کارگر کمونيست

 شماره ۴ -  بهمن ۱۳۸۲،  فوريه ٢٠٠۴
Email:  kargar_komonist@yahoo.com
Fax:  001 309 404 1794
 
 
سرنگونى جمهورى اسلامى اولين گام است
مصاحبه با محمد مزرعه کار
از رهبران کارگرى پالايشگاه آبادان در انقلاب ٥٧
درباره مبارزات کارگران پتروشيمى
 

کارگر کمونيست: ابتدا براى آشنائى خوانندگان کارگر کمونيست لطفا خودتان را معرفى کنيد و درباره فعاليتهايتان در مبارزات کارگران نفت مختصرا توضيح دهيد.

محمد مزرعه کار: من نفتگر سابق اداره کالا پالايشگاه آبادان هستم. در رهبرى کميته اعتصاب اداره کالا بعنوان آغازگر اعتصاب باشکوه پالايشگاه آبادان همراه با همکاران عزيز آقايان عبدالرحمن گله زن، اسماعيل ريگى، مجيد رئيسى و چند همکار عزيز ديگر که نميتوانم اسامى شان را ذکر کنم، نقش داشتم. در روز آغاز اعتصاب، ٢٢ مهر ٥٧، همراه عبدالرحمان گله زن و چند همکار پالايشگاه آبادان در حمايت از خواستها و رهبران اعتصابيون پس از ١٢ ساعت همراه همکاران دستگير شده آزاد شدم. در يک شب سرد زمستان در آبان ٥٧ با حمله وحشيانه ساواک و فرماندارى نظامى به منزل کارگران شرکت نفت، همراه با دانشجويان کمونيست دانشکده نفت و معلمان و معلمان کمونيست آبادان دستگير و روانه زندان کارون اهواز گشتم. با اوج گيرى انقلاب ٥٧ و آزادى زندانيان سياسى پس از چند ماه دوباره آزاد شدم. بعد از سرنگونى رژيم شاه در اواخر بهمن ٥٧، در اجتماع چند هزار نفرى کارگران و کارمندان پالايشگاه آبادان، رسما طى يک قطعنامه ٤ ماده اى خواستار شرکت نماينده کارگر و کارمند صنعت نفت در شوراى انقلاب ٥٧ شدم. آغاز جنگ ايران و عراق در سال ٥٩ باعث شد که کارگران نفت، آبادان را به سوى شهرهاى ماه شهر، شيراز، اصفهان، تهران، و اراک ترک کنند. با تشکيل شوراهاى کارکنان جنگ زده صنعت نفت در شهرهاى بزرگ ايران من بعنوان نماينده شوراى جنگ زده صنعت نفت در شيراز برگزيده شدم. در سال ١٣٦٠ که سرکوب و اعدام کمونيست ها و آزاديخواهان و فعالين جنبش کارگرى شروع شد، بعلت حمل چند اعلاميه سياسى در شهر کازرون دستگير و در يک دادگاه ٢ دقيقه اى بدون حق داشتن وکيل به ٨ ماه زندان محکوم شدم. طى مدت زندان مقامات وزارت نفت حکم اخراجم را صادر کردند. سال ١٣٦١ ناگزير شدم براى حفظ جان کشور را ترک کنم. اکنون براى کمک به مبارزات کارگران، زنان، دانشجويان، معلمان، و جوانان با افتخار عضو حزب کمونيست کارگرى ايران هستم.

کارگر کمونيست: حدود دو ماه مبارزه و اعتراض مداوم کارگران پتروشيمى عليه واگذارى بخش هائى از صنايع پتروشيمى به بخش خصوصى و بيکار شدن کارگران در اثر آن يکى از اتفاقات مهم جنبش کارگرى ايران در سال گذشته است، بنظر شما هدف دولت از اينکار و دلايل آن چيست؟

