گزارشی از کارخانه نساجی بابکان و مصاحبه بایکی از کارگران این کارخانه                                                       

برگرفته از سایت شورا

  رمضان فلاحتی

 

کارخانه نساجی بابکان واقع در کیلومتر 7 جاده قدیم آمل به بابل در زمینی به مساحت صد هکتار با سرمایه گذاری بانک صنعت و معدن در سال 1354 تاسیس شده و تولید خود را از سال 1360 آغاز کرده است.

تا پیش از راه اندازی این کارخانه کارگران این شهر عمدتا در بخش کشاورزی و ساختمان و... کار میکردند هر چند کارخانه هایی مانند قند مازند، بیسکویت سازی هادیزاده ، دوخت خزر و جین مد سالها پیش از نساجی بابکان تاسیس شده بودند اما به علت کوچک بودن و بکارگیری کارگران بسیار کم نتوانستند در تغییر بافت اجتماعی شهر آمل نقش بسزایی ایفا کنند اما با تاسیس نساجی بابکان و بکار گیری حدود 1200 کارگر، این شهر به یکی از مراکز کارگری استان مازندران تبدیل شد.

سرمایه داران بخش دولتی و خصوصی که در قالب بانک صنعت و معدن جمع شده بودند تا با بهره کشی و چپاول دارایی ها و دسترنج مردم، به سود سرشار خود برسند در سالهای 1352- 1353 زمینهای کشاورزی جنوب روستای اجوار کلا را به ثمن بخس از کشاورزان تهیدست و مقروض خریدند و عملیات ساختمانی نساجی بابکان را با استفاده از نیروی کار ارزان کشاورزان بیکار شروع کردند.  به این ترتیب روستائیان اجوار کلا، هندوکلا، مدخیل، میله پاشا کلا، بوران، رشکلا و ده ها روستای دور و نزدیک و بیشتر از همه روستائیان اجوارکلا و مدخیل در دو زمینه مورد چپاول و غارت قرار گرفتند. 1- زمینهای مرغوب و مسطح برنج کاری خود را مفت از دست دادند 2- در ساختن نساجی بابکان خود و فرزندانشان به عنوان عمله و کارگر ساختمانی به عنوان نیروی کار ارزان مورد بهره کشی قرار گرفتند با این امید که در فردای نزدیک خود و فرزندانشان به عنوان کارگر نساجی مشغول به کار شوند اما کارخانه جهت تضمین سود آوری خویش، قوانین و مقررات خود را داشت و حتی یک سوم بیکاران و اهالی این دو روستا را به کار نگرفت. از طرف دیگر از 1200 کارگری نیز که این کارخانه بکار گرفته بود تا کنون حدود 500 نفر از کارگران آن به بهانه های رنگارنگ پیش از موعد باز نشسته و یا باز خرید شده اند این سیاست در ارستای تضمین سود هر چه بیشتر کارخانه با دو هدف زیر صورت گرفته: ا- استفاده از کارگران جوان و تازه نفس در قالب قراردادهای موقت و سفید امضا جهت فرمانبری هر چه بیشتر کارگران با دستمزدهای کمتر، ازطرف دیگر  کارفرما هر وقت که اراده کند براحتی میتواند آنان را اخراج نماید بی آنکه کارگران اخراجی بتوانند به جایی شکایت کنند و در صورت شکایت نیز در اینگونه قراردادها کسی جوابگوی آنان نیست. 2- کارگران قرارداد موقت به علت وضعیت لرزان و لغزان خود ، هرگز فرصت نمی یابند سازمانها و نهادهای مبارزاتی خود را  جهت دفاع از حقوقشان در کارخانه تشکیل بدهند بنابر این کارفرما از مقاومت و مبارزات صنفی کارگران در امان می ماند.

نساجی بابکان  به بهانه های مختلفی همچون دیگر نساجی های کشور در سال 1383 به بخش خصوصی واگذار شد. بخش خصوصی نیز در عرض چند ماه نه تنها کاری از پیش نبرد بلکه بدهی کارخانه به کارگران افزایش یافت. کارگران که چندین ماه دستمزد خود را دریافت نکرده بودند در آذر ماه 1383 در مقابل فرمانداری شهرستان آمل تجمع اعتراضی برگزار کردند که با قول مساعد و وعده و وعید مسئولان به سر کار برگشتند ولی در دی ماه 1383 وقتی خلف وعده مسئولان را دیدند مجددا دست از کار کشیده و جاده آمل به بابل رابستند. این اقدام کارگران باعث شد تا نساجی بابکان از بخش خصوصی پس گرفته و دوباره در اختیار بانک صنعت و معدن قرار داده شود.

با این دست به دست شدن کارخانه از دی ماه 1383 به اینطرف هنوز افق روشنی در مقابل کارگران قرار نگرفته است مسئولان نساجی به بهانه این که فروش کارخانه خوب نبوده و محصولات مشابه از کشورهایی مانند پاکستان، چین و کره بازار را اشباع کرده است از پرداخت حقوق معوقه کارگران طفره میروند به این دلیل کارگران مجددا در تاریخ 23 فروردین ماه 1384 دست از کار کشیده و خواهان حقوقهای عقب افتاده خود و همچنین تامین امنیت شغلیشان شدند.

