پنجشنبه،  ٥  مرداد  ۱۳۸٥ -  ٢٧  ژوئيه  ۲۰۰٦

    کارگر کمونيست  ٣٩

               اى ميل:  kargar_komonist@yahoo.com

     سايت:  www.wpiran.org/kk-index.htm

توليد آزبست در ايران

ناصر اصغري

اخيرا مطبوعات جمهوري اسلامي از توليد آزبست (پنبه نسوز) در يكي از معادن بيرجند خبر داده اند. نه تنها اين٬ بلكه كارخانه اي نيز در بيرجند مشغول توليد محصولات آزبست است؛ كه اين مجموعه كارخانه و معدن٬ علاوه بر توليد فرآورده هاي آزبست٬ مرگ نيز توليد ميكند. آنچه كه يكي از مقامات بلند پايه جمهوري اسلامي در باره وضعيت اين معدن و كارخانه و كارگران آن ميگويد٬ تكان دهنده است.
احمد جنيدي٬ رئيس مركز سلامت محيط و كار وزارت بهداشت٬ درمان و آموزش پزشكي جمهوري اسلامي گفته است: "كارخانه آزبست بيرجند كه در جوار معدن آن در سال ١٣۵۵ ساخته شده است٬ در همان زمان ساخت نيز ٣٠ سال از تكنولوژي زمان خودش عقب بود. ... اكنون علاوه بر اين كه شاخصهاي استاندارد فني و زيست محيطي را ندارد٬ كارخانه اي فرسوده نيز هست و به نظر ما بايد به طور كلي تعطيل شود. ...تعداد كارگراني كه در معدن و كارخانه آزبست حاجات كار ميكنند٬ كمتر از ۵٠ نفر است و تعداد كارگران معدن حدود ٣۵ نفر است كه حداقل ٢١ نفر آنان با مشكلات تنفسي مواجه هستند٬ ٩ نفر آنها با تغييرات غيرطبيعي ظرفيت تنفسي روبه رو هستند و در خلط بعضي از آنها خون ديده شده است و ادامه فعاليت انها در معدن٬ تهديدي جدي براي سلامت آنان است و حتي خطر مرگ را براي آنها در پي دارد." (نشريه آتيه٬ شماره ۵٧٢)
استفاده از فرآورده هاي آزبست كه اكثرا در عايق هاي ايزوله و لنت ترمزهاي خودروها استفاده ميشود٬ به دليل تأثير بر شش تنفسي كساني كه در معرض استشمام ذره هاي آن قرار ميگيرند و سرطان زا است٬ اكنون در اكثر كشورهاي جهان ممنوع گرديده است. كار با آزبست سالهاست كه به عنوان خطرناكترين كارها رده بندي شده است و فقط در جائي كه كارگر شخصيتي نداشته باشد٬ اين چنين با زندگي اش بازي ميكنند. تنها در ايالات متحده آمريكا سالانه بيش از ١٠ هزار مرگ بر اثر در معرض قرار گرفتن ذرات آزبست گزارش شده است.
در سال ١٨٩٬ يعني بيش از صد و اندي سال٬ بازرس كارخانجات در بريتانياي كبير٬ در گزارش سالانه اش به مجلس٬ مضرات دانه هاي معلق آزبست در هوا را گوشزد كرد. و بعد از اولين مرگ گزارش شده از استفاده از آزبست در انگليس در سال ١٩٠٦ يك كميسيون پارلمان انگليس كه در باره اين مرگ به اصطلاح تحقيق ميكرد٬ توصيه نصب وسايل هواكشي بهتري را به مجلس داد. از آن زمان تا به حال صدها شكايت از معادن و كارخانجات توليد كننده فرآورده هاي آزبست در آمريكا و اروپا شده است كه توليد اين ماده خطرناك را تا حدودي محدود كرده است.
اينكه امروز مسئولين جمهوري اسلامي به راحتي از وضعيت هولناك معدن و كارخانه حاجات صحبت ميكنند و كيك شان را هم ميخورند و براي ديگران هم دست تكان ميدهند٬ نشان از عقب نشيني اي است كه به طبقه كارگر تحميل شده است. اكنون در بسياري از كشورها٬ آنجا كه قبلا از آزبست استفاده ميشد٬ با مواد ديگري با هزينه نسبتا بالاتري جايگزين شده است. من دقيقا نميدانم كه توليد آزبست اصلا ضرورتي دارد يا نه؟ يعني آيا واقعا بدون توليد آزبست سوخت و ساز جامعه خواهد خوابيد؟ اما آنجا كه توليد و كار با آزبست مطلقا براي حيات و ممات انسان ضرورت دارد بايد با حداكثر وسايل ايمني و آن هم نه اينكه تعدادي براي تمام عمرشان در اين محيط كار كنند٬ همراه باشد. در مورد كارگران حاجات اين اصلا مفهومي ندارد. احمد جنيدي ميگويد: "متوليان اين معدن٬ معتقدند بهسازي آن توجيه اقتصادي ندارد و به همين علت از بازسازي معدن و كارخانه آزبست در بيرجند٬ خودداري ميكنند و خواستار فروش آن هستند٬ اما كارگران آن از ترس بيكاري و مشكل اشتغال٬ همچنان به كار خود ادامه ميدهند." يعني حتي خود كارگران هم به ناچار فكر ايمني محيط كارشان را كنار گذاشته اند؛ و برايشان حفظ شغلشان٬ كه كاملا قابل درك است٬ اصل است. جمهوري اسلامي نه به اين دليل كه توليد آزبست براي كارگران و سلامتي شان مضر است به فكر بستن اين مجموعه مرگ افتاده است٬ بلكه همچنانكه خودشان ميگويند فعلا با اين وضعيت به صرفه نيست! جمهوري اسلامي مسئول اين است و كارگران بايد اين را در نظر داشته باشند.
اگر بورژوازي بتواند٬ چه در ايران و چه در ايالات متحده آمريكا٬ همان قوانين ماقبل ١٨٩٨ را به طبقه كارگر تحميل خواهد كرد. مقرراتي بايد بر شرايط كار و معيشت طبقه كارگر ناظر باشد تا زندگي را براي طبقه كارگر كمي قابل تحمل تر كند٬ كه بدون وجود تشكلهاي توده اي قدرتمند طبقه كارگر امكان پذير نيست.
١٧ ژوئيه ٢٠٠٦