کارگر کمونيست

 شماره ۴ -  بهمن ۱۳۸۲،  فوريه ٢٠٠۴
Email:  kargar_komonist@yahoo.com
Fax:  001 309 404 1794
 
 
اعتصاب کارگرى و "بخطر افتادن جان مردم"!
farhang_03@yahoo.com على فرهنگ
 

يکى از وظايف رسانه هاى دولتى و غير دولتى طرفدار نظام سرمايه دارى مقابله با جنبش کارگرى است. هر جا که مى توانند بر عليه فعاليتها و اعتراضات کارگرى سمپاشى کرده و تا آخرين لحظه سعى دارند دروغ تحويل مردم دهند. تحريف اهداف اعتصاب کارگرى، مقابل قرار دادن کارگران در مقابل منافع مردم و تلاش براى جلوگيرى از بروز اعتصاب يا به شکست کشاندن آن از تمهاى اصلى برخورد رسانه ها به اعتصابات کارگرى است. هر جا که کارگر وارد اعتصاب مى شود و يا حتى اعلام مى کند که ميخواهد فلان روز به مدت چند ساعت اعتصاب کند، فورا جاى صندلى ها عوض ميشوند و مسئله اى که رسانه ها و صاحبان سرمايه را با هم يک صدا مى کند مسئله رفاه و امنيت و آسايش مردم است!

اين نوع برخورد رسانه ها به اعتصاب کارگرى همه جا رواج دارد. به يکى دو مورد در انگلستان اشاره ميکنم. وقتى کارگران بخش قطارهاى زير زمينى لندن اعلام کردند که چند روز ديگر بخاطر افزايش دستمزد و امنيت شغلى دست به اعتصاب خواهند زد، بلافاصله در "اخبار" مسئله به خطر افتادن جان مسافران بر اثر شلوغى و کمبود قطار مطرح ميشود و در مقابل اعتصاب و کارگر قرار ميگيرد. مى گويند آن روز مردم به خاطر پيروزى تيم راگبى انگلستان مى خواهند جشن بگيرند و امکان اينکه مردم زيادى در حال رفت و آمد باشند و ازدحام کنند و جانشان بخطر بيفتد، وجود دارد. يعنى اينکه اگر کسى آن روز بميرد و يا خون از دماغش بيايد کارگر قطار مقصر است! ميگويند کارگران قطار به فکر جيب خود هستند و "جشن پيروزى ملى" تيم راگبى برايشان مهم نيست. ميگويند کارگران به "خدمات اجتماعى" فکر نمى کنند. اما اگر روز اعتصاب آن روز نبود آن وقت مى گفتند مصادف است با خريد کريسمس مردم. اعتصاب کارگران باعث مى شود که مردم نتوانند خريد کريسمس کنند. به صاحبان مغازها آسيب مالى مى رسد. به اقتصاد کشور لطمه مى خورد، ترافيک مى شود، مردم به سر کار نمى روند و به ضرر مردم است. اگر اعتصاب روز ديگرى باشد به توريسم و "درآمد ملى" کشور لطمه مى خورد، تصوير بدى از کشور بدست ميدهد. اگر تابستان باشد مردم از گرما مى ميرند. اگر زمستان باشد مردم از سرما مى ميرند. خلاصه همه اين حرفها را مى زنند و اين تبليغات سوء را مى کنند که اين اعتصابات را به ضرر مردم و ديگر بخشهاى کارگرى جلوه دهند. مى ترسند مبادا مردم بخواهند از اعتصاب کارگران حمايت کنند و يا خودشان بفکر همان خواسته ها افتاده و يا دست به اقدام بزنند. مى خواهند کارگر قطار را از مردم جدا کنند. طورى تبليغ مى کنند که انگار کارگران قطار جزو اين جامعه نيستند. دشمن مردم اند و مى خواهند اخلال کنند، خواسته شان با مردم فرق دارد و به فقط به فکر جيب خود هستند. مى گويند و مى نويسند که اين بخش از کارگران حقوق زيادى مى خواهند در حالى که مثلا بخش رانندگان اتوبوس مزدش خيلى کمتر از آنها مى باشد. خلاصه زمين و زمان را به هم مى بافند که مانع فلان اعتصاب و حمايت از آن و يا موفقيت آن بشوند. اين جوهر تمام "اخبار" اين رسانه هاى بى وجدان و مزدور در مورد اعتصاب کارگران است.

