دو سال سرخ در ايتاليا

جنبش شورايى تورين

آذر ماجدى

 

سالهاى ١٩١٩ و ١٩٢٠ به دو سال سرخ در ايتاليا معروف شده است. بحران عميق اقتصادى بعد از جنگ جهانى اول، سطح بالاى تشکل و آگاهى طبقه کارگر و تاثير عظيم انقلاب اکتبر بر جنبش کارگرى در سراسر اروپا، موجد تلاطمات و مبارزات عظيم کارگرى شده بود. جنبش کارگرى ايتاليا در تلاش براى بهبود شرايط کار و زندگى کارگران و با هدف بدست گرفتن قدرت و کنترل بيشترى بر سرنوشت خويش، دست به مبارزات درخشان و بياد ماندنى زد و تجربيات نوينى در جنبش شورايى بدست آورد.

ايتاليا طى سال ١٩١٩ شاهد موج وسيع اعتصابات، تظاهرات ها و درگيرى ميان بورژوازى و کارگران بود که طى آن طبقه کارگر موفق شد که در بهار ١٩١٩ روزکار هشت ساعته را بدست آورد.

اوايل تابستان همين سال شورش هاى وسيعى در اعتراض به قيمت هاى بالاى مواد غذايى شکل گرفت. اين شورش ها که با اعتراضات گسترده در بعضى مناطق کارگرى آغاز شده بود، طى دو ماه ژوئن و ژوئيه اين سال ادامه يافت.

قدرت دولتى بشدت ضعيف شده بود و در مقابل کميته هاى محلى قدرت را بدست گرفته بودند و در عمل در شمال ايتاليا کنفدراسيون عمومى کار (سى جى ال)، يعنى سازمان اتحاديه هاى کارگرى وابسته به حزب سوسياليست قدرت را بدست گرفته بود٭. اين سازمان قوى ترين سازمان اتحاديه اى کارگران بود که در سال ١٩٢٠ نزديک به دو ميليون عضو داشت.

اين سازمان کليه تشکل هاى کارگرى در يک منطقه معين را زير چتر خود متمرکز ميکرد و معمولا تصميماتش براى کليه سازمان هاى کارگرى همان منطقه لازم الاجراء بود و اين توانايى اين را داشت که کارگران يک منطقه را به اعتصاب عمومى بکشاند و حرکت هاى همبستگى کارگرى سازمان دهد.

در واقع، طبقه کارگر توانسته بود قدرت خود را به ميزان زيادى بر زندگى جارى تثبيت کند. شرايط بسيار حساس و بحرانى بود. جنب و جوش و تحرک اعتراضى و بخشا انقلابى جامعه را در برگرفته بود. اعتصابات زيادى در عرض اين مدت بوقوع پيوست. انقلاب اکتبر و طبقه کارگر روسيه يک آلترناتيو جديد براى تشکل طبقه کارگر بر عليه نظام سرمايه دارى بدست داده بود. شوراها دستاورد نوين و گرانبهاى طبقه کارگر در مبارزه عليه سرمايه از دل جنبش انقلابى طبقه کارگر روسيه زاده شده و کارايى و برترى خود را به اثبات رسانده بود. اين تجربه مهم طبقه کارگر روسيه بر جنبش کارگرى ايتاليا تاثيرات عظيمى برجا نهاده بود. بخش هايى از طبقه کارگر ايتاليا بر آن شدند که اين تجربه نوين را خود بعمل درآورند. مبارزات گسترده کارگرى در جو انقلابى حاکم در جامعه، به شکل گيرى يک جنبش وسيع و بى نظير در ايتاليا انجاميد.

در تورين و پيه دمونت که مراکز اصلى طبقه کارگر محسوب ميشند يک جنبش شورايى پا گرفت که عمدتا توسط بخشى از حزب سوسياليست در تورين حول نشريه "نظم نوين" سازمان يافت. در اين حرکت شوراها بر مبناى کميته هاى کارخانه در صنعت فلز و مشخصا کارخانه هاى فيات ساخته شد، و البته بنوبه خود اين کميته ها را دگرگون کرد. در عرض شش ماه از آغاز اين مبارزه در کليه واحدهاى توليدى صنعت فلز، شوراهاى کارخانه با اهداف انقلابى و صريحا ضد سرمايه دارى براى بدست گرفتن کنترل بر توليد و آماده سازى طبقه کارگر براى بدست گرفتن قدرت سياسى تشکيل شد. موج جنبش شورايى بسرعت به صنايع ديگر منطقه سرايت کرد و در اوج خود ١٥٠ هزار کارگر را در خود متشکل نمود.

