انترناسیونال ۱۳۸

در حاشيه رويدادها

سياوش دانشور

دور خیز طبقه کارگر
اول مه ٢٠٠٦

امسال روز جهاني کارگر يک نکته توجه ها را بيشتر جلب ميکرد و آن فضاي پليسي تر از جانب دولتهاي سرمايه داري از يکسو و حضور راديکال تر و تعرضي تر کارگران از سوي ديگر بود. کارگران و جوانان فرانسه بعد از نبرد جانانه و پيروزي پرشورشان بر طبقه حاکم، مکان شايسته خود را در اول مه امسال يافتند. نه فقط تاثيرات اين مبارزه در اول مه اروپا، بلکه در ايران شعار "فرانسه را نگاه کن فکري به حال ما کن"، اين حقيقت را بار ديگر نشان داد که تجربه مبارزه کارگري در هر گوشه جهان بسرعت مرز و مليت و شناسنامه و ديوارها را پشت سر ميگذارد و به جزئي از هويت مبارزه کارگران در هر کشور تبديل ميشود. در خود فرانسه اول مه عليرغم باران شديد باشکوه تر، وسيع تر و با اعتماد بنفس تر از سالهاي اخير برگزار شد. اول مه امسال در فرانسه با طرح خواستهاي رفاهي و مسئله امنيت شغلي، گوشزد ديگري بود به طبقه حاکم که کارگران و جوانان در فرانسه براي احقاق حقوق خويش مصمم اند. در برلين تظاهرات بزرگ اول مه که عنوان "اول مه انقلابي" به خود داده بود، به زد و خورد پليس و کارگران تبديل شد. در کشورهاي ديگر اروپا از جمله بريتانيا و ايتاليا و سوئد تظاهراتهاي اول مه عليرغم آماده باش و فضاي پليسي و بخشا زد و خورد و دستگيري جوانان و کارگران، پتانسيل اعتراضي قوي تري را نشان داد. در برخي کشورها مانند سوئد جناح چپ طبقه حاکم تلاش کرد با حمله به جناح راست و طرح دم بريده برخي از خواستهاي کارگران، مبارزات کارگري را به کمپين انتخاباتي تقليل دهد و يا در آن هضم کند. در روسيه اول مه گسترده تر از سالهاي اخير بود و خواستهاي رفاهي و مقابله با نتايج سياستهاي بازار آزاد خودنمائي ميکرد. در ژاپن و چين و کره جنوبي و تايلند اول مه امسال وسيعتر برگزار شد و خواستهاي افزايش دستمزد و بهبود شرايط برده وار کار مورد تعرض قرار گرفت. اول مه در آمريکاي لاتين اول مه متفاوت تر از هميشه بود و اجتماعات اول مه در اين کشورها در مقايسه با سالهاي گذشته با توجه به تحولات سياسي اخير وسيع تر بود. در فيليپين پليس و اوباش دولتي به صف تظاهرات اول مه حمله کردند. در ترکيه دهها نفر از شرکت کنندگان در اول مه دستگير شدند. در آمريکا که سورپرايز امسال بود، بيش از يک ميليون کارگر مهاجر در اول مه دست به اعتصاب زدند و در تظاهراتي باشکوه "روز بدون مهاجر" را به دنيا نشان دادند. در آمريکا و کانادا اول مه تعطيل نيست و روز کارگر با عنوان "ليبر دي" در سپتامبر برگزار ميشود. اعتصاب ميليوني کارگران مهاجر و تظاهرات در اول مه، مستقل از اهميت خواستها و خود حرکت، تعرضي به ضديت سرمايه داران با اول مه در اين کشور بايد محسوب شود.
در ايران رژيم اسلامي و خانه کارگر شکست سخت ديگري متحمل شدند. ظاهرا اين ديگر رسم شده که خانه کارگر و شوراهاي اسلامي اتوبوس و امکانات تهيه کنند و کارگران را براي استفاده درباري يکجا جمع کنند و متقابلا کارگران درجا آبرويشان را ببرند و با طرح شعارهاي مستقل خود عملا انحلال اين ارگانها را نشان دهند. تظاهرات امسال قرار بود کارگران را به نيروي سياست رژيم در جدال هسته اي تبديل کند، همانطور که سال پيش قرار بود کارگران تبديل به نيروي انتحاباتي جناب رفسنجاني شوند. پاسخ کارگران روشن بود؛ مراسم را بهم زدند، اجازه ندادند سخنگويان ضد کارگري رژيم اهدافشان را پيش ببرند، از آزادي و برابري و وضعيت فلاکت بار خود سخن گفتند و کارگران فرانسه را نشان حکومت و خانه کارگرشان دادند. مراسمهاي ديگر اول مه از جمله در آبشار خور و تجمع شرکت واحديها و مراسمهاي سنندج و کرمانشاه و شهرهاي ديگر و قطعنامه هاي اول مه ايران، جملگي سرمايه داري را بعنوان عامل و مسبب تمام مشقات بشر امروز و مردم ايران زير سوال بردند. در اين قطعنامه ها بر خواستهاي برحق کارگران و کل جامعه و بر مبارزات بخشهاي مختلف براي آزادي و برابري تاکيد شده است. شرکت روشن تر جوانان و دانشجويان و مردم آزاديخواه در مراسمهاي اول مه امسال بچشم ميخورد.

