پنجشنبه، ٢٢ تير۱۳۸٥ - ١٣ ژوئيه  ۲۰۰٦

    کارگر کمونيست  ٣٨

               اى ميل:  kargar_komonist@yahoo.com

     سايت:  www.wpiran.org/kk-index.htm

در حاشيه شورش كارگران نساجيها در بنگلادش

ناصر اصغري

گاها شرايط غيرانساني حاكم بر بعضي از محيطهاي كار٬ فقط با شورشهاي كارگري زير نورافكن قرار ميگيرند. شورش كارگران نساجيهاي بنگلادش كه در روزهاي ٢٢ تا ٢٤ مه ٢٠٠٦ به وقوع پيوست از همين نوع شورشها بود. كارگران عاصي اين بخش از صنعت اين كشور كه گفته ميشود ٤٠ درصد نيروي كار صنعتي اين كشور را در بر ميگيرد٬ به خيابانها ريختند و خشم و اعتراضشان را با به آتش كشيدن بيش از ٣٠٠ كاميون و چندين كارخانه از بيش از ٤٢٠٠ كارخانه نساجي اين كشور به نمايش گذاشتند. دولت با دخالت خود مجبور شد بيش از ١٠٠٠ كارخانه را موقتا تعطيل كند. اين بخش از صنعت و توليد بنگلادش كه گفته ميشود بيش از ٢ ميليون كارگر را در خود مشغول دارد٬ بيش از ٦.٤ ميليارد دلار ارز خارجي از ٩.٤ ميليارد دلار سالانه را به بنگلادش وارد ميكند.

فدراسيون بين المللي كارگران پوشاك٬ نساجي و چرم سازي٬ در ٢٤ مه ٢٠٠٦ اعلام كرد كه در فوريه ٢٠٠۵ كارگران بخش نساجي بنگلادش ساعتي فقط ٦ سنت (٦ صدم يك دلار) دريافت ميكردند. اين در حالي است كه كارگران همين بخش در هند و پاكستان ٢٠ سنت٬ در چين ٣٠ سنت٬ در سريلانكا ٤٠ سنت و در تايلند ٧٨ سنت دستمزد دريافت ميكرده اند. فروشگاههاي "وال مارت" و "كارفور" كه فروشندگان اصلي محصولات اين نساجيها هستند از دولت بنگلادش خواستند كه منتقل كردن اين اجناس را بدون كم و كاست تضمين كند. همچنين كارفرمايان و مطبوعات رسمي بنگلادش نيز از دولت خواسته اند كه وارد عمل شود و با مجازات عاملين اين شورش٬ "عدالت" را برقرار كند!

عدالت! چه كلمه زيبا و مسخ شده اي! كارگران ٦.٤ ميليارد دلار ارز خارجي وارد كشور ميكنند اما خود تنها ٦ سنت در ساعت دستمزد دريافت ميكنند و به گزارش فعالين كارگري٬ كارگران اين بخش بيش از ١٣ ساعت در روز، هفت روز هفته در اين كارخانه ها بدون داشتن هيچگونه قراردادي٬ بدون وقت نهار و استراحت٬ حتي براي آشاميدن آب و رفتن به دستشوئي و غيره٬ مشغول به كار هستند. گزارش ديگري خبر ميدهد كه خط فقر كشور بنگلادش يك دلار در روز است. يعني اگر كسي كمتر از يك دلار در روز درآمد داشته باشد٬ زير خط فقر زندگي ميكند. گفته ميشود كه كارگران نساجي بنگلادش كمتر از بردگان قرن ١٩ آمريكا و جزائر كارائيب در روز كالري مصرف ميكنند.

كارگران زيادي در وضعيتي شبيه وضعيت كارگران نساجي بنگلادش كار و زندگي ميكنند. بخش عظيمي از كارگران ايران يك چنين شرايطي را تجربه ميكنند. دستمزدهايشان زير خط فقر است و تازه ماهها و يك سال و دو سال و سه سال همان دستمزد هم پرداخت نميشود و بايد برايش جنگيد. اين موارد را بايد افشا كرد و زير نور افكن گرفت. اين اما تنها يك وجه از ماجرا است. بايد براي زير و رو كردن اين موقعيت٬ براي خلاصي از اين زندگي جهنمي و كل اين نظام ستمگرانه سرمايه داري متشكل شد، نيرو جمع كرد و دست بكار شد. در عين حال بايد كساني را كه سعي در توجيه اين وضعيت دارند و به انحاء مختلف تلاش ميكنند كارگر را به قبول اين شرايط بكشانند افشا و طرد كرد.