اول ماه مه امسال، دستاوردها و تجارب

مينا احدى

minaahadi@aol.com

اول ماه مه امسال يک پيشروى بزرگ جنبش کارگرى و جنبش سرنگونى عليه حکومت اسلامى بود. اول مه امسال کارگران پرچم چپ جامعه را بر قله هاى بلند راديکاليسم کارگرى به اهتزاز در آورد. اين يک واقعه مهم است که تاثيرات آن محدود به جنبش کارگرى و موقعيت کارگران در ايران نيست. اين حرکتى است که افق و آينده اين جامعه را ترسيم ميکند. اين حرکتى بود که ميخ چپ و کمونيزم و نقد راديکال به جامعه سرمايه دارى را کوبيد. اين حرکتى بود در دفاع از آلترناتيو سوسياليستى در مقابل جريانات راست جامعه، اين پرچمى بود براى رهايى همه مردم زحمتکش و تحت ستم که در ايران برافراشته تر شد. کارگران در اين روز متحدانه تر از قبل به ميدان آمدند و در سراسر ايران با شعارهاى راديکال و با حرکات و اقدامات بسيار جالب توانستند حکومت اسلامى را به عقب رانده و حضور راديکال و سوسياليستى خود را در جامعه تثبيت کنند. از اين پس هيچ آخوند و تيمسار و جمع و سازمانى و دولتى نميتواند بدون در نظر گرفتن اين فاکتور به آينده ايران فکر کند و براى آن نقشه بريزد. ستون اصلى تغييرات راديکال و عميق و اجتماعى در جامعه به ميدان آمد و اين واقعه را نه ميتوان حذف کرد و نه ميتوان ناديده گرفت. وجود و حضور جنبش سوسياليسم کارگرى يک واقعه تثبيت شده در تاريخ سياسى ايران شده است. بايد در مورد جوانب مختلف آن حرف زد. اين دستاورد را بايد ارج نهاد و از اين پيشروى بايد با تمام قوا دفاع کرد. در اين نوشته ميکوشم به زمينه هاى شکل گيرى اين حرکت بزرگ کارگرى، دستاوردهاى اول مه و تصوير جامعه ايران بعد از اول مه بپردازم.

زمينه هاى شکل گيرى اول مه اول مه سال ٨٤، در شرايطى در ايران برگزار شد که ماهها قبل از آن دهها و صدها اعتصاب کارگرى، جاده بستن، تظاهرات، تحصن و مباحثات متعدد در مورد معضلات کارگران در ايران در صدر اخبار قرار داشت. قبل از اول مه، اعتراضات و مباحثات داغى در مورد حداقل دستمزد در بين کارگران در جريان بود. خط فقر در ايران و ميزان دستمزدى که از سوى حکومت اسلامى اعلام شده بود، به يک جدل مهم و به يک افتضاح سياسى ديگر براى حکومت تبديل گرديده بود. کارگران درگير جمع آورى امضا براى بالا بردن حداقل دستمزدها بودند. و هزاران امضا در دفاع از ٤٥٠ هزار تومان حداقل دستمزد جمع آورى شده بود. اول مه در شرايطى برگزار شد که کارگران در اعتراض به نبود حق تشکل و اعتصاب و در اعتراض به قراردادهاى موقت و..... کميته پيگيرى تشکلهاى آزاد کارگرى را سازمان داده بودند. چندين هزار کارگر بيانيه اين کميته را امضا کرده بودند. بحث در مورد اين کميته و چگونگى تشکل يابى کارگران و نقش تشکلهاى کارگرى در ميان کارگران به موضوع روز تبديل شده بود. فعالين کارگرى حرکتى را آغاز کرده بودند که موضوعات مطرح در ميان فعالين جنبش کارگرى را به موضوع روز جامعه تبديل کرده بود. اينها همگى بر متن يک اوضاع متلاطم سياسى در ايران اتفاق مى افتاد. بر متن خيزش هاى اجتماعى مردم، تحصنها و تظاهراتهاى روزمره کارگران و اعتراضات معلمين، پرستاران، دانشجويان و جوانان و زنان اتفاق مى افتاد. بر متن وجود يک جنبش انقلابى براى سرنگونى حکومت اسلامى اين واقعه خلق شد. جمهورى اسلامى ايران بويژه در ماههاى قبل از اول مه يک آب خوش از گلويش پايين نرفت و هرروز و هر لحظه با بحرانى دست به گريبان بود. آخرين مورد قبل از اول مه جنبش اعتراضى مردم در خوزستان بود که نگاهها را يکبار ديگر به سوى فقر و ستم بر مردم در ايران و اعتراضات آنها و مبارزاتشان بر عليه حکومت معطوف ميکرد. اما بيش از هر چيز بايد به پروسه تدريجى و با حوصله و گام به گام آماده سازى اول مه از سوى فعالين جنبش کارگرى و به کار مداوم آماده سازى آنها توجه کرد. اول مه ٨٤ يک جرقه در آسمان صاف نبود. دهها و دهها نشست و جلسه و تجمع و بحث و آماده سازى باعث سازمان دهى اين حرکت عظيم در سراسر ايران بود. اول مه محصول همه اينها به اضافه نقش حزب کمونيست کارگرى ايران بود. امروز ديگر هيچ آدم منصفى نميتواند نقش و جايگاه اين حزب را ناديده بگيرد. بدون فاکتور حزب کمونيست کارگرى، بدون فاکتور مباحثات تاريخ ساز و راهگشاى منصور حکمت، بدون فاکتور جنبش کمونيزم کارگرى، اين حرکت غير قابل تصور بود. بنا بر اين منصفانه ترين ارزيابى از اين حرکت بايد متکى بر ديدن يک واقعه و يک اتفاق مهم سياسى باشد. يعنى وجود و حضور و ايفاى نقش حزب کمونيست کارگرى ايران. بدون حزب کمونيست کارگرى و نقش تاريخى و تعيين کننده آن نميتوان گذشته حال و آينده جنبش سوسياليستى کارگران در اول مه را ترسيم کرد. نقش و جايگاه سياستها و تئوريهاى منصور حکمت نقش بالفعل حزب کمونيست کارگرى که پاسخ مهمترين مسائل جنبش کارگرى را داده است، ستونهاى اصلى اين پيشروى محسوب ميشوند. مباحثاتى که از نقد جامعه سرمايه دارى معاصر، تا مرزبندى با کمونيزم هاى غير کارگرى، و از پاسخ دادن به جزييات چگونگى سازمانيابى طبقه کارگر و چگونگى ايفاى نقش اجتماعى و چگونگى چفت شدن به کمونيزم تا تدوين آلترناتيو کارگرى همه و همه پيش زمينه هايى ميباشند که اول مه ميتوانست در بطن آن خلق شود. به فاکتور حزب و نقش جنبش کمونيزم کارگرى در ادامه خواهم پرداخت.

