کارگران کاشان راه نشان ميدهند

يک پيشروى مهم در مبارزه براى حداقل دستمزد ٤٥٠ هزار تومان

 

به همت فعالين کارگرى در کاشان حدود سه هزار نفر از کارگران کارخانه هاى مختلف اين شهر طومارى با خواست حداقل دستمزد ٤٥٠ هزار تومان امضا کرده و براى ادارات مختلف از جمله اداره کار، فرماندارى، استاندارى و دفتر رياست جمهورى ارسال کرده اند. اين يک اقدام مهم در جنبش کارگرى ايران است و ميتواند سرآغاز حرکتى عظيم در جنبش کارگرى باشد.

کارگران کاشان با اينکار در صف اول مبارزه براى افزايش دستمزد قرار گرفته اند و راه را به جنبش کارگرى نشان ميدهند. از هفته ها قبل متن طومارى در شهرهاى مختلف در محافل و مراکز کارگرى دست به دست ميشود که ميگويد حداقل دستمزد بايد تا ٤٥٠ هزار تومان افزايش يابد و حقوق ها و دستمزدهاى کمتر از آن در جامعه ممنوع اعلام شود. دولت خط فقر را ٣٠٠ هزارتومان اعلام کرده است اما خط فقر واقعى حدود ٤٥٠ هزارتومان است. حداقل دستمزد ١٠٦ هزار تومان بود که در اواخر اسفند ٨٣ با پانزده درصد افزايش به ١٢٢ هزار تومان رسيد. خانه کارگر دستمزد کمى بيشتر را خواسته بود اما کارگران کاشان با اقدام خود يکبار ديگر بر خانه کارگر رژيم مهر باطل کوبيدند. امضاى سه هزار کارگر چند مرکز کارگرى در کاشان پيش درآمد يک جنب و جوش گسترده و وسيع حول افزايش دستمزد خواهد بود.

اين طومار بايد توسط ميليونها حقوق بگير و مزدبگير امضا شود، بايد صدها مجمع عمومى کارخانه پشت سر آن بسيج شود، صدها کميته در شهرها و محلات مختلف شکل بگيرد و صدها هزار معلم و پرستار و حقوق بگير ديگر آنرا امضا کنند. بايد همسران کارگران قدم جلو بگذارند و جنبشى در محلات و شهرها براه اندازند. بيش از ده ميليون بيکار بايد با خواست کار يا بيمه بيکارى حداقل ٤٥٠ هزار تومان حول اين خواست به حرکت درآيند و خود را براى يک جنبش قدرتمند سازمان دهند و آماده کنند. از رسانه ها در داخل و خارج بايد خواست اين حرکت را منعکس کنند. اين يک مطالبه واحد و سرراست است و ميتواند توده وسيعى را حول خود متحد کند. اين خواست ميتواند اتحاد عميق و گسترده اى در طبقه کارگر ايجاد کند. اين خواست امروز بيش از هر خواست ديگرى ميتواند توده عظيم مزدبگيران جامعه را به حرکت درآورد و در يک کلام سازماندهى يک جنبش وسيع طبقاتى و اجتماعى حول اين خواست در دستور کار جنبش کارگرى قرار گيرد.

اين يک حرکت علنى است:

