اطلاعيه و فراخوان جمعى از اعضاى شرکت تعاونى مسکن کارگران دخانيات و خباز سقز

 

کارگران، زنان، جوانان، مردم ازاديخواه، احزاب و سازمانهاى مترقى ايران و جهان!

همچنانکه اطلاع داريد جمهورى اسلامى از بدو به قدرت رسيدنش تا حال جواب خواسته هاى ما کارگران را با زندان، شکنجه، اعدام، اخراج از کار، گرسنه نگه داشتن فرزندانمان داده است، براى سرکوب نمودن و پايمال کردن حقوق ما کارگران از هيچ جنايتى روى گردان نبوده است، به گلوله بستن و قتل عام کارگران معترض مس خاتون آباد، شهر بابک، مردم ايذه نمونه زنده و گوياى آن ست و احتياج زيادى به توضيح ندارد. رفقا! از بدو تاسيس سنديکاى کارگران خباز و تعاونى مسکن کارگران دخانيات و خباز سقز تاکنون با توجه به نبود انسجام کافى و عدم درک موقعيت سياسى و اجتماعى و اوضاع داخلى و خوش باور بودن ما کارگران و محدود بودن تعاونى مسکن، اين تعاونى فقط در خدمت کسانى بود سازشکار، فريبکار، ضد طبقه کارگر و يا فقط در فکر منافع خود بودند. تا سال ٨١ اکثر مسئولين اين تعاونى، متاسفانه از دست نشاندگان و يا آلت دست ارگانهاى رژيم بودند. اين تعاونى در سال ٧٥ به تصميم شوراى تامين شهر به عنوان تعاونى مادر معرفى گرديد و از کليه ارگانها و مراکز کارگرى براى ثبت نام در اين تعاونى دعوت به عمل آمد. در اين راستا تعداد ٨٠ نفر از کارگران سنديکاى خبازان سقز نيز معرفى شدند و مجمع عمومى را تشکيل داديم در اين مجمع عمومى کسانى که راى آوردند و مسئوليت تعاونى را به عهده گرفتند قول مساعد دادند که در مدت يک سال به همه اعضا تعاونى مسکن زمين واگذار خواهند کرد. وعده و وعيدهاى بى اساس اعضاى هيئت مديره چهار سال طول کشيد. و هيچ اقدامى صورت نگرفت تا اينکه در سال ٧٩ کارگران خباز با هدايت و راهنمائى چند نفر از فعالين کارگرى تصميم به اعتصاب دسته جمعى گرفتيم، جمعى از ما کارگران خباز با خانواده هاى مان در مقابل در دخانيات تجمع نموديم که همان موقع خبر آن از طريق راديو انترناسيونال در سطح گسترده اى پخش شد، مسئولان دخانيات بلافاصله در برابر تجمع ما کارگران به نيروى نظامى و انتظامى متوسل شدند و در عرض کمتر از يک ساعت نيروهاى رنگارنگ سرکوبگر رژيم را در محل حاضر نمودند .و تهديدات خود را شروع کردند موقعى دريافتند که تهديد شان کارساز نيست به دروغ و نيرنگ متوسل شدند و قول دادند که در مدت يک ماه مشکلات تعاونى را حل و جواب قطعى را به ما کارگران خواهند داد و با اين فريب و نيرنگها موفق شدند ما کارگران را متفرق کنند. اما مانند هميشه قول و قرارهاى شان دروغ از آب در آمد. دوباره مبارزه و اعتراض ما شروع شد و کارگران با مبارزات پيگير خود موفق شدند مسئولين را وادار به برگذارى مجمع عمومى کنند. در سال ٨٠ مجمع عمومى تاسيس و در اين مجمع انتخابات برگذار شد و چند نفر از کارگران خباز و دو نفر از اعضاى قبلى هيئت مديره تعاونى به عضويت هيئت مديره جديد انتخاب شدند. و در تاريخ مهر ماه ٨١ هيئت مديره جديد کار خود را با جديت شروع نمود و بلافاصله سر و سامان دادن به کار تعاونى مسکن کارگران خباز و دخانيات شروع شد. بعد از مدتى که پيشرفت هايى در کارهاى تعاونى صورت گرفت. دشمنان ما کارگران که مانند هميشه چشم ديدن اين موفقيتها را نداشتند دست به کار شدند و کارشکنى را شروع نمودند، تا زحمات و موفقيت هاى ما کارگران را کم رنگ جلوه دهند. عوامل خانه کارگر و اداره کار، يکى از مالکين زمينهاى خريدارى شده را که خود يکى از سرمايه داران شهر و جزئى از پيکره اين نظام گنديده است ترغيب نمودند شکايتى را تنظيم و با اجير کردن وکيلى به نام وفا حسينى که هم خود و هم پدرش از پاسدارن آدمکش جمهورى اسلامى هستند به بيدادگاه رژيم تحويل دهد و اين در حالى بود که سالها از خريد زمين گذشته بود و شخص مذبور تا اين اواخر اعتراضى نداشته است. و با پرداخت ٥٠ مليون تومان رشوه و حق وکالت سد راه عمليات آماده سازى تعاونى شده است. و جالب اينکه تعاونى ما کارگران، از طرح شکايت مالک و ارائه آن به دادگاه بى اطلاع بوده و مالک با بند و بست با ماموران دادگاه رژيم در مدت دو هفته