خاطره اى از برگزارى جشن اول مه

زير سايه خفقان جمهورى اسلامى

 ايرج رضايى

اواسط سال ٧١ بود که تصميم گرفتيم روز کارگر سال ٧٢ را با شرکت تعداد وسيعى از کارگران کارخانه هاى متفاوت جشن بگيريم. طى چند ماهى که به اول ماه مى ٧٢ مانده بود تصميم گرفتيم اين جشن از طريق اتحاديه صنف فلز کار مکانيک فراخوان داده شود. براى آماده کردن مقدمات کار قرار بر اين شد هر کدام از کارگران در کارخانه اى که مشغول کار بودند با همکارانشان در مورد اهميت اينکه اين جشن را دور هم برگزار کنيم صحبت کنند. حدودا از پانزده روز قبل با تايپ و تکثير تاريخچه و اهميت برگزارى اين جشن براى طبقه کارگر به استقبال اين جشن رفتيم. اين اعلاميه ها از طريق رهبران عملى در مقياس وسيعى در محلات کارگرى و کارخانه ها پخش شد. اول ماه مه اين سال مصادف با روز جمعه گرديده بود وسالنى که براى برگزارى جشن در نظر گرفته بوديم دقيقا يک چهار راه پايينتر از محلى بود که نماز جمعه شهر تهران در آنجا برگزار ميشد. با وجود جو خفقان حاکم که هر چند قدم يکبار پاسداران مردم را براى تفتيش متوقف ميکردند حدود ١٥٠ نفر به همراه خانواده هاشان در جشن اين روز شرکت کرده بودند. بر روى ديوار سالن شعارها و مطالبات کارگرى به چشم ميخورد. مطالباتى از قبيل: مزد مساوى در ازاى کار مساوى براى زنان و مردان، زنده باد اول ماه مه، چهل ساعت کار و دو روز تعطيلى در هفته، ما خواهان تطبيق قانون کار با استانداردهاى جهانى هستيم. کارگران بدون اينکه همديگر را بشناسند انگار آشنايان قديمى بودند. همه باهم احساس همدلى و يکى بودن ميکردند. باهم صميمى بودند. همگى احساس غرور ميکردند براى اينکه داشتند روز خودشان را در چند قدمى مزدوران اسلامى جشن ميگرفتند. خلاصه جشن با اعلام برنامه توسط مجرى شروع شد. سپس تاريخچه اين روز به طور خلاصه خوانده شد. يکى از کارگران قطعه شعر «شاد بمان اى هنر اى رنجبر» از لاهوتى را براى جمع خواند. بعد از اين برنامه نوبت به صحبت مسئولين تعاونى مسکن و مصرف اتحاديه صنف فلز کار مکانيک رسيد. سپس برنامه با اجراى موزيک و پخش شيرينى ادامه پيدا کرد. در آخر برنامه تعدادى از کارگران در مورد وضعيت کار و معيشت همکارانشان در کارخانه هايى که کار ميکردند صحبت نمودند. برنامه با کف زدن طولانى کارگران خاتمه پيدا کرد. کارگران شرکت کننده با وجود فشار مادى و فقر تحميل شده به دليل اينکه اين روز را از آن خودشان ميدانستند تمام مخارج جشن را از جيبشان پرداخت کردند. به نظرم برگزارى چنين جشنهايى زير سايه خفقان و سانسور نشانه اين است که در فرداى شکسته شدن جو اختناق کارگران جشنهاى طبقاتيشان را هر چه باشکوهتر و در مقياس وسيعترى برگزار خواهند کرد.

به نقل از کارگر کمونيست- شماره ١. دوره جديد

شهريور ١٣٧٨- سپتامبر ٩٩