پنجشنبه،  ٩ آذر ۱۳۸٥ - ٣٠ نوامبر  ۲۰۰٦

    کارگر کمونيست  ٤٧

               اى ميل:  kargar_komonist@yahoo.com

     سايت:  www.wpiran.org/kk-index.htm

كار در محلات

بخشهايي از مصاحبه شهلا دانشفر با اصغر كريمي در برنامه تلويزيوني "سازمانده" در كانال جديد

شهلا دانشفر : اصغر کريمي مساله سازماندهي در محلات بحث مهمي است و چايگاه مهمي در امر سازماندهي مبارزات جاري دارد۰ در اين زمينه ميخواستم صحبتي داشته باشيم. وقتي ميگوييم سازماندهي محلات شما در وحله اول چه تصويري درذهنتان داريد؟

اصغر کريمي : براي اينكه به مساله سازماندهي در محلات بپردازم ابتدا به مبارزاتي كه در محلات ميتواند شكل بگيرد اشاره ميكنم. طبعا نه تنها در ايران بلكه در خيلي از كشورهاي ديگر تجارب زيادي در اين زمينه هست كه بايد اين تجربيات را آموخت. اگر دوره انقلاب ٥٧ در ايران را نگاه كنيم٬ بطور مثال در تهران بسياري از حركات اعتراضي در محلات اتفاق مي افتاد. اين اعتراضات نيروهاي رژيم را عاجز كرده بود. جوانان در محلات جمع ميشدند٬ شعار ميدادند و كاري ميكردند. يا در همين ١٨ تير سه سال پيش يادم هست که به مدت سه ٬ چهار هفته هر شب شلوغ بود و محلات معيني مثل امير آباد ، تهران پارس ، ميدان محسني و يا چاهاي مختلف مرکز اين تظاهراتها بودند. يابه فرض در محلات مختلفي ميبينيم كه مردم بر سر مسائل مختلف رفاهيشان مثل مساله آب٬ برق٬ آسفالت و غيره اعتراضاتي دارند و يا ماموران چمهوري اسلامي در گير ميشوند. بعضي محلات كه خارج محدوده تعريف شده است. يك موضوع دائمي اعتراض در چنين محلاتي حمله نيروهاي انتظامي ومامورين شهرداري براي تخريب منازل ساكنين آن محلات است و ما شاهد بوده ايم كه مردم با تمام قدرت در مقابل اين تهاجمات ايستاده اند. بدين ترتيب اگر دقت كنيم ميبينيم كه محلات بيک معني اهميت زيادي دارد و در بسياري اوقات مركز مبارزات مهمي بوده است. از سوي ديگر همواره ما با اعتراض در مراكز كار در كارخانجات٬ مدارس٬ دانشگاهها و غيره روبروييم. ولي بلاخره همه مردم در محلات تچمع دارند و زندگي ميکنند و مسائل مشترکي دارند و اکثر همان مردم زحمتکش و محروم که در فلان كارخانه و يا دانشگاه و مدرسه اعتصاب ميکنند٬ در محلات کنار هم هستند. به عبارت ديگر در هر محله تركيبي از مردم زندگي ميكنند كه ميتوان روي مسائل مهمي آنها را متشكل و متحد كرد. بنابراين مشاهده ميكنيد كه محلات يک عرصه فرعي از مبارزات نيست. براي گسترش يک فعاليت حزبي٬ براي گسترش يك فعاليت توده اي و براي شكل دادن به اعتراضات٬ محلات يك اهميت محوري دارد. همانطور كه اشاره كردم ما يك محيط كار را داريم و يك محيط زندگي كه در آن اعتراضات صورت ميگيرد و ميتوان در دل اين اعتراضات٬ كارگران و توده هاي مردم را به هم نزديك و متحد كرد. محيط زندگي اساسا محلات است و هر شهري و هر چايي از تعدادي از محلات تشکيل شده است. در نتيچه بيک معني اين دو مکان چغرافيايي ٬ يعني محيط كار و محيط زيست متفاوت ولي مسائل مشترک بسياري با هم دارند. بيک معني همه مبارزات مردم در محلات چمع ميشود ، درنتيچه ما يک کار فوق العاده بزرگ و تعيين کننده و سرنوشت سازي در بحث سازماندهي مردم در محلات داريم. و لازمست در مورد آن صحبت كرد. معمولا تصوير محدود و افق محدودي نسبت به كار در محلات وجود دارد. محلات مكاني فرعي٬ حاشيه اي و پشت جبهه اي در فعاليت فعالين و رهبران اعتراضي در عرصه هاي مختلف مبارزه دارد. اما اگر افق روشني از كار در محلات وجود داشته باشد و وسعت كار ديده شود موضوع كاملا متفاوت خواهد بود. آنوقت موقعي که دارد بحث سازمان و تشکيات ميشود٬ ميتوانيم بفهميم که چه کار عظيمي درمقابل ما در بحث محلات قرار گرفته است و محور اين کارها چه ميتواند باشد!

