پنجشنبه، ٨ تير  ۱۳۸٥ -  ٢٩  ژوئن  ۲۰۰٦

    کارگر کمونيست  ٣٧

               اى ميل:  kargar_komonist@yahoo.com

     سايت:  www.wpiran.org/kk-index.htm

صداي كارگران ايران در سطح بين المللي

در حاشيه گزارش كنفدراسيون بين المللي اتحاديه هاي آزاد كارگري

كاظم نيكخواه

در ماههاي اخير در سطح بين المللي توجه به جنبش كارگري ايران بسيار بيشتر شده است و صداي كارگران ايران در گوشه و كنار جهان به گوش ميرسد. اكنون به سادگي ميتوان اخبار، گزارشها، تفسيرها و تحليهايي در مورد اعتراضات و خواستهاي كارگران ايران را در نشريات و سايتهاي اينترنتي مختلفي مشاهده كرد. اتحاديه ها و تشكلهاي كارگري متعددي به فضاي اعتراضي در ميان كارگران و خواستهاي كارگران ايران آشنا هستند و به فراخوانهاي ما براي حمايت از اين خواستها فعالانه تر پاسخ ميدهند. در ميان بسياري از كارگران و مردم دنيا، ايران بعنوان كشوري با يك جنب و جوش فعال كارگري شناخته ميشود. اين توجه دلايل متعددي دارد كه مهمترين آن خود رشد و گسترش كيفي و كمي جنبش كارگري است كه آنرا به فاكتوري در عرصه سياسي ايران تبديل كرده است. و هر نيرويي كه به هر دليلي به تحولات سياسي در ايران توجه دارد، خودبخود به جنبش كارگري به عنوان يك عامل توجه مينمايد. در اين فضا توجه خود رهبران كارگري در ايران نيز به اهميت عرصه بين المللي بيشتر جلب شده و در واقع كسب حمايت و همبستگي در سطح فراكشوري به يكي از جنبه هاي كار فعالين كارگري تبديل شده است. اين يك دستاورد و پيشروي براي كارگران ايران است كه بايد هرچه بيشتر تقويت شود و به جزء جدايي ناپذيري از سازمانگري مبارزات كارگري تبديل شود. مستقل از اينكه جريانات و تشكلهاي مختلف از توجه به جنبش كارگري در ايران چه هدفي را دنبال ميكنند اين توجه ميتواند بعنوان تخته پرشي براي يك پيشروي مهم براي طبقه كارگر ايران تبديل شود. ارتباط و پيوند بين المللي كارگران پيروزي ها و موفقيتهاي آنان را امكان پذير تر ميكند و عقب راندن و سركوب آنها را براي جمهوري اسلامي به امر مشكل تري تبديل ميكند. بعلاوه اين ارتباط و پيوند بخودي خود ارزشمند است و ميتواند كارگران ايران را در پيوندي منظم تر و دائمي تر با بخشهاي مختلف كارگران در سطح جهان قرار دهد. طبعا در درون جنبش كارگري جهاني نيز گرايشهاي مختلفي وجود دارند و آنها كه بيشتر جلوي صحنه اند و جايگاه رسمي و تعريف شده تر و امكانات بيشتري براي ارتباط و دخالتگري دارند، عمدتا به دولتها و جريانات ليبرال و بعضا راست نزديكترند. اما با ادامه اين ارتباطات ميتوان جريانات و گرايشهاي راديكال را نيز بازشناخت و آنها را فعالانه تر با مسائل و خواستهاي كارگران در ايران درگير كرد. بهررو آنچه اينجا ملاحظه ميكنيد گزارشي است از كنفدراسيون اتحاديه هاي بين المللي آزاد كارگري كه بر اساس گزارشات و اخبار بيشماري كه از فعالين كارگري ايران و شايد بيش از همه از حزب كمونيست كارگري دريافت داشته گزارشي را براي انتشار در سطح جهاني تنظيم كرده و در اختيار اتحاديه هاي كارگري قرار داده است. از جليل جليلي كه اين گزارش را براي كارگر كمونيست ترجمه كرده اند صميمانه تشكر ميكنم.
كاظم نيكخواه
************

ترجمه جليل جليلي

حقوق اتحادیه ای در قوانین

متن كامل گزارش كنفدراسيون بين المللي اتحاديه هاي آزاد كارگري در مورد ايران

"در ایران آزادی تشكل وجود ندارد. هرگونه تلاش برای ایجاد اتحادیه های مستقل كارگری بشدت سركوب میشود. جلسه كارگران شركت واحد اتوبوسرانی تهران بوسیله نیروهای مسلح لباس شخصی مورد حمله قرار گرفت و رئیس اتحادیه از طرف یكی از مقامات بالای (شوراهای اسلامی - مترجم) كار با چاقو مورد حمله قرار گرفت. كارگری كه از اعتصاب بزرگترین كارخانه ماشین سازی در خاورمیانه حمایت كرده بود دزدیده شد. او یكماه بعد از "ناپدید شدن" در یكی از وحشیانه ترین شكنجه گاه ها پیدا شد. هفت نفر از فعالین كارگری. كه در اول می ٢٠٠٤ زندانی شده بودند. در دادگاه های غیر رسمی به محاكمه كشیده شدند. بارها مورد تهدید و اذیت و آزار قرار گرفتند. بازداشت شدند و به زندانهای طویل المدت محكوم شدند".