در اين نوشته ابتدا به معرفى خصوصيات تورين، محل تولد و رشد جنبش شورايى ايتاليا ميپردازيم و سپس پروسه شکل گيرى شوراها، و برنامه اين جنبش را مورد بررسى قرار ميدهيم.

معرفى تورين

تورين در طول جنگ و پس از آن عملا به مرکز اصلى طبقه کارگر ايتاليا بدل شده بود. شهرى اساسا کارگرى، صنعتى و مرکز اتومبيل سازى بود. در طول جنگ، نيروى کار کارخانه فيات از ٧ هزار به ٣٠ هزار نفر افزايش يافت. در سال ١٩١٩ کارخانه فيات ٩٠ درصد خودروهاى ايتاليا را توليد ميکرد و يکى از بزرگترين کارخانه هاى خودرو سازى اروپا بشمار ميامد.

بسيارى از صنايع ديگر اين منطقه، مثل چوب برى و کائوچو عملا تابعى از کارخانه فيات بحساب ميامدند. از آنجا که صنعت متمرکز در اين منطقه بسيار مدرن بود، جمعيت کارگرى آن عمدتا از کارگران ماهر تشکيل ميشد. از جمعيت نيم ميليونى تورين ١٥٠ هزار نفر آن کارگر مزدى بودند و عملا سه چهارم جمعيت آن کارگر محسوب ميشدند. اين فاکتورها به تورين مکانى خاص در جنبش طبقه کارگر ايتاليا ميداد.

تورين داراى يک اتاق کار مرکزى بود که داراى ٩٠ هزار عضو بود. اتاق کار حکم مرکزيت کليه سازمان هاى کارگرى در يک کمون يا استان را داشت و مبارزه طبقاتى را در سطح محلى طرح ريزى و رهبرى ميکرد. اتاق کار عملا کل طبقه کارگر را در سطح يک منطقه معين متحد و عموما گرايشات راديکال تر طبقه را نمايندگى ميکرد. بطور مثال کليه اتحاديه هاى کارگرى، تعاونى ها و صندوق هاى کارگرى يک محل در اتاق کار همان محل عضويت داشتند. حزب سوسياليست، در بخش تورين ١٥٠٠ عضو داشت و ١٠ هزار نفر از هواداران حزب نيز در محافل متشکل بودند. تورين همچنين داراى ٢٣ سازمان جوانان سوسياليست بود که مجموعا ٢ هزار عضو داشتند. در اين شهر يک اتحاد تعاونى هاى کارگرى بزرگ و قوى نيز وجود داشت.

جنبش شورايى چگونه آغاز شد؟

در کارخانه هاى صنعت فلز کميته هاى منتخب کارگران وجود داشت که آنها را کميته کارخانه يا کميته کارگران ميناميدند. اين کميته ها در توافقنامه اى ميان اتحاديه فلزکاران (اف آى او ام) و کارفرمايان رسميت يافته بود. ولى انتخابات براى اين کميته ها بيشتر جنبه فرمال داشت. در واقع افرادى را که اتحاديه تعيين ميکرد در اين کميته ها قرار ميگرفتند. جنبش شورايى اين کميته ها را تغيير شکل و ماهيت داد و اينها عملا به شوراهاى کارخانه بدل شدند.

مبارزه تبليغاتى براى جنبش شورايى عمدتا توسط بخشهايى از حزب سوسياليست، کارگران پيشرو و کمونيست اين منطقه آغاز گرديد. نشريه "نظم نوين" که گرايش راديکالى را در حزب سوسياليست ايتاليا نمايندگى ميکرد، به ارگان اصلى اين مبارزه تبليغاتى بدل شد. به گفته آنتونيو گرامشى، يکى از رهبران اين گرايش، اين کمپين با استقبال گرم و پر شور توده کارگران مواجه شد و در طول مدت شش ماه از آغاز اين مبارزه شوراهاى کارخانه در کليه واحدهاى توليدى صنعت فلز تشکيل گرديد.