شهلا دانشفر: اجازه دهيد کمي در مورد محلات کارگري صحبتي داشته باشيم. دوستي باسم حميد از ما خواسته که بيشتر در مورد محلات کارگري صحبت کنيم، محلاتي که بفرض منطقه اي را ميبينيم در جاده کرج که اساسا کارگران در آنجا در يک محل مستقر هستند. چرا كه كارگران عمدتا بخاطر ارزانتر بودن كرايه منزل بيشتر اوقات در حاشيه شهرها زندگي ميكنند. وو بدين ترتيب مي بينيد که در يکجا و در يك محل جمع شده اند. خود بخود اينگونه محلات بيشتر به مسائل مستقيم محل كل و اعتراضات كارگران در كارخانه وصل ميشوند. در رابطه با اينگونه محلات چه نكات بيشتري را مينوان خاطر نشان كرد؟
اصغر کريمي: در چنين محلاتي يکي از مشكلات مهم محروميت مردم از امكانات رفاهي است. در واقع زندگي در خارج از محدوده به اين كارگران تحميل شده است. بارها مامورين شهرداري آمده اند تا خانه هاي مردم در آن محلات را خراب كنند و با مبارزه مردم روبرو شده اند. يا اگر خراب شده است دوباره مردم با اتحاد و همبستگي خود از نو خانه هايشان را ساخته اند. جنايتي آشكار از سوي رژيم كه نه تنها براي مردم در اين مناطق امكانات زيستي فراهم نكرده است بلكه حتي آلونك ها و كلبه هايشان را تخريب كرده است. بطور دائم پاي بولدوزر و شهرداري در ميان بوده و مقامات و نيروهاي انتظامي آمده اند و مردم را مورد اذيت و آزار قرار داده اند. اما در بسياري از اين مناطق مردم توانسته اند با يك كشاكش و جنگ اسكان خودرا به رژيم تحميل كنند و به زندگي خود در آلونكهايشان ادامه داده اند. منتها امكانات زيستي در اين محلات بسيار پايين است. مردم بطور جدي با مشكل بي آبي ٬ بي برقي٬ آسفالت ٬ مدرسه٬ در مانگاه و حداقل امكانات شهري روبرو هستند. بطور واقعي در جنين محلاتي كه مردم با چنگ و دندان و با حمايت از يكديگر توانسته اند سرپناهي برا ي خود داشته باشند٬ اتحاد و همبستگي بين مردم بسيار بالاست.نبابراين چرا مردم در اين محلات سازمان ندارند؟ چرا نمايندگان خود را ندارند تا بتوانند براي بهبود شرايط زندگي شان كاري كنند؟ چرا در هر محل نماينده ندارند و چرا سازمان ندارند؟ اين مردميکه ده هزار و بيست هزار و گاها پنجاه هزار و صدهزار توي محله اي زندگي ميکنند اما هيچ سازمان و تشکيلاتي ندارند و هيچکس نمايندگيشان نميکند. درنتيجه اين مردم هم معترضند ولي نمايندگي نميشوند. معترضند ولي نميتوانند متحد کاري کنند و معترضند ولي سازمان ندارند. درنتيجه اين مبارزاتشان به هرز ميرود و کمتر بجايي ميرسد. درحالي که اگر به انواع و اقسام مختلفي خودشان را متشکل بکنند و موقع مذاكره و صحبت حول مشکل بي آبي و غيره نمايندگانشان را انتخاب بکنند و بفرستند و سپس