محمد مزرعه کار: جمهورى اسلامى در ميان مرگ و زندگى در يک بحران غير قابل علاج اقتصادى دست و پا ميزند و براى آنکه در آينده اى نزديک با تعرض و هجوم مبارزات کارگران نفت مواجه نشود، دست به اين عمل وحشيانه و غير انسانى عليه معيشت، مزايا و دستمزد حداقل زندگى کارگران پتروشيمى زده است. خطر اين خصوصى سازيها يا در واقع بيکار سازى که از مجتمع هاى پتروشيمى اراک، اصفهان، خارک، و آبادان شروع شده است، براى کل صنايع نفت، گاز و پتروشيمى وحشتناک ميباشد. اين بيکار سازيها يعنى مرگ درد آور و تدريجى کارگران، يعنى بى آينده کردن زندگى فرزندان کارگران نفت، يعنى نابودى و به فقر و فلاکت کشاندن خانواده هاى کارگران نفت که نقش عظيمى در اقتصاد و سياست ايران دارند. از طرف ديگر به لحاظ سياسى جمهورى اسلامى از موثرترين، قاطع ترين و کليدى ترين بخش صنعت در ايران يعنى صنايع نفت، گاز و پتروشيمى ميترسد. براى اينکه عليرغم اخراج، دستگير، زندان، شکنجه، و اعدام رهبران کمونيست نفت در سالهاى دهه ٦٠، و عليرغم غير قانونى دانستن ارگانها و تشکلات توده اى و شورائى در صنعت نفت، جمهورى اسلامى از به ميدان آمدن متحد و يکپارچه کارگران اين صنعت وحشت دارد. براى اينکه شيشه عمر ننگين و ديکتاتورى سياه اسلامى در دستان پر توان و متحد کارگران و کارمندان نفت و گاز و پتروشيمى است. اتحاد و همبستگى و يکپارچگى نفتگران يک سنت تاريخى است. تجربه بيش از ٦٠ سال مبارزه از نسلى به نسل ديگر منتقل شده است. تضعيف مبارزات کارگران نفت و پتروشيمى هدف اصلى و پايه اى جمهورى اسلامى است. مبارزات کارگران پتروشيمى در مجامع عمومى در شهرهاى آبادان، اصفهان، اراک، و خارک نشان ميدهد که دولت اسلامى آب در هاون ميکوبد. هدف جمهورى اسلامى با بيکار سازيهاى وسيع اين است که قرارداد و دستمزد و مزاياى کارگران را زير پا بگذارد و پس از اخراج دوباره همان کارگران را در پتروشيمى هاى خصوصى از طريق قراردادهاى موقت و پيمانى با شدت بيشترى استثمار کند و نان را از روى سفره خانواده هاى کارکنان صنايع نفت، گاز، و پتروشيمى بدزدند و زندگى کارگران و کارمندان اين بخش از صنعت نفت را سياهتر کنند.

کارگر کمونيست: بنا به اعتراف مقامات رژيم، طرح اصلاح ساختار نفت که در سال ٧٧ به تصويب دولت رسيد حدود ٤٠٠٠٠ کارگر نفت را قرار است بيکار کند. اين طرح تاکنون به کجا کشيده شده و عکس العمل کارگران در مقابل آن چه بوده؟

محمد مزرعه کار: طرح اصلاح ساختار نفت در واقع طرح استثمار شديدتر است که قرار بود در سال ١٣٧٧ بعد از تصويب دولت به اجرا درآيد و ٤٠٠٠٠ نفر از کارگران و کارمندان نفت را اخراج کنند. اين طرح بلافاصله با خشم يکپارچه کارگران نفت جواب گرفت و دولت اعلام کرد که غلط کردم و تا يک سال طرح ضد کارگرى و ضد انسانى اش را عقب انداخت اما بطور مخفى و به تدريج در صنايع وابسته به نفت تعدادى از کارگران را اخراج کردند، باز خريد کردند و دوباره بطور "قراردادى"، "موقت"، و "پيمانى" بدون مزايا استخدام کردند. فکر ميکنم در کل سطح صنايع نفت، گاز و اکتشافات و حفاريها و پتروشيمى دولت اسلامى قصد دارد ١٠٠ هزار نفر را بيکار کند. فعلا حمله را از پتروشيمى شروع کرده اند. اما مبارزات متحد کارگران و کارمندان با تشکيل مجامع عمومى در مجتمع هاى آبادان، اصفهان، اراک، و خارک پيش ميرود.