با وضعیتی که وجود دارد به نظر میاید که مشکلات کارگران در این کارخانه همچنان ادامه خواهد داشت چنان که در بسیاری از کارخانجات کشور نیز وجود دارد این مشکلات زمانی بر طرف خواهد شد که 1- کارگران به منافع خود آگاه شوند 2- شوراهای واقعی خود را ایجاد نمایند 3- حول این شوراهای واقعی برای استیفای حقوق خویش متحد شوند 4- به همبستگی سراسری خود بیاندیشند.

برای آشنایی هر چه بیشتر با مسائل و مشکلات کارگران این کارخانه گفتگویی را با یکی از کارگران آن انجام داده ایم که مشروح آنرا میخوانید.

شورا : خودتان را معرفی کنید.  سکوت....

چند سال داری؟   چهل و چهار سال

چند ساله که در این کارخانه کار میکنی؟  22 سال

از کی در اینجا مشغول شدی؟  تازه از سربازی برگشته بودمسال 1362 بود بیکار بودم و توسط آشنایی که در نساجی بابکان داشتیم استخدام شدم.

کارگری کردن هم مگر آشنا میخواهد؟ ای بابا کجای کاری، بدون آشنا سلمانی هم نمیتوانی بروی. (میخندد)

خوشحال بودی؟ خیلی، 6 تا برادر بودیم و 4 تا خواهر. پدرم زمین کوچکی داشت، برنج مصرفی خودمان را به زور میداد، ما مجبور بودیم کار کنیم.

چه کارهایی میکردید؟ هر کاری که پیش میامد، چاه کنی، عمله گی، چوپانی، کشاورزی.

چرا دوست داشتی کارگر کارخانه بشوی؟ چون دائمی بود، ماه به ماه حقوق داشتم، کارهای قبلی ام بد نبودند ولی همیشگی نبودند. اینجوری جرات نمیکردم ازدواج کنم.

یادت هست چقدر حقوق میگرفتی؟ 12 هزار تومان

چقدر درس خوندی؟ دیپلم

دیپلم چه رشته ای؟ فرهنگ و ادب

چرا ادامه ندادی؟ نمی کشیدم.

آیا فکر میکردی کارگر بشوی؟ چیه مگه؟!

هیچ چی همینجوری ، کارگر شرف داره به هر چه آدم مفتخور و....

لطفا عصبانی نشو، یادت هست اولین بار که حقوق گرفتی، چه کار کردی؟ 2 هزارتومان را خودم برداشتم بقیه را بردم خانه.

به کی دادی؟ به مادرم

چرا؟ ما برادرها و حتی پدرم هر چه پول در میاوردیم میدادیم به مادرم، خرج خانه با او بود.

چرا؟ چونکه پدر که هیچ وقت، وقت نداشت برود خرید همیشه کار میکرد از صبح تا شب.

با آن دوهزارتومان چه کار کردی؟ یک چتر برای خودم خریدم 800 تومان، 200 تومانش را با دوستم رفتیم سینما، هزار تومان هم پول توی جیبم ماند.

نام فیلم را به یاد داری؟  (مکث میکند) یادم نمی آید.

چه شد که دوستت را دعوت کردی؟ بدهکارش بودم.

توضیح بده؟ از سربازی که آمده بودم یک روز مرا به سینما دعوت کرده بود. من هم باید تلافی میکردم...(میخندد)

بیمه هم بودی؟ بله

استخدام رسمی بودی؟ بله، آن سالها قراردادی و قرار داد موقت و پیمانی نبود. نمیدانم اگر هم بود آشنای ما خیلی خرش میرفت....

کدام قسمت کار میکردی؟ روی دستگاه هشت لا

سخت بود؟ کارش نه، فقط سر و صدا زیاد بود. هفته اول که رفتم داخل سالن چند شب گوش درد گرفتم، حتی گوشهایم چرکی شدند.

دکتر هم رفتی؟ نه

چرا؟ میترسیدم بگویند نازک نارنجی هستی و اخراجم کنند.

چکار کردی که گوش دردت خوب شد؟ مادرم هر شب که میخوابیدم دو تا حبه سیر پوست کنده توی گوشم میگذاشت تا دردها را بچیند.

چقدر آموزش دیدی؟ یک هفته

کجا آموزش دیدی؟ توی همان سالن، زیر دست کارگری که دو سال زودتر از من آمده بود.

ازدواج کردی؟ بله دو تا بچه دارم یک دختر و یک پسر.

همسرت چکار میکند؟ توی خانه خیاطی میکند.

در آمدش خوب است؟ نزدیک عید که میشود بیشتر از من در آمد دارد.

نظرت راجع به کار زنان چیست؟ زنها هم مثل مردها حق دارند کار کنند، کار مساوی با مرد، حقوق مساوی با مرد.

زن در خانه کار کند بهتر است یا در بیرون از خانه؟ کار در اجتماع مثلا در اداره یا کارخانه، زن را اجتماعی تر بار میاورد. معمولا فرهنگ مرد سالاری سبب شده است تا کار زنان در خانه اصلا به حساب نیاید.

