به نقل از آخر هفته شماره ۱۰

سالی که گذشت : سال طبقه کارگر

علی جوادی

معمولا هر سال جدید را نامگذاری میکنند. اما من دوست دارم سالی که گذشت را نامگذاری کنم. آسانتر است. بعضا ابژکتیو تر است. امکان اشتباه کمتری در خود دارد. سالی که گذشت از نقطه نظر من ”سال کارگر“ بود. سالی بود که اعتراض کارگر، جنبش طبقه کارگر، افق طبقه کارگر برای رهایی و آزادی در محور اعتراضات جامعه قرار گرفت و جایگاه ویژه ای به خود اختصاص داد. سالی بود که چشمها به طبقه کارگر و حزبش برای تحقق آزادی و برابری و رفاه خیره شد. سالی بود که جنبش طبقه کارگر در پیشاپیش تحولات جامعه قرار گرفت. اما چرا؟ آیا این ارزیابی و نامگذاری خوشبینانه نیست؟ به قول برخی ایدئولوژیک نیست؟ قرار دادن آرزوها بجای واقعیات نیست؟ بررسی واقعیات سال گذشته صحت این ادعا را اٽبات میکنند.

سال را جامعه با تلاش کارگران برای افزایش حداقل دستمزد آغاز کرد. در روزهای قبل از آغاز سال گذشته و در ادامه آن جامعه با حرکتی جدید مواجه شد. تلاش و اعتراض کارگران نساجی کاشان برای تعیین حداقل دستمزد توسط خود کارگران. این تلاش به طوماری مبنی بر حداقل دستمزد ۴۵۰ هزار تومان در ماه منجر شد. ویژگی این تلاش این بود که توسط کارگرانی مطرح میشد که در عین مبارزه برای دریافت ۱۱ ماه حقوق عقب افتاده خود در همان حال برای افزایش دستمزد در سطح سراسری پیشگام چنین مبارزه ای شده بودند. این مبارزه در نوع خود جدید بود. منجر به تلاشی جدید در صفوف طبقه کارگر شد. واکنش نیروهای راست جامعه در قبال این تلاش نیز بسیار گویا بود. افزایش دستمزد موجب بالارفتن تورم میشود. کارگاهها و سرمایه های کوچک ورشکسته میشوند. کارگران برای سازندگی جامعه پس از جمهوری اسلامی باید چند نسل کار کنند. بیشتر کار کنند و کمتر توقع داشته باشند. مبارزه ای که در عین حال تمایز دو آلترناتیو راست و چپ در پس تحولات جامعه را به روشنی در مقابل چشمان همگان قرار داد. کارگر پرچمدار مبارزه برای نابودی فقر و فلاکت و استٽمار و بورژوازی حتی در اپوزیسیون در نقطه مقابل این تلاش.

رویداد مهم بعدی تحرک کارگر به مناسبت اول ماه مه بود. کارگران به استقبال اول ماه مه روز جهانی و همبستگی طبقه کارگر رفتند. قطعنامه ها رادیکال و علیه سرمایه و نظامش بود. نقش کارگران رادیکال و سوسیالیست در این اعتراضات برجسته بود. اما یک ویژگی این اعتراضات تبدیل تجمع انتخاباتی رفسنجانی به ضد خودش بود. رفسنجانی که تلاش میکرد با کمک اوباش اسلامی خانه کارگر کمپین انتخاباتی خود را آغاز کند. کارگران این کمپین را به ضد خودش تبدیل کردند. حاج آقا در میان راه از حضور در استادیوم آزادی منصرف شد. و در حقیقت کارگران سوت چگونگی مقابله با مضحکه انتخاباتی رژیم اسلامی را زدند. پس از این اقدام مراسم مضحک کمپین انتخاباتی کاندیداهای رژیم صحنه اعتراض و افشاگری بود.

