پنجشنبه،   ۱۲ خرداد  ۱۳۸۴  -   ۲  ژوئن  ۲۰۰۵

    کارگر کمونيست  ۱۰

               اي ميل:  kargar_komonist@yahoo.com

     سايت:  www.wpiran.org/kk-index.htm

راه مقابله با تهديد، احضار، و دستگيري کارگران

حسن صالحي

hasan_salehi2001@yahoo.com

يکي از حربه هاي جمهوري اسلامي سرمايه داران براي به شکست کشاندن اعتصابات و مبارزات کارگري، احضار، ارعاب، دستگيري و بازداشت کارگران معترض و رهبران اعتراضات کارگري است. حکومت اسلامي در طول ٢٦ سال حاکميت اختناق و سرکوب خود از اين حربه بطور سيستماتيکي استفاده کرده است. در جريان مبارزات و حرکات کارگري اخير نيز جمهوري اسلامي به دفعات به چماق بازداشت و تهديد کارگران معترض متوسل شده است. احضار محسن حسن زاده فعال کارگري در کارخانه ريسندگي و بافندگي کاشان به وزارت اطلاعات، دستگيري و بازداشت صادق اميري عضو و نماينده علي البدل کميته پيگيري براي ايجاد تشکل هاي آزاد کارگري، بازداشت طولاني مدت پرويز سالاروند کارگر ايران خودرو که توسط حراست اين شرکت دستگير شد، و بالاخره محاکمه و احضار به دادگاه فعالين و برگزارکنندگان اول مه سال ٨٣ سقز نمونه هايي از اقدامات سرکوبگرانه جمهوري اسلامي در مقابله با حرکات و جنبش اعتراضي کارگران هستند. براي به شکست کشاندن سياست تهديد و ارعاب، دستگيري و بازداشت کارگران معترض و فعالين کارگري چه مي توان کرد؟ البته نمونه کارهاي انجام شده براي خنثي کردن اين سياست در مواردي که در بالا اشاره شد الگو هاي خوبي را در اختيار ما ميگذارد که در ادامه اين نوشته بدان خواهم پرداخت. اما قبل از هر چيز لازم است اشاره اي به اين داشته باشم که امروز مبارزه و نبرد کارگران تحت چه شرايطي دارد اتفاق ميافتد.

اين اولين و آخرين بار نيست که جمهوري اسلامي به تهديد و ارعاب کارگران معترض و فعالين کارگري ميپردازد. يکي از دوره هاي بسيار سياه در تاريخ اين حکومت يورشهاي وسيع و وحشيانه رژيم اسلامي به کارگران در سال ٦٠ است که قربانيان زيادي از طبقه کارگر گرفت. رژيم با اين تهاجمات از يکسو موقعيت سياسي خود را تحکيم کرد و از سوي ديگر با کشتار و زنداني کردن رهبران عملي کارگري عقب نشيني هاي زيادي را به کارگران تحميل نمود. البته چند سال پس از اين تهاجم جنبش کارگري در مقابل رژيم اسلامي سنگر بندي کرد و عليه فضاي بگير و ببند و سرکوب حکومت ايستاد. شرايط امروز اما به هر لحاظ با آن دوران سخت و سياه گذشته متفاوت است. نه حکومت که در بحران و تنگناهاي علاج ناپذير گرفتار آمده و با اعتراضات علني و گسترده مردم روبروست زورش مثل سابق است و نه وضعيت جنبش کارگري مثل آن دوران است. حقيقت اين است که ماشين سرکوب و جنايت جمهوري اسلامي اگر چه هنوز ظرفيت انجام کارهاي جنايتکارانه را دارد اما با مشکلات عمده اي روبروست. مشکل اصلي اين حکومت اين است که با اعتراض و مخالفت عمومي و علني مردم روبروست و توانايي خواباندن صداي اعتراض آنها را ندارد. خودشان گفته اند که اگر اعتراضات مردم بطور وسيع و گسترده ٦ ساعت ادامه پيدا کند، آنرا نميتوانند کنترل کنند. از طرف ديگر در شرايط حاضر حال و هواي ديگري بر جنبش کارگري حاکم است. کارگران براي پيگيري مطالبات خود با بکارگيري شيوه هاي مبارزه راديکال دست به مبارزه ميزنند؛ تلاشهاي وسيع و گسترده اي براي برپايي تشکلهاي واقعي کارگري در جريان است؛ همبستگي بين المللي با مبارزات کارگران ايران به يک وجه مشخصه دوره کنوني تبديل شده است؛ رهبران و فعالين کارگري دارند به چهره هاي شناخته شده مبارزاتي در عرصه کشوري و بين المللي تبديل ميشوند؛ و مبارزه براي خواستهاي سراسري نظير افزايش دستمزد سيماي تعرضي تر را به جنبش کارگري داده است. اين وضعيت از يکطرف دست و بال جمهوري اسلامي را در سرکوب اعتراضات کارگري ميبندد، و از طرف ديگر براي بروز هر مورد از سرکوب و تهديد رژيم امکان مقابله متحدانه کارگران براي شکست مفتضحانه رژيم وجود دارد. بايد بخاطر داشت که سياست سرکوب، دستگيري و زندان رژيم درصورتيکه کارگران قوي و متشکل در صحنه باشند نه فقط براي رژيم ديکتاتور سرمايه داري بي نتيجه خواهد بود بلکه بکارگيري اين سياست ميتواند به عکس خود تبديل شود. بياد بياوريد که حکومت نظامي اذهاري در زمان شاه نه فقط کارگران را به عقب نراند که با حضور قدرتمند کارگران نفت، طبقه کارگر در صف مقدم انقلاب براي سرنگوني حکومت پهلوي قرار گرفت. اکنون به چند فاکتور مهم در زمينه نحوه مقابله با دستگيري و تهديد کارگران معترض و فعالين کارگري ميپردازم.

