پنجشنبه،  ۹  تير  ۱۳۸۴ -  ۳۰ ژوئن  ۲۰۰۵

    کارگر کمونيست  ۱۲

               اي ميل:  kargar_komonist@yahoo.com

     سايت:  www.wpiran.org/kk-index.htm

ما در صحنه نيستيم که بخت خود را بيازماييم، ما بدنبال پيروزي هستيم!

سخني درباره تحزب کمونيستي کارگران

حسن صالحي

ما بارها همه کارگران را به متشکل شدن و متشکل ماندن فراخوانده ايم. شعار "کارگران جهان متحد شويد" از دير باز شعار ما کمونيستها بوده است. ما گفته ايم و باز هم ميگوييم که کارگران بايد در سطوح مختلفي خود را متشکل کنند و اين سازمانيابي نه امري لحظه اي بلکه دائمي و هميشگي بايد باشد. اتحاد، سازمانيابي و تشکليابي کارگران حتي زماني که مبارزه معيني نيز در جريان نيست بايد ادامه يابد و به پشتوانه موفقيتهاي بيشتري براي کارگران تبديل شود. تاکيد بر تشکل و سازمانيابي کارگران به اين خاطر است که اولا قدرت کارگران در متشکل شدنشان است، و ثانيا دشمن طبقاتي کارگران متشکل است و بر اين دشمن طبقاتي متشکل نميتوان بدون داشتن صف متحد و متشکل فائق آمد. همانطور که گفتيم متشکل شدن کارگران ميتواند در سطوح مختلفي انجام بگيرد و اقدامات مختلفي در جهت و در خدمت اتحاد و تشکل کارگرن صورت بگيرد. تشکيل مجامع عمومي، کميته اعتصاب، صندوق اعتصاب، کميته ايجاد اتحاد کارگري عليه بيکاري، صندوقهاي تعاون مالي و غيره جلوه هايي از اين تشکليابي و اقدامات هستند که عمدتا به نيازهاي جاري مبارزات کارگري پاسخ ميدهد. علاوه بر اين ميشود به تشکل هاي سراسري و توده اي کارگران مثل شورا اشاره کرد که امر هدايت و پيشبرد سراسري اين مبارزات را بعهده دارند و در وقت خود بعنوان ارگانهاي اعمال قدرت توده اي عمل ميکنند. اما اين همه قضيه نيست. حقيقت اين است هيچکدام از اين سطوح سازمانيابي کارگري که بدان اشاره کرديم نميتواند موفقيت چشمگيري داشته باشد اگر تحزب کمونيستي کارگران وجود نداشته باشد. تحزب کمونيستي کارگران آن چسب دروني است که مبارزات جاري کارگري را به هدف نهايي سرنگوني سرمايه داري ربط ميدهد و عمل جمعي، آگاهانه و مستقل طبقه کارگر را در مراحل مختلف مبارزه بر عليه سرمايه داري تامين ميکند. تحزب کمونيستي بخصوص در شرايطي که جامعه در دو قدمي يک انقلاب قرار دارد يک نياز عملي و فوري جنبش طبقه کارگر براي تامين دخالت مستقل طبقه در مبارزه بر سر قدرت سياسي و اعمال رهبري او بر جنبش انقلابي مردم است. از همين رو ما کارگران، رهبران و فعالين کارگري را فرا ميخوانيم که با تشکيل سلولهاي و محافل کمونيستي، شبکه هاي کمونيستي کارگران و حوزه هاي حزبي صفوف خود را در حزب کمونيست کارگري ايران منسجم و متشکل کنند. بگذاريد بر اهميت اين موضوع قدري مکث کنيم.