نقطه عطف جنبش شورايى، انتخابات نمايندگان کميته کارخانه در واحد توليدى بروتى- قيات بود. در طول سپتامبر و اکتبر کارخانه پس از کارخانه به برگزارى انتخابات مبادرت کرد. جنبش شورايى به صنعت شيميايى، کفش سازى، چوب برى و حتى صنايع سنتى تر مثل نساجى و چاپ هم نفوذ کرد. نمايندگان تورين بحث جنبش شورايى و سوويت ها را به کنگره کارگران صنعت شيميايى و کائوچو، که در ميلان برگزار شد، کشيدند. مواضع آنها طرفداران قابل ملاحظه اى پيدا کرد، ولى اکثريت بدست نياورد.

درگيرى و اختلاف نظر ميان رهبران اتحاديه و فعالين جنبش شورايى بالا گرفت. در طول اين مدت، نمايندگان جلسات متعددى براى هماهنگ کردن اقدامات شان در مقابله با اتحاديه ها تشکيل دادند. در بيستم اکتبر نمايندگان اتوموبيل سازى و فلزکاران يک کميته تحقيق براى شوراهاى کارخانه انتخاب کردند. اين کميته موظف شده بود که برنامه اى براى جنبش تهيه کند و مساله رابطه شوراها و اتحاديه را مورد بررسى قرار دهد. در روز سى و يکم اکتبر اولين مجمع عمومى نمايندگان کميته هاى کارخانه، که تا آن زمان انتخاب شده بودند، جلسه اى تشکيل دادند که طى آن برنامه نمايندگان کارخانه که در واقع گزارش کميته تحقيق بود، بتصويب رسيد. اين سند به برنامه جنبش شورايى در تورين بدل شد.

برنامه نمايندگان کميته هاى کارخانه

در مقدمه اين سند اهداف برنامه و نيز هدف مجمع نمايندگان از انتشار آن مختصرا توضيح داده شده است. در اين مقدمه صراحتا اعلام ميکند که هدف نشان دادن اوج گيرى يک شکل جديد قدرت پرولترى و بنيانگذارى يک تجربه عملى براى تحقق جامعه کمونيستى در ايتاليا است. همچنين اعلام ميشود که نيت نمايندگان از انتشار اين برنامه بدست دادن مبنايى براى بحث با تشکل هاى کارگرى فى الحال موجود است. در همين جا به محدوديت هاى اتحاديه ها اشاره ميشود. در ادامه اعلام ميشود که:

"قدرت ما از اراده خود جوش پرولتارياى کارخانه برخاسته است. پرولتاريايى که ... از تمکين به ديسيپلين و شکل گيرى دستوراتى که هيچ دخالتى در اتخاذ آن نداشته، خسته است؛ از اين خسته شده است که بايد مداوما در شک و هراس بسر برد، هراس از اينکه بخاطر تمايلات و يا ضعف هاى افرادى به مسيرى غير انقلابى کشيده خواهد شد."

"در پاسخ به اين شرايط است که نمايندگان کميته ها در سراسر کشور قدرت ميگيرند. قدرت گيرى نمايندگان کميته ها نشانگر اينست که کنترل قيمت ها در عرصه رقابت بورژوايى و اداره وسائل توليد و توده انسان ها دو کار کاملا متمايزند."

"اولى، ميتوان گفت هدف تجارى دارد: يعنى در يک بازار معين بورژوايى، هدفش حفظ ارزش نيروى کار در يک حرفه معين است تا بتواند آنرا به قيمت بهترى بفروشد (اين کار اتحاديه هاست.) در حاليکه دومى اين پتانسيل را دارد که انسان ها، تشکل ها و عقايد را در اقدامات کنترلى پيش از انقلاب براى جانشينى قدرت کارفرمايان در واحد توليدى و براى برقرارى يک نظم نوين بر زندگى اجتماعى آماده سازد. اين کار نمايندگان کميته هاست که دقيقا بخاطر مکانيزم شکل گيريشان، دموکراتيک ترين قدرت ها را نمايندگى ميکنند. هدف اين برنامه معين کردن حد و مرزهاى دقيق اختيارات اين دو کارکرد است."