اتحادیه های مستقل كارگری وجود ندارند

دولت وجود اتحادیه های مستقل كارگری را برسمیت نمیشناسد. تنها تشكیلات "كارگری" كه از طرف دولت برسمیت شناخته میشود خانه كارگر است. تشكیلاتی كه اساسا كانالی برای كنترل كارگران از طرف دولت است.
در سال ٢٠٠٣ نمایندگان دولت٬ كارفرمایان و خانه كارگر توافق كردند كه اصلاحاتی را در مورد قانون كار مورد بررسی قرار دهند كه به كارگران اجازه تشكیل به اصطلاح "اتحادیه های كارگری" را بدهد.

انجمن های اسلامی

بخش مربط به تشكل های كارگران و كارفرمایان در قانون كار ١٩٩٠ مقرر میدارد كه برای ترویج فرهنگ اسلامی و دفاع از دست آوردهای انقلاب اسلامی " كارگران …میتوانند انجمنهای اسلامی و شوراهای اسلامی تشكیل دهند." در هرمحل كاری كه شورای اسلامی وجود دارند هیچ تشكل كارگری دیگری نمیتواند تشكیل شود.
قانون همچنین تشكیل شوراهای اسلامی كار را كه در بر گیرنده هم نمایندگان كارگران و هم نماینگان كارفرمایان باشد در هر جا كه بیش از ٣٥ كارگر داشته باشد تشویق میكند. شوراهای اسلامی از طرف خانه كارگر كنترل و حمایت میشوند.
اساسنامه٬ ضوابط و مقررات و نحوه انتخابات شوراهای اسلامی كار از طرف وزارت كشور٬ وزارت كار و امور اجتماعی و وزارت اطلاعات اسلامی طراحی میشود. این مقررات از طرف شورای وزیران به تصویب میرسند. این شوراها كارگران را در جلسات سه جانبه نمایندگی میكنند.

كنترل دولتی

تمام قراردادهای دسته جمعی برای بررسی و تائید باید در اختیار وزارت كار قرار داده شود. دولت ادعا دارد كه این كار برای جلو گیری از زیر پا گذاشته شدن حقوق اولیه ای است كه قانون مقرر داشته است. حد اقل دستمزد بوسیله دولت تعیین میشود كه خود بزرگترین كارفرما است كه ٤٠ درصد نیروی كار را در اختیار دارد.

هیچ اعتصابی مجاز نیست

قانون به كارگران اجازه اعتصاب نمیدهد. ولی آنها میتوانند كار را متوقف كنند. یا سرعت كار را كم كنند بشرطی كه از محیط كار خارج نشوند.

حوزه صادرات

محل های كار كه در حوزه صادرات قرار دارند مشمول قوانین كار نمیشوند۔

خیلی از كارگران مشمول قانون كار نمیشوند

قانونی كه در سال ٢٠٠٠ بتصویب رسیده است. كارگاه هایی را كه پنج یا كمتر از پنج نفر كارگر دارند تا شش سال از مشمولیت قانون كار خارج كرده است. این مصوبه حدود سه میلیون كارگر را شامل شده و استخدام و اخراج را آسانتر كرده است.
در ژانویه سال ٢٠٠٣ شورای عالی كار كه متشكل است از نمایندگان شوراهای اسلامی٬ كارفرمایان و دولت٬ كارگاه هایی را كه ده یا كمتر ازده كارگر دارند از مشمولیت قانون كار خارج كرد. این مصوبه ٤٠٢ هزار از ٤٥٠ هزار محل كار را در بر میگیرد. برای مثال٬ كارگران بیشتر كارگاه های فرش بافي از شمول قانون كار از جمله حق تشكل محروم شدند.
طرح خارج كردن كارگران موقت از شمول قانون كار در ماه نوامبر ٢٠٠٤ به مجلس آورده شد. ولی این طرح تا اواخر سال ٢٠٠٥ تصویب نشده بود. بنا به برخی گزارشات٬ بهر صورت دولت قانون موقتی را٬ با اعتبار سه ساله صادر كرد كه طبق آن كارگران موسساتی كه كمتر از ده نفر كارگر دارند از شمول قانون كار محروم میشوند. چنین قانونی وقتی كه به اجرا گذاشته شود ٩٠ در صد كارگران را از شمول قوانین كار از جمله حق تشكل٬ حق برخورداری از مرخصی سالانه٬ افزایش دستمزد٬ حق استفاده از تعطیلات عمومی و مزایای درمانی و اجتماعی محروم خواهد كرد. در حال حاضر كارگران قراردای از دریافت بیمه بیكاری و سایر مزایای اجتماعی محروم هستند.

