ایجاد تشکل های کارگری امر خود کارگران                       

برگرفته از سايت شورا

  جمیل محمدی

اتفاقات مهمی در طول یکسال گذشته در ارتباط با مسائل مربوط به طبقه کارگر ایران رخ داده است. از یک سو تفاهم نامه ای با نظارت نماینده هایی از سازمان جهانی کار در مهر ماه سال گذشته  در رابطه با اصلاح فصل ششم قانون کار به امضاء رسید از طرف دیگر و همزمان با پذیرفته شدن ایران بعنوان عضو ناظر سازمان تجارت جهانی و اعلام موافقت آمریکا با این موضوع ، درجریان  نود و سومین کنفرانس بین المللی کار – کشورهای عضو سازمان بین المللی کار- اعلام شد که" در پی ارائه گزارشات مستند و جامع در خصوص رعایت استانداردها و مقاوله نامه های این سازمان "، ایران از فهرست کشورهای ناقض حقوق کار خارج شده است .(روزنامه ابرار اقتصادی 19/3/84)  این اتفاقات حول مسائل کارگری روی داده است. سوال این است که گزارشات مستند و جامع در خصوص رعایت استانداردها و مقاوله نامه های سازمان بین المللی کار براساس کدام واقعیتها  بوده است؟ وآیا نمایندگان طرف مذاکره با دولت ایران چشم خود را بر این واقعیت ها نبسته اند؟ آیا سازمان بین المللی کار از جمله در جریان این موضوع نیست که در کارخانجات مهم ایران از جمله در ایران خودرو همان شوراهای اسلامی دست ساز و بی خاصیت نیز تحمل نمی شوند و از شکل گیری آنها ممانعت می شود؟ آیا نمایندگان نمی دانند که در ایران اعتصاب "حرام" است ؟ و آیا اینها ازتعویق های طولانی  پرداخت حقوق کارگران و یا استخدام برده وار کارگران ایران تحت عنوان قراردادهای موقت بی خبرند؟ روشن است که از وضعیت اسفناک کارگران ایران اطلاع دقیق دارد و بارها توسط فعالین مختلف کارگری در جریان این اوضاع  قرار گرفته است.  در نزد صاحبان سرمایه وسازمانها و نهادهای بین المللی این نظام  ،  الزامات سرمایه  و رفع موانع ادغام هر چه بیشتر سرمایه داری ایران در سرمایه جهانی ، امنیت سرمایه گذاری و هنجارمند شدن فعالیت اقتصادی در بخشهای حاشیه ای نظام سرمایه – از جمله در ایران-  صورت مسئله است و نه  منافع کارگران . سرمایه داری جهانی و نهادهایش بدنبال منافع سیستم هستند، اما در این میان برای کارگران در راستای حفظ منافع طبقاتیشان، مسئله درجه سازمانیابی آنان است که میتواند در اینگونه معادلات و فعل و انفعالات کارساز باشد و در شرایط مختلف و به صورتهای متنوعی به درجه زیادی در حفظ منافع آنان موثر واقع شود، اگر تشکلهای حقیقی کارگران موجود باشند در چانه زنی ها و مذاکرات چند جانبه شرکت می کنند و اگر نباشند با تشکلهای واقعا موجود با هر ماهیتی که داشته باشند !!!! بدیهی است اگر تشکل سراسری و فراگیر کارگران اکنون وجود داشت سازمان بین المللی کار نمی توانست آن را نادیده بگیرد و تشکلهای دولتی و حکومتی را جایگزین آنها کند. کارگران از ماهیت دولتهای سرمایه داری و سازمانهای وابسته به کلیت نظام سرمایه داری جهانی  آگاه بوده و توهمی نسبت به آنها ندارند . و درعین حال تلاش خود را برای احقاق یا بازپس گیری حداقل هایی که درنتیجه دهها سال  مبارزه بی وقفه خود و همسرنوشتانشان حاصل و تثبیت شده،  متوقف نکرده و برای احقاق حقوق ابتدایی خود دست به مبارزه سازمان یافته خواهند زد . در رابطه با توافقات بعمل آمده  راجع به آزادی فعالیت تشکلهای کارگری روشن است که این اقدام دولت سرمایه داری حاکم در ایران نتیجه فشار سازمانهای بین المللی برای همکاری با دولت سرمایه داری ایران و علاوه بر اینها ناشی از ناکارایی و غیر قابل اتکا بودن تشکلهای دولتی حاضر و از طرف دیگر تلاش های همه جانبه کارگران پیشرو و فعالین کارگری برای بدست آوردن حق ایجاد تشکلهای کاملا مستقل از دولت و کارفرما می باشد. دولت تلاش می کند که آزادی برپایی تشکلهای کارگری را محدود به سندیکا کند. البته در ایران که بسیاری از مفاهیم تعبیر و واقعیت خاص خود را دارد معلوم نیست که چه نوع سندیکاهایی قرار است یا می تواند شکل بگیرد. امروزه  با شروع اعتراضات سراسری نسبت به عدم توجه به خواست کارگران مبنی بر برخورداری از حق داشتن تشکل آزاد کارگری و انعکاس آن در داخل و خارج کشور و نیز تلاش چند ساله برخی فعالین سندیکایی برای تحمیل این تشکل به دولت ، امکان برسمیت شناخته شدن سندیکاها بعنوان تشکل مستقل کارگری (تشکلی بیشتر صنفی وکمتر سیاسی )بوجود آمده اما تردیدها و نگرانی هایی نیز در رابطه با محدودیتهای احتمالی این سندیکاها هم از جانب قانون های تحمیلی و هم از جانب فعالین محافظه کار گرایش سندیکایی وجود دارد. سندیکاها زمانی می توانند بعنوان تشکل واقعی کارگری (با تمام ملاحظات و محدودیتهای خود) محسوب شوند که فراتر از چارچوبهای تنگی که قانون گذاران نظام سرمایه برایش تعیین می کنند حرکت نموده و براساس فلسفه وجودیش فعالیت نماید. دخالت  کارگران و فعالین رادیکال وپیشرو در امر ایجاد سندیکاها می تواند در بخشیدن خصلت رادیکالتر به سندیکاها نقش اساسی ایفا کند. چیزی که در ایجاد سندیکا ها اهمیت فوق العاده ای پیدا کرده اینست که برای اولین بار پس از انقلاب بخشی از کارگران توانسته اند یک تشکل مستقل کارگری را به نیروی خود ایجاد کنند.ما کارگران باید توجه داشته باشیم که در پس این پیشروی طبقه کارگر سیستم سرمایه تلاش خواهد کرد نه تنها سندیکاها را  محدود ، خنثی و فرمال کند بلکه برای دوره ای سعی کند این نوع تشکل را بعنوان تنها آلترناتیو تشکلهای وابسته وغیر مستقل جا بیندازد و با انواع دیگر تشکلهای کارگری مستقل از موضع غیر منعطف برخورد کند . در نتیجه بایستی تمام کارگران وفعالین کارگری ضمن حمایت از تشکیل سندیکاها  شرایط موجود را دریابند و درایجاد تشکلهای علنی دیگر کارگری تسریع بعمل آورند. مبارزات و تلاشهای فعالین و پیشروان کارگری امروزه عمدتا روی مسئله تشکل یابی کارگری متمرکز شده و فعالین کارگری و کارگران پیشرو با گرایشات متنوع با مراجعه به سنتهای جاافتاده در امر تشکل  در تکاپو برای برپایی تشکلهای کارگری علنی خود هستند که بزودی شاهد بروز نتیجه این فعالیتها در جامعه  خواهیم بود. ...