برنامه اعلام ميکند که نمايندگان کارخانه ها تنها نماينده واقعى اجتماعى، يعنى سياسى - اقتصادى پرولتاريا هستند. مکان و رابطه اتحاديه و شوراها اين چنين فرموله ميشود:

"اتحاديه هاى اصناف و صنعت بايد فونکسيون فعلى خود را ادامه دهند. وظيفه آنها مذاکره با تشکل هاى کارفرمايان براى دستيابى به شرايط بهتر در امر دستمزد، ساعات کار و مقررات کار براى مجموعه کارگران است. آنها بايد مهارتى را که طى مبارزات گذشته کسب کرده اند به تهيه قرارداد هاى روشن و موثر اختصاص دهند، قرارداد هايى که نيازهاى جارى کار و روانشناسى کارگران کارخانه را واقعا به حساب مياورد."

"شوراها، از سوى ديگر، قدرت کارگران را که بصورت کارخانه اى متشکل شده اند، در تقابل با قدرت کارفرمايان که در کارخانه اعمال ميشود، متجسم ميکنند. بطور اجتماعى، شوراها عمل هم بسته کل پرولتاريا را در مبارزه براى تصاحب قدرت عمومى و سرنگونى مالکيت خصوصى متجلى مى کنند."

به اين ترتيب شوراها قصد جايگزينى اتحاديه ها را نداشتند، بلکه هدف ايجاد يک تشکل ديگر کارگرى بود که در عين اينکه دموکراسى واقعى و وسيع را در ميان کارگران پياده ميکرد، کارگران را براى انقلاب ضد سرمايه دارى و کسب قدرت آماده ميساخت. با اين فرمولبندى، رهبران جنبش شورايى اميد داشتند که ناروشنى ها، گيج سرى هاى موجود بين نقش اتحاديه ها و شوراها را روشن کنند، و به درگيرى هاى بين اين دو تشکل پايان دهند، و در واقع، وحدت کارگران را حفظ کنند. جنبش شورايى عملا براى ايجاد جبهه متحد کارگرى، يعنى براى ايجاد وحدت ميان گرايشات مختلف درون جنبش کارگرى تلاش ميکرد.

برنامه سپس مقررات عمومى فعاليت را ارائه ميدهد: چگونگى انتخاب نمايندگان، رابطه نمايندگان و اتحاديه ها، وظايف نمايندگان کارخانه، مساله مدارس کارگرى، کميته اجرايى کارخانه و بالاخره مساله جلسات و انتشارات.

يک مساله مهم در زمينه وظائف نمايندگان، مشروط بودن اختيارات و قابل عزل بودن آنهاست. هر نماينده اى که راى اعتماد نصف بعلاوه يک انتخاب کنندگان را از دست ميداد، از سمت خود بر کنار ميشد. نحوه انتخاب نمايندگان به اين صورت بود که هر واحد کار يا گروه کار نماينده يا نمايندگان خود را انتخاب ميکرد. تمام کارگران واحد از حق راى برخوردار بودند. نمايندگان شوراى کارخانه را تشکيل ميدادند و از ميان خود کميته اجرايى کارخانه را انتخاب ميکردند. اين کميته از اختيارات اجرايى در خود کارخانه و از حق نمايندگى در مجامع شوراها برخوردار بود.

وظائف نمايندگان بدينقرار معين شده بود:

"١- نظارت بر پياده شدن کامل قرارداد هاى کار و حل و فصل اختلافات ميان کارگران واحد و نمايندگان مديريت."

"٢- اعمال کنترل بر و نظارت در دفاع از منافع و احساسات شخصى کارگران در مواقعى که سرپرستان از قدرتشان سوءاستفاده کنند، در شرايطى که صلاحيت ارزيابى کار را نداشته باشند و يا منصفانه عمل نکنند، و همچنين هنگام تغيير در پروسه کار و يا بحران توليد در بازار.

"٣- حفظ نظم کار هنگام تحريکات کارفرما و يا سرپيجى مخالفان نظر اکثريت."

"٤- کسب اطلاعات دقيق در مورد:

الف) ارزش سرمايه سرمايه گذارى شده در واحد خود؛

ب) توليد واحد در رابطه با تمام هزينه هاى معلوم؛

ج) ميزان افزايش توليد ممکن."

