دست رژيم اسلامى از زندگى کارگران افغانستانى کوتاه!

سياوش دانشور

جمهورى اسلامى پروژه پاکسازى قومى را در ايران در ابعاد وسيعى آغاز کرده است. قرار است قريب يک ميليون شهروند کارگر و مهاجر افغانستانى مقيم ايران، طى "طرحى ضربتى" شناسائى و دستگير شوند و بلافاصله در گروههاى مختلف به افغانستان بازگردانده شوند. روز يکشنبه ۲۹ مرداد، احمد حسینی مدیر کل اتباع و مهاجرین خارجی وزارت کشور رژيم اسلامى، از اخراج ۹۵۰ هزار افغانى در سه ماه آتى خبر داد. او گفت؛ "یک میلیون افغانی غیرمجاز در کشور وجود دارد و این مهاجران غیرمجاز مشکلات جدی امنیتی در کشور ایجاد کرده‌اند. او اعلام کرد که از ابتدای سال تاکنون ۱٣۰ هزار افغانی دستگیر و طرد شده‌اند". ما پيشتر دراين زمينه هشدار داديم و حرف زديم. در هفته اخير اين طرح ارتجاعى و فاشيستى بسرعت در دستور رژيم قرار گرفته است و زندگى صدها هزار از شهروندان محروم افغانستانى را هدف قرار داده است. استدلالهاى اين جانيان اسلامى قديمى و کهنه است؛ "کارگران افغانى عامل بيکارى اند"، "مهاجرين افغانى عامل جرم و جنايت اند"، "اين مهاجريان مشکلات جدى امنيتى بوجود آوردند" و غيره.

خيلى روشن است که رژيم اسلامى بار اولش نيست که عليه مهاجرين و شهروندان افغانستانى دست به سياست پاکسازى ميزند. سالهاى قبل در همکارى با سازمان ملل با بيست دلار و يک گونى گندم يا برنج افغانستانيها را دستگير و اخراج ميکردند. در اردوگاههائى که براى اين مهاجرين دستگير شده اختصاص داده بودند، کثيف ترين شکنجه ها و تعدى را به اين مردم محروم روا داشتند، در استان خراسان مدتى حکم تير را برايشان هنگان دستگيرى صادر کرده بودند و تعداد بيشمارى از اين شهروندان در اين گونه عملياتهاى پاکسازى و اخراج جانشان را از دست دادند. اما اينبار وضعيت فرق ميکند. اينبار شدت عمل بالاست و اين در متن اوضاع جمهورى اسلامى و تهاجم به مردم قابل فهم است. در کنار سياست پاکسازى قومى افغانها، سياست حمله به زنان و زنانه مردانه کردن وروديها و آسانسورها و کلاسها و گسترش آپارتايد جنسى، سياست دستگيرى و اخراج فعالين کارگرى، سياست نپرداختن دستمزدها و به فقر مطلق کشاندن طبقه کارگر، سياست جمع آورى ماهواره و آنتن هاى بشقابى، سياست گسترش اعدام و سنگسار، و سياست جنگ طلبى را ميبينيد. جمهورى اسلامى فکر ميکند در اين اوضاع بهتر ميتواند به مهاجرين افغانستانى تعرض کند. فکر ميکند سياست پاکسازى قومى با عکس العمل جامعه مواجه نميشود و چه بسا ميتواند با تبليغات ناسيوناليستى و وعده "اشتغال" به جوانان بخشى از مردم را يا پشت سر اين سياست بياورد و يا ساکت نگهدارد.

کارگران وطن ندارند!

