اخباری از کارگران زندانی

در آستانه اول ماه مه شیث امانی و مظفر صالح نیا به اطلاعات نیروی انتظامی جمهوری اسلامی در سنندج احضار شدند

شیث امانی و مظفر صالح نیا صبح امروز به اطلاعات نیروی انتظامی شهر سنندج احضار شدند

با نزدیک شدن به اول ماه مه ( 11اردیبهشت روز جهانی کارگر) شیث امانی و مظفر صالح نیا از اعضای هیات مدیره اتحادیه آزاد کارگران ایران صبح امروز به اطلاعات نیروی انتظامی شهر سنندج احضار شدند و در رابطه با مراسم این روز مورد بازجوئی قرار گرفتند. در این بازجوئی مامورین اطلاعات نیروی انتظامی سنندج به این دو عضو هیات مدیره اتحادیه ازاد کارگران ایران اعلام کردند حق صحبت در باره مرحله دوم اجرای قطع سوبسیدها را ندارند و برای برگزاری مراسم اول ماه مه روز جهانی کارگر میباید اقدام به اخذ مجوز از فرمانداری سنندج بکنند و چنانچه این فرمانداری از دادن مجوز خودداری کرد آنان حق برگزاری مراسم روز جهانی کارگر و شرکت در آنرا ندارند و چنانچه اقدام به اینکار کنند با آنان بشدت برخورد خواهد شد.

اتحادیه آزاد کارگران ایران با محکوم کردن احضار و تحت فشار قرار دادن مظفر صالح نیا و شیث امانی بدلیل اقدام کارگران برای برگزاری مراسم روز جهانی کارگر اعلام میدارد بر پائی مراسم این روز جهانی حق مسلم کارگران ایران است و چنانچه نهادهای مسئول امسال نیز همچون سالهای گذشته از دادن مجوز برپائی مستقل مراسم این روز خودداری کنند کارگران ایران با اتکا به حقوق انسانی خود و قوانین پایه ای کشور دست به تجمعات خیابانی خواهند زد و ذره ای از حقوق اجتماعی خود در اعتراض به وضعیت مشقت بار موجود و گرامیداشت روز جهانی کارگر کوتاه نخواهند آمد.

اتحادیه آزاد کارگران ایران – 20 فروردین ماه 1393

انتقال محمد مولانایی از بیمارستان به زندان

ساعت ١٠ صبح روز یکشنبه ١٧ فروردین ماه ٩٣، محمد مولانایی کارگر زندانی که جهت معالجه پزشکی به مرخصی آمده بود به زندان برگشت.
این در حالی است که این کارگر زندانی هنوز تحت درمان بود و در بیمارستان مهاباد بستری بود. بعد از ترخیص از بیمارستان، بلافاصله به زندان برگردانده شد..
کمیته دفاع از کارگران زندانی مهاباد ضمن محکوم کردن این تصمیم که توسط دادستان مهابا د اتخاذ شده از کلیه وجدان های بیدار و کارگران تقاضامند است تا نسبت به این تصمیم دادستانی مهاباد، اعتراض خود را به هر شکلی که برایشان میسر است اعلام کنند.
محمد مولانایی کارگر بازنشسته شهرداری مهاباد است که 76 سال سن دارد و به اتهام دفاع از حقوق کارگران و عضویت در کمیته هماهنگی برای کمک به ایجاد تشکلهای کارگری توسط دادگاه مهاباد به یک سال حبس تعزیری محکوم شده و با وجود بیماری های متعدد که دچار او شده و پزشکان چند بار اعلام کردند که توان ادامه حبس را ندارد.
اما تا این لحظه قوه قضائیه هنوز به درخواست پزشکان و خانواده محمد مولانایی جواب نداده و اماده نیست تا این کارگر مریض و مسن را آزاد کنند.

کمیته دفاع از کارگران دستگیر شده مهاباد

نامه زندانی در بند وبلاگ نویس و فعال کارگری وحقوق کودکان به گزارشگر ویژه حقوق بشر سازمان ملل درامور ایران، آقای احمد شهید

من "بهنام ابراهیم زاده" ازدرون زندان اوین بند سیاسی 350 اوین که دوران حبس 5 ساله زندان خود را سپری می کنم،می باشم. در ابتدا لازم میدانم که بگویم بنده هیچ گونه وابستگی حزبی، سیاسی و حقوقی و جناحی به هیچ حزب و سازمان و گروهی ندارم.

