کنترل کارخانه در آرژانتين: يک نمونه کوچک
 
کاظم نيکخواه

از نشريه انترناسيونال شماره ۶۵

 

اين هفته در ميان اخبار کارگرى بين المللى طومارى را ديدم که در حمايت از کارگران "زانون" در آرژانتين بود و حدود ١٢ هزار نفر از کشورهاى مختلف آنرا امضا کرده بودند. کارگران سراميک سازى "زانون" کنترل کارخانه را سه سال است در دست گرفته اند اما تهديد مصادره کارخانه و اخراج همچنان بالاى سر آنها قرار دارد. در اين طومار از رئيس جمهور و مقامات ديگر خواسته شده است که تهديد اخراج را از بالاى سر کارگران بردارند و اقدام کارگران را قانونى اعلام کنند. جنبش مصادره کارخانه هاى ورشکسته توسط کارگران براى حفظ اشتغال و زندگى خود، يک جنبش وسيع و منحصر بفرد در آرژانتين است. با گسترش بحران اقتصادى در آرژانتين بسيارى از کارخانه ها به ورشکستگى کشيده شدند و شروع به اخراج کارگران کردند و يا به بهانه بحران از پرداخت دستمزدهاى کارگران سر باز زدند. در برخى مناطق کارگرانى که اخراج شده بودند و دستمزدهايشان بالا کشيده شده بود، اين کارخانه ها را بطور جمعى و تعاونى در دست گرفتند و شروع به توليد کردند. در آرشيو اخبار سال گذشته خواندم که خبرگزارى "اسوشيتد فرانس پرس" گزارش داده بود که بيش از ٢٠٠ کارخانه به همين شکل توسط کارگران مصادره شده و بصورت تعاونى اداره ميشوند. کارخانه سراميک "زانون" يکى از اين کارخانه هاست که همچنان در دست کارگران است. ٣٠٠ نفر از کارگران اين کارخانه سه سال پيش توسط کارفرما اخراج شدند. اما اين کارگران دسته جمعى به کارخانه اى که قرار بود بسته شود برگشتند، کار را به دست خود گرفتند، توليد را راه انداختند و ١٥٠ نفر کارگر جديد را نيز به استخدام در آوردند و توليد را چندين برابر افزايش دادند. طى اين مدت کشاکش با مقامات البته زياد بوده است و چند حقوقدان دفاع از اين کارگران و کارگران کارخانه هاى مشابه را به عهده گرفته اند و مانع اين شده اند که پليس کارگران را از کارخانه بيرون بيندازد. با ادامه توليد در آمدها آنچنان بالا رفت که کارگران حتى بخشى را به ايجاد خدمات عمومى مثل مدارس و بيمارستان و امثال اينها در شهرک محل کارخانه اختصاص داده اند. آخرين اقدام کارگران "زانون" ايجاد يک مرکز درمانى در يک محله فقير نشين در نزديکى کارخانه بوده است.

شور و شوق و رضايتى که کنترل کارخانه توسط کارگران در منطقه ايجاد کرده و اميدى را که به ميان کارگران و مردم باز آورده توصيف کردنى نيست و همين عامل باعث شده است که دولت جرئت نکند کارخانه را از دست کارگران بيرون بياورد. کارگران و مردم احساس ميکنند ميشود به گونه اى ديگر جز آنکه تا کنون به آن عادت داده شده اند زندگى کرد. روشن است که اين جنبش بدون دست بردن به قدرت سياسى طبقه سرمايه دار نميتواند در دراز مدت موفق و ادامه کار باشد. بقول يکى از کارگران اين "نه سوسياليسم است و نه سرمايه دارى" اما يک نمونه زنده و گوياست براى نشان دادن اينکه کنار زدن و محو نظم و قانون و سيستم سرمايه دارى براى دستيابى بشر به زندگى انسانى امرى حياتى و فورى است.

٩ دسامبر ٢٠٠٤