جنگ حکم ها

حکم اعتصابات کارگرى براى سرنگونى و حکم حکومتى خامنه اى براى حفظ نظام اسلامى

 محمود قزوينى

مندرج در انقلاب کارگرى شماره ١٨

حکم خامنه اى بر عليه اعتصابات کارگرى در مقابل حکم اعتصابات کارگرى براى سرنگونى رژيم اسلامى است. حکم حکومتى خامنه اى که يکبار ديگر بر حکم حکومتى خمينى در سالهاى اول انقلاب مبنى بر «اعتصابات کارگرى حرام است»، تاکيد گذاشت، خود، جايگاه ويژه قدرت کارگران در جامعه و در بزير کشيدن جمهورى اسلامى را بيان مى نمايد. خامنه اى در مقابل اين سوال که حکم حکومتى منع اعتصابات کارگرى در شرائط جنگ و نوپا بودن نظام جمهورى اسلامى به اجرا گذاشته شد و حالا با توجه به تغيير شرائط آيا کارگران اجازه استفاده از حق اعتصاب را دارند، پاسخ داد که هرگونه عملى که موجب تضعيف نظام مقدس جمهورى اسلامى شود جايز نيست. همانطور که خمينى نقش اعتصابات و اعتراضات کارگرى را در تضعيف و در نهايت سرنگونى حکومت اسلامى درک کرده بود و ميدانست يک شرط اساسى براى تثبيت حکومت اسلامى، سرکوب کارگران و تشکل هاى کارگرى و جلوگيرى از اعتصابات و اعتراضات کارگرى است، امروز هم خامنه اى و کل حکومت اسلامى اين را خوب ميدانند که هر اعتصاب کارگرى براى يک مطالبه صنفى هم «تضعيف نظام مقدس اسلامى» و حکم سرنگونى جمهورى اسلامى را با خود دارد. هر اعتصاب و اعتراض کارگرى در ايران، حتى اگر آن اعتصاب و اعتراض براى تدافعى ترين خواست مانند خواست پرداخت دستمزدهاى معوقه باشد، به قدرتمندتر شدن طبقه کارگر، به دامن زدن به اعتراضات و اعتصابات کارگرى و در شرائط کنونى به دامن زدن و گسترش کل اعتراض مردم بر عليه جمهورى اسلامى و به نيرويابى جنبش سرنگونى براى به زير کشيدن «نظام مقدس اسلامى»، خدمت ميکند. به خصوص اينکه گسترش اعتصابات کارگرى، طبقه کارگر را در محور جنبش سرنگونى و رهبرى آن قرار ميدهد و با به ميدان آمدن کارگران نفت و به اعتصاب کشيده شدن نفت، سوت پايان عمر رژيم کشيده ميشود. و اين نه تنها به زير کشيدن نظام اسلامى را در خود دارد، بلکه مهر طبقه کارگر و سوسياليسم را در هر تحولى در آينده ايران ميکوبد. اعتصابات کارگرى با خود متحد و متشکل شدن کارگران، نيرومندى کمونيسم و حزب کمونيستى طبقه کارگر(حزب کمونيست کارگرى ايران) را همراه دارد.

اما همانطور که حکم حکومتى خمينى مبنى بر حرام بودن اعتصاب کارگرى نتوانست از اعتصابات کارگرى جلوگيرى کند، حکم حکومتى خامنه اى نيز نميتواند کارى از پيش ببرد. حکم حکومتى خمينى خود را در سرکوب وسيع و خونين اعتصابات و اعتراضات کارگرى در سالهاى اوائل انقلاب يافت. حکم حکومتى خمينى فقط با شروع جنگ و با سرکوب گسترده سال ٦٠ توانست اجرا شود. با همه اينها، جمهورى اسلامى در هيچ دوره اى از عمر خود از اعتصاب و اعتراض کارگرى در امان نبود. اعتصابات کارگرى عليرغم سرکوبهاى وحشيانه و زندان و شکنجه رهبران و فعالين جنبش اعتصابى کارگرى ادامه داشت. حکم حکومتى خامنه اى بر عليه اعتصاب کارگرى در شرائطى عنوان ميشود که جمهورى اسلامى از هر طرف در محاصره مردم معترض، مردمى که حکم به سرنگونى آن داده اند، قرار دارد. اين حکم در شرائطى عنوان ميشود که جمهورى اسلامى نه تنها توان اجراى اين حکم را ندارد، بلکه هر تلاش براى اجراى اين حکم شعله آتش براى نابودى جمهورى اسلامى را بيشتر شعله ور ميسازد. اگر حکم حکومتى خمينى در شرائط قلدرى جمهورى اسلامى نتوانست به اجرا در آيد و کارگران در مقابل آن مقاومت وسيعى کردند، حکم حکومتى خامنه اى در شرائط امروز فقط کوبيدن ميخى ديگر بر تابوت جمهورى اسلامى خواهد بود. اينبار حکم اعتصابات کارگرى براى سرنگونى جمهورى اسلامى، حکم خامنه اى بر عليه اعتصابات کارگرى را باطل ميسازد. جنگ طبقه کارگر و بورژوازى در جنگ احکام طبقه کارگر و خامنه اى وارد دور نوينى ميشود. حکم طبقه کارگر تضعيف و نابودى جمهورى اسلامى و برقراى آزادى و برابرى و سوسياليسم ميباشد.