اول مه سال ٨٤ و مهمترين اتفاقات اول مه امسال واقعه اى تعيين کننده است که جنبه هاى متعددى داشت که به برخى از آنها اشاره ميکنم.- در مراسم ورزشگاه آزادى کارگران با يک اقدام بسيار مهم پوزه رفسنجانى و حکومت اسلامى را بخاک ماليدند. رفسنجانى مجبور شد سخنرانى خود را کنسل کند و اين يک تو دهنى محکم به حکومت بود. اينرا همگان ديدند که اگر کارگران اراده کنند، ميتوانند اين حکومت را به زانو در آورند. سرافکندگى جلادان حکومت اسلامى و دستپاچگى آنها يک اعتماد بنفس بزرگ به همه مردم در ايران داد. ورزشگاه آزادى و بهم زدن جلسه سخنرانى رفسنجانى کنفرانس برلين ديگرى بود. اين بار در ايران و بويژه از سوى کارگران. اين اتفاقى مهم بود و دستاوردى بود که در تاريخ ثبت ميشود.

- کشاندن مراسمها به خارج از سالنها يک تاکتيک درست فعالين کارگرى امسال، کشاندن مراسمها به بيرون از سالن و انجام راهپيمايى بود. حکومت مثل هشت مارس در مقابل اين اقدامات مقاومت ميکرد. اجازه راهپيمايى به کارگران داده نشد. با اين وجود کارگران در تعدادى از شهرها مراسمها را به راهپيمايى تبديل کردند و اين يک دستاورد و پيشروى ديگر اين حرکت بود.

- حضور علنى فعالين کارگرى و سخنرانى در مراسمهاى اول مه يک جنبه شاخص و بسيار پر اهميت اول مه امسال به ميدان آمدن رهبران کارگرى و اعلام جرم علنى آنها عليه فقر و فلاکت و شرايط ناامن تحميل شده به کارگران بود. ما همواره گفته ايم که مبارزه سياسى و بطريق اولى مبارزات کارگران در خفا اتفاق نمى افتد. و اين مبارزات احتياج به چهره هاى علنى دارد. در اول مه امسال اين مهم نيز اتفاق افتاد.