اهميت و مبرميت تحزب کمونيستي کارگران

اهميت تحزب کمونيستي کارگران در اساس از تلاش طبقه کارگر براي رهايي از استثمار سرمايه داري ناشي ميشود. رهايي کارگران از قيد استثمار و بردگي مزدي بدون رهايي سياسي يعني فائق آمدن بر قدرت حکومت سرمايه داري ممکن نيست. اولين مانع در راه پيروزي و رهايي قطعي کارگران، دولت و حکومت سرمايه داري است که با ارتش، پليس، زندان، دادگاه، مجلس و پارلمان از حاکميت طبقه سرمايه دار دفاع ميکند. اين مانع بايد از سر راه برداشته شود و اين کار با مبارزه سياسي طبقه کارگر انجام ميگيرد. کارگران در مبارزه عليه قدرت جمعي طبقه سرمايه دار نيازمند حزب سياسي و تحزب کمونيستي هستند. حزب و تحزب کمونيستي کارگران آن ابزاري است که از طريق آن منافع عمومي و کلي طبقه کارگر در لغو مالکيت خصوصي و برپايي دنياي آزاد و انساني دنبال ميشود، سنگ بناي رهبري و هدايت موفقيت آميز هر مبارزه کارگري ساخته ميشود و همچنين در صحنه نبرد سياسي امکان دخالت مستقل کارگران در برابر احزاب مختلف سرمايه داري و بسيج بيشترين نيروي محرومان جامعه به گرد کارگران فراهم مي آيد. اما تحزب کمونيستي کارگران و بسيج و متشکل شدن آنها در حزب کمونيست کارگري ايران در شرايط کنوني از مبرميت ويژه اي نيز برخوردار است که خوب است به آن نيز بپردازيم.

نه فقط ما بلکه بسياري از تحليگران سرمايه داري نيز از بروز يک انقلاب قريب الوقوع در ايران خبر ميدهند. دامنه اعتراضات توده اي - که گوشه اي از آن را در در مخالفت با مضحکه انتخابات رژيم شاهد بوديم- هر روز گسترده تر ميشود، اعتصابات کارگري در ابعاد نسبتا گسترده اي در جريان است و اين در حالي است که خود رژيم هم به نفس افتاده است. حکومتگران به جان هم افتاده اند و هر يک ديگري را از آتش خشم و انقلاب مردم ميترساند. اينها پيش لرزه هاي انقلاب هستند. در اين ميان حزب ما، حزب کمونيست کارگري ايران، در حاکم کردن افق انقلابي بر جامعه مجدانه تلاش کرده است و از همين امروز با نمايندگي کردن خواستها و مطالبات راديکال و انساني مردم و نقش پيشتاز و رهبري کننده اش مهر خود را بر اين انقلاب زده است. به شکست کشاندن پروژه نجات جمهوري اسلامي از طريق جريان دوم خرداد و يا جايزه صلح نوبل، مقابله جدي با احتمال دخالت نظامي امريکا در ايران، مقابله پيگير با گرايشات قومي و دست راستي که از همين حالا ميخواهند مسير اعتراض و انقلاب مردم را به کجراه ببرند، گسترش دامنه نفوذ اجتماعي کمونيسم و راديکاليسم، منعکس کردن وسيع صداي اعتراض حق طلبانه مردم ايران در سطح بين المللي، سازماندهي صدها کمپين مبارزاتي در دفاع از کارگران و مردم ايران نمونه هايي از نقش حزب ما در تحولات پرشتاب جامعه ايران است. اين حزب به صدا و زبان انقلاب مردم تبديل شده است و تنها حزبي است که از سازماندهي انقلاب کارگري بعنوان مطلوب ترين و تنها راه خلاصي از دست جمهوري اسلامي حرف ميزند و بدان مشغول است. اگر مساله هر انقلاب گرفتن قدرت سياسي است و اگر مساله انقلاب کارگري گرفتن قدرت توسط کارگران و ستمديدگان است، حزب ما بعنوان تجلي اراده و عزم کارگران و استثمارشدگان، در صحنه سياسي ايران آماده است که اين وظيفه را با اتکا به نيروي متشکل کارگران به سرانجام برساند. اينبار بر خلاف انقلاب ٥٧ کارگران و ستمکشان از حزب انقلابي خود برخوردار هستند و يکي از شروط اصلي پيروزي انقلاب فراهم است. حزب ما در حال حاضر به نقطه اتکا يک انقلاب سراسري و يک جنبش ادامه کار طبقاتي تبديل شده است. اين حزب نقطه اميد کارگراني است که در مبارزات جاري خود از وسايل ارتباط جمعي حزب، روزنامه، راديو و تلويزيون، بعنوان اهرم فشاري براي به کرسي نشاندن خواستهايشان استفاده ميکنند.

