم بسيار سنگيني از ماليات حاصل از حقوق محرومين جامعه را بلعيده است.
طبقه حاکمه آمريکا تلاش مي کند که خود را قهرمان مبارزه با تروريزم نشان دهد و نيروي کار را در آمريکا همچنان با فريب در کنا رخود قرار دهد و از آنها مي خواهد مثل گذشته در چپاول جهان شريک وي شوند، ذر حاليکه بيش از گذشته، چنين " شراکتي " وجود ندارد!

الف- از اواسط سال 2006 ميلادي ، جنبش عظيم کارگران مهاجر مستقل از دو سازمان اتحاديه اي اصلي آمريکا شکل گرفت و در اول ماه مه در حد ميليوني در شهرهاي بزرگ آمريکا از جمله لوس آنجلس ، شيکاگو و نيويورک به ميدان آمد و از حقوق انساني خود در مقابل نژاد پرستي دفاع نمود.
هر دو حزب دمکرات و جمهوري خواه که نمايندکان طبقه سرمايه دار هستند در کنگره آمريکا گرد هم آمدند و قوانين ضد مهاجر را تصويب کردند که طبق آن ميلياردها دلار صرف نظامي کردن مرز هاي آمريکا خواهد شد و هيستري نژاد پرستانه و ضد کارگران مهاجر را دامن مي زند. درست در همين زمان تهاجم به ميليون ها کارگر قانوني در صنايع فولاد، خطوط هوايي و اتومبيل سازي شروع شد و مزاياي آنها از جمله حق بازنشستگي و حق بيمه آنها کاهش يافت. اتحاديه هاي CTW و AFL-CIO نه فقط در مبارزه با قوانين ضد کارگري هيچ عکس العملي نشان ندادند که بلکه حتي از گذراندن قوانين براي بستن مرزهاي آمريکا در کنگره پشتباني هم کردند!
اتحاديه هاي زير رهبري AFL_CIO نظير SEIUو UNITED HERE از برنامه اي به نام" کارگر مهمان" پشتيباني کردند که طبق آن ميليونها کارگر مهاجر توسط کمپاني "وال مارت" وارد آمريکا شوند و در صنايع کشاورزي مثل " برده قانوني" بکار گرفته شوند. اتحاديه "ا اف ال سي اي او" گرچه با برنامه " کارگر مهمان" مخالفت کرد ، اما در کنگره همچنان از سياستگزاران دموکرات و جمهوري خواه پشتيباني ميکند. اتحاديه هاي مزبور از از تظاهرات ميليوني اول ماه مه که براي اولين بار در سطح آمريکا و عمدتأ توسط سازمان هاي کارگران مهاجر سازماندهي شد، حمايت نکردند و دليلشان هم اين بود که " ... تظاهرات اول ماه مه بر خلاف توافقات کنوني با اتحاديه هاي کارفرمايي است!"
تظاهرات اول ماه مه سال 2006 نقش مهم و تاريخي اي در راديکاليزه کردن جنبش کارگري آمريکا و زير سوال بردن رهبران بوروکرات اتحاديه هاي کارگري سنتي در آمريکا بازي نمود.
Steve Zeltser در مقاله اي در9 مه 2006 مي گويد: " جنبش اول ماه مه آمريکا افق جديدي بيرون از جريان هاي موجود اتحاديه اي در برابر کارگران گشوده است که از جمله سازماندهي حزب کارگري متشکل از کارگران مهاجر و همه مزدبگيران را در دستور کار خود قرارمي دهد."
" کارگران مهاجر راه مبارزه را به جنبش طبقه کارگر آمريکا نشان دادند."
گرچه اين جنبش از محدوديتها و کمبودهاي جدي اي رنج ميبرد اما نفس سياسي بودن و راديکاليسم آن و اتکاي ان به توده هاي وسيع کارگران مهاجر تاثير مستقيمي بر جنبش کارگري آمريکا دارد.

ب- جنگ تجاوز گرانه در عراق و جنبش اتحاديه اي:

