پيام اول ماه مه: سنت مبارزاتى، فرهنگ انسانى

 

عبدالله شريفىabe_sharifi@yahoo.com

روز جهانى کارگر نزديک است. ما در آستانه روز همبستگى جهانى طبقه کارگر هستيم. روزى که ساليان است طبقه کارگر جهان، عليه نظام سرمايه دارى خيابانها را تحت سيطره خود در مياورند.اهميت پيام او مه، در نمايندگى کردن آرزوهاى انسانى بشريت معاصر است. در اين روز، عليرغم هويت تراشى هاى قلابى، عليرغم رقابت و کينه و نفرت درست کردن، در وراى معمارى افکار روزانه دستگاه سازمانيافته سرمايه دارى، ما دستهايمان به هم قفل ميشود. مرزها و هويتهاى جعلى ملى و مذهبى و جنسى و هر گونه خرافه را در فضاى انسانى همبستگى، براى ساعاتى ذوب ميکنيم. به آنچه که قرار است ما را از طريق قانون و شرع و ارتش و سازمان عظيم افکار سازى تعريف کنند، در اين روز وقعى نمى نهيم. چهره انسان نوعدوست، رفاه طلب و آزاديخواه را به نمايش ميگذاريم. در اين روز عليه جنگ و ترور، عليه کشتار و شکنجه، عليه فقر و بيکارى، عليه تبعيض و ستم براى يک لحظه سيماى انسانى جامعه را تجربه ميکنيم. اين روز تنها روز فرياد اعتراض و مبارزه نيست بلکه روز شادى و جشن محرمان جامعه است. به اين دليل ساده که در سايه قدرت متحد خود از تصوير از خود بيگانه شده انسان، براى لحظاتى فاصله ميگيريم.

شادى و خوشى خصلتى انسانى است. اگر نظام نابرابر سرمايه دارى تحت نام زندگى، خشونت و کشتار، فقر و رنج و تحقير و صدها مشقات ديگر به اکثريت جامعه تحميل ميکند، اما انسان رنجکش و ستمديده با هر بهانه اى خصلتهاى خود را جستجو ميکند. کم نيستند مردمانى که بدون باور به روايات سياسى در مورد اعياد، مانند نوروز، عيد پاک، و... به جشن پايکوبى ميپردازند، هديه ميدهند و محبت ميگيرند. علائم دوست داشتن و عشق و علاقه را به هم نمايش ميدهند. کم نيستند کسانى که در فراغت ها و تجمعات شاد زندگى واقعى را براى لحظاتى مزمزه ميکنند. در اين روز، هزاران سال قبل، پادشاهى افسانه اى تخت و تاجى را تصرف نکرده است. در اين روز، قهرمان اسطوره اى به آسمانى صعود نکرده است. پيام اين روز در غبار و تيره گى جهالت و خرافات گرفته نشده است. ريشه هايش در اسطوره و افسانه نيست. زنده است. امروزى است. مادى است. ضرورى است. اين روز پيام آور آرزوى ما مردمان عادى و نيازمند شادى و آزادى و رفاه است. پيام اين روز، زندگى شايسته براى همه، براى ما مردمان، ما بردگان، ما استثمارشدگان جامعه، است. اين پيام در سرود و شعار و حرکت اجتماعى جهانى مستتر است. اين روز ما همديگر را در کنار هم براى هدفى مشترک، وراى علايق و جداسازيهاى "جاودانه نما" قرار ميدهد. اين روز ميگويد کار مزدى نباشد، ميگويد استثمار ممنوع است، ميگويد دولت و سرکوب گر نباشد، ميگويد خرافه مذهب و جهالت مليت موقوف، ميگويد ستمکشى جنسى ممنوع، ميگويد ما همه از کودک و جوان و پير، از زن و مرد يکسان هسيتم و... چرا نبايد چنين روزى را جشن گرفت و شادى کرد. روز اول مه پيام باز گرداندن انسانيت به انسان است. اين روز سزاوار ارج و جشن گرفتن ست. اين فرهنگ انسانى را بايد ارج نهاد.

وجود استثمار و نابرابرى، بقا و موجوديت خود نظام سرمايه دارى، انسان را ناچار به تقابل ميکند. مبارزه و ستيز طبقاتى را ضرورى ميکند، در اين روز طبقه کارگر عليه نظام مزدى، عليه استثمار و عليه نظام نابرابر سرمايه دارى اعتراض ميکند. جناحهاى متفاوت بورژوايى، قصد دارند حرکت اين روز را بى ضرر و جشن براى آرزوهاى دست نيافتنى تبديل کنند. اردوى خود را سازمان ميدهند تا خصلت آنرا از محتوى تهى کنند. اگر دستشان برسد، بر اين مارش انسانى خون مى پاشند و اگر توازن اجازه نداد خود را طرفدار کارگر و جامعه جا ميزنند. کسانى که در روزهاى که جبهه مردم دست بالا دارد دم از کارگر ميزنند در دوران اختناق و سرکوب در دوره عقب نشينى جبهه آزاديخواهى شمشير از رو ميبندند و حتى مخالفان خانوادگى جبهه خود را به اتهام هوادارى طبقه کارگر سرکوب ميکنند. نمونه هاى تاريخى در جهت صحت اين ادعا فراوان است، من براى مثال به نمونه اى اکتفا ميکنم . همه کسانى که سن و سالشان قد ميدهد و به ياد دارند که در روز اول مه ١٣٥٨ خمينى سر دسته قداره بندان لمپن اسلامى گفت "... لاکن در اين روز خدا هم کارگر است ..." و مدتى بعد در جريان قتلهاى جمعى و سرکوبها همين جانور بود که در مقابل خواست کارگران و مردم گفت "... اقتصاد زيربناى خر است ...".

روز جهانى کارگر در ايران تقابل جبهه آزاديخواهى و رهايى ازشر مذهب و مصائب با نظام جنايتکار اسلامى است. موازنه کنونى به نفع مردم و اول مه است. اين روز ميتواند مردم متحد را قدمها به اميال انسانى خود نزديک کند و همزمان رژيم اسلامى را چنان به عقب تر براند که به مرگ نزديک کند. بگذاريد مارش اول مه در تاريخ سازندگان آينده برابر و مرفه نقش خود را حک کند. ٢٥ آپريل ٢٠٠٤