کارگر کمونيست: در جهت مقابله با بحران اقتصادى رژيم، اقتصاددانان آمارهاى عجيبى درباره ضرورت بيکارسازيها در ميان کل کارگران ايران و همچنين در صنعت نفت مطرح کرده اند که رژيم هم آنرا نفى نکرده است. نظر شما چيست؟

محمد مزرعه کار: محمد حسين اديب کارشناس اقتصادى در دانشگاه اصفهان طى نوشته اى در يک در يک سايت اينترنتى در تاريخ ٢٢ آبان ١٣٨٢ ميگويد: "در صنايع بالاى ٥٠ نفر در ايران ٩٢٧٠٠٠ نفر پرسنل وجود دارد که حداقل ٦٠٠٠٠٠ نفر مازاد هستند."، "از ١٢٥٠٠٠٠ نفر در وزارتخانه هاى دولت يک ميليون مازاد هستند، از ١١٥٠٠٠٠ نفر در آموزش و پرورش ٧٠٠٠٠ نفر مازاد هستند، در وزارت نفت حداقل ١٠٠٠٠٠ نفر نيروى مازاد وجود دارد."

اين حرف محمد حسين اديب که يک اصلاح طلب غير حکومتى طرفدار بازار آزاد است را جمهورى اسلامى تکذيب نکرده است. براى همين من فکر ميکنم دولت اسلامى قصد دارد ١٠٠٠٠٠ نفر را از صنايع نفت، گاز، و پتروشيمى بيکار کند. اينجا ضرورت اتحاد، تشکل و همبستگى پالايشگاهها، حفاريهاى نفت، شرکت ملى نفت، گاز و مجتمع هاى پتروشيمى با کارگران و کارمندان معترض پتروشيمى در اراک، اصفهان، خارک، و آبادان حياتى است. هيچ بخش از کارگران و کارمندان صنايع نفت با وجود جمهورى اسلامى امنيت شغلى ندارند.

کارگر کمونيست: مبارزات کارگران پتروشيمى چه از نظر هماهنگى در اراک و خارک و اصفهان و آبادان و چه از نظر تداوم مبارزه کارگران و وادار کردن رژيم به احتياط برجستگى خاصى داشته است. از نظر شما نقطه قوت و همچنين نقاط ضعف مبارزه کارگران کجاست؟

محمد مزرعه کار: مبارزات کارگران پتروشيمى عليرغم ضعفها خوب پيش ميرود. اينکه هفته اى ٣ روز در مجع عمومى جمع ميشوند نقطه قوت است. انتخاب نمايندگان براى مذاکره خوب است اما مذاکرات بايد علنى و در حضور تمام اعتصابيون باشد. در محيط سربسته تشخيص نماينده واقعى با نماينده سازشکار و زود قانع شونده معلوم نيست. نمايندگان هميشه به پشتيبانى و حمايت يکپارچه نياز دارند. وقتى مقامات دولت در حضور همه کارگران اعتصابى مذاکره بکنند، نمايندگان دست بالا را دارند و به ندرت فريب ميخورند. مبارزه با دولت اسلامى فقط با اعتصاب کارگران پتروشيمى پيروز نميشود. دولت اسلامى قصد دارد ١٠٠٠٠٠ نفر را از تمام صنايع ايران بيکار کند. اين شتر بيکارى و بى خانمانى که امروز در خانه کارگران پتروشيمى خوابيده است به سراغ پالايشگاههاى نفت اصفهان، بندرعباس، اراک، تهران، کرمانشاه، شيراز، تبريز هم خواهد آمد. بنابراين بهتر است که پالايشگاههاى نفت ذکر شده بالا مجامع عمومى خودشان را تشکيل بدهند و کميته همبستگى با کارگران اعتصابى پتروشيمى ايجاد کنند تا متحد و متشکل و يکپارچه در مقابل هجوم وحشيانه جمهورى اسلامى مقاومت کنند و رژيم را به عقب نشينى وادارند. بنظر من شکل اعتصاب غذا هيچ فايده اى که ندارد هيچ، بلکه قواى جسمى و روحى کارگران را هم ضعيف ميکند. اعتصاب غذا اصلا شکل مبارزه کارگرى نيست، اين را بگذاريد براى نمايندگان "اصلاح طلب" مجلس اسلامى که ١٢ ساعت روزه ميگيرند و اسمش را اعتصاب ميگذارند. صبحانه و شام مفصل را از دسترنج کارگران ميخورند و نمايش مبارزه براى اصلاح اين رژيم جنايتکار ميدهند. کارگران بايد حمايت جوانان، دانشجويان، زنان و معلمان را هم جلب کنند. فرزندان دانش آموز کارگران اعتصابى پتروشيمى بايد براى دفاع و حمايت از والدينشان بر در و ديوار شهر شعار بنويسند، همان کارى که دانشجويان کمونيست در ١٦ آذر امسال پلاکارد حمايت از اعتصاب کارگران پتروشيمى را بلند کرده اند. کارگران پتروشيمى حتى بايد با همسران و فرزندانشان در محل مجمع عمومى ها جمع شوند. بيکار سازى يعنى هجوم به زندگى خانواده هاى کارگرى. همسران و فرزندان کارگران هم بايد کمک کنند و تمام مردم را نسبت به حرکت اعتصابى کارگران پتروشيمى مطلع کنند و صندوق حمايت مالى تشکيل دهند. اعتصاب معدنچيان انگليس با کمک خانواده هايشان يکسال دولت تاچر را خوار و ذليل کرد. کارگران جهان يک سرنوشت را دارند. بايد از يکديگر يارى بگيرند و به هم کمک کنند تا پيروز شوند.

