کارگر کمونيست

 شماره ۵ -  ارديبهشت ۱۳۸۳،  آوريل ٢٠٠۴
Email:  kargar_komonist@yahoo.com
Fax:  001 309 404 1794
 
 
از صنعت نفت آبادان چه خبر؟
   
  متن زير بخشى از گفتگوى يک همکار نشريه کارگر کمونيست با يکى از کارکنان شرکت نفت آبادان است، هر دو نام مستعار هستند. (کارگر کمونيست)

شهرام رامش: مطلع شدم که شرکت نفت قرار است طى طرحى حدود ١٠٥ هزار نفر از کارکنان با سابقه خود را کنار بگذارد. آيا خبر تازه ترى است و يا همان ماجراى خصوصى سازيها و اخراج کارگران است که چند سال است از آن صحبت مى شود؟

سهراب مظفرى: خبر تازه ترى نيست غير از همان طرح خصوصى سازى که به آن اشاره کردى. ولى اين خصوصى سازى هم به نظر مى رسد که خيلى طول بکشد. مسئله به همين راحتى ها هم نيست.

شهرام رامش: چرا به همين راحتى ها هم نيست؟

سهراب مظفرى: الان بخشهايى از صنعت نفت را خصوصى کردند. هم احتياط مى کنند و هم اينکه براحتى نمى توانند کارکنان را اخراج کنند. احتياط ميکنند چون مى ترسند با دم شير بازى کنند. ثانيا، اگر اين همه نيروى کار ماهر را از کار بيکار کنند، آنوقت کى مى خواهد کار را انجام بدهد؟

شهرام رامش: تا حالا چقدر پيش رفته؟

سهراب مظفرى: پتروشيمى آبادان و ماهشهر را به بخش خصوصى سپردند، پتروشيمى آبادان را به پيمانکار تازه اى واگذار کردند که يک سرش به رفسنجانى وصل است. شنيدم که دارند يونيت روغن سازى در اصفهان را هم به بخش خصوصى مى دهند.

شهرام رامش: به پتروشيمى آبادان اشاره کردى، اعتراض سال پيش آنها به کجا رسيد؟

سهراب مظفرى: به خواستشان رسيدند. قضيه بر سر اين بود که کارکنان همچنان با شرکت نفت ارتباط ادارى و استخدامى را حفظ کنند. بخصوص وقتى پرسنل زمان بازنشستگى شان مى رسد اين برايشان مهم بود که به کدام صندوق وصل مى شوند. صندوق تامين اجتماعى يا صندوق شرکت؟ سر اين مسئله اعتراض بود که بالاخره کارکنان بردند. آخر اگر پرسنل به صندوق شرکت وصل باشند اولا بيمه آنها کامل است و لازم نيست فرانشيز بدهند. ( منظور از فرانشيز مبلغ معينى است که شخص بيمه شده بايد خود تقبل کند) به اين ترتيب آدم از مزاياى بهترى برخوردار است. بعلاوه کار صندوق تامين اجتماعى حساب و کتاب درستى ندارد. خلاصه تا آنجا که من خبر دارم شايد حدود ٢ ماهى اين قضيه طول کشيد. کارگران بهرده دارى البته کار را نخواباندند. ولى کارگران ساير بخش ها مثل خدمات و تعميرات بست نشسته بودند. کارگران بهره بردارى هم در ساعات استراحت و يا تعويض شيفت مرتب مى رفتند پيش کارگران اعتصابى و از آنها حمايت و پشتبيانى خود را اعلام مى کردند. بعد از عيد، وقتى که کارگران به خواستهاى خودشان رسيدند به سر کارهاى خود رفتند.

شهرام رامش: چه تعداد کارگر را تا حال اخراج کردند؟

سهراب مظفرى: شرکت نفت آبادان حدود ٥٥٠٠ نفر استخدامى رسمى و غير رسمى دارد و از پارسال تا به حال قرار بوده که ٣٥٠٠ نفر را اخراج کنند که تا به حال ٢٦٠ نفر را بيکار کردند. اينها هم البته بازنشسته پيش از موعد شدند، چون پرسنل رسمى بودند. يعنى اينکه علاوه بر مبلغى، حقوق بازنشستگى به آنها تعلق خواهد گرفت. البته خانه هاى شرکتى هم با پرداخت ٢-٣ ميليونى بعنوان وديعه، بهشون مى دهند. و بعد از حساب کردن سنوات کار شايد حدود ١١-١٢ ميليونى پول نقد تو دستشون مى ماند. بعلاوه کسانى هم که اخراج مى شوند، بعضا به دليل مهارتى که دارند توشط بخش خصوصى مجددا استخدام مى شوند. اين خصوصى سازى هم براى خودش يک داستانى دارد. بخش خصوصى در واقع آدمهاى خودشان هستند. دولت هم چوب حراج به مال مى زند و حاج آقاها هم پول خوبى به جيب. نمى دانم دولت تو اين وسط چقدر نصيبش مى شود. آخر بخشهاى مختلف شرکت نفت را به مناقصه مى گذارند و بعد هر که پول بيشترى پرداخت کرد، به او تعلق خواهد گرفت. ما که خبردار نمى شويم. ولى پولها از اين جيب به آن جيب مى شود. در هر صورت جاى دورى نمى رود!

شهرام رامش: کارگران پروژه اى شرکت الان وضعشان چطور است؟

سهراب مظفرى: شايد ١٢٠٠ کارگر پروژه اى وجود داشته باشد. اينها البته بخشى از همان ٣٥٠٠ نفرى بودند که قرار بوده از کار بيکار بشوند. اينها از آنجايى که رسمى نيستند مى خواهند آنها را باز خريد کنند و حقوق بازنشستگى بهشون ندهند. اما کارگران تا به حال زير بار نرفتند. بعضى از اينها ١٢ سال سابقه کار دارند. اين کارگران وقتى شروع بکار کردند قرار بود که قرادادشان را هر سه ماه يکبار تمديد کنند ولى بعدش اينطور شد که آنها ماندگار شدند و البته بدون آنکه به استخدام رسمى در بيايند.