پنجشنبه،  ٥  مرداد  ۱۳۸٥ -  ٢٧  ژوئيه  ۲۰۰٦

    کارگر کمونيست  ٣٩

               اى ميل:  kargar_komonist@yahoo.com

     سايت:  www.wpiran.org/kk-index.htm

سرسخن

آمادگي براي بعد از اعتصاب و اعتراض

كاظم نيكخواه

يك روش مقابله حكومت و كارفرمايان با اعتراضات و اعتصابات كارگري اينست كه وقتي كارگران متحد و مصمم در برابر آنها مي ايستند آنها عقب مي نشينند و با خواستهاي كارگران موافقت ميكنند و بعد كه كارگران به سر كار رفتند و آبها از آسياب افتاد، به سراغ فعالين اعتصاب و حركت اعتراضي ميروند و آنها را اخراج يا اگر بتوانند دستگير ميكنند. نمونه هاي متعددي از اين وضعيت را در همين چند ماهه گذشته شاهد بوده ايم كه يك نمونه برجسته مربوط به كارخانه ايران خودرو بود كه بعد از اعتصاب تعداد ٥٠ نفر از كارگران به جرم شركت در اعتصاب اخراج شدند. و آخرين نمونه مربوط به كارخانه "اروم پيام" اروميه است كه همين چند روز پيش صورت گرفته است. كارگران اين كارخانه روز ١٧ تير در اعتراض به سطح نازل دستمزدهايشان و با خواست حق مسكن٬ حق خواربار و بن و حق اضافه كاري و افزايش دستمزدهايشان دست به اعتصاب زدند. اين اعتصاب يك روز ادامه پيدا كرد و كارفرما قولهايي به كارگران داد و آنها به سر كار برگشتند. اما در خبري كه در سايت كارگري جمهوري اسلامي "ايلنا" آمده اينطور ميخوانيم " در پي اعتصاب يك روزه كارگران شركت تعاوني توليدي و توزيعي" اروم پيام" اروميه كه چندي پيش روي داد، مسئولان اين شركت تصميم گرفته اند كه با عوامل اعتصاب برخورد نمايند! به گزارش خبرنگار گروه كارگري ايلنا از مركز آذربايجان غربي، در تازه ترين اقدام، مديريت شركت 4 تن از كارگران را اخراج كرد."

نمونه ها كم نيستند و اين يك روش شناخته شده دولت و سرمايه داران است. به اين دليل اين بسيار مهم است كه كارگران براي بعد از هر اعتصاب و اعتراضي هم آمادگي خودرا حفظ كنند و تصميمات لازم را بگيرند. واقعيت اينست كه از دست دادن هر تك نفر از فعالين و رهبران كارگري يك ضربه جدي به كارگران و قدرت اعتراض و اعتصاب آنهاست و موقعيت آنها را در برابر كارفرما و دولت بطور جدي تضعيف ميكند. بنابرين اگر كارگران نتوانند سد محكمي در مقابل اين نوع تعرض حكومت و كارفرمايان ايجاد كنند، عملا بعد از هر اعتراض و اعتصابي حتي يك اعتصاب موفق ممكن است در موقعيت ضعيف تري قرار گيرند. ميتوان گفت اعتصابي موفق است كه خواست كارگران عملي شده باشد و هيچ كارگري اخراج يا دستگير نشده باشد. سوال اينست كه چه بايد كرد كه دولت و مقامات حكومت و مديريت نتوانند به كارگران تعرض كنند و فعالين كارگري را اخراج يا دستگير كنند؟ قطعا اعتصاب و اعتراض را نميتوان به اين دليل كنار گذاشت و كارگر بدون اعتصاب و اعتراض نميتواند زندگي كند. اما اگر با اعتصاب و اعتراض جمعي ميتوان كارفرمايان و دولت و مقاماتش را عقب نشاند، با همين اتحاد و اعتصاب ميتوان جلوي اخراج و دستگيري را هم گرفت. مساله اينست كه معمولا كارگران وقتي خواستهايشان را گرفتند به سر كار ميروند و پراكنده ميشوند و وقتي كه چند نفر از كارگران موثر و با نفوذ اخراج يا دستگير شدند ديگر جمع كردن كارگران و ايجاد هم نظري در ميان آنها و دست زدن به اعتصاب مجدد ساده نيست. بهمين دليل اين كار بايد قبلا صورت گرفته باشد. و همه كارگران بدانند كه اگر چند نفر را مديريت اخراج كرد يا حراستي ها و نيروهاي انتظامي دستگير كردند چه بايد بكنند. چگونه بايد جمع شوند. سراغ چه كسي بروند. چه اقداماتي را بايد انجام دهند. و الخ.