کارگر کمونيست: مبارزات کارگرى در ايران هر روز در ابعاد وسيع وجود دارد، اما عمدتا تدافعى است و در مقابل تهاجم رژيم به ابتدائى ترين حقوق کارگران است. چگونه کارگران از اين وضعيت تدافعى ميتوانند خارج شوند و قدرتمندتر عليه رژيم و تهاجم آن دست به تعرض بزنند؟ مشخصا در نفت و پتروشيمى چکار بايد کرد؟

محمد مزرعه کار: کارگران حتى در يک مسابقه فوتبال هم اگر شرکت کنند هميشه نميتوانيد دفاعى بازى کنند. تيم فوتبال برزيل هميشه هجومى بازى ميکند براى همين بهترين تيم فوتبال دنياست. هر تيمى که وارد ميدان ميشود از رنگ طلائى تيم برزيل وحشت ميکند. طبقه کارگر ايران ٢٥ سال است که در حالت دفاع و نسبت به عمل هجوم جمهورى اسلامى عکس العمل نشان ميدهد. در شرايط حاضر که با سالهاى ٦٠، سالهاى هجوم به فعالين کمونيست جنبش کارگرى، بسيار متفاوت است لازم است که کارگران ابتکار عمل مبارزه عليه جمهورى اسلامى را در دست بگيرند. کارگران اگر در لاک دفاعى براى فقط امنيت شغلى، يا بدتر از آن فقط براى پرداخت دستمزدى که به تعويق افتاد عکس العمل نشان بدهند کارى از پيش نميبرند. بايد پرچم مطالبات طبقه کارگر ايران را در هر اعتصاب، در هر اعتراض و در هر مصاف با جمهورى اسلامى با افتخار بلند کرد. طبقه کارگر براى نجات همه مردم، زنان، جوانان، دانشجويان، معلمان، و پرستاران و کارمندان دولت بايد يکپارچه و متحد با تشکيل مجامع عمومى منظم، با کميته هاى حمايت و همبستگى وارد ميدان مبارزه شود و شر کثيف اين حکومت اسلامى را از سر مردم ايران بردارد. جمهورى اسلامى از بيرون و داخل در حال ضعيف شدن است. هر روز عمر ننگين اين حکومت به ضرر کارگران و همه مردم است. کارگران هيچ سلاحى جز سازماندهى و اتحاد و تشکيل منظم مجمع عمومى ندارند. کارگران نفت و پتروشيمى بايد خواستار امنيت شغلى تضمين شده، افزايش دستمزد ٣ تا ٤ برابر، حق اعتصاب و حق تشکل، ممنوعيت بيکار سازى، و حق کار براى جوانان آماده بکار را علنا در قطعنامه ها با صداى بلند و شفاف اعلام کنند. اگر جمهورى اسلامى نميتواند به اين خواسته ها جواب دهد بهتر است گورش را کم کند و قدرت سياسى را طبقه کارگر در دست بگيرد. تشکيل مجمع عمومى نطفه هاى شرکت کارگران و مردم در سرنوشت خودشان است. اتحاد و تشکل و سازماندهى از نان شب هم ضرورى تر است.