بعلاوه تاکيد شده بود که "نمايندگان خود بايد کار کنند. آنها فقط در مواردى که حضورشان در بيرون محيط کار ضرورى باشد، ميتوانند از کار دست بکشند."

يکى از وظائف کميته اجرايى نظارت برمذاکرات فى ما بين دبيرهاى اتحاديه و کارگزاران کارفرما قرار داده شده بود. اعضاى کميته اجرايى موظف بودند که هر شب جلسه اى تشکيل دهند و موقعيت کارخانه و کار انجام شده را بررسى و ارزيابى کنند.

برخى وظائف و اختيارات ديگر کميته اجرايى بدين ترتيب فرموله شده است:

"١- کميته اجرايى و مديريت از حقوق يکسانى در نصب اطلاعيه ها در کارخانه برخوردارند؛

٢- کميته اجرايى موظف است که توزيع نشريات را در موقع تنفس در کارخانه تضمين کند؛

٣- کميته اجرايى بايد بکوشد که يک بولتن کارخانه دو هفته يکبار منتشر کند که در آن آمارهايى را که دانش کارگران را نسبت به سرنوشت کارخانه ارتقاء ميدهد و کارهاى انجام شده توسط کميته اجرايى و شوراى کارخانه را بچاپ رساند و اطلاعات منتشره در نشريات حرفه ها و صنايع که به کارخانه مربوط ميشود را باز تکثيرکند. در صورت کوچک بودن کارخانه پيش بينى شده بود که اين نشريه همراه با ديگر کارخانه هاى همان صنعت چاپ شود.

٤- کميته اجرايى بايد تلاش کند که يک صندوق اجتماعى و پس انداز، يک تعاونى و يک غذاخورى در کارخانه در ارتباط با اتحاد تعاونى محلى ايجاد کند."

شوراها جانشين اتحاديه ها يا سلول هاى جامعه کمونيستى؟

در آن مقطع بحث هاى زيادى بر سر ماهيت و اهداف جنبش شورايى در جريان بود. بيشترين بحث ها ميان رهبرى اتحاديه ها و پيشروان جنبش شورايى در ميگرفت. آيا جنبش شورايى نيروى فشارى است براى دموکراتيزه کردن اتحاديه ها و يا اينکه يک جنبش انقلابى است، و آيا شوراها در واقع سلول هاى جامعه نوين کمونيستى اند، سوالات محورى اين بحث ها را تشکيل ميداد.

تولياتى، يکى از مبلغين اين ايده که شوراها سلول هاى جامعه نوين کمونيستى هستند، در نشريه نظم نوين ماه نوامبر مينويسد: در سير رشد وتوسعه شوراها دو تعبير از جنبش شورايى موجود است: يکى آنرا بعنوان برنامه اى براى "تدارک مشخص انقلابى" مى بيند و ديگرى براى "دموکراتيزه کردن" اتحاديه ها. از نظر تولياتى، نظر دوم کاملا مردود بود. در نظر او تعبير اخير شوراها را از ماهيتشان تهى ميکرد. او تفاوت اساسى ميان شوراها و اتحاديه ها قائل بود.

مبلغ ديگر اين خط اين چنين از نظرش دفاع ميکرد: بسيارى فرياد ميزنند که "شما خيالاتى هستيد. شما چنان حرف ميزنيد که انگار انقلاب آغاز شده است! ما پاسخ ميدهيم که ما عکس اين حکم را در مقابل شما ميگذاريم! آنچه که مسلم است، اينست که شما چنان حرف ميزنيد که انگار انقلاب هيچگاه اتفاق نمى افتد!" او آنگاه در ادامه بحث بر اين نکته تاکيد ميکند که در هيچ شرايطى شوراها نبايد تلاش کنند که اتحاديه ها را منحل کنند يا در خود حل نمايند. در نظر او شوراها سلول هاى نظم نوين کمونيستى اند و هدفشان ديکتاتورى پرولتارياست و نه ديکتاتورى اتحاديه ها.

بحث جنجال برانگيز ديگر دادن حق راى به کارگران غير اتحاديه اى بود. طبق برنامه شوراها کليه کارگران يک واحد توليدى، اعم از اينکه عضو اتحاديه باشند يا نه، حق داشتند در انتخابات نمايندگان راى بدهند ولى کارگرانى که عضو اتحاديه نبودند حق کانديد شدن نداشتند. رهبران اتحاديه و فعالين اتحاديه با دادن حق راى به اين دسته از کارگران مخالف بودند.