مهمترين مساله همين آمادگي از پيشي است. رهبران كارگري بايد بتوانند قبل از شروع اعتصاب و تجمع و اعتراض كارگران را دور هم جمع كنند و جدا از خواستها و نحوه پيشبرد اعتصاب و غيره، در مورد مرحله بعد از اعتصاب نيز در ميان آنها هم نظري ايجاد كنند. كارگران بايد روشن باشند و هم پيمان شوند كه قاطعانه جلوي هر اخراج و هر دستگيري اي مي ايستند. بايد اين مساله را امر خود بدانند. بايد روشن باشند كه اتحاد و قاطعيت آنها شرط پيروزي است. بايد مطمئن باشند كه با اتحاد و قاطعيت ميتوانند همكاران خود را به سر كار باز گردانند. اين هم نظري و هم پيماني براي بعد از اعتصاب شرط اصلي هرگونه تحرك و مبارزه اي در مرحله بعد از اعتصاب است. اگر اين شرط وجود داشته باشد ابتكارات بسيار متنوعي از جانب خود كارگران به كار گرفته ميشود تا كارگران اخراج شده به سر كار باز گردانده شوند. برخي از نكات اصلي را اجازه دهيد اينجا ياد آوري كنيم:
١- ادامه اعتصاب و اعتراض و تجمع براي بازگشت به كار كارگران اخراج شده راه اصلي مقابله با توطئه كارفرما و دولت است. همانگونه كه اشاره شد اگر قبلا در اين مورد ميان كارگران همنظري بوجود آمده باشد كار بسيار ساده تر ميشود و آمادگي در همه كارگران از قبل وجود دارد.
٢- بايد فورا با اعلاميه و اطلاعيه كارگران اخراجي را با نام و نشان معرفي كرد و از همه كارگران و مردم در اين رابطه طلب حمايت و پشتيباني كرد.
٣- اكنون در ميان كارگران تجربه ايجاد ارتباطات بين المللي وجود دارد و در جريان اعتصاب كارگران به طرق مختلف با كارگران و رسانه ها در سطح بين المللي تماس ميگيرند و تقاضاي پشتيباني ميكنند. اگر اين ارتباط و پيوند در جريان اعتصاب بوجود آمده باشد، بسيار كمك ميكند كه بتوان از طريق آن به تعرضات كارفرما و دولت در مرحله بعد از اعتصاب نيز بخوبي استفاده كرد. دولت و كارفرمايان بايد بدانند كه در صورت اخراج هر كارگري اين كارگران در سطح بين المللي معرفي ميشوند و براي آزادي شان كمپين و كارزار بين المللي به جريان مي افتد.
٤- اين مهم است كه كارگران با حزب كمونيست كارگري تماس بگيرند و فورا خبر اخراج يا دستگيريها را به اطلاع حزب برسانند. و كارگران اخراجي را با نام معرفي كنند. همانگونه كه تجربه تاكنون نشان داده حزب دراين رابطه فورا اقدام ميكند و از طريق تشكيلاتهايش در كشورهاي مختلف كمپين هاي گسترده اي را سازمان ميدهد، كارگران را در سطح بين المللي از اقدام دولت يا كارفرما مطلع ميكند و آنها را فرا ميخواند كه براي بازگشت به كار كارگران اخراجي يا كارگران دستگير شده تلاش كنند.
٥- بايد صندوق همبستگي مالي تشكيل شود و كارگران اخراجي يا دستگير شده از نظر مالي مورد حمايت قرار گيرند. اين كارگران و خانواده هايشان نبايد بخاطر نقش فعالشان در اعتصاب زير فشار مالي قرار گيرند.

ميتوان بر اقدامات ديگري نيزدر اين رابطه تاكيد كرد. از جمله نقش مجمع عمومي، سازمان اعتصاب و غيره. اما بهر رو مهمترين مساله دخيل شدن همه كارگران در اين امر است. معمولا دولت و يا كارفرما با كش دادن موضوع سعي ميكنند كه مساله از داغيش بيفتد و مشمول مرور زمان شود. اما اگر بدانند كه هر اخراجي با ادامه اعتصاب و مبارزه همه كارگران و كمپين هاي گسترده همراه خواهد بود اين امكان از آنها گرفته ميشود و مجبور ميشوند عقب بنشينند. بايد مطمئن بود كه ترديد و محافظه كاري در اين مورد به ضرر همه كارگران است و برعكس اتحاد و قاطعيت و دخالتگري گسترده كارگران معمولا كارفرمايان را به عقب نشيني وادار ميكند. اين را تجربه بارها نشان داده است. بطور خلاصه تداوم فضاي مبارزه و اتحاد را بايد به هر نحو ممكن از قبل تضمين كرد.