کارگر کمونيست: حکومت اسلامى در کنار سرکوب و زدن نان شب کارگران به اشکال مختلفى تلاش ميکند که ميان کارگران تفرقه ايجاد کند، از تقسيم بندى کارگران به کارگر و کارمند تا قراردادى و پيمانى کردن کارگران و غيره. راه مقابله با اينها از نظر شما چيست؟

محمد مزرعه کار: سيستم هاى سرمايه دارى در سراسر جهان هميشه در حال تفرقه انداختن هستند و علت اينکه تا حالا در مقابل پيروزى کارگران و انقلاب کارگرى دوام آورده اند هم همين است. در آمريکا کارگران را به سياه، سفيد، مکزيکى و سرخ پوست تقسيم ميکنند، در هند بودائى و مسلمان را علم ميکنند، در ايران هم کارگران را بر حسب زن يا مرد بودن، مذهبى يا مذهبى نبودن، کرد، فارس و ترک بودن تقسيم ميکنند و بدتر از آن در شکل استخدام براى استثمار کردن شديدتر کارگران را به کارمند، کارگر، قراردادى و پيمانى تقسيم ميکنند. به جز مقامات بالاى صنعت نفت تفاوت چندانى بين کارمند با کارگر نيست. براى ترس از اتحاد و تشکل کارگران در پالايشگاه آبادان جمهورى اسلامى ٩٠ درصد کارگران را کارمند کرده است اما زندگى همه چه کارگر چه کارمند را سياه کرده است. در اين دام نبايد افتاد. اتحاد پرشکوه کارگران و کارمندان در اعتصاب پالايشگاه آبادان در انقلاب ٥٧ بياد ماندنى است. همه بايد برابر و آزاد باشند چه کارگر، چه کارمند، چه معلم، چه دانشجو، چه زن و چه مرد.

کارگر کمونيست: مساله عدم تشکل هاى توده اى کارگرى يک مشکل جدى طبقه کارگر در ايران است و در اوضاع متحول سياسى ايران بيش از هر زمان به قدرت کارگران بعنوان يک طبقه لطمه زده است. جواب شما چيست؟

محمد مزرعه کار: رسما روى کاغذ طبق قانون اساسى اسلامى کارگران و کارمندان حق تشکيل شوراهاى واقعى خودشان را ندارند. اما در طول تمام سالهاى حکومت ضد کارگرى اسلامى کارگران نفت هرگاه که ضرورى و لازم شده است مبارزات متحد و يکپارچه اى را در مقابل جمهورى اسلامى سازماندهى کرده اند. طبقه کارگر هميشه محافلى از کارگران کمونيست و سوسياليست را در درون خودش آموزش ميدهد. در شرايط حتى سخت و دوران سياه ديکتاتورى اسلامى اين محافل کارگرى با هم ارتباط دارند براى اينکه دردشان يکى است. در اين دوره از مبارزات، جمهورى اسلامى ديگر توان سرکوب علنى مبارزات کارگرى را ندارد. تجربه فعالين جنبش کارگرى در طول سالهاى دو رژيم شاه و جمهورى اسلامى اينست که بطور طبيعى در مجمع عمومى جمع ميشوند، نمايندگان را انتخاب ميکنند و شوراهاى واقعى را در روند حرکت تشکيل ميدهند. مجمع عمومى اکنون در اعتصاب کارگران پتروشيمى نقش کليدى دارد. کارگران ساير بخش هاى صنعت نفت بايد مجامع عمومى را تشکيل بدهد. ميتوان تشکيل کميته مشترک مجامع عمومى کارگران نفت، گاز، و پتروشيمى را هدف اين دوره قرار داد. حتى براى موثر بودن بيشتر مبارزات کل طبقه کارگر ايران مثلا در اصفهان ميتوان مجمع عمومى مشترک کارگران پالايشگاه اصفهان، ذوب آهن و فولاد مبارکه را تشکيل داد. کارگر هرچه بيشتر متحد باشند رسيدن به اهدافشان آسانتر است. هميشه توازن قوا، و عمل به موقع کارگران کمونيست و آگاه نقش برجسته اى ايفا ميکنند نه قوانين ضد کارگرى و ضد انسانى جمهورى اسلامى در مورد تشکيل ارگانهاى توده اى کارگران.