اولين مساله ايجاد اين روحيه است که هيچکس حق دستگيري و بازجوئي از کارگران معترض را ندارد. تنها با وجود چنين روحيه اي است که ميتوان از همان شروع کار، يعني از همان لحظه اي که ميخواهند کارگري را دستگير کنند ميشود اعتراض کرد و سر و صدا راه انداخت. اجازه نبايد داد در خفا کسي را دستگير کنند و بعد به فکر اعتراض بيفتيم. چرا بايد کارگر معترض را احضار و بازجوئي کنند؟ مگر کارگري که از حق و حقوق رفقاي خود دفاع کرده است جرمي مرتکب شده، مگر آدم کشته است، مگر حق کسي را خورده است که بايد احضار شود! دوره ارعاب تمام شده است. هر دستگيري و احضار و بازجوئي بايد به عرصه اعتراض و مقابله با دولت تبديل شود. اگر شبانه به خانه کسي آمدند بايد همانجا شروع به سر و صدا کرد، اعتراض راه انداخت و همسايه ها را مطلع کرد و کاري کرد که آدم ربائي و شبانه مثل خفاشان به خانه مردم حمله کردن براي هميشه متوقف شود. مامورين متوجه شوند که فورا اهل محل باخبر ميشوند و جمع ميشوند و اعتراض ميکنند. متوجه شوند که ديگر در خفا نميتوان کسي را گرفت و برد. در مواقعي که کسي را احضار ميکنند فرصت بيشتري براي اعتراض وجود دارد و بايد به نکات زير توجه کرد.

١- اطلاع رساني

خبر دستگيري و احضار هر کارگر معترض و رهبر کارگري بايد سريعا منعکس شود. تلاش جمهوري اسلامي اين است که با احضار فعالين کارگري آنها را در خفا بترساند تا دست از مبارزه بردارند. و يا رژيم سعي ميکند که دستگيري فعالين کارگري را بگونه اي انجام دهد که بي سر و صدا باشد تا قضيه برايش گران تمام نشود. از همين رو بسيار اهميت دارد که بمنظور نقش بر آب کردن نقشه هاي رژيم کارگران باز و علني عمل کنند. ما مرتکب خطايي نشده ايم که از آن شرم و يا واهمه اي داشته باشيم. صحبت بر سر دفاع از حقوق انساني کارگران است و اين طبيعي ترين کاري است که هر کارگر بدان دست ميزند. اشتباه است که اگر فکر کنيم بدون سر و صدا توانسته ايم امنيت جاني دستگير شدگان را تامين کنيم. از قضا اين چيزي است که دستگاه امنيتي رژيم طالب آن است. وقتي که دستگيري و يا احضار هر کارگري با سر و صدا روبرو شود، رژيم در مخمصه ميافتد و دفعه بعد براحتي جرات نخواهد کرد که دستش را روي کسي بلند کند. در همين رابطه لازم است که اسم و مشخصات کارگران دستگير شده بهمراه عکس آنان منتشر گردد. در مورد فعالين اول ماه سقز با انتشار عکس و مشخصاتشان، آنها به افراد شناخته شده اي حتي در سطح جهاني تبديل شدند. همين باعث شده که رژيم در محاکمه آنها دست به عصا راه برود. چرا که ميداند توجه افکار عمومي بر روي سرنوشت اين کارگران متمرکز شده است. رژيم، کارگر بي نام و نشان را راحت تر از سر راه خود برخواهد داشت. بعلاوه مگر فعالين کارگري چه از سياستمداران بورژوا کم دارند که تا کوچکترين تهديدي متوجه آنها ميشود همه رسانه ها در موردشان حرف ميزنند و اسامي شان در بوق ميشود؟ رهبران و فعالين کارگري که براي اهداف انساني مبارزه ميکنند صد بار شايسته تر از آن هستند که مورد توجه قرار گيرند و تلاش شود که از دستگيري و تهديد رهايي يابند.