"نه جنگ نه بمب، اشتغال اشتغال"

دو مورد با توجه به اوضاع سياسي ايران و منطقه در قطعنامه هاي اول مه امسال ایران متفاوت است: اول تقابل با جنگ تروريستها و اهداف رژيم اسلامي در پرونده هسته اي و دوم مبارزات پيروزمندانه کارگران فرانسه. کارگران در اجتماع خانه کارگر و همينطور در قطعنامه ها عليه سياست جنگ طلبي و بمب اتمي موضع روشني اتخاذ کردند. "نه جنگ نه بمب، اشتغال اشتغال" و مضاميني مشابه در قطعنامه اول مه پاسخ طبقه کارگر ايران در اول مه به کل کابوس جنگ و درگيري دولتهاست. کارگران با طرح اين شعار، برخلاف ناسيوناليستها و اسلاميها، عنوان ميکنند که اين جنگ و جدال به ما و مردم مربوط نيست و مبارزه و تلاش اجتماعي را بسوي ريل واقعي اش جهت دادند. اين موضع گيري در اول مه ايران به اندازه کل سياستها و خواستهاي مطرح شده در اول مه به مصالح و منافع عمومي طبقه کارگر و مردم آزاديخواه ايران کمک ميکند.
نکته مهم بعدي جا پيدا کردن مبارزات کارگران فرانسه در اول مه امسال ايران است. تقريبا در تمام سخنرانيها و اجتماعات و قطعنامه هاي اول مه، پيروزي کارگران فرانسه تبريک گفته شده و از حمايتهاي بيدريغ طبقه کارگر جهاني تقدير شده است. همينطور شعار جالب "فرانسه را نگاه کن فکري به حال ما کن" پيامي به طبقه حاکم و رژيم اسلامي سرمايه داران ميدهد. اين يک هشدار است. تجربه فرانسه ميتواند در ايران تکرار شود. تفاوتي اگر هست اينست که در ايران اتخاذ اين الگو به يک انقلاب تمام عيار کارگري تبديل خواهد شد. جايگير شدن انترناسيوناليسم کارگري در مبارزه و تلاش طبقه کارگر، تاکيد بر همسرنوشتي بين المللي و طبقاتي، درس گرفتن از تجارب مبارزه کارگري در جهان، اگر نه تنها تضمين اما يک تضمين بسيار حياتي و يک گارد بسيار قوي، در مقابل سياستهائي است که طبقه کارگر را با ساطور خونين ناسيوناليسم و مذهب قصابي ميکند و به نيروي جنبشهاي ارتجاعي و ضد کارگري چه در حکومت و چه در اپوزيسيون تبديل ميکند.
اول مه امسال عليرغم فضاي پليسي و بگير و ببند و توحش دولتهاي سرمايه داري راديکال تر و با اعتماد بنفس طبقاتي بيشتري برگزار شد. اين خود انعکاس اوضاع منطقه اي و بين المللي و ضرورت بازگشت موثر طبقه کارگر به صحنه سياست براي دخالتگري است. دور خيز طبقه کارگر در اول مه امسال را بايد با گسترش تلاش و سازماندهي به جنبش آزادي جامعه از طوق سرمايه و رژيمهاي ارتجاعي اش تبديل کرد. دست سازماندهندگان و شرکت کنندگان اول مه در هر گوشه جهان درد نکند، خسته نباشيد. *