کارگر کمونيست: درباره بحث انجمن صنفى و سنديکاى مطرح شده از طرف وزارت کار و سازمان جهانى کار نظرتان چيست؟

محمد مزرعه کار: تا آنجا که به خود دولت برميگردد روشن است، طرح دولت براى به بند کشيدن مبارزه کارگران در شرايط جديد و بدليل بى خاصيت شدن ديگر ارگانهاى جاسوسى اش در مقابل کارگران است. در خارج حکومت، طرفداران خط انجمن صنفى و سنديکا گرايش اصلاح طلب و سازشکارند که مسائل کارگرى را از زاويه ضرورت و بقاء سرمايه نگاه ميکنند. در سالهاى ٦٠ که رهبران کمونيست و شورائى نقش اساسى در هدايت و رهبرى جنبش کارگرى داشتند، سنديکاليست هاى ما يعنى طرفداران حزب توده و فدائيان اکثريت در خدمت ارگانهاى سرکوب نظير سپاه پاسداران، انجمن هاى اسلامى و شوراهاى اسلامى بود. اينها نقش بسيار مخربى را در همکارى و لو دادن رهبران کمونيست داشتند چون رژيم اسلامى را ضد امپرياليستى ميدانستند، به رهبران عملى و کمونيست که اعتصابات و اعتراضات کارگران را عليه جمهورى اسلامى سازماندهى ميکردند مارک عوامل امپرياليسم ميزدند و سرکوب و اعدام کمونيست ها را با پوزخند جشن ميگرفتند. دست بر قضا جمهورى اسلامى بعدا سراغ همين خدمتگذاران توده اى و اکثريتى خود رفت و تعدادى از اينها را نيز اعدام کرد و سپس برخى از آنان سکوت پيشه کردند و عقب نشستند. با وزيدن باد "اصلاحات" دو خرداد دوباره غش کردند و از پشتيبانى دولتهاى اروپائى در دفاع از اين جناح رژيم اسلامى از هول حليم در ديگ افتادند و صحنه سياست در جنبش کارگرى را بى رقيب و خالى يافته اند. اينها مخالفان و دشمنان ترسو شوراها و کمونيستها و قدرت گيرى طبقه کارگرند. بدون علت نيست يکى از همين "سنديکاليست" هاى ميدان خالى ديده بنام آقاى "فرهاد خ." در مصاحبه "اخبار امروز" نشريه اينترنتى "سازمان پرافتخار اکثريت" بيان داشته اند: "احزاب سياسى بدنبال کسب قدرت هستند اما نيروى کار جهانى به دنبال رشد است". ايشان وحشت دارد نام طبقه کارگر را بکار بگيرد و ميگويد "نيروى کار جهانى" به "دنبال رشد"! کدام رشد؟ رشد سرمايه دارى يعنى فقر و فلاکت کارگران و بهشت و ثروت سرمايه داران. ايشان فکر ميکنند کارگران نميدانند که سنديکاليسم پايه احزاب سرمايه دارى در جنبش کارگرى است. احزاب اصلاح طلب و ليبرال به درون جنبش کارگرى نفوذ ميکنند که طبقه کارگر و حزب سياسى اش قدرت را بدست نگيرد. او ميخواهد بگويد که با سياست کارى ندارد اما دروغ ميگويد، عدم شرکت کارگران در سياست يعنى قدرت گيرى احزاب سرمايه دارى و تداوم فقر، بيحقوقى، و گرسنگى کارگران و رواج فحشا و اعتياد در جامعه. اين سنديکاليست ها هم کاملا سياسى اند و سياستشان جلوگيرى و مانع گذاشتن بر سر حرکت طبقه کارگر براى کسب قدرت سياسى است. اين يعنى عملا در خدمت احزاب سرمايه دارى قرار گرفتن. اصلا سنديکاليست ها يک جز از برخى احزاب بورژوائى هستند، چون خواهان حفظ نظام سرمايه دارى اند. ميخواهد کارگران را در سنديکا محدود و به بند بکشد تا در اتاق هاى سربسته با سرمايه داران براى حقوق ناچيز کارگران چانه بزنند. در دوره انقلابى اين گرايش سازشکار بشدت ضعيف است. بطور واقعى در جنبش کارگرى رهبران کمونيست با کميته هاى اعتصاب، مجامع عمومى، شوراهاى واقعى و همه قدرت به دست شوراها همراه با حزب کمونيستى و کارگرى خود اين سنديکاليست ها و خطشان را به حاشيه خواهد راند. سنديکاليست هاى واقعى در کشورهاى غربى با اين جماعت طرفدار جمهورى اسلامى تفاوت جدى دارند. فعالين کارگرى سنديکاليست در غرب ضمن اينکه کلا در چهارچوب سرمايه دارى محدود هستند اما براى کمى بهتر شدن وضع کارگر در همين نظام هم کارى ميکنند. اما اين طيف خدمتگزار رژيم فقط مگس هاى لجنزار ديکتاتورى کثيف جمهورى اسلامى اند. فقط در دوران سياه شکست جنبش کارگرى در پناه ارگانهاى سرکوب رژيم اظهار نظر ميکنند و فرصتى پيدا ميکنند تا با حمايت و هورا کشيدن براى انجمن هاى صنفى رژيم کارگران را به سازش با سازمان تجارت جهانى بکشانند. تنها راه واقعى کارگران براى رسيدن به آزادى و برابرى و يک زندگى مرفه و انسانى در اولين گام تشکيل مجمع عمومى کارخانه است، که بايد با تکامل آن به شوراهاى انقلابى کارگران و همراه با تنها حزب واقعى و سياسى اين دوره حساس در ايران يعنى حزب کمونيست کارگرى ايران براى کسب قدرت سياسى تلاش کرد.