هر نوع سياست نژاد پرستانه، هر نوع سياست قومپرستانه، هر نوع سياست برترى جوئى ملى و قومى، دشمن طبقه کارگر و جنبش آزاديخواهانه است. ناسيوناليسم و تبليغات ناسيوناليستى سمى است که ميتواند جنبش کارگرى و جنبشهاى آزاديخواهانه و انسانى را فلج کند و شکست دهد. ناسيوناليسم يک پايه نژاد پرستى و ايدئولوژى فاشيسم است. طبقه کارگرى که عليه سرمايه دارى و نظام موجود است بيشتر از هر کسى بايد عليه ناسيوناليسم و سياستهاى نژادپرستانه باشد. کارگران وطن ندارند، تعصب خاک و خون ندارند، مليت ندارند، مذهب ندارند، ايدئولوژى ندارند، و براى برپائى جامعه اى مبارزه ميکنند که انسان محور آنست. اين طبقات حاکم و منافع آنهاست که ايجاب ميکند پرچم ملى و هويت ملى و تاريخ ملى و ميراث ملى و فرهنگ ملى و مذهب و نژاد و دهها کثافت ديگر بسازند. هويت کارگر جهانى – انسانى – طبقاتى است. کارگر هيچ اشتراکى با سرمايه دار و ايدئولوژى سرمايه دارى و ناسيوناليسم و مذهب ندارد و نبايد داشته باشد. منفعت کارگر همه جا، نه براساس منافع قسمتى و محلى و رسته اى و غيره، بلکه براساس منفعت طبقاتى و وحدت و همسرنوشتى طبقاتى تامين ميشود. جنبشى که قرار است و بايد سرمايه را بزير بکشد و خود و کل جامعه را آزاد کند، نميتواند و نبايد در مقابل هجوم فاشيستى به هم طبقه اى هايش ساکت بنشيند. مردمى که براى بزير کشيدن رژيم اسلامى روز شمارى ميکنند، نبايد فرصت چنين دست درازى فاشيستى را به رژيم بدهند. حمله به حلقه هاى ضعيف تر طبقه کارگر مقدمه حمله گسترده تر به کل طبقه کارگر است. حمله به کارگر قراردادى، حمله به کارگر مهاجر، مقدمه حمله به کل طبقه کارگر و جنبش آزادى و برابرى و دورخيزى براى پس گرفتن دستاوردهاى مبارزاتى کل جنبش آزاديخواهانه است.

رژيم اسلامى سرمايه داران ميگويد؛ "کارگران افغانى عامل بيکارى اند"، کارگران بايد با صداى رسا اعلام کنند مسبب بيکارى و فقر نظام سرمايه دارى و رژيم اسلامى شان است. کارگران بايد اعلام کنند که رژيم اسلامى نه فقط بايد حقوق بالا کشيده کارگران و شهروندان افغانى را فورا بپردازد بلکه مسئول مستقيم جان باختن تعداد زيادى از اين کارگران است که در شرايط سخت و ناامن کار به بردگى کشيده شدند و جانشان را باختند. کارگران بايد اعلام کنند که دست درازى رژيم به هم طبقه ايهاى ما موقوف! کارگران بايد اعلام کنند شما آقا بالاسرها و مفت خورها دستتان در جيب همين کارگران مهاجر و طبقه ما است، بايد اعلام کنند حقوق شهروندى کامل و حق کار و زندگى و تحصيل و سلامتى حق انکار ناپذير همه شهروندان و از جمله شهروندان افغانستانى است. طبقه کارگر ايران و مردم آزاديخواه نبايد سر سوزنى به سياست فاشيستى جمهورى اسلامى امکان و اجازه عرض اندام بدهند. اين فاشيستهاى اسلامى بايد گورشان را گم کنند. کدام کارگر نميداند که با کار خويش خرج دولت و سرمايه دار و دم و دستگاه سرکوب و بورکراسى و غيره را ميدهد؟ کدام کارگر نميداند که دو دست بيشتر از يک شکم توليد ميکند و اگر او و طبقه او کار نکند اينها نميتوانند روى پايشان بايستند؟ مهاجرين افغانستانى بيش از دو دهه است که در مقياس گسترده در ايران کار و زندگى کردند، جامعه را ساختند و خود در پائين ترين سطح فقر زندگى کردند. اين شهروندان به جرم "محل تولدشان" هميشه مورد تعرض راسيستى و تبعيض بودند و از همان حقوق ناچيز بقيه مردم نيز محروم بودند. اين کارگران مورد هرگونه سواستفاده سرمايه دار و مقاطعه کاران قرار گرفته اند. اين بخشى از طبقه کارگر در ايران است که در ناامن ترين شرايط موجود براى سرمايه داران سود توليد کرده است.