اين يک مبارزه علنى است. هيچ حرکت توده اى و بزرگى به شيوه مخفى پيش نميرود. يک خواست ساده و ابتدائى کارگران و حقوق بگيران است و بايد علنا به سازماندهى آن پرداخته شود. صاحبان همه کالاها و اجناس خود قيمت آنرا تعيين ميکنند. کارگران هم بعنوان فروشنده نيروى کار حق دارند دقيقا مانند ساير دارندگان کالا، خود حداقل دستمزد را تعيين کنند. اين حق کارگران است که در کارخانه و محله جمع شوند و قيمتى براى نيروى کار خود تعيين کنند. اين حق کارگران است که جمع شوند و در مقابل ١٢٢ هزار تومان مصوب دولت که تقريبا يک سوم خط فقرى است که دولت اعلام کرده است، بر نيروى کار خود قيمت بگذارند و آنرا به کارفرمايان و دولت اعلام کنند. اين حق کارگران است که در اين مصاف، آزادانه و بدون مانع شرکت کنند. بنابراين تشکيل مجمع عمومى در هر کارخانه، ايجاد کميته ها و جمع هائى براى سازماندهى اين حرکت، جمع شدن در محله، طومار جمع کردن و ارسال به نشريات و غيره نبايد به مثابه امرى مخفى و زيرزمينى تلقى شود. اين يک مصاف بزرگ و تاريخى است و هردرجه پيروزى در آن کارگران را براى تحقق ساير مطالبات خود در موقعيت بهترى قرار ميدهد. نمايندگان و فعالين اين حرکت بايد با اسم و رسم و علنا ساير کارگران و حقوق بگيران را به تجمع و امضاى طومار فراخوانند تا بدينوسيله از جانب توده هاى مردم مورد حمايت و محافظت قرار گيرند. بعلاوه با يک حرکت علنى است که بخشهاى مختلف اين جنبش ميتوانند به هم بپيوندند و حرکتى سراسرى و يکپارچه و قدرتمند سازمان دهند. اسامى نمايندگان مجامع عمومى که پيگيرى کار را به عهده ميگيرند و اعضاى کميته هائى که در هر محل تشکيل ميشوند بايد در همه طومارها اعلام شود تا نمايندگان و فعالين اين جنبش به چهره هاى سرشناسى در سطح محل و شهر و کشور تبديل شوند. اين بزرگترين ضامن حفظ آنها نيز خواهد بود.

اين مبارزه به رهبران زيادى احتياج دارد:

اين حرکت رهبران زيادى لازم دارد. رهبرانى که تصميم دارند يک حرکت بزرگ براى بسيج و به ميدان کشيدن ميليونها کارگر و زحمتکش سازمان دهند. اين يک خواست مشروع و ابتدائى کارگران است اما تحقق آن ساده نيست. با مانع دولت مواجه ميشود. با تهديدات کارفرمايان مواجه ميشود، با خطر اخراج و تهديد و بازجوئى و ساير فشارهاى ديگر روبرو ميشود. به ذهنيت بسيارى از کارگران که فکر ميکنند يک رويا است، نميدهند، نميشود، به نتيجه نميرسد و غيره ميخورد. بايد کسانى همه اينها را جواب دهند، بر موانع غلبه کنند، به اين ذهنيت ها پاسخ دهند. و راه را به جلو بگشايند. بدون چنين صفى مبارزه قدرتمندى شکل نميگيرد. اما اين حرکت اينقدر اهميت دارد که توجه تمام پيشروان جنبش کارگرى و رهبران اعتصابات را به خود معطوف کند.

از همه تشکل هاى کارگرى موجود اعم از نشريات و کميته ها و نهادهاى مختلف کارگرى و از همه رهبران و چهره هاى سرشناس جنبش کارگرى انتظار ميرود قاطعانه به اين حرکت بپيوندند و همراه با کارگران کاشان و ساير مراکزى که در حال بسيج نيرو حول اين خواست هستند، حرکت قدرتمندى را سازمان دهند. اين کمپينى است که ميتواند اتحاد بزرگ و گسترده اى را در ميان محافل و فعالين کارگرى در عرصه ها و مراکز مختلف شکل دهد.

نقش تعيين کننده همسران کارگران:

