سنديکاليستها چه خوابى براى کارگران ديده اند؟

 

ناصر اصغرى

nasser_asgary@yahoo.com

مصاحبه هاى سايت اينترنتى "بيناد کار" با سنديکاليستهاى به قول خودشان "داخل" براستى خواندنى اند! خواندنى اند از اين جهت که بالاخره با کسانى که قرار است جاى خانه کارگر، محجوب و سهيلا جلودار زاده که البته نه با نام بلکه با شماره؟! "نمايندگى" کارگران را بعهده داشته باشند، آشنا مى شويم.

اين مصاحبه ها تاکنون با سران و دست اندرکاران "هيات مؤسس احيا سنديکاهاى صنوف" انجام گرفته است. "گفتگو با دوستان (٤) نور بيشترى بر اين "هيأت" مى تاباند. ايشان مى گويد که ٢٥ نفرى آمده بودند که سنديکاهاى صنوف (کفاشان، خياطان، خبازان ...) را احيا کنند. تا جائى که خبر دارم در زمان حکومت محمدرضا شاه سنديکائى مستقل از دولت نداشتيم. (بجز دورانى که کارگران توانسته بودند آزادى تشکل نسبى بدست بياورند.) هرچى بود روابط و ضوابطش توسط حزب رستاخيز تنظيم مى شد. (شايد اينطور نباشد من خبر ندارم.) از توضيحات مصاحبه کننده و خود مصاحبه چنين بنظر مى رسد که "دوست (٤)" "سنديکا"هاى زرد حزب رستاخيزى را مد نظر دارد. اين را فعلا مد نظر داشته باشيد. اين يادداشت کوتاه قصد ندارد وارد اين موضوع بشود. اگر فرصت شد بعدا به اينها هم خواهم پرداخت.

اما کسى شايد بپرسد که مگر در اقتصاد ايران اين سنديکاهائى که نام برده شد، چه وزنه اى مى توانند داشته باشند؟ از نظر من هر تشکلى مهم است. هر دو خشتى که کارگران بتوانند با نيروى خود روى هم بگذارند، در وضعيت امروز ايران اهميت خاصى دارد که نبايد دست کم گرفته شود. ما با سنديکاى خبازان در سقز و ديگر شهرهاى کردستان طرفيم که همگى اهميت آن را مى دانند. اما اگر "تشکلى" قرار است به جمهورى اسلامى اين فرصت را بدهد که اين نام را در بوق کند و با به ميان کشيدن آن، وزارت کارش سراغ سازمان جهانى کار برود و آب تطهيرى بر سوابق ضدکارگريش بريزد، و براى خود مشروعيت بخرد، اهميت آن ويژگى خاصى پيدا مى کند، که جا دارد در نوشته هاى بيشترى به آن برخورد شود.

اما آنچه اين يادداشت را ضرورى کرد، اين نقل قول از "گفتگو با دوستان (٤)" است. "هيأت حاکمه اگر عاقل باشد نبايستى خود را با چنين نهادهايى (منظور سنديکاهاى اصناف است) درگير کند. که اين برمى گردد به عاقل بودن آنها!!" اين سنديکاليست دارد رک و راست مى گويد که براى کارگران خوابى ديده است. رژيمى که توى مخمصه گير کرده است و به شهادت خطبه هاى نماز جمعه هايشان دارد مرخص مى شود، برايش ناجى پيدا شده که دست کمک بسويش دراز کرده است. بى شک اينها دوستان نزديک هيأت حاکمه ايران هستند. اما آنچه که بايد مورد توجه قرار گيرد اينست که اينها با پز نمايندگى کارگران مى خواهند در مبارزه کارگران اخلال ايجاد کنند. اولين قدم در مبارزه کارگرى عبور از اينهاست.