حقوق اتحادیه ای در عمل

فعالیتهای اعتراضي

با وجود ممنوعیت اعتصاب٬ اعتراضات كارگری و سایر اشكال توقف كار در موسسات و محل های كار بطور مدام در جریان بوده است. اغلب این اعتراضات با سركوب مواجه شده اند. بیشتر این اعتراضات به پائین بودن حقوق٬ پرداخت نشدن دستتمزدها٬ بیكار سازیها و بسته شدن كارخانجات بوده است. حد اقل دستمزد مصوبه دولت چیزی در حدود ١٤٠ دلار آمریكا در ماه است. این در حالی است كه سطح فقر رسما ٣٠٠ دلار آمریكا اعلام شده است. دستمزد های حدود دو میلیون نفر از كارگران پرداخت نشده٬ برخی از كارگران بمدت ٢ سال دستمزدی دریافت نكرده اند۔ جایگزینی كارگران دائمی با كارگران قراردای دو سه ماهه دارد به یك مسئله عادی در محیطهای كار تبدیل میشود۔ كارگران استخدامی اخراج میشوند وبه جای آنها كارگران بیكار یا همان كارگران با قرارداد های موقت و با مزایای كمتر به كار گرفته میشوند.

موانع ایجاد تشكل

از جمله موانع ایجاد تشكل های كارگری وجود نیروهای انتظامی و امنیتی در محیطهای كار و گرایش رو به افزون استفاده از قرارداد های موقت میباشد. اخراج كارگران بلافاصله قبل از پایان دوره آزمایش سه ماهه یك امر عادی است. همان كارگران دوباره با قراردادهای جدید سه ماهه به كار گرفته میشوند. و هیچ پایانی به این رفتار با كارگران دیده نمیشود. كارگری كه تحت این شراتط به كار گرفته میشود مشمول هیچگونه مزایای كار از جمله سابقه كار نمیشود. بنا به گزارشات مكرری كه از طرف خود دولت داده میشود بیش از یك و نیم میلیون كارگر در چنین شرایطی كار میكنند.

هر جا كه شورای اسلامی وجود دارد ایجاد اتحادیه های كارگری ممنوع است

یكی از نمونه های ممنوعیت ایجاد تشكل و اتحادیه مستقل كارگری درآنجاهایی كه شورای اسلامی وجود دارد. جلو گیری از تشكیل اتحادیه كارگران شركت واحد اتوبوسرانی تهران بوده است. تلاشهای مكرر كارگران برای ایجاد یك اتحادیه جدید هر بار با حمله نیروهای امنیتی مواجه شده و جلساتشان بهم ريخته شده است.

كارفرمایان ضد اتحادیه

كارگران موسساتی مثل كارخانه اتومبیل سازی ایران خودرو اجازه تشكیل اتحادیه ندارند۔ این كمپانی كه مدل لوگان رنو تولید میكند. با بیش از ٣٤ هزار كارگر بزرگترین كارخانه ماشین سازی در خاور میانه است. كارگران از ماه ژوئیه ٢٠٠١ تلاشهای ناموفقی را برای بدست آوردن حق تشكل انجام داده اند ولی مدیریت و مقامات دولتی اجازه حتی تشكیل شورای اسلامی را هم نداده اند. كارگران این كمپانی و شركت های وابسته به آن (مثل احیا گستر سبز) به خاطر اعتراضاتشان٬ مثلا بر علیه عدم پرداخت دستمزدها٬ مورد تهدید و اخراج قرار گرفته اند. موارد شناخته شده دیگر كارگران شركت نفت هستند كه اجازه تشكل ندارند.

تجاوزات (به حقوق كارگران) در سال ٢٠٠٥

زمینه ها

محمود احمدی نژاد٬ بعد از راه اندازی تبلیغات زیاد پيرامون حمایت از كارگران و برقراری عدالت اجتماعی در كشور در انتخابات ژوئن ٢٠٠٥ بعنوان رئیس جمهور انتخاب شد. بهر حال از زمانی كه او به قدرت رسیده است دولت فعالانه سیاست اقتصادی راست و نئو لیبرالی مطرح شده از طرف سلف خود یعنی رئیس جمهور خاتمی را در پیش گرفته است. خصوصی سازی موسسات دولتی در سطح وسیعی ادامه پیدا كرده و حق تشكل و حقوق اتحادیه ای - اگر حقوقی وجود داشته باشد - محدودتر و محدودتر شده است. در حالیكه ایران با مشكل ایجاد اشتغال برای صدها هزار نیروی كار جوان روبرو میباشد. آمارهای صادره از طرف خود دولت حاكی از این است كه ١٠ میلیون نفر از ١٦ میلیون نفر نیروی بیكار را جوانان تشكیل میدهند.