در حاليکه کشتار وسيع و نابودي تمدن در عراق زير نام " مبارزه براي دمکراسي و نابودي تروريزم" توسط حکومت دست راستي آمريکا در جريان است ،اتحاديه AFL-CIO فقط قطعنامه اي کلي عليه ان صادر ميکند و به حمايت از ليبرال دست راستي اي بنام ليبرمن ادامه ميدهد. خانم "آنا برگر" از رهبران اتحاديه ميگويد: " ما نمي توانيم در مورد جنگ و صلح موضع موشخص بگيريم زيرا تمرکز سياست ما روي سازمان دهي اتحاديه اي است!" اتحاديه "آ-اف-ت" حتي بطور رسمي از حکومت اسرائيل پشتيباني ميکند و در حمايت از گسترش جنگ شعار ميدهد. اين سازمان از حکومت بوش و جنگ نظم نويني در عراق پشتيباني علني به عمل آورده است!
AFL-CIO و CTW حتي از جنايات جنگي بوش و گسترش شکنجه زتداتيان نيز سخني به ميان نمي آورند و تعهد عميق و وابستگي خود را به احزاب جمهوريخواه و دموکرات به اثبات ميرسانند. برخي از رهبران اتحاديه نظير "اندي استرن" و "جان سويني" همواره از کارگزاران اتحاديه هاي کارفرمايي از جمله "کايزر" بوده اند و هدفي جز خدمت به روساي سرمايه دار خود ندارند. "اندي استرن" حتي پا را از اين نيز فراتر گذاشته و سفير اتحاديه اي حامي خصوصي سازي سيستم بهداشت در پورتوريکو لقب گرفته است.

ج/ گرايش ضد جنگ و ضد بوش در جنبش اتحاديه اي آمريکا:

همراهي سنتي رهبران اتحاديه اي با سياست خارجي آمريکا ، همواره با شکست سياست هاي ضد انساني و جنگ طلبانه بوش ، موج جديدي از فعاليت در درون جنبش کارگري را در پي داشته است. يک نمونه آن ايجاد تشکل اتحاديه اي USLAW (کارگران آمريکا عليه جنگ) ميباشد که از سال ٢٠٠٣ فعاليت خودرا شروع کرده است و کارگران زيادي به آن پيوسته اند. اين سازمان تزديک به ١٢٠ سازمان منطقه اي در سراسر آمريکا را به هم پيوند ميدهد که کارگران و کارکنان بخشهاي مختلف خدماتي و توليدي، معلمين و کارکنان دانشگاهها و پرستاران و اتحاديه هاي مدافع حقوق زنان و کارکنان پست را شامل ميشود. اين سازمان در عين حال نفوذ زيادي در درون کارگران عضو AFL_CIO پيدا کرده است.
دربيانيه گردهمايي اين سازمان در اکتبر ٢٠٠٣ در شهر شيکاگو اينگونه عنوان شد: " ما در عصري زندگي مي کنيم که دولت آمريکا با بکار گيري فضاي ترس از تروريزم، امنيت اقتصادي و حقوق مدني ما را مورد تهاجم قرار داده و به گسترش نژاد پرستي ، نابرابري جنسي و جداسازي بين اقشار مختلف حقوق بگير دامن زده است.زير پوشش امنيت ملي ، دولت بوش به دنبال بازپس گيري حقوقي است که طي دهه ها مبارزه ، مزد بگيران جامعه از صاحبان کمپاني هاي بزرگ به چنگ آورده اند. دمکراسي آنطور که ما مي شناسيم تحت مخاطره است. تهاجم نظامي دولت بوش با تهاجم سازمان يافته به حقوق کارگران در درون آمريکا همراه است.بيکاري ، سقوط دستمزدها و تخريب اتحاديه ها و خصوصي سازي ، از بين رفتن حمايت اجتماعي و بيمه بهداشتي و سطح آموزش و تهاجم به حقوق انساني اقليت ها بطور سازمان يافته ادامه داشته است. ما مشکلات دروني جامعه آمريکا را نمي توانيم حل کنيم، مگر اينکه به مبارزه سازمان يافته با سياستهاي خارجي دولت نيز بپردازيم. سياست جنگ مداوم از سوي دولت آمريکا بر اساس دروغ و وعده هاي پوشالي به مردم آمريکا با همکاري نزديک با سرمايه داران بزرگ انجام مي شود که همساز با سياست توسعه سرمايه داري در سطح جهان صورت مي گيرد.
سياست هاي ما عبارتند از:
1- تغيير سياست خارجي به نفع صلح جهاني.
2- مبارزه با سياست اشغال نظامي.
3- تغيير جهت منابع مادي جامعه براي بهبود زندگي انسان ها.
4- برگرداندن نيروهاي نظامي به آمريکا و حمايت از آنها و خانواده هاي آنها.
5- حمايت از حقوق مدني ، حقوق مهاجرين و حقوق مزدبگيران.
6- حمايت از سازمان هاي کارگري در سطح جهان. "

(ادامه دارد)

منابع:

1- USLAW website
2- Solidarity Website
3- Sreve Zeltzer, August 2006, Complicity By Silence In US Crimes.
4- Sreve Zeltzer, May 2006, Immigrant Workers show way to entire U.S. working class.