هيات جمهورى اسلامى بايد از اجلاس آى ال او اخراج شود

شهلا دانشفر

نود و سومين اجلاس سالانه سازمان جهانى کار از ١٠ خرداد شروع و تا ٢٥ خرداد ادامه خواهد داشت. در اين اجلاس هياتى از سوى ايران نيز شرکت دارد. هيات جمهورى اسلامى امسال در شرايطى در اين اجلاس شرکت دارد که روابطى حسنه تر از هر سال بين سازمان جهانى کار (آى ال او) و جمهورى اسلامى برقرار است و طى سه سال اخير چندين هيات از سوى دو طرف با يکديگر نشست و گفتگو داشته اند و در آخرين توافقات، خانه کارگر جمهورى اسلامى با قيد بعضى شروط از سوى اين سازمان به عنوان تشکل کارگرى به رسميت شناخته شده است. اين مماشات، از سوى کارگران در ايران محکوم است. ما خواهان اخراج هيات جمهورى اسلامى از سازمان جهانى کار آى ال او هستيم.

امروز بايد با جمهورى اسلامى همان معامله اى را کرد که قبلا در مورد دولت آپارتايد نژادى آفريقا شد. جمهورى اسلامى اين مظهر جنايت و سرکوب پايه اى ترين حقوق انسانى، اين دولت ضد زن و مظهر آپارتايد جنسى، بايد از سازمان جهانى کار و اجلاس هاى آن و از تمامى سازمانهاى بين المللى اخراج شود. ما به مماشات سازمان بين المللى کار با جمهورى اسلامى و به رسميت شناختن خانه کارگر و شوراهاى اسلامى، اين نهادهاى باند سياهى و اين چماقدران رژيم بعنوان تشکل کارگرى معترضيم. اين موضوعيست که در همين يکساله از سوى کارگران بسيارى از ايران مورد اعتراض قرار گرفته و مشخصا کميته پيگيرى ايجاد تشکلهاى آزاد کارگرى با بيش از ٣٠٠٠ امضا به آن اعتراض کردند و همين امروز از سوى اين کميته و همينطور جمعى از کارگران کارخانه ايران خودرو در اعتراض به شرکت هيات اعزامى ايران در اجلاس سالانه آى ال او نامه اعتراضى ارسال شده و شرکت اين هيات در اين اجلاس هم اکنون به موضوع بحث و اعتراض در ميان بسيارى از کارگران در ايران تبديل شده است. جالب اينجاست که در راس هياتى که به عنوان نمايندگان کارگران از ايران شرکت ميکنند، صادقى، چماقدار شوراهاى اسلامى کار جمهورى اسلامى، که اخيرا به سردستگى او تهاجمى سازمان يافته به هيات موسس سنديکاى شرکت واحد در تهران صورت گرفت و ٣٠٠ نفر از عوامل شوراهاى اسلامى و حراست به نحوى وحشيانه با چاقو و مشت و لگد به جان فعالين اين تشکل افتادند، شرکت دارد. نفس وجود هياتى با سرپرستى صادقى و شرکت شوراهاى اسلامى در اين اجلاس کافيست که هر انسان آزاديخواهى خواهان بيرون انداختن هيات ايران از اجلاس سازمان بين المللى کار شود.

واقعيت اينست که آى ال او امروز بيش از هر وقت با ايران مماشات ميکند، چون اوضاع ملتهب جامعه را ميبيند. چون شبح انقلاب را ميبيند و ميبيند که چگونه طبقه کارگر دارد هر روز قويتر وارد صحنه مبارزه ميشود. به رسميت شناختن خانه کارگر بعنوان تشکل واقعى کارگرى از سوى آى ال او و رايزنى هاى آن در سه سال اخير با جمهورى اسلامى همه و همه توطئه ايست در برابر تلاش کارگران در ايران براى ايجاد تشکل واقعى خود و در برابر قدرتيابى بيشتر کارگران در ايران.

سياست آى ال او در قبال ايران در واقع ادامه سياست غرب و آمريکا در ايران است. هم غرب و آمريکا، هم آى ال او و هم جمهورى اسلامى همه و همه امروز سنگينى شبح انقلاب در ايران را حس کرده اند، انقلابى سرخ که در آن چپ هر روز قويتر ميشود و ميبينند که طبقه کارگر چه جايگاهى در اين انقلاب خواهد داشت. در مقابل چنين سيل خروشانى از اعتراض و مبارزه در ايران است که دو طرف يعنى هم جمهورى اسلامى و هم غرب و آمريکا و در اين ميان سازمان بين المللى کار بعنوان يک زير مجموعه از سازمان ملل، امروز اينطور کنار هم قرار گرفته و به هم دارند امتياز ميدهند تا در مقابل اين انقلاب بايستند. بايد اين مماشات را افشا کرد. بايد به آن اعتراض کرد. بايد در مقابل آن ايستاد.

