در جواب به نامه "چند نفر از فعالين کارگران خباز سقز"!

 محمد محمدى

چند روز پيش نامه اى زير نام "درخواست تصحيح يک خبر" به امضاى "چند نفر از فعالين کارگران خباز سقز" را روى يکى از سايتهاى اينترنتى ديدم. ظاهرا نويسندگان نامه به محتويات نامه عبدالله خوشپيام که در سايت روزنه و... به چاپ رسيده اعتراض کرده و از حزب کمونيست کارگرى درخواست کرده اند در چاپ چنين نامه هايى دقت بيشترى بکند.

در نامه مذکور به اينکه ظاهرا عبدالله خوشپيام ادعا کرده است که نماينده و بنيانگزار سنديکاى کارگران خباز سقز است اعتراض شده و آنرا نادرست دانسته اند. در اين نامه گفته شده است که عبدالله عضو ساده سنديکا بوده و در هيچکدام از انتخاباتها ٥ راى نياورده است.

من نيز به عنوان يکى از اعضاى سنديکاى خبازان سقز و شرکت تعاونى آن که در جريان فعاليتهاى اين تشکل بوده و مسائل آن را در دوره هاى مختلف تعقيب کرده ام و خود در فعاليتهاى آن شريک و سهيم بوده ام، وظيفه خود ميدانم در اين خصوص اظهار نظر کرده و چند نکته را به اطلاع برسانم:

١- اولا عبدلله خوشپيام در هيچ نوشته اى ادعا نکرده است که نماينده کارگران خباز است و همچنين اشاره اى به بنياد گذاشتن و بنيانگزار بودن سنديکاى کارگران خباز در دور دوم فعاليت اين تشکل نداشته است و لذا در چنين نقل قولى از نوشته ايشان نه امانتدارى رعايت شده است و نه حقيقتى در آنست. همگى ميدانيم که ايشان در اين دوره عضو اين تشکل بوده و چون بسيارى ديگر از اعضاى سنديکاى کارگران خباز براى تقويت آن کوشيده است.

٢- تمام کارگران سقز و مردم اين شهر ميدانند که در شروع کار اين سنديکا بعد از قيام مردم ايران، ايشان از کارگران فعال اين شهر بوده و از جمله در بنيانگذارى سنديکاى خبازان نقشى جدى داشته است. همچنين اين امر که عبدالله در نامه خود آورده که در سال ٥٧ به عنوان نماينده کارگران بيکار سقز به تهران رفته است حقيقتى است که نميتوان آن را انکار کرد.

٣- يورش جمهورى اسلامى به تشکلات کارگرى و منحل کردن آنها و از جمله سنديکاى خبازان سقز را نميتوان به پاى اعضاء و فعالين اين تشکلات گذاشت. اگر قرار باشد در اين زمينه کسى را محکوم کرد، اين جمهورى اسلامى است که با سرکوب، ترور، زندان، شکنجه کارگران و تحت عنوان اينکه اکنون زمان جنگ است، ميهن اسلامى در حال جنگ و خطر است و... از ايجاد هر نوع تشکل کارگرى در سرتاسر ايران جلوگيرى کرد. محکوم کردن کسانى که در اين دوران براى کارگر و متشکل کردن آن تلاش کردند، نادرست و صميميتى در آن نيست.

٤-و بالاخره اينکه اين ادعا که عبدالله خوشپيام در هيچ انتخاباتى ٥ راى نياورده است حقيقتى در آن نيست. ايشان حتى يک مورد هم و در کل مجامع عمومى که سنديکاى کارگران خباز در دور دوم فعاليت خود داشته است،کانديد نشده تا معلوم باشد چند راى آورده است.

mohammadi1917@yahoo.com

١٤ آوريل ٢٠٠٤