خانه از خودت داری؟ تا پارسال مستاجر بودیم الان یک سال است که با وام بانکی و قرض و قوله و کمک همسرم یک آلونک خریدیم.

چند متر است؟ نود متر

کجاست؟ اول کمر بندی

چقدر حقوق میگیری؟ همه چی در رفته 200 هزار تومان دستم را میگیرد.

چقدر قسط میدهی؟  توی کارخانه حدود صد هزار تومان، بانک مسکن سی هزارتومان، بابت قرضهایی هم که از دوست و فامیل گرفتم پنجاه هزار تومان.

پس با این حساب 80 هزار تومان از 200 هزار تومانت می پرد، میماند 120 هزار تومان.این مبلغ برای 4 نفر کافیه؟ ( میخندد) بیشتر قسط ها را همسرم با خیاطی اش می پردازد. ولی با 200 هزار تومان فقط میشود 15 روز دوام آورد آنهم بخور و نمیر.

چرا کار دومی برای خودت پیدا نمیکنی؟ کار ما شیفتی و گردشی است. شیفت ما هر هفته عوض میشود. یک هفته صبح کاریم یک هفته عصر کار و یک هفته هم شب کار صاحب کار شغل دوم قبول نمیکند. او که شیفت شب ندارد، شیفت بعد از ظهر ندارد.

از کارت راضی هستی؟ خیلی سخت است طاقت فرساست. هم سر و صدا دارد، هم رطوبت دارد، باید یک نفس سر پا بایستی. واریس گرفتم، آسم گرفتم، بیشتر کارگرها این بیماری را گرفته اند.

چه مشکلاتی داری؟ همین که گفتم

همین؟ نه حقوقها را هم سر موقع نمیدهند، پارسال سه چهار ماه حقوق نگرفتیم.

چرا؟ میگفتند کارخانه ضرر داده، بدهکاره و.....

میگویند پاچه های چینی بازار نخ و پارچه ایران را خراب کرده؟ مکث میکند... بسته سیگار را از جیبش در میاورد، بهمن است ( به طرف من میگیرد) میکشی،

نه نمیکشم.... با نفس تنگی سیگار هم میکشی؟ عادت کرده ام.. کم میکشم روزی سه چهار تا نخ

یعنی دروغ میگویند؟ ( کبریت را خاموش میکند) مثل..... از لفت و لیس های خودشانه. کمتر سفر خارجی بروند. کمتر به این و آن باج بدهند. بروند دستگاههای نو وارد کنند. پنبه های خوب بخرند... خودشان کمتر حقوق بگیرند.

مگر چقدر حقوق میگیرند؟ گفته میشود هر کدامشان بین 1/5 تا 2 میلیون در ماه دارند.

چند نفرند؟ 6 – 7 تایی هستند.

کارگران اعتراض نمیکنند؟ کی گوش میدهد؟!

دسته جمعی؟ گاهی اعتراض میکنیم، به جایی نمیرسد.

چرا؟ چون همه یک صدا نیستیم، نصف این کارگران بیرون کشاورزی دارند، چند تاشان وانت و تاکسی دارند، 4 ماه هم حقوق نگیرند زیاد فشار به آنها نمی آید.

شورای اسلامی دارید؟ بود و نبودش فرق نمیکند.

چطور؟ سالهای اول انقلاب شورا خوب بود، پشت کارگران بود، کارفرما از آنها حساب میبرد، ماهی حداقل یکبار جمع میشدیم و حرفمان را میزدیم ولی حالا بیشتر از خودشانند، کار گرها هم رغبت نمیکنند آدمهای فعال و حرف بزن را انتخاب کنند.

با گرانی چه میکنید؟ دست و پنجه نرم میکنیم کم میخوریم کم می پوشیم.

چرا برای افزایش دستمزد اقدام نمیکنید؟ قانون وزارت کاره.... هر سال حد اقل حقوق را اعلام میکنند. ولی هیچوقت افزایش حقوق به گرد پای تورم و گرانی نمیرسد با حقوق و اضافه کار هنوز پایین خط فقر قرار داریم.

به نظر شما چاره چیه؟ میخواهیم برای مجلس نامه بنویسیم و امضا جمع کنیم، قیمتها و مخارج زندگی را و خط فقر را در نظر بگیرید، چطور خودشان حقوق میلیونی میگیرند، عیدی یک میلیون و صدی میگیرند به ما که میرسد خزانه خالی میشود.

با شورای اسلامی در میان گذاشتید؟ بله .... چه شورای اسلامی پیشقدم بشود و چه نشود ما طومارمان را جمع میکنیم.

فکر میکنی تاثیر داشته باشد؟ اگر همه کارگران همه کارخانه ها اعتراض کنند حتما تاثیر دارد.

ترو به جان هر کسی که دوستش داری،این حرفها را به گوش مردم برسون... اگر جایی چاپ شد برای ما هم بفرست.

حتما ، حتما

خیلی ممنون که حرفهای مرا گوش کردید.

من هم متشکرم که در این گفتگو شرکت کردی.