براي پخش وسيع خبر دستگيري و تهديد کارگران بايد از همه امکانات موجود بخوبي استفاده کرد. استفاده از تکنيک و وسايل مدرن ارتباط دسته جمعي نبايد فقط در انحصار سرمايه داران و دولتشان باشد. نوشتن نامه به روزنامه ها و خبرگزاري هاي داخلي و خارجي، استفاده از سايت هاي اينترنتي موجود و يا ايجاد سايت هاي ويژه در ارتباط با کمپين هاي کارگري، تماس با راديو و تلويزيونهاي مختلف و انجام و مصاحبه و گفتگو با آنها از جمله کارهايي است که مي توان انجام داد. بايد با سماجت و پيگيري امکان استفاده از اين امکانات را فراهم آورد. صداي اعترض کارگر با استفاده از هر وسيله اي بايد پژواک پيدا کند. ميکروفونها نبايد فقط در انحصار سياستمداران طبقه سرمايه دار باشد. راديو و تلويزيون انترناسيونال همانطور که تاکنون نشان داده است آماده است که منعکس کننده صداي کارگر، اعتراض او و همه انسانهاي شريف و آزاديخواه باشد. بايد از اين ابزار فعالانه استفاده نمود.

٢- همبستگي

دستگيري و تهديد کارگران بايد با همبستگي کارگران و مردم آزاديخواه براي آزادي فوري دستگير شدگان و رفع هرگونه خطري از کارگران جواب دندان شکني بگيرد. در اين رابطه لازم است که نمايندگاني براي جلب همبستگي و عمل مشترک به ساير کارخانجات اعزام شوند. خانواده هاي کارگري ميتوانند در سطح شهر براه بيفتند و با تهيه طومار، حمايت و پشتيباني مردم را از مبارزه کارگران همراه کنند. لازم است که به نهادها و سازمانهاي بين المللي کارگري نامه نوشت و از آنها درخواست اعلام حمايت کرد. تاکنون اتحاديه هاي کارگري بارها از مبارزات کارگران ايران پشتيباني کرده اند و رژيم اسلامي را بخاطر نقض حقوق پايه اي کارگران محکوم ساخته اند. ارسال نامه از سوي خانواده ها و همسران کارگران دستگير شده ابتکار جالب ديگري است که تاکنون بکار گرفته شده است و ميتواند خوب و موثر باشد. به اين ترتيب هرگونه اقدام سرکوبگرانه رژيم چه در سطح کشوري و چه در سطح بين المللي بايد با موجي از اعلام محکوميت جمهوري اسلامي و حمايت از خواستهاي کارگران پاسخ گيرد.

٣- تدارک و آمادگي قبلي

اين احتمال که هر مبارزه و اعتراض کارگري با خطر دستگيري رهبران و نمايندگان کارگران روبرو شود را بايد جدي گرفت و براي مقابله با آن آمادگي قبلي داشت. چرا که مبارزه نميتواند در نيمه راه متوقف شود. ضمن مبارزه براي آزادي کارگران دستگير شده، بايد کسان ديگري پا پيش بگذارند و جاي خالي آنها را پر کنند. کارگران ميتوانند از طريق مجامع عمومي براي انتخاب نمايندگان جديد اقدام کنند. رهبران و افراد قابل اعتماد کارگران بايد در شرايط ناهموار دستگيري سريعا دخالت کنند تا روحيه نااميدي و ياس بر کارگران غلبه نکند. براي همه اينها يک آمادگي و توافق قبلي ميان فعالين و رهبران کارگري احتياج است و اين نقشه بايد از پيش، حداقل نزد آنها، وجود داشته باشد.