پروند "هفت نفره سقز" در دادگاه

برهان دیوارگر٬٬ محمود صالحی٬ محسن حكیمی٬ محمد عبدي پور٬ اسماعیل خودكام٬ هادی تنومند و جلال حسینی كه موضوع وضعيتشان بخش مهمی از شماره قبلی همین گزارش را تشكیل میداد. به دادگاه های فرمایشی كشانده شدند. این هفت رهبر كارگری بخاطر برگزاری مراسم اول مه سال ٢٠٠٤ (كه مقامات دولتی آنرا یك تجمع غیر قانونی بحساب می آورند) به اتهام همكاری با یك سازمان سیاسی غیر قانونی به اسم كومله و تشكیل جلسه با نمایندگان كنفدراسیون بین المللی اتحادیه های آزاد كارگری در اواخر ماه مه ٢٠٠٤ به محاكمه كشیده شده بودند. محاكماتی كه قرار بود در سال ٢٠٠٤ انجام گیرند مدام به تعویق انداخته شدند و اولین دادگاه در٢٥ ماه دسامبر ٢٠٠٤ برگزار شد.
در محاكمه ٢٥ دسامبر ٢٠٠٤ به برهان دیوارگر اجازه داده نشد كه آخرین بیانیه اش را به دادگاه ارائه دهد. در محكمه نفر دوم یعنی محسن حكیمی٬ كه در ١٦ ژانویه برگزار شد. قاضی دستور داد كه این محاكمه در یك دادگاه دربسته انجام گیرد. كه فقط نیروهای امنیتی میتوانستند در آنجا حضور داشته باشند كه البته بعد از مخالفت شورای مدافعه آنها از سالن خارج شدند.

ارتباط با كنفدراسیون بین المللی اتحادیه های آزاد كارگری جرم محسوب میشود

وقتیكه متهم سوم یعنی محمود صالحی روز اول فوریه به محاكمه كشیده شد. دادگاه "مداركی" از جمله مقاله ای تحت عنوان "تامين مخارج اولیه زندگی یك خانواده ٥ نفره در ایران" و اطلاعیه ای در محكومیت كشتار كارگران اعتصابی بوسیله نیروهای امنیتی در ژانویه ٢٠٠٤ ارائه داد. مقامات دادگاه همچنین ارتباط او با كنفدراسیون بین المللی اتحادیه های آزاد كارگری و بازداشت های قبلی اش بخاطر فعالیتهای اتحادیه ای را بعنوان شواهدی بر مجرم بودن او به حساب آوردند.

محاكمه دوم پرونده سقز به روز كارگر انداخته شد!

محسن حكیمی٬ محموود صالحی و برهان دیوارگر در روزهای ٤ و ٥ آوریل برای بار دوم به محاكمه كشیده شدند. علاوه بر هواداری از كومله اتهام ارتباط و تشكیل جلسه با نمایندگان كنفدراسیون بین المللی اتحادیه های آزاد كارگری در ماه آوریل سال قبل هم به پای محمود صالحی بسته شد. محكمات ٤ نفر دیگر بخاطر تكمیل نبودن پرونده هایشان به عقب انداخته شد. ولی بعدا اعلام شد كه محاكمات محمد عبدی پور و جلال حسینی در روز اول ماه مه برگزار خواهد شد. كه گفته میشود انتخاب این روز عمدا برای تحریك بوده است.

اذیت و آزار های ادامه دار فعالین سقز صالحی و دیوارگر

محمود صالحی بخاطر شركت در تظاهراتی علیه رژیم در كردستان روز ٤ آگوست از طرف نیروهای امنیتی بازداشت شد. او بعد از مدت كوتاهی آزاد شد ولی قبل از آزادی به او اخطار داده شد كه در هیچ تظاهرات یا اعتصابی در سقز شركت نكند.
نیروهای دولتی شب ٧ اوت به خانه برهان دیوارگر ریخته و او را در جلو چشمان خانواده اش دستگیر كردند و كامپیوتر وسایل شخصی اش را به تاراج بردند. بلافاصله او را به دادگاه منتقل كرده و به اتهام عضویت در "كمیته پيگيري تشكل های مستقل كارگری"٬ تاسیس تشكیلاتی برای كارگران بیكار و درست كردن یك سایت اینترنتی برای كارگران محكوم كردند. او در زندان علائم شكنجه در بدنش را به ملاقات كنندگانش نشان داده است. او چنان صدمه دیده بود كه قادر به صحبت نبوده است.