ما در صحنه نيستيم که بخت خود را بيازماييم، ما در صحنه هستيم که با پيشروي بيوقفه و مداوم حزب پيروزي انقلاب آتي ايران را تضمين کنيم. يک شرط پيشروي طبقه ما اين است که کارگران، رهبران و فعالين کارگري هر چه بيشتري به دور حزب جمع شوند.. تا همين امروز به يمن نزديک به سه دهه کار و کوشش و فعاليت، جريان ما توانسته است که تصوير درستي از آنچه که واقعا کمونيسم هست، ارائه دهد و انواع سوسياليسم بورژوايي را به کنار زند. امروز منشاء روايت کمونيسم حاکم در ايران نه حزب توده و چريک فدايي و عقده هاي ملي و اسلامي بلکه جريان کمونيسم کارگري است. کمونيستي که اساس آن انسان و رهايي قطعي اوست. اعتبار کمونيسمي که ما نمايندگي ميکنيم چنان عيان است که آيت الله هاي رژيم هم از ميزان نفوذش حرف ميزنند و سرمايه داران کارگران را متهم به تبعيت از رهنمودهاي حزب ما ميکنند. اين اعتبار و اقبال کمونيسم کارگري در جامعه ايران بايد به نيروي مادي و سازماني نيز بدل گردد. متشکل شدن کارگران و رهبران عملي کارگري بدور حزب، در حوزه هاي حزبي، سازمانها و کميته هاي حزبي، و شبکه ها و محافل کمونيستي نزديک به حزب در اين شرايط يک امر فوري و ضروري است. بدون اين شبکه متشکل کارگران کمونيست از تشکيل کانون هاي رهبري انقلاب در محل نميتواند سخني باشد. بدون وجود اين سازمانيابي کمونيستي از ايجاد ارگانهاي قدرت و اعمال اراده انقلابي توده اي که در شرايط کنوني بسيار مهم هستند نميتواند خبري باشد. براي گرفتن قدرت ضروري است که هرچه وسيعتر در حزب کمونيست کارگري متشکل شد. "رهايي کارگر بدست خود" نميتواند متحقق شود چنانچه کارگران از تحزب کمونيستي برخوردار نباشند. نميشود پايه هاي قدرت سرمايه داري را در هم کوبيد اگر کارگران هرچه بيشتري به گرد اين حزب جمع نشده باشند. زمان تنگ است و ما بايد بتوانيم ريشه هاي حزب کمونيستي کارگران را با تشکيل هزار و يک شبکه و نهاد حول آن چنان در جامعه ايران بدوانيم که اين حزب بتواند در مقابل هر باد و توفاني و در مقابل دسيسه هاي گوناگون سرمايه داري سر پاي خود محکم بايستد و از منافع کارگران دفاع کند. تجربه نشان داده است که نفوذ و اعتبار اجتماعي به تنهايي براي پيروزي کافي نيست. بعنوان مثال نمونه چپ آلنده در شيلي و نمونه راست مصدق در ايران هر يک به زبان خود گواه اين ادعا است که جنبش هاي اجتماعي بدون سازماندهي پايه هاي اجتماعي خود در مقابل سرکوبگري بورژوازي هار نافرجام خواهند بود. اما صحبت فقط مقابله کردن با سرکوبگري سرمايه داري نيست. وجود قوا و دولت سرکوبگر فقط جلوه اي از مبارزه متشکل سرمايه داران بر عليه کارگران است. اين اژدها هزار سر ديگر هم دارد. منجمله هزار و يک حزب، سازمان و نهاد غير دولتي! از رضا پهلوي تا مجاهدين و از هخا و قوم پرستان تا ناسيوناليست هاي گوناگون، از ملي مذهبي ها تا سلطنت طلبان و غيره. اينها همه متشکل شده اند که از پايه هاي نظام سرمايه داري حفاظت کنند و بخصوص آنزمان که موقعيت سرمايه داري را در اثر اعتراضات و انقلاب مردم مثل امروز در خطر ميبينند به تقلا ميافتند که مبارزه انقلابي را ترمز کنند و اوضاع را در مسير منافع خود هدايت کنند. براي خنثي کردن اين تلاش هاي مذبوحانه بايد در محله و محيط کار هزاران کارگر کمونيست متشکل وجود داشته باشد که چهره هاي مختلف سرمايه داري را به مردم بشناساند و مردم را به انتخاب سياستها و اهداف انساني حزب کمونيست کارگري دعوت کند. بايد زماني که قوم پرستان در خوزستان و آذربايجان ميخواهند از اعتراض حق طلبانه مردم سوء استفاده کنند کساني با آمادگي قبلي در محل حضور داشته باشند که نگذارند مبارزات مردم دستمايه پيشرفت جريانات ارتجاعي شود.