واقعيت اين است که متاسفانه جنبش کارگرى ايران هنوز به بسيج همسران کارگران توجه شايانى نميکند. شرط موفقيت ما بسيج نيروى هرچه بيشتر است. همسران کارگران بخشى از طبقه کارگرند و شريک همه محروميت هاى اين طبقه. به ميدان آمدن همسران کارگران نيروى کارگران را ده چندان ميکند و تنها در اين صورت است که به جنبش ابعاد اجتماعى ميدهد. بى توجهى به اين بعد مساله محروم کردن اين جنبش از نيروئى است که ميتواند کل شهر را به حرکت درآورد و اين حرکت را غيرقابل شکست گرداند. با به ميدان آمدن همسران کارگران انعکاس بين المللى و داخلى اين حرکت ابعادى باور نکردنى بخود خواهد گرفت. کافى است چند ده نفر از همسران کارگران جلو بيفتند، طومار را امضا کنند و يا کميته اى در يک شهر يا محله تشکيل دهند و سايرين را به اين حرکت تشويق کنند. بعلاوه کارفرمايان نميتوانند همسران کارگران را به اخراج تهديد کنند. همسران کارگران بايد براى هميشه از يک نيروى حاشيه اى و کم تاثير به يک نيروى جلوى صحنه براى بهبود وضعيت زندگى خويش تبديل شوند. اين يک امر مهم در مقابل جنبش کارگرى است. در کمپين براى افزايش دستمزد تا ٤٥٠ هزارتومان، همسران کارگران بايد جايگاه شايسته خود را پيدا کنند.

يک مبارزه بسيار انسانى:

اين يک مبارزه بسيار انسانى نيز هست. کسى که براى هدايت و راه انداختن اين حرکت آستين بالا ميزند، عزم کرده است که به سفره کارگران و بچه هايشان يعنى به سفره خالى پنجاه ميليون نفر چيزى اضافه کند و گوشت و ميوه را به سفره چندده ميليون انسان برگرداند، عزم کرده است نگذارد کسى گرسنه بخوابد و کسى سرپناهى نداشته باشد، عزم کرده است امکانات درمانى و بهداشتى بهترى براى اکثريت جامعه تامين کند، کارگرانى را که بخاطر ناتوانى در تامين ساده ترين نيازهاى روزمره کودکان خود دست به خودکشى ميزنند از اينکار منصرف کند، تعداد تن فروشانى که براى گذران زندگى تن خود را به بازار عرضه ميکنند را کاهش دهد، تعداد معتادان را کاهش دهد و همين امروز زندگى اکثريت عظيم مردم را بهبود بخشد. عزم کرده است استانداردهاى جامعه را بطور محسوسى بالا ببرد. اين يک مبارزه عميقا انسانى و انساندوستانه است و صرفنظر از تاثيرات سياسى و مهمى که بر موقعيت طبقه کارگر در مصاف با طبقه سرمايه دار بوجود مياورد، صرفنظر از اهميت سياسى اين حرکت، همين امروز تعذيه و پوشاک و درمان اکثريت جامعه را بهبود ميبخشد و شادى و شادابى و اميد بيشتر را به خانه ميليونها توليدکننده جامعه ميبرد. اين يک حرکت عظيم انساندوستانه است و توجه هر انساندوست و هر آزاديخواهى را بايد بخود جلب کند.

سازمان:

اين حرکت نيروى زيادى دارد و ميتواند پيروز شود اما لازمه آن تلاش سازمان گرانه فعالين کارگرى است. کافى است تجربه کاشان در چند شهر و کارخانه ديگر تکرار شود، آنوقت اين حرکت بطور تصاعدى به جلو خواهد رفت و تمام شهرها و مراکز توليدى را به جنب و جوش خواهد انداخت.

همزمان بايد در سطح کارخانه و محله کار را شروع کرد. در کارخانه فعالين کارگرى بايد نقشه روشنى براى بسيج کارگران، تشکيل مجمع عمومى و تصويب متن طومار در مجمع عمومى داشته باشند و در محله بايد کميته يا کانونى از تعدادى از کارگران، همسران کارگران، بيکاران، جوانان، معلمان، يا ساير حقوق بگيران تشکيل شود و متن طومار را خانه به خانه بچرخاند و امضا جمع کند. کميته ها و نمايندگان مجامع عمومى در کارخانه هاى مختلف بايد تلاش سازمان يافته اى براى تماس با يکديگر شروع کنند. معلمان و پرستاران بايد حول اين خواست حرکت سازمانيافته اى شروع کنند و در قطعنامه ها و اجتماعات خود اين خواست را به يک مطالبه محورى خود تبديل کنند. جوانان شاغل و بيکار، دانشجو و محصل نيروى عظيمى براى اين مبارزه به حساب ميايند. صدها جمع و کانون و کميته در محله و دانشگاه و مدرسه بايد توسط اين نيروى مهم بسرعت حول اين حرکت شکل گيرد.