فعالین سقز بطور وقیحانه ای به زندانهای طویل المدت محكوم شدند

فعالینی كه بخاطر گرامیداشت اول مه ٢٠٠٤ در ماه نوامبر بازداشت شده بودند. بلاخره احكام خود را دریافت كردند. محمود صالحی در ٩ نوامبر به ٥ سال زندان و ٣ سال تبعید به شهر قروه محكوم شد. جلال حسینی به ٣ سال زندان محكوم شد. محسن حكیمی٬ برهان دیوارگر و محمد عبدی پور هر كدام به ٢ سال زندان محكوم شدند. همگی آنها از اتهام به همكاری با كومله تبرئه شدند. ولی احكام "تجمع برای اقدام عليه امنيت كشور" كه اشاره ای است به جلسه آنها با مقامات هئیت نماینگی كنفدراسیون بین المللی اتحادیه های آزاد كارگری در آوریل ٢٠٠٤ به عنوان يك جرم تاييد شد.
هادی تنومند و اسمائیل خودكام هر دو تبرئه شدند.
وكلای ٥ نفر از محكومین سقز در اواخر سال طرح راه انداختن یك دادخواست را در دست داشتند.

سركوب نماینگان كارگران كارخانه نساجی كردستان

در اوالیل ژانویه٬ تعدادی از اعضاء شورای كارگران كه برای حمایت از اعتصاب ٣٥٠ نفر از كارگران كارخانه نساجی سنندج در كردستان تشكیل شده بود از طرف نیروهای امنیتی مورد اذیت و آزار قرار گرفتند. این اعتصاب در اعتراض به اخراج كارگران باسابقه و جایگزین كردن آنها با كارگران قرارداد موقت براه افتاده بود. شیث اماني رئیس شورای كارگران بهمراه دیگر نماینگان از جمله هادی زارعی٬ اقبال مرادی٬ حسن شریعتی٬ فرشید بهشتی زاد و احمد فاتحی بارها مورد باز جوئی قرار گرفته و تهدید شدند۔ در ادامه این حركت همه این شش نفر از كار اخراج شدند.

مدیریت تلاش میكند با رشوه كارگران را به اعتصاب شكنی وادار كند

با وجود اینكه این اعتصاب٬ بعد از مذاكرات و پرداخت غرامت به كارگران اخراجی٬ در ٦ ژانویه با قید و شرط به پایان رسید. گفته شد كه در ١٦ ژانویه مدیریت كارخانه تلاش كرد كه با دادن رشوه به ٢٥ كارگر بسیجی از آنها بعنوان اعتصاب شكن استفاده كند.

رهبران اعتصاب به بازجوئی كشیده شدند

در تاریخ ١٩ ژانویه٬ شیث اماني، هادی زارعی و فرشید بهشتی زاد كه هرسه از نمایندگان كارگران نساجی كردستان بودند از طرف وزارت اطلاعات٬ كه نماینده رسمی پلیس مخفی كشور است. مورد بازجویی و تهدید قرار گرفتند. آنها متهم به همكاری با یك حزب سیاسی مخالف حكومت شدند. اتهامی كه میتوانست به اعدام آنها منجر شود.

مدیرییت كارگران را برای پایان دادن به اعتصاب مورد تهدید قرار میدهد

وقتیكه در ٢٤ سپتامبر اعتصاب دیگری در نساجی كردستان شروع شد كارگران برای پایان دادن به اعتصاب از طرف مدیریت و نیروهای امنیتی زیر فشار و تهدید قرار گرفتند. خواست آنها پرداخت فوری دستمزدهای عقب افتاده٬ متوقف كردن قرار دادهای موقت٬ باز گشت به كار كارگران اخراجی و باز پرداخت مبالغ مصادره شده به صندوق مالی كارگران بوده است.

یكی از نمایندگان كارگران قبل از پایان موفقیت آمیز اعتصاب باز داشت و شكنجه میشود

یكی از نمایندگان كارگران به اسم فرشید بهشتی زاد٬ كه در ماه ژانویه تهدید شده بود. در ٣١ ماه اوكتبر از طرف وزارت اطلاعات دستگیر و بشكل وحشیانه ای شكنجه شد. او در اول نوامبر آزاد شد ولی دوباره روز بعد بازداشت شد. گفته میشود كه او بارها مورد شكنجه قرار گرفت طوریكه صورت و گردن او زخمی شده و آسیب دیده اند.
اعتصاب كارگران نساجی كردستان در ١٩ نوامبر با موفقیت به پایان رسید. كارگران اخراجی به سر كار باز گردانده شدند و مدیریت با خواست های دیگر كارگران موافقت كرد.

پرستاران اعتصابی در تهران مورد تهدید قرار گرفتند

پرستاران بیمارستانهای وابسته به دانشگاهها و دولتی در تاریخ ١٧ ژانویه دست به یك اعتراض و تحصن زدند. آنها بر علیه شرايط سخت و خطرناك محیط كار و خصوصی سازیها اعتراض كرده و خواهان بهتر شدن وضعیت حقوق هایشان بودند. پرستاران از طرف نیروهای امنیتی مورد تهدید قرار گرفتند. مدیریت دانشگاه هم آنها را در صورت دست زدن به اعتصاب تهدید به اخراج كرد. تلاشهای فراوان پرستاران برای كسب اجازه اعتصاب بجایی نرسیده بود.