نمايندگانشان بيايند و گزارش دهند آنوقت کم کم ميبينيد که يک تعدادي از اشخاص پيدا ميشوند که سرشناس شده اند و يک تعداد آدم يافت ميشود که مورد اعتماد هستند و بلافاصله اينها ميتوانند بهنگام رخ دادن اتفاقي سوت بکشند و مردم هم فورا جمع ميشوند و ميروند و اعتراض ميکنند. آنوقت جمهوري اسلامي نميتواند هر اجحافي در حق اينها بکند. مطمئنا وادار ميشود و آب محل را ميکشد و برق محل را درست ميکند و مدرسه ميسازد و درمانگاه ميگدارد و اسفالت محل را حل ميکند۰ درعين حال همانطوريکه شما اشاره کرديد اينها بطور دائم به مسائل کارخانه وصلند ۰ اين نيروي زياد کارگراني که در محلات هستند بيايند گزارش بدهند از مردمي که در محل کار ما هستند خواسته هايشان چيست و کل مردم بسيج بشوند حول دستمزد، حول مبارزه با اخراچ ، مبارزه با ناامني محيط کار ندادن دستمزد و همه مسائل محل چمع بشوند و ميتينگ بگدارند و تظاهراتي بکنند و بروند جلوي شهرداري و جلوي استانداري و جلوي جاهاي مختلف ديگر و دست به اعتراض بزنند ۰ اينها عرصه هايي مهم و دريايي از کار و فعاليت در حل مسائل محله اي بويژه در اين محلات را تشكيل ميدهد.
شهلا دانشفر۰ يک چنين محلاتي طبعا بهترين محيط و فضايي است براي خبر رساني، براي کشاندن اعتراض به سطح جامعه ، براي مطلع کردن اعتراض در يک کارخانه و حتي به کارخانجات ديگر، و براي شکل دادن ويک همبستگي وسيع کارگري در بين کارخانجات مختلف. وحتي براي سازمان دادن اعتراضات همزمان کارخانجات يک منطقه. بفرض منطقه کرج که تعداد زيادي کارخانجات درآنجا هست۰ خب اينها که در يک محلاتي ساکن هستند از اين طريق ميتوانند انتقال خبر بکنند ، از اين طريق ميتوانند همبستگي چلب کنند ، از اين طريق ميتوانند اعتراضاتشان را همزمان سازمان بدهند و از اين طريق ميتوانند صندوق اعتصاب تشکيل بدهند ( اصغر کريمي : و اعلاميه هاي کارگري را پخش کنند ) و به اين ترتيب ميتوانند حتي در يک سطح پيشرفته تري بروند بسمت سازماندهي شوراهاي منطقه اي کارگري ۰ من خاطرم است که در انقلاب ٥٧ خودم يکي از کساني بودم که شوراهاي منطقه اي شرق تهران را شکل داديم و اساسا مبناي شکل دادنش همين آشناييهاي محلي بود. با تعدادي از کارخانجات مختلفي که در محل بود آشنايي پيدا کرديم و بعدا سعي کرديم آشناهاي بيشتري هم پيدا کنيم ، سعي کرديم به کارخانه بلر که تا آنجايي که يادم است در جنب نيروي هوايي بود برويم و در کارخانجات مختلف ميرفتيم سراغشان ( اصغر کريمي شما حافظه خوبي داريد بعد از هفتاد هشتاد سال مبارزه ! خنده هردو ) و بدين ترتيب ما توانستيم شوراهاي منطقه شرق تهران را درست کنيم و به کارخانجات يک محله اي وصل بشويم و همه اين چيزها۰ ميخواهم بگويم که محلات بدين اعتبار به محيط كار وصل هستند. حتي ميتوانيم اعتراضات کارگري را شکل بدهيم و برويم به يک شکل پايه اي تري از سازمان.