کارگر کمونيست: حکومت اسلامى از اينکه کارگر نفت بار ديگر بعنوان "رهبر سر سخت ما" بميدان بيايد بشدت وحشت دارد و بهمين دليل در پى تضعيف قدرت کارگران نفت است. شما بعنوان يکى از رهبران مبارزات کارگران نفت در دوره انقلاب ٥٧ چه ارزيابى از وضعيت کارگران نفت در شرايط امروز داريد و پيام و پيشنهادتان به آنان چيست؟

محمد مزرعه کار: هر فعال کمونيست در جنبش کارگرى بدرستى ميداند که رهبران سرسخت و مبارز و کمونيست صنعت نفت در دوره انقلاب ٥٧ چه نقش عظيم و برجسته اى در قطع صدور نفت و سرنگونى رژيم شاه ايفا کردند. و در واکنش به آن حرکت عظيم و تعيين کننده رهبران اعتصابات نفت، بلافاصله دول اروپائى در کنفرانس گوادلوپ تصميم گرفتند که براى جلوگيرى از قدرت گيرى کمونيست ها و طبقه کارگر ايران، سريع قدرت را از شاه براى ادامه سرکوب "رهبران سرسخت نفت" به حکومت اسلامى و خمينى بدهند. بيدليل نبود که بدستور خمينى از پاريس رفسنجانى و بازرگان با هليکوپترهاى نظامى شاه به پالايشگاه نفت آبادان فرستاده شدند تا انقلاب ما را در روز روشن جلو چشمان اندوهگين ما نفتگران بربايند و بعد در نتيجه جنگ ايران و عراق متشکل ترين بخش طبقه کارگر ايران را پراکنده سازند. و علاوه بر اينها کارگران مجبور شده اند که از دست دادن رهبران عزيز و کمونيست پالايشگاه آبادان نظير فرج الله دشتيانى، جمشيد فريدون فر، رضا مرادى، محمد جعفرى را که دستگير، شکنجه و اعدام کردند و يک کمونيست عزيز ديگر بنام مهدى تميعى را که پس از سالها شکنجه و اخراج از کار سرانجام دو سال پيش جانش را از دست داد بايد تحمل کنند. با وجود همه اينها جمهورى اسلامى از مبارزات متحد و يکپارچه کارگران نفت هنوز وحشت دارد. ما اين دوره سياه ٢٥ ساله را پشت سر گذاشته ايم. اين دوره جديدى است که مبارزات و اعتراضات کارگران پتروشيمى در دو ماهه اخير شروع شده است. کارگران براى تضمين امنيت شغلى، افزايش دستمزد و رفاه بايد از لاک دفاعى مبارزه عکس العملى بيرون بيايند و با اتحاد و يکپارچگى تمام بخشهاى صنايع نفت، گاز و پتروشيمى آماده تعرض و هجوم به جمهورى اسلامى بشوند. آن دوره ٥٧ حزب کمونيست کارگرى وجود نداشت و طبقه کارگر بدون وجود يک حزب کارگرى و کمونيستى با بيشترين تلاشها، فداکاريها و جانفشانى ها نميتوانست به قدرت سياسى دست