امروز صداى اعتراض کارگران در ايران بيش از هر وقت بلند شده و در سطح جهانى و بين المللى انعکاس يافته است. امروز اين صدا به گوش همه جهان رسيده است. دنيا شاهد بود که چطور کارگران در اول مه امسال استاديوم آزادى را ترک کردند، مانع سخنرانى رفسنجانى شدند و همانجا به کمپين انتخاباتى او و به جمهورى اسلامى و به شوراهاى اسلامى و خانه کارگر آن نه گفتند.

نامه نوشتن به نهادهاى بين المللى و رساندن صداى اعتراض به گوش اين نهادها امروز به يک سنت گسترده در ميان کارگران در ايران تبديل شده است. در همين چند ماهه اخير ما شاهد نامه هاى اعتراضى کارگران بر سر تبديل شدن محيط هاى کار به قتلگاه کارگران، بر سر دستگيرى و تهديد فعالين و رهبران کارگرى تنها به جرم مبارزه بر سر خواستها و مطالبات برحقشان، چون خواست پرداخت دستمزدهاى پرداخت نشده، اعتراض عليه بيکارسازيها و يا شرکت در مراسم اول مه و غيره به سازمان بين المللى کار بوديم. اما عليرغم همه اينها و عليرغم حتى زير پا گذاشته شدن بسيارى از مقاوله نامه هاى مصوب خود سازمان بين المللى کار، باز ميبينيم که اين سازمان درهاى اجلاس سالانه اش را به روى هيات جمهورى اسلامى و چاقوکشانى چون صادقى باز ميگذارد و بسوى جمهورى اسلامى و خانه کارگر وشوراهاى اسلامى آن دست دوستى دراز ميکند. ما به مماشات آى ال او با جمهورى اسلامى معترضيم و از همه سازمانهاى بين المللى کار، از کنفدراسيون اتحاديه هاى آزاد کارگرى و از همه سازمانهاى آزاديخواهى که تا کنون در پاى بسيارى از نامه هاى اعتراضى کارگران در ايران امضاء گذاشته و از آن حمايت کرده اند ميخواهيم که به اين اعتراض ما بپيوندند و با ما همصدا شوند و خواهان اخراج جمهورى اسلامى از سازمان بين المللى کار و تمامى سازمانهاى بين المللى شوند.

جمهورى اسلامى نه تنها بايد از تمامى سازمانهاى جهانى از جمله آى ال او اخراج شود بلکه به خاطر جناياتى چون شليک به صف تظاهرات کارگران در خاتون آباد در بهمن ماه ٨٢، به خاطر پرداخت نکردن دستمزد کارگران به مدت چندين ماه و حتى نزديک به دوسال و محکوم کردن کارگران به فقر مطلق و مرگ از گرسنگى و بيدرمانى، بخاطر سرکوب کارگران در اعتراض به اين شرايط برده وار کار و دستگيرى و تهديد فعالين کارگرى تنها به جرم مبارزه براى خواستهاى برحق خود و نيز بخاطر تبديل محيطهاى کار به قتلگاه کارگران که نمونه بارز آن ايران خودرو است که در عرض دو سال ٩ کارگر جان خود را در اين کارخانه از دست داده اند بايد محکوم و مجازات شود.

اين موضوعيست که بايد در تمامى مجامع عمومى کارگرى در کارخانجات مختلف در ايران طرح شود و به حضور هيات ايران در سازمان جهانى کار اعتراض شود. همانطور که جمعى از کارگران در ايران خودرو در اعتراض به اين موضوع نامه دادند، ما بايد شاهد جارى شدن سيل نامه هاى اعتراضى از سوى کارگران در سراسر ايران به آى ال او و خواهان اخراج جمهورى اسلامى از کنفرانس بين المللى کار باشيم. ما بايد از تمام نهادهاى بين المللى و کنفدراسيون اتحاديه هاى آزاد کارگرى بخواهيم که از خواست برحق ما حمايت کنند. ما بايد با اجتماع خود در برابر اجلاس سازمان بين المللى کار در ژنو و با پيکت هاى اعتراضى خود، صداى اعتراضمان را بلند کنيم. جمهورى اسلامى بايد از سازمان بين المللى کار اخراج گردد. اين خواست ما کارگران در ايران است.

٣ ژوئن ٢٠٠٥