رژيم اسلامى سرمايه داران ميگويد؛ "مهاجرين افغانى عامل جرم و جنايت اند"، "اين مهاجريان مشکلات جدى امنيتى بوجود آوردند" و غيره. کارگران بايد با صداى بلند اعلام کنند که منشا جرم و جنايت و فساد و ناامنى و فقر و فحشا و اعتياد و بيمارى و بيکارى و هزار درد ديگر نظام کثيف و نابرابر شما سرمايه داران است. شما عامل و مسبب جنايت ايد نه کارگران! شما ارتش و نيروى سرکوب داريد نه کارگران! واقعا دولت احمدى نژاد تير خلاص زن يا ديگر آخوندهاى جنايتکار که نمونه شان در لويه جرگه افغانستان به وفور پيدا ميشود، جنايتکار و عامل ناامنى اند يا کارگر محرومى که از بوق سگ تا شب جان ميکند و حقوق اش را هم نميدهند؟ واقعا چه کسى اين ادعاهاى راسيستى احمد حسینی مدیر کل اتباع و مهاجرین خارجی وزارت کشور رژيم اسلامى را باور ميکند؟ مردم که ميدانند عاملين توزيع مواد مخدر از سران سطح بالاى نظام و سپاه پاسداران هستند! مردم که ميدانند و ميبينند که اعوان و انصار اينها روزانه مشغول چه جنايات فجيع و مستمرى هستند! اين جانيان فاشيست يا مردم را بى شعور فرض ميکنند و يا روى اين فرضيه سرمايه گذارى ميکنند که در اين شرايط که خطر جنگ بالاى سر جامعه است، سرکوب شدت گرفته، بيکارسازى سر به فلک ميزند و همه دنبال فرصتى هستند، کسى به دستگيرى و اخراج افغانستانى توجه نميکند!

بايد مقابله کرد!

راهى وجود ندارد، بايد حمله معکوس سازمان داد. بايد رژيم را عقب راند. گام اول اينست که کل جامعه، جنبشهاى مختلف آزاديخواهانه، يکصدا اعلام کنند فاشيسم موقوف! فاشيسم نه! به دوست من دست نزن! افغانها شهروندان محترم ايرانند و بايد مثل بقيه از حقوق کامل شهروندى برخوردار باشند. مهاجرت به افغانستان نه براساس دستگيرى و اخراج بلکه بايد مبتنى به انتخاب و اختيار آزادانه خود اين شهروندان صورت بگيرد. در هر اعتراض و اجتماعى بايد به اين مسئله توجه شود. اين موضوعى بسيار مهم و تاثيرگذار بر روند سياسى در ايران است. مظلقا نبايد اجازه هر گونه بروز راسيسم و فاشيسم را داد. بايد با اين سم مهلک و سياست ارتجاعى و جنايتکارانه قاطعانه مقابله کرد. مقابله را بايد در سطوح مختلفى سازمان داد؛

- قبل از هر جنبش و نيروئى بايد کارگران ايران در سطوح مختلف عکس العمل نشان دهند. طبقه کارگر ايران بايد اين تعرض را تعرضى مستقيم و بلاواسطه به خود و جنبش اش تلقى کند و به همين عنوان با آن مقابله کند. بايد بطور علنى در ايران و در سطح جهانى صدايمان را بلند کنيم. بايد مسئله اخراج هم طبقه ايهايمان را در دستور مجامع کارگرى و نشستهايمان بگذاريم. بايد اقدامات روشنى را در دستور بگذاريم. رژيم اسلامى، مردم دنيا، مردم ايران بايد متوجه شوند که کارگران ايران با سياست فاشيستى سر سازگارى ندارند. خود کارگران و شهروندان متولد افغانستان بايد در صف اول اين تلاشهاى آزاديخواهانه قرار گيرند.

- جنبش دانشجوئى بايد در همين ١٦ آذر اعتراض روشنى نسبت به اين فاشيسم عنان گسيخته بکند. همين امروز عملى است که در اعتراضات دانشجوئى، در نشريات دانشجوئى، در وبلاگها، در مجامع و خوابگاهها روى اين مسئله بحث شود و راههاى مقابله و ممکن در دستور قرار گيرد. هويت انسانى و جهان وطنى در مقابل هويت ناسيوناليستى و نژاد پرستانه و ضد افغان بايد پرچمش در دانشگاه برافراشته تر باشد.

