Žzˆ xZ™f˜ \Zgf› ŽŠ fd

 

مهردادکوشا - تهران mehrda_koosha@yahoo.com

خصوصی سازی یکی ازسیاستهای دول سرمایه داری برای حل معضلات اقتصادی ، وبرای حکومت جمهوری اسلامی سیاست اصلی برای خارج ساختن رژیم ازبحران روزافزون اقتصادی بوده است. این سیاست پس ازپایان جنگ ودردوره ریاست جمهوری رفسنجانی آغازشدوازآنجاییکه این بحران،بحرانی ساختاری وبسیارعمیق ؛ وروشهای اجرایی این سیاست نیزکاریکاتوری ازخصوصی سازی درکشورهای پیشرفته سرمایه داری بود، عملا موفقیتی برای رژیم به همراه نداشت. به همین دلیل، درسالهای اخیرقوانین ومقررات دیگری چاشنی آن گردید. اصلاح قانون مالیاتهای مستقیم که عمده ترین وجه آن کاهش نرخ مالیات بردرآمدوحذف نرخهای تصاعدی مالیات بود، تصویب قانون سرمایه گذاری خارجی درایران ،انعقادقراردادهای بای بک(بیع متقابل) واخیرا زمینه سازی برای قراردادهای B.O.T.(ساخت،بهره برداری،انتقال)؛ همچنین ایجادمهلت برای پرداخت بدهیهای معوقه شرکتها به بانکها،قانون تسهیل نوسازی صنایع کشور،اصلاح ساختارنیروی انسانی و... ازجمله این سیاستها می باشدکه نه تنها ذره ای ازبحران رژیم نکاسته،بلکه درشرایط اعتصاب واعتراضات کارگران برای دریافت حقوق معوقه ومبارزه آنان بابیکارسازی وسایرسیاستهای ضدکارگری رژیم، روزبه روزآنرا شدت و حدت بخشیده است.

خصوصی سازی صنایع نفت،گازوپتروشیمی همراه باتکه تکه کردن شرکت نفت وتقسیم آن به دهها شرکت مختلف بود،بطوریکه هربخش ازفعالیتهای نفتی،مثل مهندسی،انکشاف،حفاری ،پالایش،پخش وفروش درقالب شرکتهای جداگانه قرارگرفت. هدف اصلی ازانجام این کارازبین بردن تمرکزویکپارچگی درشرکت نفت بود تاازوقوع اعتصابات گسترده ای ،همانندسال 1357 که می تواندشاهرگ حیاتی رژیم رامسدودوسرنگونی آنراموجب شود جلوگیری کرده ودرعین حال ،عملیات مالی این صنایع را ازچهارچوب ضوابط به اصطلاح دست وپاگیردولتی وقانون محاسبات عمومی خارج سازد.

با شرکتی شدن فعالیتهای نفتی،مسئله مازادنیروی انسانی وموضوع واگذاری این شرکتها به بخش به اصطلاح خصوصی مطرح گردید. این بخش به اصطلاح خصوصی درواقع سازمانهایی مثل تامین اجتماعی وصندوقهای بازنشستگی است که مبالغ هنگفتی ازدولت طلبکاربوده وضمن اینکه رد بدهیهای دولت ازاین طریق انجام می شود،هرگونه مسئولیت دولت ازپاسخگویی به نیازهای آنها سلب شده ودرعین حال،اداره این شرکتهاعملا دردست دولت باقی می ماند. بااین ترتیب،خصوصی سازی صنایع فقط وفقط روشی برای تخفیف بحران سرمایه بوده وبرای کارگران نتیجه ای جزبیکاری وحمله بیشتر به سطح معیشت آنان دربرندارد.