راديکاليسم شعارها و نقد عميق به نظام سرمايه دارى اول مه امسال از اين نظر واقعا شاخص بود. همه قطعنامه ها با اندک تفاوتهايى نقد عميق به سرمايه دارى و کار مزدى را در سرلوحه خود قرار داده و بسيار راديکال بود. شعارها و خواستهاى کارگران و دفاع واضح از آلترناتيو سوسياليستى يک دستاورد مهم جنبش کارگرى نه فقط در ايران بلکه براى همه کارگران در دنيا بود.

دفاع از افزايش دستمزد و ٤٥٠ هزار تومان حداقل دستمزد با اين خواست کارگران اعلام کردند که خواهان تحميل يک استاندارد بهتر و معقول براى زندگيشان در شرايط فعلى هستند. دفاع از ٣٠ ساعت کار در هفته و خواست آزادى اعتصاب و تشکل همه و همه نشان ميداد که کارگران آمده اند تا به رژيم نشان دهند که در اين قرن و با اين درجه از پيشرفت تکنولوژى و علم و تمدن به زندگى برده وار تن نميدهند.

بعد از اول مه

اول مه امسال، تصاوير را عوض کرد. بعد از اين اتفاق سياسى مهم اکنون ديگر انگار همه چيز را در يک آيينه ديگر ميتوان ديد و مشاهده کرد. يک روز بعد از اول مه مجددا اعتراضات و اعتصابات کارگرى شروع شد. کارگران نازنخ در قزوين جاده بستند و اعلام کردند که دستمزدهاى خود را ميخواهند و در شهرکرد يک جلسه سخنرانى نمايندگان حکومتى را مردم بهم زدند. بعد از اول مه يک امر مهم تغيير کرد و آن بالا رفتن اعتماد بنفس چپ در ايران است. امروز ديگر چپ و جنبش کمونيزم کارگرى در ايران با اعتمادبنفس بيشترى ميتواند از حضور و ادعاى خود براى انداختن حکومت و براى برپايى حکومت سوسياليستى دفاع کند. امروز ديگر کسى نميتواند فاکتور کارگر و کمونيزم را از تاريخ تحولات سياسى ايران حذف کند. امروز ديکر صداى کمونيستها، ميتواند و بايد واضح تر و بلند تر شود اگر از جنبش کارگرى و نقش کارگران و نقد کار مزدى و لغو استثمار و حکومت سوسياليستى و آلترناتيو سوسياليستى حرف ميزنند. امروز ديگر کسى نميتواند منکر انقلاب در ايران باشد. ادعا کند که شعارهاى سوسياليستى حرفهاى چند نفر است و ادعا کند راست دست بالا دارد و ......

حزب کمونيست کارگرى يکبار ديگر درخشيد اگر اين حزب نبود، کسى از کمونيزم و کارگر و سوسيالسيم با صداى بلند و در سطح ماکرو حرفى به ميان نمى آورد. نهايت راديکاليسم دفاع از دمکراسى در غرب بود. اگر ما نبوديم و بهتر است بگويم اگر منصور حکمت نبود، اگر پرچم کمونيزم را بلند نميکرد و در دست کارگران نميگذاشت تا با اتکا به آن پاسخ همه چيز را بيابند، امروز جامعه ايران و چپ و کارگر در آن جامعه در چنين موقعيتى نبود. اگر ما نبوديم کارگر در اين جامعه و در مبارزاتش نيز جايگاه و حرمت امروز را نداشت. اگر حزب کمونيست کارگرى نبود، در دهها ايستگاه ديگر با حکومت فاشيست و ضد کارگر اسلامى سازش شده بود. اگر حزب ما نبود حرمت کارگر، حرمت انسان، حرمت زن ، حرمت کودک، چنين به رسميت شناخته نميشد. اگر ما نبوديم، اعتراض راديکال به نظام سرمايه دارى و کار مزدى و اعتماد و اميد به سرنگونى حکومت و برپايى حکومت سوسياليستى به اين روشنى نبود. اگر حزب مانبود......اما واقعيت شور انگيز اينست که ما هستيم و اين حزب هست تا در اين وقايع نقش بازى کند و جامعه را گامها به جلو ببرد. واقعه اول مه امسال در ايران و دستاوردهاى اين حرکت ميتواند و بايد نقش جهانى پيدا کند. طبقه کارگر ايران ميرود که با پرچم چپ و با پرچم لغو کار مزدى پيشتاز همسنگرانش در دنيا باشد. درود به کارگران و فعالين کارگرى که اين اول مه سرخ را آفريدند.

٥ ماه مه ٢٠٠٥