معلمان اعتصابی مورد تهدید قرار گرفتند

گزارشهای تائید نشده حاكی از آن است كه معلمان كه با خواست افزایش حقوق و مزایای مسكن و برچیده شدن مقررات تبعیض آمیز٬ در ٢٣ ژانویه از رفتن به سر كلاسها سر باز زده بودند. از طرف نیروهای امنیتی محاصره شده و مورد تهدید قرار گرفتند.

كارگران اعتصابی كارخانه نساجی فومنات مورد حمله نیروهای امنیتی قرار گرفتند

راهپیمایی ٥٠٠ كارگر كارخانه نساجی فومنات در استان گیلان در تاریخ ٢٣ ژانویه مورد هجوم چماق بدستان نیروهای امنیتی قرار گرفت. پنج نفر ا زكارگران زخمی شده و سه نفرشان به بیمارستان منتقل شدند.
اعتصاب كارگران در اعتراض به عدم پرداخت دستمزدها بمدت ١١ ماه و بدتر شدن مدیریت كارخانه در اثر خصوصی سازیها بوده است.

یكی از كارگران در طول اعتصاب اتومبیل سازی ایران خودرو "ناپدید" شد

یكی از كارگران كمپانی ماشین سازی ایران خودرو باسم پرویز سالاروند٬ كه از اعتصاب كارگران قرارداد موقت كارخانه اعلام حمایت كرده بود٬ بتاریخ ١٢ آوریل دستگیرو بعد از مدتی "ناپدید" میشود. او از طرف نیروهای امنیتی كارخانه بازداشت و بعد از بازجوئی وحشیانه در زیر زمین ساختمان نیروهای امنیتی "ناپدید" شد. بعدا كمپانی اعتراف كرد كه او بازداشت شده و گفته شد كه در زندان مخوف اوین زندانی شده است.

پرویز سالاروند در ادامه یك كمپین بین الملی در اول ژانویه آزاد شد

كارگران اتومبیل سازی ایران خودرو ماه ها بود كه بر علیه شرایط سخت كار و فشار مدیریت برای افزایش تولید در حال اعتراض بودند. كارگران حق تشكیل اتحادیه خودشان را نداشتند و خیلی از آنها به امضای قرار دادهای موقت مجبور شده بودند تا از مزایای استخدام رسمی محروم شوند. مدیریت حتی از پرداخت مزایای آخر سال كارگران هم خود داری كرده بود.

حوادث شركت واحد اتوبوسرانی تهران

حوادث مربوط به تلاشهای بی وقفه كارگران شركت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه برای تشكیل اتحادیه مستقل – در زبان فارسی "سندیكا" - در طول سال جاري هم درداخل و هم در خارج مورد توجه فراوان بوده است. تلاشهای سخت كارگران برای ایجاد سندیكای خودشان مدام با مخالفتها و سركوبهای عموما وحشیانه كارفرمایان٬ نیروهای امنیتی و مقامات رسمی سازمانهای كارگری (شوراهای اسلامی – مترجم) روبرو شده است. دو فاكتوردر تبدیل این اتفاق به یك مسئله مهم و مورد توجه فعالین كارگری هم در ایران و هم در سطح بین المللی نقش داشتند: تعداد شركت كنندگان (فقط در یك نمونه نیمی از ١٦ هزار كارگر كمپانی در فعالیتهای سازمان داده شده از طرف سندیكا شركت كردند.) و واكنش های خشن از طرف مقامات سیاسی و قضائی رژیم٬ مخالفتهای مدام مدیریت با تلاشهای كارگران برای متشكل شدن نیز ثابت شده است. گفته میشود كه مشخصا مصطفی نوریان٬ مدیر كمپانی٬ و معاون او٬ آقای تیموری در سركوب فعالیتهای كارگران برای متشكل شدنشان دست داشته اند.

