چند حرکت اعتراضى مهم از سوى کارگران
 
شهلا دانشفر

در شرايطى که جامعه در التهاب مبارزه بسر ميبرد ما شاهد اتفاق افتادن حرکات اعتراضى مهمى در محيطها و مراکز کارگرى هستيم. در دو هفته اخير حرکات اعتراضى متعددى از سوى کارگران انجام گرفت که هر کدام از اين حرکات به نوع خود حاکى از توازن قواى سياسى جديدى در جامعه بود. اما در ميان اين اعتراضات چند نمونه آن برجستگى خاصى داشت و حاکى از حال و هواى ديگرى در جنبش کارگرى بود. من در اينجا نگاهى به اين چند حرکت اعتراضى خواهم داشت.

کارگران چينى مهدى يزد کارخانه را تحت کنترل گرفتند

کارگران چينى يزد ٤ روز تمام هيات مديره کارخانه را در کارخانه نگاهداشتند تا به خواست آنها يعنى دستمزدهاى پرداخت نشده پاسخ داده شود. رژيم در مقابل اين حرکت سکوت کرد. دادستانى از ترس گسترش اعتراض با حکم جلب هيات مديران به کارخانه آمد و آنها را بعنوان خاطى که دستمزد کارگران را نپرداخته است به زندان برد و کارگران گفتند اگر دستمزدهايشان پرداخت نشود به اعتراضشان ادامه خواهند داد.

واقعيت اينست که در چند سال اخير که مساله دستمزدهاى پرداخت نشده به امرى معمول و رايج تبديل شده و مبارزه بر سر آن يک موضوع دائمى اعتراض کارگران بوده است، چنين نوعى از اعتراض و حرکت را شاهد نبوده ايم. اعتراض بر سر اين موضوع وسيع و هر روزه بوده، اما کارگر با چنين قدرتى در مقابل دولت و کارفرمايان قرار نگرفته است. اينکه امروز کارگران در چينى مهدى يزد اين چنين مصمم و قاطع قدم علم ميکنند، نشان دهنده توازن قواى سياسى امروز جامعه است. نشان دهنده اينست که امروز ميتوان و بايد مثل کارگران چينى مهدى به اعتراض برخاست و خواهان پرداخت فورى دستمزدهاى پرداخت نشده شد. نزديک به يک ميليون کارگر با مساله دستمزدهاى پرداخت نشده روبرويند، حرکت اعتراضى کارگران چينى مهدى پيام آور يک حرکت وسيعتر بر سر اين موضوع بود و نشان داد که امروز روزى است که بايد اعتراضى سراسرى عليه دستمزدهاى پرداخت نشده و افزايش فورى سطح نازل دستمزدها به پا کرد. مبارزه کارگران چينى مهدى يزد يکبار ديگر شيپور اين مبارزه را بصدا درآورد.

کارگران کارخانه ذوب روى در قشم در حمايت از همکاران اخراجى خود برخاستند

يک موضوع دائمى اعتراض در دو سه ساله اخير مبارزه کارگران عليه اخراجها و بيکارسازيها بوده است. طرح تعديل نيروى انسانى، واگذارى کارخانجات به بخش خصوصى، اصلاح ساختار صنايع همه و همه عناوينى بوده که به بهانه آن کارگران را دسته دسته از کار بيکار کرده و با قراردادهاى موقت و سفيد امضا دوباره آنها را بکار گرفته اند. بطوريکه گفته ميشود هم اکنون ٦٦ درصد کارگران در ايران بصورت استخدام قراردادى و موقت کار ميکنند.

طى اين چند سال اعتراض عليه بيکارسازيها وسيع و هر روزه بوده است، اما اعتصاب کارگران کارخانه ذوب روى در قشم در هرمزگان مهم بود چون در اين حرکت اعتراضى کارگران شاغل در کارخانه در حمايت از کارگران بيکارشده دست به اعتصاب زده و خواهان بازگشت فورى آنها به کار شدند. کارگران ذوب روى ميدانند که اخراج تعدادى از همکارانشان زنگ خطرى است براى تهديد موقعيت شغلى آنها و تحميل شرايط کارى دشوار تر بر گرده آنان. کارگران شاغل در ذوب روى ميدانند که با تهديد به همين بيکارسازيهاست که کارفرمايان توانسته اند در اين کارخانه ساعت کار را به ١٢ ساعت در روز بکشانند و کارگران ناگزير باشند ماهانه ١٢٠ ساعت اضافه کارى اجبارى داشته باشند. کارگران شاغل در ذوب روى قشم ميدانند که تحت فشار همين اخراجهاست که به کارگران در اين کارخانه سخت ترين شرايط کارى را تحميل کرده اند و امروز جان آنان بخاطر سر و کار داشتن با مواد شيميايى و سمى در خطر است. اينها همه امروز موضوع اعتراض کارگران در اين کارخانه است. کارگران در اين کارخانه راه درست مبارزه را بازيافته اند. اتحاد کارگرى عليه بيکارى پاسخ واقعى کارگران عليه بيکارسازيهاست.

