کارگر کمونيست

 شماره ۵ -  ارديبهشت ۱۳۸۳،  آوريل ٢٠٠۴
Email:  kargar_komonist@yahoo.com
Fax:  001 309 404 1794
 
 
گزارشى از شرکت کشت و صنعت مهاباد
   
  شرکت کشت و صنعت در مهاباد مجموعه اى است از توليد خوراک دام و طيور تا پرورش انواع دام و طيور. در قسمت توليد خوراک دام و طيور اين شرکت ٧٠ نفر پرسنل کارگر به کار اشتغال دارند. هيچيک از کارگران در شرکت مذکور به صورت رسمى استخدام نيستند بلکه کارگران در اين شرکت با امضاى قراردادهاى موقت سه ماه به کار مشغول ميشوند.

کارگران هر روز از ساعت ٧ صبح تا ٣٠:٢ بعد از ظهر بدون حتى حق خوردن و آشاميدن يک استکان چاى بايد کار کنند. ايمنى کار در اين شرکت بسيار پايين است. در قسمت توليد خوراک طيور با توجه به اينکه آنرا از پودر استخوان توليد ميکنند، در قسمت آسياب بايد از ماسک هاى استانداردى که حداقل تحمل ٧ ساعت تصفيه را داشته باشند، استفاده شود، چرا که گرد و غبار غليظى که داراى ميکروب و ويروسهاى فراوانى است در هوا پخش ميشود، بويژه چون بطور معمول استخوانها را از جوبهاى فاضلاب و سطلهاى آشغال قصابها و کله پزيها جمع آورى ميکنند و چون مغز استخوان که مرکز خون و جريان خون هر موجودى است که اگر اين در دماى زير صفر نباشد فاسد و براى زندگى يک انسان و هر موجودى مضر است. در حاليکه اين استخوانها نه در يخچال بلکه در فضاى آزاد و در جلوى نور خورشيد انبار ميشود و با بوى گند و متعفن به داخل کارگاه آورده و آرد ميشوند. با وجود چنين سطحى از آلودگى، ماسکى که پس از چندين هفته درخواست از سوى کارگران به آنان ارائه ميشود ماسک معمولى بيمارستان است که از پارچه نازکى تهيه شده که پس از باز کردن، از گرد استخوانها روى دهن و بينى کارگران گردى سفيد رنگ و کشنده مى نشيند.

جالب اينجاست که در اين شرکت تحت فشار سازمان بهداشت جهانى در خصوص کشورهاى جهان سوم مجبور شدند ساعتى را در روز جهت خوردن يک ليوان شير براى کارگران اختصاص دهند. البته نوشيدن يک ليوان شير که داخل آن گرد و غبار ميکروبى نشسته است، نوشيدن ليوانى سم است. اما اجراى اين کار يک هفته بيشتر طول نکشيد و و فقط به صرف اينکه زمان خوردن شير باعث اتلاف وقت ميشود آنرا از کارگران دريغ کردند، هرچند هنوز هزينه آن به حساب شرکت گذاشته ميشود تا رل اجرايى به اصطلاح استاندارد ها اجرا شده به نظر آيد.

در بخش ديگر اين کارخانه، روغن ماهى که يکى از ملزومات خوراک طيور است به اين مواد آلوده افزوده ميشود. روغن ماهى يکى از سمى ترين و مهلک ترين مايعات است و طبق استانداردهاى پزشکى موجود بايد در دماى زير صفر درجه، دور از نور آفتاب و در مکانى خشک و غير مرطوب نگهدارى شود. اما در اين بخش نيز هيچيک از استانداردهاى بهداشتى رعايت نميشود. بوى تعفن روغن ماهى کشنده است. جهت اضافه کردن روغن ماهى از پمپهايى با تلمبه هاى دستى استفاده ميشود که پس از اتمام کار، کارگران تا آرنج به روغن آلوده ميشوند و حتى تا ٣ الى ٤ روز هيچ بويى را بدرست تشخيص نمى دهند و يا طعم غذا ها را متوجه نميشوند، چرا که غلظت بوى روغن ماهى بيحد زياد است!

در ازاى کار در چنين سياهچالى که فقط بردگان در آن بکار کشيده ميشوند مزدى اندک به کارگران پرداخت ميشود. کارگران در اين شرکت با تمامى مزايا، اضافه کارى و حقوق پايه هر ماه ٦٥٠٠٠ يا ٧٠٠٠٠ تومان مزد ميگيرند! و بيشرمانه تر از اين نيست که کارگران در چنين شرايط برده وارى از کار چنين سطحى از دستمزد را ميگيرند. علاوه بر اين شرايط اسفناک کار و دستمزد ناچيز، مديران شرکت با زورگويى به کارگر و تهديد به اخراج بر گرده کارگران سوار بودند. از سوى اين مديران کارگران بسيارى تحقير شدند و از کار اخراج شدند و مورد استثمار و ستم قرار گرفتند.

ابراهيم عليزاده آذر

نادر نظامى دوست

ترکيه