اصغر کريمي: راستش اينها نکات خيلي مهمي هستند و الان بيشتر مي بينيم که اين بحث چه بحث وسيع و همه جانبه اي است که بايد رويش کار بيشتري بشود و فعالين حزب کمونيست و کارگران پيشرو بنظرم به اين امر که معمولا کم توجه شده از حالا توجه خيلي خيلي بيشتري بشود. دائم بايد روي اين مساله و اين جنبه کار بشود و همين برنامه هاي "کارگران و يک دنياي بهتر" و برنامه سازمانده و تلويزيون نقش بيشتري بايد داشته باشند و بيشتر بايد روي اين مسئله نيرو بگذاريم و کار کنيم و صحبت داشته باشيم۰ ببينيد معلمي که در مدرسه است و هزار درد و نارضايي و ناراحتي دارد بايد خيلي راحت تر بيايد و جمعهايي بايد باشد که بتواند صحبتهايش را طرح بکند و نارضايي و مسائلش را در ميان بگذارد. همينطور پرستاري که در جايي کار ميکند و در همين محلات زندگي ميکند بايد بتواند بيايد و مشکلاتش را با مردم مطرح کند و مردم هم دوش يدوش آنها و در کنار آنها ، در مشغله ها و مشکلات کاري اش يکي شوند و سعي کنند از خواسته هايش و از مسائلش حمايت کنند. آن پرستاري که مي ايد و مي بيند که مردم بطور يکپارچه در جمعهايي که صحبت ميکنند درکش ميکنند و مسائلش را ميفهمند و حاضرند که پشتيباني بکنند از خواسته هايش ، و اعلاميه و اعتراضش را که با تمام خواسته هايش در قطعنامه اي نوشته اند حاضرند که وسيعا پخش کنند و حاضرند که در يک تجمعي در دفاع از آن شرکت کنند طبعا روحيه ميگيرد و اعتماد بنفس پيدا ميکند و شکاف بين مردم و چشم هم چشمي ها و رقابتها و اختلافات کم کم کنار زده ميشود و مردم در اين زمينه يکپارچه ميشوند. ميخواهم بگويم که بخشهاي مختلفي از مردم و نه تنها کارگران که در يک کارخانه کار ميکنند بلکه پرستاران و معلمين و کارمندي که براو اجحاف ميشود بايد بتوانند دوش بدوش هم کار کنند. خاصيت محله اينست که ديگر مثل کارخانه نيست که کارگران يک کارخانه اند بلکه اينجا معلم و دانش آموز و دانشجو و پرستار و کارمند و کارگر همگي ميتوانند حول دردهاي مشترکي که دارند و مسائل مشترکي که دارند توي جمعهاي مختلف کنار هم جمع شوند. و اينجا من اشاره ميکنم اما هرچند ممکن است که الان بحث اين نيست ولي ميخواهم بگويم حتي حوزه هاي کمونيستي و حوزه هاي حزبي هم که تشکيل ميشود ترکيب متنوعي دارد که در اين حوزه ها ميتوانند راجع به مدرسه و دانشگاه ، نداشتن آب و برق تا مسائل کارخانه ، همينجور راجع به همبستگي بين محلات و کارخانه هاي مختلف بحث کنند و صحبت کنند۰