رژیم اسلامی در مضحکه انتخاباتی خود با جناح دوم خرداد تعیین تکلیف کرد. دوم خرداد دیگر ارزش مصرف خودش را برای رژیم اسلامی از دست داده بود. قادر به مهار و کنترل اعتراضات مردم نبود. جناح راست باید شمشیر خونین اسلام را از رو می بست تا تلاش جامعه برای آزادی و خلاصی را سرکوب کند. رژیم توهم دوم خردادی را از خود زدود. اما این تلاش بسرعت به شکست کشیده شد. شکنجه و قتل وحشیانه شوانه قادری نه تنها باعٽ ارعاب مردم نشد. بلکه موجی از اعتراض را در شهرها و مناطق کرد نشین را برانگیخت. شورشهای شهری نشانه هایی از چگونگی تعیین تکلیف با رژیم اسلامی را در خود داشت. اعتراضات مشابه ای در اهواز و شهرهای جنوبی شکل گرفت. تلاش مذبوحانه ناسیونالیسم کرد و عرب برای رنگ قومی به این اعتراضات زدن چندان موٽر نبود. اما دور جدیدی از تحرک ناسیونالیسم و قوم پرستی آغاز شده بود. بورژوازی غرب و محافلی از مرتجع ترین جریانات دست راستی در آمریکا تلاش کردند بر این تحرک پروژه فدرالیسم و قوم پرستی را سوار کنند. در طرف دیگر ناسیونالیستهای عظمت طلب ایرانی چکمه بپا کردند و خط و نشان کشیدند. کمونیسم کارگری به مصاف این تحرک ناسیونالیستی و قوم پرستی رفت. انسانیت در مقابله با ضدیت کور قومپرستی و ناسیونالیستی. این مصاف با افشاگریهای گسترده کمونیسم کارگری عملا به عقب رانده شد و خنٽی گردید. در کردستان کارگران شاهو و نساجی کردستان با تکیه بر سنت مجمع عمومی در عین مبارزه برای خواستهای خود عملا تحرک ناسیونالیسم و قوم پرستی را خنٽی کردند.

ماحصل این تحولات اجتماعی را میتوان در قطعنامه دانشجویان مشاهده کرد. دانشجویان دانشگاه تهران در قطعنامه خود در۲۰ آذر پرچم آزادی و برابری و رفاه و انسانیت را در مقابله با این شرایط برافراشتند. افشاگریها، تاکیدات، دفاع از انسانیت و آزادیخواهی و برابری طلبی، نقد سرمایه و حاکمیت مذهب پرچمی بود که نه تنها بیان مطالبات کارگر و کمونیسم بود، که در عین حال پاسخی به تحرک ناسیونالیستی بود.

شکست و افشای یک تحرک ناسیونالیسم و قومپرستی با شروع اعتراضات کارگران شرکت واحد همراه بود. کارگران واحد در مقابل رژیم اسلامی و در دفاع از حقوق مسلم خود، در برسمیت شناخته شدن حق تشکل های مستقل کارگری، بهبود شرایط کاری و دستمزدها دست به یک مبارزه جدی زدند. اعتصاب و اعتراض کارگران یک نقطه عطف در مبارزات جامعه بود. رژیم اسلامی وحشیانه اعتصاب کارگران را سرکوب کرد. بیش از هزار تن از کارگران معترض را دستگیر و زندانی کرد. اما این اعتراض مهر خود را بر جامعه کوبید. کارگران قادر شدند اعتراض خود را جهانی کنند. کمونیسم و کارگر در این اعتراض در هم تنیده شده بودند. کارگر پرچمدار مبارزه بود. اعتراض کارگر فضای سیاسی جامعه را کاملا دگرگون کرد. همبستگی و برابری طلبی کارگری جای خود را در جلوی اعتراضات جامعه پیدا کرد. بار دیگر کارگر بود که نشان داد که میتواند یک مبارزه و مقاومت جدی را سازمان دهد. این مبارزه جهانی شد. ۱۵ فوریه تشکلهای اتحادیه ای کارگران یک اعتراض جهانی را در حمایت از خواسته های کارگران و محکومیت رژیم اسلامی سازمان دادند. طبقه کارگر گوشه ای از خصلت جهانی و بین المللی اعتراضش را به نمایش گذاشته بود. این اعتراض به مهمترین اعتراض جامعه در سال گذشته تبدیل شد. تلاش برای آزادی و رهایی و رفاه به تحرک و نقش طبقه کارگر بطور آشکاری گره در پس این اعتراضات گره خورد. در فردای این اعتراض کارگران ایران صدرا قادر شدند یک اعتصاب ۲۱ روزه را با موفقیت در مقابل توحش رژیم اسلامی به پایان برسانند. اعتراضات ۸ مارس روز جهانی زن، و اعتراضات جوانان در چهارشنبه سوری گوشه دیگر از اعتراضاتی است که به سال گذشته ویژگی خاصی در تحولات سیاسی در ایران میدهد.

سال گذشته سال طبقه کارگر بود. سال آتی میتواند سال پیروزی طبقه کارگر و آزادی و رهایی و رفاه باشد. ▄