اقدام دیگرجمهوری اسلامی برای حفظ نظام،انعقادقراردادهای بای بک باشرکتهای نفتی بین المللی مثل total,shell,elf وeni-agip بودکه وجه اقتصادی آن جلب نسبی سرمایه های خارجی ووجه سیاسی آن،پرداخت باجهای هنگفت به دولتهای اروپایی برای حمایت ازرژیم بودوالبته قیمت تمام شده چاههای نفت یاگازی که درچارچوب این قراردادهاحفروبهره برداری می شود،باتوجه به هزینه های پرداختی شرکتهای خارجی ونیزبهره مربوط به این وجوه که بصورت فاینانس بوده،حداقل معادل چهاربرابرقیمت تمام شده واقعی یک چاه است. ناگفته نماندکه ازاین رهگذرپورسانتهای میلیونی به جیب خانواده رفسنجانی ودیگراعضای مافیای اسلامی سرازیرشده ومی شود.

رژیم جمهوری اسلامی درشرایط فقدان سازمان سیاسی طبقه کارگربه قدرت رسیده ودرطی حیات ننگین 25ساله اش تاجاییکه توانسته، بی حقوقی،نابرابری وخفقان قرون وسطایی رابه اقشارفرودست جامعه ومردم آزادیخواه تحمیل کرده است. امروز،اما،درمواجهه باجنبش توده ای ذلیل وناتوان است. پس ازگذشت حدود4ماه ازتظاهرات شبانه مردم درخردادوتیرسال جاری،روحانی،دبیرشورای امنیت ملی،این " ناآرامی ها" را یکی ازسه معضل اساسی می داندکه رژیم اسلامی پشت سرگذاشته وتاج زاده اصلاح طلب آنرا یک شوک سیاسی قوی نام می برد. همین شوک سیاسی بود که رژیم را به وحشت انداخت ودرهمان زمان موجب شد فرمان جلوگیری ازافزایش قیمتها توسط رهبر ورئیس جمهورش صادرشود.

همه چیزبستگی به مبارزه مردم دارد. اعتراض کارگران پتروشیمی به خصوصی سازی این صنعت، رژیم راواداربه عقب نشینی وتعلیق این پروژه می کند؛اعتراضات پرستاران، خصوصی سازی دراین حرفه رامتوقف می نمایدو" نه" مردم به مضحکه انتخابات شوراهای اسلامی در9اسفند1381 حکومتی هاراچنان دچار وحشت می کند که بهزادنبوی،مهره موثرسازمان مجاهدین انقلاب اسلامی ونایب رئیس مجلس،رسما ازمردم می خواهدکه بین بدوبدتر،بد راانتخاب کنند. این ویژگی عام تمامی نظامهای سرمایه داری ،اعم ازنوع شرقی وغربی است که برای حفظ وتداوم روندکسب سودوانباشت سرمایه به حقوق وآزادی انسانهاتعرض می کنندوتنهادربرابرفشارهای توده ای تن به مطالبات آنان می دهند. اگرتجربه تاکنونی کارگران ومردم آزادیخواه ایران گویای چنین حقیقتی بوده،مسلما سرنگونی جمهوری اسلامی ،این حکومت توحش وتروریسم، وبرقراری حکومتی متعلق به خودمردم نیزامری ممکن وعملی است. اینکار،اما مستلزم داشتن برنامه ای شفاف برپایه اصول انسانی واتکاء به سازمان سیاسی رادیکالی است که می خواهد با حذف جمهوری اسلامی وبدست گرفتن قدرت سیاسی،ساختاراقتصادی،اجتماعی وفرهنگی فعلی را ازاساس تغییرداده وجامعه ای انسانی، برپایه حکومت شورایی سازمان دهد. حزب کمونیست کارگری وبرنامه " یک دنیای بهتر" آن این کار را به سرانجام خواهدرساند. حزب کمونیست کارگری تنهاامید برای رسیدن به جامعه ای سکولار،آزاد،شادوبرابر است. دموکراسی مورد ادعای طیف نیروهای راست طرفدارغرب ،اعم ازسلطنت طلب ومشروطه خواه وغیره ،فریب مردم وکوبیدن برطبل سرمایه داری است. جنبش انقلابی آغازشده وبا نیروی کارگران و مردم آزادیخواه به پیش خواهدرفت.

مرگ برجمهوری اسلامی زنده بادجمهوری سوسیالیستی