٤- مبارزه دسته جمعي

هيچ کارگر دستگير و يا احضار شده اي نبايد به ناگهان خود را تنها احساس کند. فعالين کارگري، رهبران اعتراض و مبارزه کارگري هستند و بايد هميشه در احاطه کارگران بوده و مثل چشمانمان از آنها مراقبت و حفاظت کنيم. اگر کارگري با نامه قبلي به وزرات اطلاعات و يا حراست احضار ميشود، او نبايد به تنهايي به آنجا برود. همه را بايد خبر کرد و به اتفاق خانواده، فرزندان، بستگان، آشنايان و همه همکاران در محل حاضر شد. اگر ماموران رژيم بجاي يک کارگر با دهها نفر مواجه گردند، نميتوانند کار چنداني انجام دهند و مجبورند که دست از سر آن کارگر بردارند. چرا که ميدانند ساير کارگران پشت او را دارند و تنهايش نميگذارند. لازم است که محل بازداشتگاه و زندان هر کارگر دستگير شده به محل اعتراض کارگران و خانواده هايشان براي آزادي وي تبديل گردد. اين اعتراضات تا آزادي افراد دستگير شده بايد ادامه يابد و خانواده هاي کارگري با کاري که در محلات و سطح شهر ميکنند ميتوانند نيروي قابل ملاحظه اي را براي شرکت در اين اعترضات بسيج کنند. در همانحال اگر دستگيري کارگران بازداشت شده طولاني گردد بايد به فکر کمکهاي مالي به خانواده آنها و فرزنداشان بود و از طريق فشار آوردن به کارفرما، و ايجاد صندوق تعاون مالي کارگري و جمع آوري کمک مالي به کمکشان شتافت. کارگري که دستگير شده بايد مرتبا از سير وقايع باخبر باشد. بهترين خبر براي او اين است که بداند کارگران سراسر کشور و کارگران جهان بمنظور آزادي وي رژيم را زير فشار گذاشته اند، که بداند خانواده او به هزينه سرمايه داران و به همت رفقاي کارگرش تامين است، که بدانند جاي خالي او در صحنه مبارزه توسط سازمانيابي کارگران و افراد آماده ديگري پر شده و مبارزه افت نکرده است، که بداند رفقاي همکارش براي اينکه نگذارند موئي از سر او کم شود دست به اعتصاب زده اند و چرخهاي توليد را خوابانده اند و دنيا را روي سر خود گذاشته اند.

٥- مجمع عمومي

دستگيري و تهديد کارگران نشانه گويايي از بيحقوقي کارگران در يک جامعه است. آنجا که کارگران از حق قانوني اعتصاب و تشکل محروم هستند، بازداشت و تهديد کارگران يک اتفاق دائمي است. از همين رو مبارزه عليه دستگيري و ارعاب کارگران معترض بخش کوچکي از يک مبارزه وسيع تر است که بايد حول حق اعتصاب و تشکل دامن زد. اما پيشبرد همين مبارزه نيز به مبارزه سازمان يافته کارگران نيازمند است و مجمع عمومي امروز آن ظرفي است که ميتواند اعتراض متشکل کارگران را کاناليزه کند. اينکه مجمع عمومي را سريعا و هرگاه کارگران اراده کنند ميتوان تشکيل داد، اينکه هر کارگر کارخانه بطور طبيعي و بدون هيچگونه دعوتنامه و ثبت نامه قبلي عضوي از مجمع عمومي است، اينکه در مجمع عمومي همه کارگران داراي حقوق برابر هستند و امکان ابراز نظر، انتخاب شدن، و انتخاب کردن براي همه هست، اينکه در مجمع عمومي حسابرسي و نظارت به کار نمايندگان و رهبران مستقيما و کاملا علني صورت ميگيرد، اينکه مجمع عمومي بهترين معيار و محک براي سنجش روحيه اتحاد و همبستگي کارگران و همينطور تصميم گيري براي دست زدن به اقدامات دسته جمعي است، اينها همه از جمله ويژگيها و قابليتهاي مجمع عمومي اين تشکل پايه اي توده اي کارگران است، که آن را به تشکل مطلوب، ممکن و موثر براي مبارزه کارگران بدل ميسازد. بايد تاکيد کرد که هيچ اعتراض کارگري بدون درجه اي از سازمانيابي به موفقيت نميانجامد و هر موفقيتي اگر تشکل و سازمانيابي کارگران را ضامن حفظ آن نسازيم پس گرفتني خواهد بود. بعلاوه بايد بخاطر داشت که تشکل و تشکليابي به روحيه مبارزاتي و رزمندگي در ميان کارگران خصلت دائمي ميبخشد چرا که کارگر ديگر خود را تنها احساس نميکند.

بطور خلاصه، ميتوان با حربه دستگيري و تهديد کارگران معترض مقابله کرد اگر نيروي متشکل کارگران در مجمع عمومي کارخانه با حمايت و پشتيباني وسيع ساير کارگران و مردم و همچنين همبستگي بين المللي کارگري و ارگانهاي تبليغاتي حزب طبقه کارگر ايران، حزب کمونيست کارگري، گريبان دولت و کارفرمايان را چنان بگيرد که رژيم نه تنها کارگران دستگير شده را آزاد کند بلکه اين مساله به عرصه اي براي کشاندن صدها کارگر ديگر به صحنه مبارزه تبديل شود.