مدتى پيش با اعتصاب پرستاران و بخشهاى ديگر بيمارستانها هم همين کار را کردند. از مردم سئوال مى کردند که با اين اعتصاب جان بيماران بخطر مى افتد آيا شما با اينکار موافق هستيد؟ انگار پرستارى که سالهاى سال از بيماران مراقبت کرده و يا حتى بارها جان آنها را نجات داده يکشبه تصميم گرفته است که بيماران خود را به قتل برساند. مى پرسيدند که کارگران بخش فلان حقوقشان خيلى کمتر از پرستاران است آيا شما فکر نمى کنيد که اين خواست پرستاران غير عقلانى بنظر مى رسد؟ انگار نشسته اند و نقشه کشيده اند که چطور توقع مردم را پائين نگه دارند. چطور اين خواستهاى انسانى را سرکوب کنند و چطور اين جنبش را شکست بدهند. نمى پرسند که آيا تامين مايحتاج عمومى براى کسى که صبح تا شب مشغول بکار است حق وى مى باشد يا نه؟ نمى گويند آيا شما که شانس يک بار زندگى کردن را داريد مى خواهيد در رفاه و آسايش زندگى کنيد و يا مى خواهد در فقر و بدبختى سگ دو بزنيد؟ نمى گويند آيا حق آن خانم پير است که پس از بيست سال پرستارى از مردم در آسايش زندگى کند يا در زمستان در گوشه خانه اش از سرما بميرد؟ اينها را نمى پرسند چون مى دانند که چه جوابى خواهند گرفت.

با اعتصاب کارگران آتش نشانى هم همين کار را کردند. گفتند اگر کارگران آتش نشانى اعتصاب کنند مردم در آتش سوزى مى ميرند. مردم در تصادفات مى ميرند. يکى ار کارگران آتشنشانى در مقابل گفت اگر شما بفکر جان مردم هستيد چرا حقوق ما را اضافه نمى کنيد که برويم سر کارمان و جان مردم را نجات دهيم. و چرا داريد به اسم مدرنيزه کردن کارگر آتش نشانى را بيکار مى کنيد و با اين کار جان مردم را بخطر مى اندازيد؟! کارگر ديگرى مى گفت من که سالها مشغول نجات دادن جان مردم بوده ام و اين کار را هم دوست دارم. تو که دوتا دوتا ماشين جگوار سوار مى شوى (اشاره به جان پرسکات وزير داخلى انگلستان) چرا نمى خواهى حقوق مرا اضافه کنى که بتوانم کرايه خانه ام را بپردازم؟!

اعتصاب يکى از راههاى مهم و اساسى است که کارگر مى تواند در مقابل سرمايه دار ابراز وجود کند. اگر سرمايه دار به خواست کارگر تن ندهد، چاره اى جز اعتصاب براى کارگر نميماند. کارگر مثل سرمايه دار امکان اينکه هر وقت به نفع اش نبود سرمايه هايش را از يک رشته به يک رشته ديگر منتقل کند و يا در بانک بگذارد و بهره اش را بخورد ندارد. مثل نماينده مجلس، فرمانده ارتش، مقام بالاى فلان شرکت و اداره نيست که حقوقش هر سال اتوماتيک اضافه شود. وى مجبور است براى اضافه دستمزد، براى بيکار نشدن، براى بهتر کردن زندگى و خلاصه نجات از اين زندگى پر از حقارت و کمبود دست به اعتصاب بزند. اعتصاب برايش اولين مرحله از مبارزه نيست بلکه خيلى مواقع آخرين راه مبارزه براى دستيابى به خواسته هايش است. راه ديگرى برايش نگذاشته اند.

حقيقت اين است که بدون وجود اين رسانه ها، کنترل جامعه و يا تحريف اعتصابات کارگرى و در نهايت حاکم کردن افکار طبقه حاکم غير ممکن مى شد. اين ابزار براى آنها به انداره ارتش و سلاحهاى سرکوبشان مهم است. به اميدى نابودى نظامشان.

٢٨ نوامبر ٢٠٠٣