شهلا دانشفر: دقيقا. بويژه وقتي که اعتصاب سراسري اعلام ميشود مثلا از سوي معلمان و پرستاران و يا شرکت واحد ، خب اين بهترين جا است که محله را که بخشي از آن جامعه است از حرکت خود مطلع کند. بنابرين يک همبستگي گسترده اي را سازمان دهند. بنابرين روشن است و مشخص ميشود که چه جنبه هاي وسيع و چه ابعاد کلاني در ساماندهي محلات است. تا اينچا نکات زيادي مطرح شد و اين نکات اساسا مسائل زياد و متنوعي را در دستور ما قرار داده است۰ من فکر ميکنم در برنامه هاي ديگر هم راجع به آن بايد صحبت کنيم. بعنوان يک جمعبندي خب حوزه هاي حزبي و جمعهاي حزبي و فعالين کمونيست و فعالين حزبي نقش اساسي دارند در شکل دادن به يک چنين قعل و انفعالي در محلات. در اين زمينه شما چه فکر ميکنيد و چه تاکيدات بيشتري داريد؟
اصغر کريمي: اولين مسئله اينست که همان مردم ، همان توده هاي عادي مردم که نارضايتي دارند از اينهمه اچحاف که يک زندگي مشقت باري به آنها تحميل شده همانها هستند که موضوع كار ما هستند و همانهايي هستند که بايد کمونيستهايي باشند که در حوزه هاي حزبي دارند شرکت ميکنند۰ حوزه هاي حزبي مال آدمهاي خيلي خاصي نيست مال آدمهاي خيلي ويژه اي نيست بلکه هرکس که به ريشه اين دردها و مشقات دارد پي ميبرد و خواهان يک زندگي برابر و سوسياليستي و انساني است، خواهان يک نظام استثمار و سرماي داري نباشد بايد بتواند و آماده است و در يک قدمي تبديل شدن به يک کمونيست دوآتشه و پرشور و يک عضو حزب است. بنابراين خود تعداد کساني که ميتوانند در حوزه شرکت کنند بايد فرض کنيم که لااقل پتانسيل و زمينه اش هست که آدمهاي خيلي زيادي باشند و همين زنان و مردان و دختران و پسران که در همين محلات زندگي ميکنند و ترکيب متنوعي که اشاره کرديم ، از معلم تا پرستار و تا جوان و تا دانشجو و تا کارگري که بيکار است و يا شاغل کارخانه است تا زن خانه داري که در اين محل دارد زندگي ميکند. من فکر ميکنم کارهاي خيلي متنوعي ميتوانيم بکنيم۰ هرکمونيستي که توي محله است قاعدتا دوستان و آشنايان زيادي دارد و بايد با تلاش دائمش سعي کند که توجه اينها را به برنامه هاي تلويزيون کانال جديد جلب کند و سع کند که نشريات حزب را بخوانند و کتاب مانيفست مارکس و انگلس را بايد پخش کرد و دنياي بهتر را بايد پخش کرد و کم کم سر کمونيسم و سر مدهب بحث کرد. سر دفاع مذهب از نابرابري بايد بحث بشود و صحبت بشود و دائما ميبينيم که يک عده واقعا دارند کمونيست ميشوند و آمادگي پيدا ميکنند که در حوزه هاي حزبي محل زندگي و در حوزه هاي حزبي شرکت کنند. خود حوزه ها هم بسهم خودشان ميتوانند نقش تعيين کننده اي در بهم بافتن محل داشته باشند . هر حوزه ممکن است که سه تا کار در دستورش بگذارد و بتدريج ميبينيم که روحيه محل دارد تغيير ميکند.
شهلا دانشفر: همانطوري که شما تاکيد کرديد درواقع فعالين حزبي ، کمونيستها و حوزه هاي حزبي که درواقع تشکل اينهاست و اينها هستند که تضمين کننده يکچنين فعل و انفعالات حزبي در محل هستند و تضمين کننده يک روابط پيشرفته و مدرن و انساني در محل هستند ميتوانند کانونهاي مبارزه را در محل شکل بدهند و ميتوانند در راس اعتراضات قرار بگيرند. و بدين معني مهم است. به همين اعتبار نقش حوزه هاي حزبي در محلت خيلي مهم است. اين بحث مهم است و ما يک برنامه ديگر هم بايد در مورد آن داشته باشيم۰