انترناسيونال ۱۴۰
شهلا دانشفر


اعتصاب اعتصاب حق مسلم ماست
كارگران اخراجي ايران خودرو بايد فورا سركارشان بازگردند

طي هفته گذشته دهها نفر از كارگران كارخانه ايران خودرو به جرم شركت در اعتصاب هفدهم اسفند ماه از سوي مديريت و معاونت منابع انساني كارخانه اخراج و از كار بيكار شدند. اين خبري است كه همه جا انعكاس گسترده اي پيدا كرد.
موضوع بسادگي اينست كه در اين كارخانه در چند ماهه اخير شاهد تحركات زيادي بوديم و عليرغم سر و كار داشتن كارگران با پيمانكاران مختلف در اين كارخانه طي اين مدت توانستند جندين حركت اعتراضي هماهنگ و سازمانيافته را در سطح كارخانه به پيش برند. اين اعتراضات، از جمله اعتصاب هفدهم اسفند ماه كارگران ايران خودرو با خواست افزايش پاداش آخر سال ، اتفاقات مهمي است كه زنگ خطري براي رژيم و كارفرما بود.
اين اقدام كارفرما در كارخانه ايران خودرو صرفا تعرضي به كارگران اين كارخانه نيست بلكه تعرضي است به كل كارگران. واقعيت اينست كه بدنبال اعتصاب با شكوه كارگران شركت واحد كه در آن گوشه كوچكي از قدرت كارگران به نمايش گذاشته شد، اعتصابات كارگري به وزنه سنگيني در اوضاع سياسي امروز تبديل شده است. بويژه امروز در شرايطي كه بيش از هر وقت كارگران دارند از حق اعتصاب سخن ميگويند. از جمله در اول مه امسال يك شعار اصلي كارگران شعار اعتصاب اعتصاب حق مسلم ماست بود و اين را كارگران شركت واحد، كارگران ايران خودرو ، كارگران كارخانجات مختلف و هزاران كارگر در مارش با شكوه اول مه كه صف خود را از مزدوران خانه كارگر و شوراهاي اسلامي جدا كرده بودند، فرياد زدند.
بعلاوه در شرايطي شاهد گسترش هر روز اعتراضات كارگري و دست از كار كشيدن ها هستيم که كارفرمايان و دولت از گسترش اين اعتصابات بيم دارند. بيم دارند از روزي كه نه تنها كارگران شركت واحد بلكه كارگران نفت، كارگران برق، شهرداري و كارخانجات ماشين سازي و مراكز بزرگ و كليدي به اعتصاب كشيده شوند و كمر اقتصادي رژيم بشكند. از اينرو ميبينيم كه رژيم و كارفرمايان ميكوشند در مقابل بكار گيري اين سلاح از سوي كارگران بايستند. ميكوشند به هر شكلي شده مانع شوند و با گسيل نيروي انتظامي و با وعده و وعيد و تفرقه در ميان كارگران از اعتصابات كارگري جلوگيري كنند. در چنين شرايطي است كه در كارخانه ايران خودرو چنين تهاجمي صورت ميگيرد و كارگران معترض در معرض اخراج قرار ميگيرند و در واقع اخراج كارگران ايران خودرو پاسخي است به همه اين شرايط چرا كه از نظر اينها ايران خودرو با بيش از ٣٠ هزار كارگر نبايد به شركت واحد ديگري در تهران و در سطح جنبش كارگري تبديل شود و كارخانجات ديگر را به لرزه در آورد؛ چرا كه به حركت درآمدن بيش از ٣٠ هزار كارگر در اين مجتمع مهم كارگري فورا بر مراكز بزرگ كارگري ديگر، مراكزي كه در شرايط مشابهي قرار دارند و هر بخش آن به پيمانكاري سپرده شده است، نظير صنايع نفت، پتروشيمي، خودرو سازيها و منطقه اي چون عسلويه كه در آن بيش از ٥٠ هزار كارگر به كار اشتغال دارند، تاثير خود را ميگذارد و در مقابل آنها راه نشان ميدهد. بنابراين قابل تصور است كه در شرايطي كه جامعه در التهاب مبارزه ميسوزد و تمامي كارگران و بخش هاي مختلف جامعه در كمين فرصتي هستند تا دست به اعتراض بزنند و به خيابانها بريزند، ايران خودرو يك كانون بحران و كانون اعتراضي خطرناكي براي رژيم باشد كه خاموش كردن آن در دستور فوري آنها قرار بگيرد. از اينروست كه يكباره بيش از ٥٠ كارگر از كار اخراج ميشوند. همچنانکه در اعتصاب كارگران شركت واحد هم ديديم كه بيش از هزار كارگر راهي زندان شدند و رژيم تمام قواي خود را بكار برد تا اعتراض آنان را به عقب براند.
