کاظم نيکخواه

از برلين تا "استاديوم آزادى" در تهران  

کارگران در اول مه امسال جريان کنفرانس برلين را در "استاديوم آزادى" تهران تکرار کردند: توطئه اى تدارک ديده شده براى تبليغ انتخابات کذايى جمهورى اسلامى و يکى از سرانش را به ضربه اى محکم و فراموش نشدنى عليه حکومت اسلامى و رفسنجانى تبديل نمودند. آنچنان ضربه اى که حکومتيان و پادوهاى خانه کارگريشان از گيجى آن هنوز بيرون نيامده اند و نخواهند آمد. فهميدند که با کارگر و روز کارگر نبايد بازى کنند. امکان لاپوشانى اين اعتراض و "نه" قاطع و کوبنده کارگران وجود نداشت و گرنه تماما انکارش ميکردند. ناچارند به نحوى مساله را توضيح دهند و توضيحاتشان براستى مضحک است. رفسنجانى در مورد شعارهاى تندى که عليه جمهورى اسلامى و شخص خودش توسط کارگران داده ميشد ناچار ميشود نه با پرخاش و تهديد، بلکه با لحنى سخن بگويد که گويى دارد در مورد امورى روزمره و معمول اظهار نظر ميکند! او در مصاحبه با خبرنگاران ميگويد "من با شعارهايى که عليه نظام و دولت و قواى نظام داده ميشد موافق نيستم! به همين دليل در آن مراسم شرکت نکردم"! (ايلنا ١٢ ارديبهشت) و بعد بلافاصله يادش مى افتد که بگويد "البته توهين ها از سوى عوامل نفوذى که در ميان جمعيت نشسته بودند انجام شد زيرا همه ميدانند که کارگران جزو وفادارترين قشرها به نظام و قواى سه گانه هستند". منظور ايشان از "کارگران" اينجا بايد همان چهار پنج نفر پاسدار و خانه کارگرى اى باشند که وقتى جمعيت ١٢ هزار نفرى با شعار دادن سالن را ترک کرد آنها به صورت عزادار در زير بيرق "هاشمى هاشمى حمايتت ميکنيم" باقى مانده بودند! صادقى رئيس کانون عالى شوراهاى اسلامى و گرداننده اين مراسم هم ميگويد "افرادى که مشخص بود از جامعه کارگرى نبودند با نيت از پيش تعيين شده حتى قبل از حضور کارگران در مسير حضور داشتند و حتى در سالن ١٢ هزار نفرى در ضلع غربى محل سخنرانى متمرکز شده و شعارهاى انحرافى ميدادند و به مجلس و دولت اهانت ميکردند." و بعد ادامه ميدهد "باتوجه به شعارهاى تندى که در مسير حرکت و سالن ١٢ هزار نفرى بود اين شعار ها به گوش آقاى هاشمى ميرسد و او به دليل اينکه در اين گردهمايى به مجلس و دولت توهين ميشد در اين مراسم حضور پيدا نکرد زيرا عقيده دارد حضور در چنين مراسمى به معناى تاييد اين شعارهاست" (مصاحبه با ايلنا ١٢ ارديبهشت) صادقى وقتى ميگويد شعارها فقط عليه مجلس و دولت بود دارد در حق هاشمى لطف بزرگى ميکند. خود هاشمى هم با گرفتن پز بزرگوارانه نسبت به بقيه دستگاههاى حکومتى و گفتن اينکه "به دليل توهين و هتاکى به قواى نظام در استاديوم آزادى حضور نيافتم" (همانجا) دارد شکسته نفسى بزرگى ميکند که "لطف کارگران" به خودش را که پى در پى شعار ميدادند "هاشمى حيا کن سلطنتو رها کن" را کتمان مينمايد. جناب صادقى هم وقتى ميگويد "جامعه کارگرى و طبقه کارگر نسبت به آقاى هاشمى نظر مساعد دارند.." (همانجا) حتما به همين نوع شعارها اشاره دارد!

رويداد استاديوم آزادى رويدادى بسيار مهم و سمبليک است. فضاى استاديوم آزادى در اول مه شاخصى بود از جوششى که در زير جريان دارد و هر روز در گوشه اى سر ميگشايد. کارگران به ميدان مى آيند، حق اعتصاب ميخواهند، حق تشکل ميخواهند، دستمزد زير خط فقر نميخواهند، دستيابى به رفاه و آزادى و زندگى انسانى را حق همه مردم ميدانند. استاديوم آزادى و کل اول مه امسال نشان داد که کارگران طى اين سالهاى پر مشقت و فقر و سرکوب، نه فقط تسليم نشده اند بلکه گامهاى بلندى به پيش برداشته اند. استاديوم آزادى شاخص حرکت کارگران به سمت مرکز سياست در جامعه بود. کارگر اعلام کرد که براى خانه کارگرى ها و شوراهاى اسلامى رژيم که ميخواهند با پز مضحک کارگر دوستى، کارگران را ابزار سياستهاى حکومتشان کنند حرفى جز "گورتان را گم کنيد" ندارد. کمپين تبليغى و انتخاباتى رفسنجانى را ميخواستند به عنوان مراسم اول مه جا بزنند و همان دروغ بزرگ و وقيحانه اى را که صادقى به يکى از خبرنگاران گفت از زبان کارگر تحويل جامعه بدهند:"کارگران و زحمتکشان قدردان زحمات هاشمى هستند" و کارگران با شعار و اعتراض و حرکت يکپارچه خويش پيامشان تنها يک چيز بود: کل حکومت اسلامى و پادوهاى رنگارنگش بايد شرشان را از سر جامعه کم کنند! اين پيامى است که عليه کنفرانس کذايى برلين در سال ٧٩ از سوى کمونيستها و مخالفين حکومت اسلامى به جهانيان اعلام شد و اکنون طنين خويش را در دانشگاه تهران و اصفهان و استاديوم آزادى و گوشه و کنار ايران باز مى يابد.

٣ مه ٢٠٠٥