يابد. هميشه آرزو ميکردم ايکاش منصور حکمت ٢٠ سال زودتر به دنيا ميامد تا ما بتوانيم حزب کمونيست کارگرى را در انقلاب ٥٧ در کنار خود داشته باشيم تا ثمره آن همه زحمات شبانه روزى رهبران عملى و کمونيست نفت به آسانى بدست رژيم اسلامى و خمينى نميافتاد. امروز اما با مسرت بايد گفت که اين حزب در صحنه حاضر است. اعتصاب کارگران پتروشيمى ادامه دارد و بايد با پرچم مطالبات روشن حق اعتصاب، حق تشکل، ممنوعيت اخراج، بيمه بيکارى براى همه و برابرى زن و مرد آماده تعرض و هجوم به جمهورى اسلامى مانع اصلى آزادى، برابرى، رفاه و خوشبختى باشند. حمايت دانشجويان در ١٦ آذر امسال تحسين برانگيز است، حرکت موثر و عظيم فعالين حزب کمونيست کارگرى در عقيم گذاشتين فروش آيت الله شيرين عبادى به مردم ايران از طرف دولتهاى اروپائى ستودنى است، و مهمتر از همه تشکيل کنگره چهارم حزب کمونيست کارگرى ايران بصورت علنى و پخش آن از طريق تلويزيون اينترنتى روزنه براى هزاران نفر از علاقه مندان جنبش کمونيسم کارگرى فوق العاده است. ضمن تشکر از تمام نمايندگان و مهمانان کنگره چهارم اسناد و قطعنامه هاى کنگره چهارم، مشعل آزادى، برابرى و حکومت کارگرى را در مقابل صحنه سياست ايران بلند کرده است. فعالين و رهبران کمونيست در اعتصابات کارگران پتروشيمى اراک، اصفهان، خارک و آبادان بايد از تمام اين ابزارها و قطب نماهائى که حزب کمونيست کارگرى در کنگره چهارم در اختيار آنان گذاشته اند نهايت استفاده موثر براى پيشبرد مبارزاتشان و کسب حمايت و همبستگى از دانشجويان، زنان، جوانان، معلمان، پرستاران و کارمندان بنمايند. براى پايان گرفتن تهديد بيکارسازى و تضمين يک دنياى انسانى، مرفه، آزاد و برابر سرنگونى جمهورى اسلامى اولين گام است.

در پايان ميخواهم اين نکته را يادآور شوم که انديشه هاى عميقا انسانى کارل مارکس، شخصيت عظيمى چون منصور حکمت را برايمان به ارمغان آورد، تا ما کارگران ايران با حزبى که منصور حکمت در طى ٢٠ سال تلاش شبانه روزى ساخت، يعنى حزب کمونيست کارگرى، بتوانيم جهان سرمايه دارى را تغيير بدهيم و آزادى، برابرى و حکومت کارگرى را بنا کنيم. راستى راستى دارم باور ميکنم اين سخن گرانبهاى کارل مارکس را که "گل همينجاست، همينجا برقص".

محمد مزرعه کار نفتگر سابق پالايشگاه آبادان - اول ژانويه ٢٠٠٤