شرط اينکه در مقابل بورژوازي که نه بطور فردي و خصوصي بلکه بطور متشکل از منافع خود دفاع ميکند به موفقيت دست يافت، مبارزه متشکل کارگران است. و شرط اينکه کارگران بتواند اين مبارزه متشکل را به سرانجام مطلوب خود يعني برقراري حکومت کارگري و ايجاد جامعه اي انساني و با رفاه و آسايش برسانند اين است که کارگران به گرد پرچم و حزب طبقاتي خود در ابعاد وسيعي متحد و متشکل شوند. اين حزب، حزب کمونيست کارگري ايران، حي و حاضر وجود دارد و از بوته آزمايش بارها با سربلندي بيرون آمده است. زمان، زمان حزبيت و سازمانيابي حزبي کارگران است. اين حلقه مهمي در به پيروزي رساندن انقلاب آتي ايران است. ضروري است که تشکل گريزي تحت نام "حفظ استقلال" و دشمني با تحزب کمونيستي کارگران تحت هر نامي که باشد از صفوف کارگران طرد شود. چنين طرز فکرهايي هيچ قرابتي با منافع کارگران ندارد و تنها منافع سرمايه داران در هراس از سازمانيابي و تشکيلات کمونيستي در صفوف کارگران را منعکس ميکند. ضروري است که اين روحيات با نقد و افشاي پيگير کارگران کمونيست جاي خود را به حزبيت و جمع شدن بدور حزب کمونيست کارگري بدهد. بدون در دست گرفتن و تکيه کردن به اين حزب، افق و چشم انداز کارگر کمونيستي که ميخواهد از شر سرمايه داري خلاص شود مکدر و ناروشن خواهد بود. بدون اين حزب، کارگري که براي حقوق عقب افتاده خود مبارزه ميکند يک تکيه گاه عمده خود را از دست ميدهد. بدون اين حزب و سياستها و اهدافش، آنچه که در انتظار جامعه ايران خواهد بود يک عراق ديگر است که مردمش در نگون بختي غوطه ورند.

رفقاي کارگر،

حزب کمونيست کارگري حزب شماست! با تشکيل محافل و سلول هاي کمونيستي نيرو و صفوف خود را به گرد آن منسجم و متشکل کنيد! هر کارگري و هر انسان شريفي که به دور و بر خودش نگاه کند، فورا حزب ما را با خواستهاي خود بهم بافته مييابد. چرا که آن هدفي که ما براي آن مبارزه ميکنيم حرف و آرزوي قلبي ميليونها انسان است که کسي در تاريخ معاصر ايران به اين روشني و شفافي نمايندگي نکرده و نگفته است. لغو استثمار و بردگي مزدي، استفاده برابر از نعمات زندگي، تخصيص امکانات جامعه در خدمت رفاه و آسايش مردم، آزادي انسان از قيد هرگونه تعصب، خرافه و مذهب، جدايي دين از دولت و کوتاه کردن دست مذهب از زندگي مردم، لغو آپارتايد جنسي، برابري کامل زن و مرد، آزادي عقيده و بيان و تشکل، کاهش ساعت کار، افزايش دستمزدها، بيمه بيکاري مکفي براي همه افراد بيکار، تامين آموزش و درمان، مسکن و بهبود خدمات عمومي و بالاخره اعمال نظارت و کنترل آزادانه خود کارگران و مردم براي تامين اين خواستها و مطالبات، آن چيزي است که حزب کمونيست کارگري براي تحقق آن تلاش و مبارزه ميکند. حزب ما در مقابل رژيم رو به مرگ جمهوري اسلامي پرچم اين مطالبات و خواستها را بلند کرده و همه مردم را فرا ميخواند که در مبارزه عليه جمهوري اسلامي و دشمنان رنگارنگ مردم حول اين خواستها صفوف خود را متحد و بسيج کنند. ما حزبي هستيم که براي دستيابي به اين مطالبات و اهداف، ميخواهيم وسيعترين نيروي معترض و انقلابي جامعه را در اين حزب متشکل کنيم و براي همين هم فراخوانمان به کارگران و همه انسانهايي که دلشان براي آزادي، برابري و سعادت انسانها ميتپد اينست که هر چه وسيعتر به اين حزب بپيوندند. اگر ميخواهيد که مبارزه و تلاش هر روزه تان براي دستيابي به رفاه و خوشبختي بازيچه دست نيروها و سياستمداران طبقات دارا نشود و نهايتا به کجراه نرود، به حزب ما بپيونديد.

به گرد اين حزب متشکل و متحد شويد تا امروز و فرداي زندگي مان را بهبود جدي بخشيم!