- جنبش زنان و فعالين آن بايد در اين مسئله دخالت فعال کنند. زنان و کودکان بخشى از قربانيان اين سياست پاکسازى قومى اند. بخشى از اين خانواده ها که همسر متولد ايران يا افغانستان دارند به ابعاد مسئله افزوده است. در اين ميان اصولا زنان ديده نميشوند، گوئى اصلا وجود ندارند! جنبش زنان بعنوان يک جنبش برابرى طلب و پيشرو بايد در صف مقدم اعتراض عليه فاشيسم ضد افغان باشد.

- کودکان متولد شده در خانواده هاى شهروندان افغانستانى جزو محرومترين کودکان ايران اند. محروميت از تحصيل و آموزش و شادى، محروميت از تغذيه کافى و بهداشت و پزشک، و کار شاق همراه با خانواده سرنوشتى است که رژيم اسلامى سرمايه داران براى کودکان رقم زده است. جنبش دفاع از حقوق کودک لازم است در موضع حقوق کودک، در موضع برترى منفعت کودک به هر مصلحت و منافع سياسى و اقتصادى و مذهبى و ايدئولوژيک، در موضع مقابله با سياست پاکسازى قومى که کودکان معصوم قربانيان بيدفاع آنند، به ميدان بيايد.

- نسل جوان ايران که دل خوشى از خشت خشت رژيم اسلامى ندارد و همواره نيروئى در مقابل دست درازى رژيم اسلامى و اوباش خيابانيش به مردم بوده و هست، بايد در مقابل تعرض عوامل رژيم به مهاجرين و شهروندان افغانستانى واکنش نشان دهد. بايد هر صحنه تعرض فاشيستهاى اسلامى را با حرکتى ضد فاشيستى پاسخ داد و اجازه نداد که در مقابل چشم همگان نيروهاى رژيم اسلامى مهاجرين را مانند نيروهاى اس اس دستگير و به اردوگاهها براى اخراج ببرند. نه به فاشيسم ضد افغان، زنده باد اتحاد و همبستگى، زنده باد آزادى و برابرى، مرگ بر رژيم فاشيستهاى اسلامى بايد پرچم ما باشد.

کارگران، مردم آزاديخواه!

تعرض رژيم اسلامى براى شکار و اخراج يک ميليون شهروند افغانستانى يک سياست پاکسازى قومى و عميقا ضد کارگرى و ضد انسانى است. اين آزمون بزرگى براى جنبش آزاديخواهانه است. اين سياست را بايد با قدرت و اتحاد درهم شکست. اگر امروز سياست نژاد پرستى ايرانى – اسلامى بتواند پيروز شود، درپس اين پيروزى رژيم حمله اى تمام عيار را به کل جامعه و در راس آن طبقه کارگر سازمان خواهد داد. اگر رژيم اسلامى موفق شود با ايجاد انشقاق در درون کارگران و به سکوت وادار کردن آنها امرش را پيش ببرد، فردا در هر کارخانه و مرکز توليدى ديگر سياست ارتجاعى و ضد کارگرى تفرقه و جدائى ملى و قومى و مذهبى را در ميان کارگران دامن خواهد زد. نبايد اجازه دهيم جمهورى اسلامى مردم را در مقابل اين سياست فاشيستى به سکوت وادار کند. اين يک قانون قديمى در همه جاى جهان سرمايه دارى است که بورژوازى در دوره هاى بحران هميشه مهاجرين را، که بخش محرومتر طبقه کارگر هستند، کانديد اول تعرض ضد کارگرى خود قرار ميدهد. با تعرض به شهروندان محروم بندهاى اختناق را سفت ميکنند، شرايط را ميليتاريزه ميکنند، بين کارگران گرسنه اى که صبح تا شب دنبال لقه نانى هستند شکاف مياندازند، و تلاش ميکنند بنام "ايجاد شغل" و "منافع مردم"، مردم را حامى اين سياست فاشيستى قلمداد کنند!

کارگران اجازه نميدهند! زنان و جوانان و مردم آزاديخواه اجازه نميدهند! نبايد اجازه دهند که رژيم کثيف و جنايتکار اسلامى سياست پاکسازى قومى را پيش ببرد! اين سياست فاشيستى را بايد در نطفه خفه کرد و شکست داد!

٣ نوامبر ٢٠٠٦