اذیت و آزارهای اولیه فعالین شركت واحد

اذیت و آزار كارگران و مخالفت با تلاشهای آنها برای متشكل شدن در اوایل سال ٢٠٠٥ شروع شد. تعداد زیادی از فعالین كارگری بخاطر فعالیتهای كارگریشان مورد اذیت و آزار قرار گرفتند. علی رفیعی چندین بار منتقل شد و پرویز فامین بر نه تنها انتقال اجباری یافت بلكه چندین بار برای بازجوئی كشانده شد. او همچنین تلفن های تهدید آمیز دریافت كرد. موسی پیك یار انتقال اجباری یافت. اضافه كاری هایش لغو شد و مدام برای بازجوئی های بی ربط بی انتظامات فرا خوانده شد.
در فاصله ماه های مارس و ژوئن هفت نفر از اعضای سندیكا مورد تهدید قرار گرفتند و بلاخره اخراج شدند. آنها قبل از اخراج مجبور به انتقال شده بودند. اضافه كاری هایشان لغو شده بود و اضافه حقوق یا حقوقشان متوقف شده بود. آنها چندین بار٬ حتی بدون اطلاع قبلی٬ از طرف نیروهای انتظامی شركت و در مكان های غیر وابسته به شركت به بازجوئی كشانده شده بودند. این كارگران عبارت بودند از: عبدالله حاجی رومانان٬ عبدالرضا طرازی٬ احمد فرشید٬ علی زاد حسینی٬ آیت جدیدی٬ ابراهیم مددی و منصور اسانلو٬ (آخرین نفر عضو كمیته مالی سندیكا بود كه بعدا به رئیس هیئت اجرائی سندیكا انتخاب شد)
علاوه بر آنها ٩ نفر دیگر از كارگران بخاطر عضویتشان در سندیكا اخراج شدند. این كارگران عبارتند از: عباس نژاد كودكی٬ (نژند كودكي صحيح است. مترجم) علی اكبر پیر هادی٬ امیر تاخیری٬ عطا باباخانی٬ حسین كریمی٬ حسن محمدی٬ محسن حجبتی٬ ناصر غلامی٬ رضا نعمت پور و سید بهروز حسینی.

حمله وحشیانه به كمیته مالی سندیكای شركت واحد

در تاریخ ٩ ماه مه جلسه ای برای تاسیس رسمی سندیكای شركت واحد در دفتر انجمن كارگران نانوایی٬ كه یك تشكیلات مستقل كارگری است٬ تشكیل شد. این جلسه با حمله تعداد زیادی از اعضاء خانه كارگر و شورای اسلامی شركت واحد بطور خشونت آمیزی از بهم ريخته شد.
در حدود ٣٠٠ نفرمرد حوالی ساعت ٢ بعد از ظهر به دفتر انجمن كارگران نانوائی٬ كه از طرف كارگران شركت واحد اجاره شده بود. حمله كرده و شروع كردند به شكستن در و پنجره ساختمان٬ پاره كردن اسناد و مدارك و كتابهای كتابخانه٬ آنها ده نفر از اعضای كمیته مالی سندیكا را هم مورد حمله قرار دادند.
در این حمله منصور اسانلو مورد حمله چاقو قرار گرفت و زخمی شد. بگفته برخی منابع این حمله از طرف جلال سید مرادی٬ عضو شورای اسلامی شركت واحد٬ انجام گرفته كه گفته میشود میخواست زبان اسانلو را ببرد و سرش را از تنش جد كند. در این حمله دستهای اسانلو چندین بار بوسیله حسن صادقی٬ رئیس كانون عالی شوراهای اسلامی كار كشور٬ از پشت بسته شد. در نتیجه این حمله منصور اسانلو میبایست برای بخیه كردن زخمهای گردن و زبانش به بیمارستان میرفت. در این حمله همچنین ابراهیم مددی٬ كارگر فنی كه قبلا مورد تنبیه قرار گرفته بود٬ و چند تن دیگر از فعالین سندیكا مورد ضرب و شتم قرار گرفتند.
نیروهای امنیتی حاضر در محل دخالتی نكردند. و در واقع از حوادث فیلم برداری كردند. آنها همچنین دوربینها و نوارهای فیلم برداری خبرنگاران را توقیف كردند.

مجمع عمومی سندیكای شركت واحد دو بار دیگر بشكل خشونت آميزي به تعطيل كشانده شد

در ١٣ ماه مه وقتیكه كارگران شركت واحد تلاش كردند كه مجمع عمومی خود را برگزار كنند. دوباره نیروهای امنیتی به همراه اعضای خانه كارگر به این تجمع حمله كردند.
در اول ژوئن٬ كارگران شركت واحد كه در حال برگزاری سومین مجمع عمومی شان بودند. مورد حمله كوكتل مولوتوف (یا موادی شبیه به این) قرار گرفتند و خساراتی به ساختمان محل جلسه وارد شد. مجمع بلاخره در روز ٣ ژوئن برگزار شد. گفته میشود كه ٨هزار نفر از ١٦هزار نفر كارگر شركت واحد در این تجمع شركت كردند و خواهان پیوستن به سندیكا شدند.

اولین موج حمله علیه فعالین و اعضای سندیكای واحد

در تاریخ ٧ سپتامبر٬ نیروهای امنیتی تعدادی از اعضای سندیكای واحد را كه به عدم پرداخت دستمزدها اعتراض داشتند٬ بازداشت كردند. منصور اسانلو٬ ابراهیم مددی٬ معاون رئیس كمیته اجرائی سندیكا٬ عباس نژاد كودكی (نژند كودكي صحيح است. مترجم)٬ ناصر غلامی٬ داوود نوروزی٬ حسن حاج علیوند و نعمت امیرخانی در میان بازداشت شدگان بودند.آنها روز بعد (٨ سپتامبر) به دادگاه منتقل شدند و به اتهام "اخلال در نظم عمومی" محكوم شدند. آنها چند روز بعد بطور موقت آزاد شدند.

