پراکندگی و تشتت کارگران خدماتی با خواست و ایجاد تشکل از میان می رود  

برگرفته از سايت شورا

  محمد فرجی 

دردها و مصیبتهای طبقه کارگر یکی و دو تو تا نیست. سرمایه هرچه را در توان داشته در حق کارگر اجحاف کرده و خواهد کرد. علی رغم اینکه طبقه کارگر به مثابه یک طبقه اجتماعی اکثریت آحاد جامعه را تشکیل می دهد ، خود به رشته ها و لایه های اجتماعی تقسیم می شود. بخشی از جامعه کارگری ، متشکل از کارگران خدماتی است. کارگرانی که خود به  طیفها و دسته های مختلفی تقسیم شده اند و هر دسته مشکلات خاص خود را دارند . کارگران خدماتی در بیمارستانها ، ادارات دولتی و یا خصوصی ، خدمات شهری و شهرداریها ، رستورانها ، کارگرانی که در منازل کار می کنند و ...  من در اینجا می توانم به وضعیتهایی از این بخش از طبقه کارگر اشاره کنم . تعریفی از نوع و گستره کار کارگر خدماتی در ادارات وشرکتهای خصوصی وجود ندارد . کارگر خدماتی دائما در فعالیت و تکاپو است. باید از همه دستور گرفته و نظر مساعد همه را جلب کرده وکاملا تابع دستور باشد. حق هیچ گونه ابراز وجود فردی ندارد. مانند یک شیئ است با این تفاوت که جان دارد. در خیلی جاها بخاطر نوع کارش که به هر جا می رود و برای مثال نظافت می کند از او بعنوان جاسوس استفاده می شود و گاها مجبور است بخاطر از دست ندادن شغل شریفش تن به این نوع کارها هم بدهد. در بسیاری از ادارات و شرکتها که کارهای خدماتی را به شرکتهای پیمانکاری واگذار می کنند ، پیمانکاران کارگران را با حقوقی کمتر از حداقل هایی که وزارت کار اعلام کرده استخدام می کنند و یا کارگران مجبورند دو شیفته کار کنند. این بویژه در شهرداریها بصورت یک واقعیت در آمده است.  کارگران شهرداری بخاطر پایین بودن دستمزد همیشه چشمشان بدست مردم کوچه و خیابان است که شاید لطفی در حقشان شود . حتی در موقع استخدام این موضوع به آنها گوشزد می شود که " ماهیانه می گیرید" . بنابراین کارگران خدمات شهری به در خانه ها رفته و ماهیانه طلب می کنند. به این ترتیب بخشی از کارگران خدماتی را به سطح گدایی تنزل می دهند. این کارگران بصورت قراردادهای موقت استخدام شده وبا پایان قرارداد دست کارفرما برای اخراج کارگر باز است. کارگرانی که در رستورانها و قهوه خانه های سنتی کار می کنند به مراتب وضیتی اسفبارتر دارند. آنها علاوه برآنکه حقوق پایینی می گیرند از مزایای اجتماعی و بیمه برخوردارنیستند.روز تعطیل کاری ندارند و از حق مرخصی محروم هستند.  بابت یک وعده غذایی که می گیرند از حقوقشان کسر می شود . آنها مثل سربازان وظیفه تحت امرند. این کارگران هم چشمشان به دست مشتری است تا انعامی بگیرند. بدین صورت کارگران خدمات تا حد بردگی مطلق تنزل داده می شوند. یک دسته دیگر از کارگران خدمات ، کارگرانی هستند که در منازل کار می کنند. این عده از کارگران باید هفت روز هفته را کار کنند واگر روزی کار نکنند حقوقی دریافت نخواهند کرد . با هیچ نوع بیمه ای حمایت نمی شوند و هر چقدر که کار کنند سابقه ای برایشان منظور نمی شود . این کارگران نیز مانند دیگر کارگران بخش خدماتی چشم بدست بوده و منتظرند که صاحب خانه علاوه بر حقوق ، تکه لباس کهنه ای به آنها ببخشد. کارگران منازل کارهای بسیار سنگینی انجام می دهند بعد از چند سال دچار صدها بیماری جورواجور می شوند که نمی توانند از عهده درمانش بربیایند. کارگران خدماتی بخش بزرگی از طبقه مزدبگیران را تشکیل می دهند که در پراکندگی مطلق بسر می برند. لذا سرمایه برای بهره کشی از این کارگران کاملا دست و بالش باز است و استثمار این کارگران حد ومرزی ندارد. پراکندگی ما کارگران وسیله ای است در دست صاحبان سرمایه که با آن هر نوع فقر و فلاکتی را بر ما  و خانواده هایمان تحمیل کنند . کارگران خدماتی برای خلاصی از این استثمار وحشیانه هیچ راهی جز متشکل شدن ندارند. با ایجاد انجمنها و شوراهای کارگران خدماتی می توان به بخشی از حقوق های از دست رفته دست پیدا نمود. سرمایه رودرروی ما قرار دارد . ایجاد انجمنها و شوراهای کارگران خدماتی در هر بخش از محیط های کاری یک ضرورت است و کارگران  خدماتی بایستی این ضرورت را درک نمایند.