کارخانه ذوب روى در قشم منحصر به فرد نيست. اين وضعيتى است که ما در سراسر ايران و در کارخانجات ديگر مانند ايران خودرو و دهها و صدها کارخانه ديگر شاهديم. بايد در مقابل بيکارسازيها ايستاد. بايد اخراجها فورا متوقف شود. بايد به کارگران بيکار بيمه بيکارى پرداخت گردد. راه فورى مبارزه عليه اين بيکارسازيها اتحاد کارگرى عليه بيکارى و مبارزه متحد کارگران شاغل و بيکار عليه بيکارسازيهاست. مبارزه کارگران ذوب روى به کارگران راه نشان ميدهد.

٥٠ ساعت تحصن در نساجى سنندج

در نهم آبانماه شاهد تحصن کارگران نساجى سنندج در اعتراض به اخراجها بوديم. تحصن کارگران نساجى در سنندج تمام شهر را به حرکت در آورد. کميته حمايت از کارگران تشکيل شد. اطلاعيه هاى اين کميته در تمام شهر و بر درب دانشگاهها نصب شد. خانواده هاى کارگران فعالانه به جلب حمايت از کارگران پرداختند. از شهرهاى ديگر از سقز و تهران و ماهشهر و تبريز جمعهاى مختلف پيامهاى حمايتى دادند. ابعاد چنين سطحى از همبستگى و اتحاد چهره جديدى به اين حرکت اعتراضى کارگران داد. رژيم کارخانه را به محاصره درآورد اما ناگزير بود از ترس بر پا شدن شورش در يک شهر دست به عصا باشد.

اين تحصن تمام شد. اما کارگران با کوله بارى از تجربه و متحدتر و متشکل تر از قبل از درون آن بيرون آمدند. در اين حرکت اعتراضى کارگران اگرچه به همه خواست خود نرسيدند و اعتراض آنان اساسا عليه اخراج و خواست هشت ماه حقوق در ازاى هر سال کار بود، اما توانستند عقب نشينى هايى را تحميل کنند. از جمله کارفرما که در ابتدا گفته بود که کارگران را در ازاى هر سال ٣ ماه حقوق از کار بيکار خواهد کرد، بعد از مبارزه و اعتراض کارگران، پذيرفت که در ازاى هر سال چهار ماه و نيم بپردازد. کارگران تحت فشار و خطر حمله نيروهاى انتظامى ناگزير شدند به تحصن خود خاتمه دادند، اما اعلام کردند که خواستهاى خود را پيگيرى خواهند کرد و هم اکنون خود را براى حرکت بعدى آماده ميکنند. هم اکنون جنب و جوش اعتراضى در اين کارخانه بالاست.

نکته قابل توجه در اين حرکت اعتراضى همبستگى وسيع مردم با اعتصاب و مبارزه کارگران، تشکيل کميته حمايت از اعتصاب کارگران و کشيده شدن مساله کارگران به راس مسايل سياسى در جامعه بود. ميتوان تصور کرد که اگر اين تحصن دو روز بيشتر بطول ميکشيد، ما شاهد گسترش اين حرکت به محلات در شهر سنندج و شکل گيرى صندوق هاى مالى همبستگى با اعتصاب کارگران و اعتصاب هاى حمايتى از اعتصاب کارگران در نساجى سنندج بوديم.

تحصن کارگران سنندج اشکال پيشرفته ترى از مبارزه و اتحاد و همبستگى مبارزاتى از خود به جا گذاشت. تشکيل کميته هاى حمايت از اعتصابات کارگرى، صندوق هاى همبستگى مالى و اعتصابهاى حمايتى و پيامهاى حمايتى همه و همه اشکال مختلفى از سازماندهى همبستگى مبارزاتى است. تحصن سنندج شروعى بود براى دامن زدن به چنين اشکالى از اعتراض و مبارزه.

کارگران کشت و صنعت کارون ٨ کيلومتر راهپيمايى کردند

کارگران کشت و صنعت کارون در همين هفته در اعتراض به شمرده نشده کارشان جزو مشاغل سخت و زيان آور دست به اعتراض زدند و هشت کيلومتر راهپيمايى کردند. کارگران قصد داشتند که در برابر اداره کار اين شهر تجمع کنند و خواست خود را پيگيرى کنند. اين حرکت در کل منطقه انعکاس وسيعى يافت. نيروهاى انتظامى مانع تجمع کارگران شدند. اما در روز بعد از حرکت گفته شد که مديران اين شرکت بر خواست کارگران توافق دارند و از کارگران خواستند که به سرکارشان بازگردند. کارگران با بيرون آمدن از کارخانه و راهپيمايى و متوجه کردن مردم به اعتراض و مبارزه شان برگه برنده اى در دست داشتند که در مقابل آن مديريت کارخانه ناگزير به عقب نشينى بود. رژيم تجربه حرکاتى چون چيت بهشهر که بحران بهشهر نام گرفت را در پشت سر دارد و از اينکه اعتراض کارگران در يکجا به حرکت کل مردم در يک شهر تبديل شود بيم دارد. اين را در برخورد رژيم به تحصن کارگران سنندج نيز شاهد بوديم و عقب نشينى فورى مديريت کشت و صنعت کارون در برابر کارگران در واقع پيشگيرى از وقوع چنين خطرى بود.

زنده باد قدرت کارگرا