موج دوم بازداشت فعالین سندیكای واحد

در تاریخ ٢٢ دسامبر٬ ١٤ نفر از رهبران سندیكای كارگران شركت واحد بوسیله نیروهای وزارت اطلاعات دستگیر و به زندان اوین منتقل شدند - زندانی كه بمدت ٤ دهه محل بازداشت وحشیانه ترین شكنجه گاه برای زندانیان سیاسی بوده است. آنها به احكامی از جمله "فعالیتهای اتحادیه ای غیر قانونی" متهم شدند. بازداشت شدگان عبارت بودند از: منصور اوسانلو٬ ابراهیم مددی٬ منصور حیات غیبی٬ عباس نژاد كودكی٬ عبدل الرضا ترازی٬ علی زاده حسینی٬ غلامرضا میرزائی٬ اكبر یعقوبی٬ رضا بور بور٬ حمید رضا رضائی فر٬جواد كفایت٬ سید جواد سید وند و مرتضی كامسری٬
در همان حوالی ١٧ نفر دیگر فعالین سندیكا باز داشت شدند كه عبارتند از: ناصر غلامی٬ داوود رضوی٬ سعید ترابیان٬ و یعققوب سلیمی از هیات امنای سندیكا٬ رضا شهابی٬ امیر تاخیری٬ صادق خندان٬ علی ابراهیمی٬ صادق محمدی٬ حمید زندی٬ علی قربانیان٬ ارسلان زربرنیا٬ حسین مهدیخانی٬ حسین قوادی٬ مجید طالعی و اكبری٬
بعد از اعتصاب كارگران شركت واحد در ٢٥ دسامبر، همه باز داشت شدگان فوق٬ غیر ازمنصور اسانلو آزاد شدند.
اواخر همان سال هفت نفر از افراد فوق از جمله منصور حیات غیبی٬ ابراهیم مددی٬ عباس نژاد كودكی٬ غبدل الرضا ترازی٬ غلامرضا میرزائی و علی زاده حسینی در ١ ژانویه به دادگاه فراخونده شدند و مورد اتهام "اخلال در نظم عمومی" قرار گرفتند.

منصور اسانلو به تحریك و شورش مسلحانه متهم شد

اواخر سال منصور اسانلو از حق داشتن وكیل محروم شد و گفته شد كه اتهامات دیگری از جمله ارتباط با گروه های اپوزیسیون در خارج و تحریك مسلحانه علیه حكومت در انتظار اوست.

موارد دیگری از سركوب فعالین مستقل كارگری

در طول سال موارد زیادی از سركوب كارگران در محیط های كار در جاهای مختلف ایران گزارش شده است. از جمله سركوب تلاشهای كارگران برای دفاع متحدانه از حقوقشان٬ یا اعتراض به عدم پرداخت دستمزدها و یا شرایط سخت كار.

یك فعال كارگری باز داشت و ممنوع المالاقات شد

صادق امیری٬ یكی از فعالین كارگری كه از نزدیك با "كمیته پیگیری تشكل های آزاد كارگری" همكاری میكرد. در تاریخ ٥ ماه مه بوسیله سه مامور وزارت اطلاعات در محل كارش دستگیر شد. او در ١٦ همان ماه به قید ٥٦ هزار دلارضمانت آزاد شد. ولی گفته شد كه دولت در نظر داشت كه او را به اتهامات ساختگی "اقدام علیه امنیت ملی" و "انتشار كتابچه های غیر قانونی"٬ كه بالاترین مجازات را در بر دارند٬ محكوم كند.

كارگران نساجی مورد حمله وحشیانه قرار گرفتند

در ٢٧ ژوئیه٬ در حدود ١٠٠ نفر از كارگران نساجی – كه اغلب زن بودند – مورد حمله وحشیانه نیروهای امنیتی قرار گرفتند. گفته میشود كه در این حمله یك زن حامله روی زمین كشیده شد و با لگد مورد ضرب و شتم قرار گرفت. یكی دیگر از زنان زیر ماشین افتاد و زخمی شد.
كارگران در اعتراض به عقب افتادن دستمزدها و مزایایشان جاده جلو كارخانه را مسدود كرده بودند. هر یك از كارگران حدود ٣٥٠٠ دلار از كارفرما طلب داشتند.

تظاهرات كارگران شركت فرش مورد هجوم قرار گرفت

راه پیمائی حدود ٤٠٠ نفر از كارگران شركت فرش البرز در بابلسر در ١ نوامبر مورد حمله وحشیانه قرار گرفت. آنها به عدم پرداخت ٨ ماه از حقوقشان اعتراض داشتند.