این نامه از جانب یک زندانی محبوس است که تنها به جرم آشکار کردن بی عدالتی ها و دفاع از کودکان، کارگران و زنان از طرف دستگاه قضایی ایران به 5 سال حبس ناعادلانه محکوم شده است که در تمام مدت دوران حبس متحمل هزینه های فراوانی شده است.
آقای احمد شهید، آنچه که مرا باردیگر واداشته تا قلم به دست بگیرم نه فقط گذشت نزدیک به 4 سال از عمرم در پشت دیوارها و سیم خاردارها بوده، بلکه این احساس وارون حقایق و ژست حقوق بشری گرفتن توسط مأموران قضایی و امنیتی بوده که ظلم مضاعفی را براینجانب و خانواده ام تحمیل نموده اند.
شاید هنوز افراد زیادی هستند که نمی دانند چرا و چگونه بازداشت و محاکمه شده ام. اگر در مقابل این وارونه جلوه دادن حقیقت سکوت نمایم، خود نیز ظلم دیگری بر خود روا داشته ام.
اینک پس از گذشت 4 سال که پرده از حقایق فراوانی برداشته شده است، نه تنها برای من بلکه برای خیلی از کسانی که دستگاههای اطلاعاتی، امنیتی و قضایی را از نزدیک تجربه کرده اند تردیدی باقی نمانده که پشت به ظاهرفریبنده وپرده های شعارگونه،چه سختی ها وظلمهایی نهفته است.
بنده از آنچه که بر من گذشته برای آگاهی مردم و جامعه و در آخر مسئولانی که در این فجایع دست داشته اند مسایلی را ارایه نمایم تا شاید این اقدام گامی باشد در راستای کاهش اتفاقات مشابه.
آقای احمد شهید من قصد هیچ گونه جریان سازی جز بیان حقیقت و نگرانی خود و دیگر زندانیان ندارم. بنده از همان لحظه درگیری در خیابان توسط نیروهای امنیتی، دستبند بدست بوسیله کادرهای نیروی انتظامی به شدت مورد ضرب و شتم، حتاکی، فحاشی و رفتارهای غیر قانونی و انسانی قرار گرفته ام . توسط شدت ضربات وارده قفسه سینه ام و قسمتی از پایم به شدت آسیب دید،متعاقب آن به سلول انفرادی بند 209 وزارت منتقل شدم.

با انتقال من به انفرادی شروع ضرب و شتم و شرایط زندان سخت تر و غیرانسانی تر شد، چرا که حتی برای مداوای پزشکی من هم هیچ اقدامی نکردند.

آقای احمد شهید ضرب وشتم، حتاکی، فحاشی، توهین به خودم،مادرم،همسرم ازهمان لحظه اول بازجویی توسط بازجو وفرد دیگری که به عنوان شکنجه گر حضورداشت برروی من صورت می گرفت.
آنها با زدن دستبند به دستهایم، و چشمبند به چشمهایم امکان هرگونه تحرکی را از من سلب کرده بودند. تحمل انفرادی و بازجوییهای طولانی مدت و سایر موارد امری بود که باید به آن عادت میکردم.
درکناراین موارد درتمام مدت بازجو درگوشم می خواند که نظام آسیب دیده و شما به زودی اعدام خواهی شد. تحقق این وعده تا مدتها بارها وقتی درطول شبانه روز بدون هیچ توضیحی مرا ازسلولی به سلولی دیگر و ازبندی به بندی دیگر منتقل می کردند مرا در بیم وهراس قریب الوقوع بودن اعدام قرار میداد.
طی 80 روز انفرادی و بازجویی هیچوقت رنگ آفتاب را ندیدم. درادامه چنین فشارهایی ودرمجموع 4 ماه تحمل سلول انفرادی بند 209، بی خبری مطلق، عدم دسترسی به تلفن و عدم ملاقات با خانواده منجر به این پرسش در بین خانواده، اقوام، دوستان و رسانه ها شده بود که آیا "بهنام ابراهیم زاده" زنده است؟!
بعد از اتمام بازجویی و انفرادی بدین ترتیب بود که با دفاعیه و با گزارش کاری که برایم آماده شده بود به دادگاه رفتم اما نتیجه مواجه با بازجویی های پرحاشیه مأموران وزارت اطلاعات فرد را به آنجا میکشاند که حتی به دروغ بر علیه خود اعتراف کند .
این اعتراف منبع حکم ورأی قاضی نیز قرار می گیرد. چرا که در یک دادگاه چند دقیقه ای و فرمایشی بدون حق دفاع از خود 20 سال حبس ناعادلانه و محرومیت از ادامه فعالیتهایم محکوم شدم.
آقای احمد شهید اکنون بر اثر همین برخوردهای تند و خشن و افراطی بارها و بارها دست به اعتصاب خشک طولانی مدت زدم که منجر به آسیبهای شدید در نواحی گردن و گوش ودهان و کلیه هایم شده است. متأسفانه به دلیل عدم توجه مسئولان، مورد درمان پزشکی هم قرار نگرفتم.
در حال حاضرتنها فرزندم به سرطان خون مبتلا شده و همسرم هم نیز بینایی یکی از چشمانش مشکل پیدا کرده و نیاز به عمل جراحی دارد. با این حال با همچنان با درخواست مرخصی من، ملاقاتهای حضوری ،حتی ارتباط با خانواده و فرزند بیمارم در بیمارستان مخالفت می کنند.
آقای احمد شهید بی قانونی، بی توجهی به حداقل حقوق شهروندی، نادیده گرفتن حق دادرسی و چگونگی بازداشت و محاکمات غیر علنی و فرمایشی و دوره های طولانی مدت بازداشت بدون تفهیم اتهام در سلول های انفرادی در تمامی مراحل، زندانی سیاسی-عقیدتی از داشتن وکیل و حتی دیدار با وکیل تعیینی هم توسط دادگاه محروم میماند در پناه آن بی توجهی ،وضعیت پزشکی زندانیان زندانیان بیمار واذیت وآزار زندانیان به شیوه های گوناگون ازجمله تهدیدهای محیطی خودسرانه و دهها مورد دیگر که دولت بطور سیستماتیک بر زندانیان روا می دارند در این نامه نمی گنجد.
در پایان ضمن تشکر وقدردانی از بذل توجهتان به وضعیت حقوق بشر ایران امیدوارم تا دولتمردان ایران با درخواست ورود شما به ایران برای بررسی وضعیت حقوق بشر موافقت کنند.
باسپاس و تشکر
بهنام ابراهیم زاده