بايد نقشه داشت و شهر به شهر، محله به محله، کارخانه به کارخانه، مدرسه به مدرسه و اداره به اداره اين حرکت را سازمان داد و تعداد هرچه بيشترى از فعالين کارگرى و رهبران اعتصابات را به اهميت آن واقف کرد و به گسترش اين جنبش تشويق نمود. اين حرکت به سازمانى با صدها و هزاران فعال در کارخانه و محله و مدرسه و دانشگاه نياز مبرم دارد.

طومار را بايد به کجا فرستاد؟

طرف حساب اين خواست دولت است، دولت است که بايد نهايتا تحت فشار يک جنبش سراسرى و قدرتمند تسليم شود و در موقعيت ضعيف ترى با نمايندگان و رهبران اين حرکت به مذاکره بنشيند. در نتيجه طومارها را بايد جمع کرد و بطور رسمى به اداره کار و ساير ادارات دولتى تحويل داد. اما علاوه بر ادارات دولتى، رسانه هاى داخل و خارج، فعالين تعداد هرچه بيشترى از محلات و کارخانه ها و همينطور سازمانهاى کارگرى در سطح جهان، از جمله گيرندگان طومار بايد باشند. تنها از اين طريق است که ميتوان همديگر را در سطح سراسرى از حرکت مطلع کرد، مساله را همگانى کرد، به مساله اى اجتماعى تبديل کرد و جنبشى عظيم حول آن به راه انداخت.

يک جنبش اجتماعى:

حقوق بگيران و مزدبگيران با احتساب خانواده هايشان و نيز کارگران و جوانان جوياى کار چهارپنجم جامعه را تشکيل ميدهند. بغير از يک اقليت انگل و طفيلى که بخش اعظم ثروت و درآمدهاى جامعه را به جيب ميزنند، اين حرکت به بقيه جامعه مربوط است و ميتواند توسط آن حمايت شود. در محله و کارخانه، اداره و مدرسه و دانشگاه و بيمارستان و غيره، ميتوان و بايد کارى کرد که حداقل دستمزد ٤٥٠ هزار تومان به داغ ترين مساله روز تبديل شود. رسانه ها را بايد تحت فشار قرار داد که اخبار اين مبارزه و طومارها را چاپ کنند. همه جا بايد فرياد زد حقوق و دستمزد کمتر از ٤٥٠ هزار تومان ممنوع و بيمه بيکارى حداقل ٤٥٠ هزار تومان حق هر انسان جوياى کار است.

اين يک کمپين وسيع است که بايد بعنوان يک امر روز و مهم طبقه کارگر و ساير حقوق بگيران تبديل شود. بيشترين نيرو را بايد حول اين کمپين سازمان داد و جنبشى قدرتمند و سراسرى در جامعه به راه انداخت. فاکتورهاى مهمى در اوضاع کنونى به نفع اين جنبش حرکت ميکند اما همه اينها دست رهبران کارگرى و فعالين و رهبران اعتصابات را ميبوسد. فعالين کارگرى در کاشان دست به الگوى جديدى در سنت هاى مبارزاتى طبقه کارگر زدند و يک پيروزى درخشان در جنبش افزايش دستمزد حداقل ٤٥٠ هزار تومان کسب کردند و خود را در صف مقدم اين مبارزه قرار دادند.

اول مه در راه است، خواست حداقل دستمزد ٤٥٠ هزارتومان بايد به يکى از مهمترين خواسته هاى کارگران در اول مه تبديل شود، در قطعنامه ها و پلاکاردها مطرح شود و به خواست تعداد هرچه بيشترى از مردم تبديل شود.

با تمام قوا براى ايجاد يک جنبش متحد و قدرتمند براى افزايش دستمزدها و حقوقها تا حداقل ٤٥٠ هزار تومان به پيش.