از سوي ديگر، ايران خودرو يك موقعيت منحصر به فردي دارد. به اين معني كه شاهد شرايط بسيار سخت كاري با ساعات اضافه كاري در اين كارخانه هستيم بطوريكه تنها در عرض سه سال ١٠ كارگر در اين كارخانه جان خود را از دست دادند كه دو نفر از آنها بخاطر فشار بالاي كار بود كه قلبشان از كار افتاد و جان سپردند. كارخانه اي كه در آن فشار كار بيداد ميكند و كارگران روزانه ده تا دوازه ساعت كار ميكنند، روزهاي جمعه و حتي بعضا دو شيفت متوالي شب كار ميكنند، و آنچنان جو پليسي اي بر آن حاكم است كه كوچكترين اعتراضي با سركوب بلافاصله روبرو ميشود. كارخانه اي كه بازداشگاه و بازجو دارد و در سال گذشته بود كه پرويز سالاروند يكي از كارگران معترض اين كارخانه به خاطر اعتراض به شرايط كارش توسط حراست كارخانه ربوده شد و در همان زير زمين كارخانه مورد بازجويي قرار گرفت و بعد هم راهي زندان شد كه تحت فشار اعتراض كارگران از زندان آزاد گرديد.
بدين ترتيب ما در اين كارخانه شاهد جنگي نابرابر و دايمي بين كارگران و كارفرما و دولت هستيم. اما عليرغم همه اين فشار ها و تبديل اين كارخانه به يك اردوگاه تمام عيار اجباري كار، كارگران در اين كارخانه همواره دست به اعتراض و مبارزه زده اند و بويژه در دو سال اخير ما شاهد اقدامات پيشرو و قابل توجهي از سوي كارگران اين كارخانه بوده ايم. از جمله، كارگران ايران خودرو با بيانيه هايشان و با اعتراضاتشان بر سر هر موضوع مهمي كه پيش آمده نقش پيشروي در جنبش كارگري ايفا كرده اند. ما از سو ي كارگران اين كارخانه بارها و بارها شاهد پيامهاي همبستگي و حمايت از مبارزات كارگران بخش هاي ديگر بوده ايم. همچنين بيانيه هاي اعتراضي كارگران اين كارخانه در قبال مسايل مهم قابل توجه است. از جمله اينکه كارگران اين كارخانه با صدور بيانيه اي اعتراضي به شركت هيات ايران در سازمان جهاني كار معترض شدند، به تصميم دولت مبني بر تعيين حداقل دستمزد ١٥٠ هزار تومان اعتراض كرده و اعلام كردند كه تعيين حداقل دستمزد تنها در صلاحيت نمايندگان منتخب خود كارگران است و نيز در قطعنامه ده ماده اي سال گذشته خود كه در آن خواست حداقل دستمزد ٤٥٠ هزار تومان و لغو قراردادهاي برده وار موقت و انعقاد قراردادهاي دايمي را عنوان كرده بودند، اينها همه گامهايي است كه بيش از بيش نقش پيشرو كارگران ايران خودرو را به نمايش ميگذارد. اينها همه فاكتور هاي مهمي هستند كه باعث ميشوند كه مبارزات كارگران در اين كارخانه جايگاه مهمي پيدا ميكند.
بنابراين ايران خودرو همانطور كه اشاره كردم يك اردوگاه اجباري كار است كه امروز حالتي انفجاري به خود گرفته است و شكستن خفقان و جو پليسي در آنجا و مبارزه متحد كارگران در اين كارخانه ميتواند شعله اي باشد كه به كارخانجات ديگري كه در شرايطي مشابه آن قرار دارند سرايت کند و كل جامعه را به تكان در آورد.
و بالاخره اينكه ايران خودرو دژ محكمي براي سرمايه داران است كه با تحميل شرايط برده وار به كارگران، بنا به گفته خود مقامات دولتي در قبال كار طاقت فرساي كارگران، سود كلاني به جيب صاحبان آن سرريز ميشود. بنابراين تلاش دولت و كارفرما اينست كه اين دژ را با تمام قوا و با سركوب و اختناق محفوظ نگاه دارند.
با توجه به همه اين مولفه ها آشكار است كه چرا تعرض به كارگران ايران خودرو و اخراج بيش از ٥٠ كارگر در اين كارخانه به جرم شركت در اعتصاب، در واقع تهاجمي به كل كارگران وكل جامعه است و بايد با تمام قوا در برابر آن ايستاد. به عبارتي ديگر اخراج اين كارگران يعني نه به حق مسلم اعتصاب براي همه كارگران. اخراج كارگران ايران خودرو يعني تهاجمي ديگر به كل جامعه براي عقب راندن آنها از خواستها و مطالباتشان. بايد در برابر اين تهاجم ايستاد. بايد كارگران در تمامي كارخانجات با پيامهاي همبستگي خود خواهان بازگشت به كار فوري و بدون قيد و شرط كارگران اخراجي ايران خودرو شوند. بايد صداي اين اعتراض را وسيعا در سطح بين المللي منعكس کنيم و بكوشيم تا با شكل دادن به يك همبستگي وسيع بين المللي، كارگران اخراجي ايران خود رو را به سر كارشان بازگردانيم.

٢٨ ارديبهشت