آلمان

مبارزه طبقاتى اوج ميگيرد

سياوش دانشور

siavash_d@yahoo.com

Tel. +46 70 765 63 62

روز شنبه سوم آوريل در سه شهر برلين، کلن و اشتوتگارت، بيش از نيم ميليون از کارگران آلمان تحت شعار "براى بهبود اوضاع بپاخيزيد!" به خيابانها ريختند. بنا به اخبار خبرگزارى آلمان در برلين ٢٥٠ هزار نفر، در کلن ١٠٠ هزار نفر و در اشتوتگارت بيش از ١٥٠ هزار نفر در اين اجتماعات شرکت کردند. اتحاديه هاى کارگرى که فراخوان دهنده اصلى اين مارش کارگرى بودند ميزان شرکت کنندگان را بيشتر از اين رقم ميدانند. اين تظاهراتها که عنوان "قيام براى کار و عدالت اجتماعى" بخود گرفت، عليه سياستهاى دست راستى و رفرمهاى دولت سوسيال دمکرات آلمان بود که افزايش ساعت کار، محدود کردن قوانين مربوط به بيمه بيکارى، کاهش خدمات اجتماعى از جمله بيمه هاى درمانى و بيمه بازنشستگى محورهاى اصلى آنست. حمله سرمايه و دولت سوسيال دمکرات آلمان به دستاوردهاى کارگرى که در "منشور ٢٠١٠" بيان شده است، سياستهائى است که در فرانسه و ايتاليا توسط احزاب محافظه کار و ليبرال در دستور قرار گرفته است. افزايش ساعت کار هفتگى بويژه در بخش خدمات عمومى يکى از موارد مهمى است که ميتواند به تنشهاى بزرگى منجر شود. در آلمان طى سالهاى گذشته جنبش ٣٥ ساعت کار در هفته راه حل جنبش کارگرى براى مقابله با بيکارى بوده است. دولت و سرمايه هاى آلمانى در مقابل طرح افزايش ساعت کار هفتگى، يعنى از ٣٨ و نيم ساعت کنونى به ٤٠ و ٤١ ساعت را هدف قراردادهاى جديد کار قرار داده اند. در اين اجتماعات در سخنرانيها و شعارها عنوان شد که "شرودر بايد برود"! "رئيس "د. گ. ب" بزرگترين اتحاديه کارگرى آلمان در اجتماع برلين گفت: "ما اجازه نميدهيم که دولت بار بحران را روى دوش کارگران بگذارد"!

آغاز دورانى جديدتظاهرات باشکوه روز شنبه در آلمان ادامه اعتراض و تظاهرات صد هزار نفرى کارگران فلز آلمان در نوامبر گذشته است. در نوامبر سال گذشته همزمان با کارگران فلز آلمان، دويست هزار نفر از کارگران فلز در رم ايتاليا با پرچمهاى سرخ دست به اعتصاب و تظاهرات زدند. در ماه سپتامبر نيز ميليونها کارگر در ايتاليا عليه کاهش مستمرى ها، با شعار "از آينده خود دفاع کن"، ٤ ساعت اعتصاب کردند و خيابانهاى رم را به تسخير خود درآوردند. در ادامه اين اعتراضات در اواخر ماه فوريه امسال مجددا در ايتاليا يک ميليون کارگر عليه طرح تغيير قانون بازنشستگى دست به اعتصابى يکروزه زدند. کارگران در همين اعتصاب يکروزه در ابعاد وسيع در ٦ شهر ايتاليا راهپيمائى کردند. در فرانسه و هلند نيز در نيمه دوم سال گذشته با موج اعتراضات و اعتصابات کارگرى و دعوا برسر ساعت کار مواجه بوديم. در بقيه کشورهاى اروپا بدرجات کمترى اجراى همين سياستها دورنماى کشمکش راست و چپ جامعه را نويد ميدهد. بايد تاکيد کرد عليرغم نفوذ سنتى سوسيال دمکراسى و تريديونيونيسم به اعتراضات کارگرى در اروپا، در موارد متعددى اين اعتصابات از کنترل سياست سنتى اتحاديه ها خارج شد. اروپا وارد دوران جديدى شده است. دورانى که طبقه کارگر ناچار است نه فقط بورژوازى را افسار زند بلکه در شکل دادن به سيماى اروپا و جدال براى سهمش از آينده وارد مصافهاى طبقاتى حادترى شود. اين اعتراضات کارگرى محور و ستون فقرات جنبش جهان متمدن عليه بى عدالتى و حمله راست به دستاوردهاى تاکنونى است. جدال اخير کشمکشى اروپائى است و پاسخ و تعيين تکليف آن نيز، چه براى سرمايه داران و دولتهايشان و چه براى کارگران و مردم محروم، در سطح اروپا به فرجام خواهد رسيد.

چرخش به چپ جامعهاعتراضات کارگرى اخير ادامه اعتصابات و اعتراضات کارگرى عليه جنگ آمريکا در عراق و عليه "نظم نوين جهانى" است. ادامه ١٥ فوريه سال گذشته و اجتماع هشت ميليونى مردم اسپانيا در فوريه و اجتماعات سراسرى در بيست مارس سال جارى است. شکست سنگين راست در فرانسه و اسپانيا و پيروزى سوسياليستها در انتخاباتهاى اخير، اعتصابات زنجيره اى در اروپا و اولتيماتوم کارگران به دولتهاى محافظه کار و ليبرال و سوسيال دمکرات، فضاى جديدى را در اروپا ترسيم ميکند. در باره محدوديتهاى روياروئى امروز کارگران عليه سرمايه داران و دولت هايشان بايد بيشتر گفت و نوشت. اما يک واقعيت روشن است. مستقل از ماهيت سياست اتحاديه هاى کارگرى و نقش ابزارى و سنتى آنها در کنترل اعتراضات راديکال کارگران، و همينطور مستقل از ماهيت احزاب سوسياليست در فرانسه و اسپانيا و يا چپ در ايتاليا و يونان، سير رويدادها نه فقط به شکست افق راست دلالت ميکند بلکه تمام شواهد حاکى از آنست که فضاى جامعه به چپ چرخيده است. اين چپگرائى امروز بيش از هر زمان به کمونيسم مارکسيستى و کارگرى نياز دارد. نه جناح چپ طبقه حاکم و نه چپ سنتى و فرقه اى در اروپا قادر نيست اين چرخش به چپ در ابعاد جوامع امروز را هضم کند. اروپاى امروز و بشريت پيشرو به احزاب کمونيستى کارگرى قدرتمند که آلترناتيو سوسياليسم را در مقابل کل جامعه قرار دهند نياز دارد.

در صف اول اعتراض کارگران ايتاليا و فرانسه و آلمان جاى فراخوان تغيير جهان مارکس و حکمت خالى بود. خلائى که بايد با سرعت و اشتياق براى پر کردن آن تلاش کرد. اين کار دست کمونيسم کارگرى را ميبوسد.

٥ آوريل ٢٠٠٤

٭٭٭