توانسته بود حکم توقيف عمليات آماده سازى را دريافت و به تعاونى ابلاغ نمايد بدون اينکه تعاونى از طرح شکايت مطلع شده باشد. جالب اينکه در مدت دو هفته دادگاه بدون حضور هيئت مديره تعاونى مسکن کارگران خباز و دخانيات و يا نماينده آن دو جلسه دادگاه ترتيب داده بود و يکى ماموران نيروى انتظامى را موظف کرده بود ساعتها دم در مسئول تعاونى منتظر بماند تا حکم توقيف را ابلاغ کند. بعد از ابلاغ حکم کذائى قاضى پرونده در دادگاه، حتى از دريافت لايحه اعتراضى مسئولان تعاونى به حکم توقيف عمليات خوددارى نمود. اما کارگران با جمع آورى طومار اعتراضى و تهديد به اعتصاب در برابر فرماندارى و تلاش مستمر نمايندگان کارگران دادگاه را مجبور کردند که در حکم خود تجديد نظر و دوباره جلسه دادگاه را تشکيل دهد. در تاريخ ١٨-١٠-٨٢ جلسه دادگاه تشکيل شد و در اين جلسه وکيل مالک ١٠ روز مهلت خواست تا بتواند بين طرفين توافق حاصل نمايد؛ با اين ترفند و کمک قاضى پرونده موفق شد ده روز مهلت دريافت دارد. مدت زيادى است مهلت ١٠ روز هم به پايان رسيده است . حالا ٤٥ روز از تاريخ مهلت داده شده دادگاه به وکيل مى گذرد اما تا حال هيچ رايى از طرف دادگاه صادر نشده است. اين سوال مطرح است که چرا تقاضاى حکم توقيف مالک در مدت ١٤ روز صادر و اجرا مى شود ولى لغو حکم توقيف ٤٥ روز طول مى کشد و درخواست ما کارگران بدون جواب مى ماند؟ چرا دادگاه بدون حضور نماينده کارگران دو جلسه را تشکيل مى دهد؟آرى رفقا! بعد از تشکيل سنديکا و از زمانى که ما کارگران خباز براى بدست آوردن حقوق خود مبارزه متشکل خود را شروع نموده ايم. اطلاعات رژيم، اداره کار، خانه کارگر و ديگر نيروهاى سرکوبگر و عوامل رنگارنگ شان مبارزه، اتحاد و انسجام ما کارگران را به چشم خود ديده اند به عناوين مختلف از جمله با زندانى نمودن اعضاى سنديکا، دزدى از تعاونى، پاپوش دوزى براى فعالين سنديکا و تلاش آشکار براى تطميع و فريب کارگران سعى نمودند که در صفوف ما کارگران رخنه کنند و اتحاد ما کارگران را بر هم زنند؛ بدين منظور خانه ضد کارگر که ارگان بلا واسطه جمهورى اسلامى است با همکارى اطلاعات و ادراه کار، شخصى را به نام ايرج بهرام نژاد که سالها است در ضديت با منافع کارگران و ديگر مردم ازاديخواه و در دشمنى با خواسته هاى ما از هيچ جنايتى روى گردان نبوده است مامور ايجاد تفرقه و دو دستگى در ميان کارگران خباز نمود. شخص مذبور با وعده و وعيد و پرداخت رشوه توانست چند نفر از کارگران ضعيف نفس را همچون عطا سليمى و همفکرانش را فريب و به خدمت خود در آورد. فريب خوردن اين جمع و روحيه سازشکارى، توهم و دودلى، عدم درک جامع از موقعيت عينى و خود بزرگ بينى و خودخواهى جمعى ديگر که متاسفانه هنوز باور ندارند که شرايط به نفع ما کارگران و ديگر مردم آزاديخواه که اکثريت جامعه را تشکيل مى دهيم تغير کرده است، صداى «من، من» بيجاى شان گوش ما معترضين را پر کرده و مى آزارد، باعث ايجاد تفرقه و دو دستگى در ميان کارگران شد. وجود افرادى همچون عطا سليمى همفکر ايرج بهرام نژاد و همکار اداره کار و اطلاعات رژيم، با وعده هاى توخالى باعث شدند جمعى از کارگران و عده اى کمى از مردم غيرکارگر را فريب داده و تعاونى مسکن خانه کارگر را تاسيس نمايند. اين جمع با دزدى و اختلاس، مبلغ زيادى از دسترنج چند ساله کارگران را به جيب زدند تا جايى که حالا، هم با اعتراض مال باختگان رو به رو هستند و هم توان حسابرسى مالى شرکت و جواب دادن به کارگران را ندارند. اخيرا مردم با اعتراض خود، مسئولان شهر را مجبور نمودند که تمام حساب هاى تعاونى مسکن خانه کارگر را مسدود کنند. ما جمعى از کارگران عضو سنديکاى خبازان و تعاونى مسکن دخانيات، از «حزب کمونيست کارگرى» و تمام سازمانها، اتحاديه ها و سنديکاهاى مترقى جهان مى خواهيم همانند گذشته با حمايت خود و افشاى هر چه بيشتر ماهيت ضدکارگرى خانه کارگر و دادگاه هاى قرون وسطائى رژيم، ما را براى رسيدن به خواسته هاى برحقمان يارى دهند.

مرگ بر نظام گنديده سرمايه دارى!

زنده باد اتحاد و همبستگى جهانى طبقه کارگر!

ازادى برابرى حکومت کارگرى!