بخش تورين حزب سوسياليست بر جنبش شورايى تاکيد کامل داشت و يک کميته تحقيق جديد ايجاد کرد که مبلغين جنبش شورايى براى تدارک انقلابى در راس آن قرار گرفتند. اما اين جنبش حمايت بخش هاى ديگر حزب را نتوانست بدست آورد. بخش هاى ديگر حزب اين جنبش را مورد حمله قرار ميدادند و اعلام ميکردند که اين جنبش، شوراهاى موجود کارخانه را با سوويت ها قاطى کرده است.

جنبش شورايى توانست گرايشات مختلف درون جنبش کارگرى در تورين را حول خود متحد کند. اکثريت بخش تورين اتحاديه فلزکاران، که بزرگترى و نيرومند ترين اتحاديه تورين بود، و همچنين اتاق کار تورين، اين جنبش را مورد تائيد قرار ميدادند و جنبش کارگرى در سراسر ايتاليا را به ايجاد شوراها فرا ميخواندند.

شوراها از اين پس به مهمترين و اصلى ترين تشکل طبقه کارگر تورين و اتحاديه ها به يک سازمان حاشيه اى بدل شدند. در اين مقطع رهبران جنبش بر کنترل کارگرى تاکيد داشتند و در دفاع از اصل تولياتى که رياست کميته تحقيق را بعهده گرفته بود، چنين نوشتند: "تشکيل شوراها تنها در صورتى داراى ارزش است که بعنوان آغاز آگاه يک پروسه انقلابى نگريسته شود... بين يک سازمان بورژوايى و يک سازمان کارگرى هيچ مصالحه اى نميتواند وجود داشته باشد. هيچ قدرتى نيست که آنها بخواهند در آن سهيم شوند. اين قدرت بايد تصاحب شود."

تا ماه فوريه ١٥٠ هزار کارگر در سيستم شورايى متشکل شده بودند و نشريه نظم نوين که پيشتاز و عملا رهبر اين جنبش بود داراى تيراژى وسيع بود. اما اين جنبش نتوانست حمايت فعال جنبش کارگرى و سوسياليستى در بقيه کشور را کسب کند و عملا به تورين و استان پيه دمونت محدود ماند.

کنفدراسيون عمومى کار و ساير بخش هاى حزب سوسياليست فعالانه از سرايت اين جنبش به ساير نقاط ممانعت بعمل مياوردند. اينها با انتخاب نمايندگان کميته ها در واحدهاى کار مخالفتى نداشتند، حتى حاضر شده بودند که تعميم برخى حقوق به کارگران غير اتحاديه اى را هم بپذيرند، ولى با شوراها به شکلى که در تورين توسعه يافته بود، مخالفت ميورزيدند. حتى اتحاديه فلزکاران، که در منطقه تورين پشت جنبش شورايى قرار گرفته بود، در مناطق ديگر از آن حمايت نکرد.

بدين ترتيب، اگرچه شوراهايى در بعضى نقاط کشور ايجاد شد، ولى در کل جنبش شورايى تورين يک جنبش محلى باقى ماند و در لحظات حساس مبارزه بر سر مرگ و زندگى عملا ايزوله ماند.

٭ لازم به يادآورى است که حزب سوسياليست ايتاليا در آن مقطع با احزاب سوسيال دموکرات، آنگونه که ما امروز ميشناسيم، تفاوت داشت. در آن سال ها تازه انقلاب بلشويکى به پيروزى رسيده بود و هنوز انشعاب بين کمونيست ها و سوسيال دموکرات ها در اروپا کاملا شکل نگرفته بود. حزب سوسياليست ايتاليا ر آن مقطع داراى گرايشات قوى بلشويکى بود و در بين الملل کمونيستى عضويت داشت.

منابع :

Soviets in Italy, New Left Review, No 51, 1968, 25-58

Gramsci, A. Selections from Political Writings (1910-1920), Lawrence Wishart, 1977

Gramsci, A. Selections from Political Writings (1921-1926), Lawrence Wishart, 1978

به نقل از کارگر کمونيست. دوره جديد. شماره ١

شهريور ماه ١٣٧٨- سپتامبر ٩٩