تعيين حداقل دستمزد توهين به شاَن انسان است

امير توکلى

مندرج در انقلاب کارگرى شماره ١٨

واقعا دنياى وارونه داريم. ما هستيم که کار ميکنيم و از قبل توليداتمان نيازهاى جامعه را برآورده مى کنيم. ما هستيم که از مواد خوارکى تا حمل و نقل، از مصالح ساختمانى تا ايجاد نيروگاهاى برق، از استخراج در اعماق زمين تا کار بر آسمان خراشها را انجام ميدهيم. جامعه انسانى بر دوش کارگران آن جامعه باز توليد ميشود. اگر ما کارگران کار نکنيم جامعه گرسنه مى ماند، اگر جاده ها ساخته نشوند و رانندگان اعتصاب کنند، جامعه زمين گير ميشود. اگر معدنچيان و کارگران ساختمانى کار را بخوابانند، آسمان خراشها و خانه ها ساخته نميشود و انسانها بايد در طبيعت به جستجوى سرپناهى باشند.اما وقتى خود ما توليد کنندگان ميخواهيم از همين امکانات و توليداتى که با دستهاى خودمان ساخته شده است، استفاده کنيم. با سيستمى کاملا ضد انسانى و ضدکارگرى مواجه ميشويم. توليدات را ما بوجود آورده ايم، اما طبقه اى ديگر که نقشى در توليد نداشته است، صاحب آن شده. بايد براى زنده ماندن با او بر سر حداقل معيشت در مبارزه دائمى باشيم. اکثريت جامعه در وضعيتى فرو دست چشم به طبقه اى انگل دوخته است که دستمزدش را بدهد. بچه هايمان از همان کودکى بايد نظاره گر ويترين هاى پر از کالاهايى باشند که مادران و پدران خودشان توليد کرده اند. وقتى از سطح زندگى اين اکثريت توليد کنندگان جامعه يعنى کارگران صحبت ميشود فورا اين معيارها به ذهن ميآيند: نان بخور و نمير، خانه اى حقير و نامناسب، بچه هايى با بى امکاناتى کامل، با سطح بهداشت نازل، با مدارسى غير استاندارد، با پوشاکى نامناسب و بقيه را خودتان بهتر ميدانيد. چرا نبايد طبقه کارگر هم همان استاندارد زندگى را داشته باشد که طبقه سرمايه دار دارد؟ طبقه اى که در بازتوليد جامعه بيکاره است اما صاحب ثروت جامعه شده است. ميگويند نگهدارى جامعه خرج دارد، بودجه هاى مختلفى را رديف مى کنند از بودجه ارتش تا ادارت دولتى تا نيروهاى اوباش و گله هاى حزب الله تا بيت رهبرى و مخارج حزب الله لبنان و مخارج بى پايان تروريستهاى گمنام امام زمان و غيرو. ما ميگويم اين مخارج به ما ربطى ندارد. بايد تماميشان را منحل کرد و همراه خودتان به اشغالدانى بياندازيدشان. کارگران بايد همچون نمايندگان مجلس حقوق دريافت کنند. آيا نمايندگان مجلس و جناب رهبر و اوباشان حکومتى با ١٠٠ هزار تومان در ماه ميتوانند زندگى کنند؟ چرا کارگر با خانواده اش بايد با اين پول بسازد؟ کارگران بايد همان سطحى از زندگى را دارا باشند که نماينده مجلس و کارکنان عالى رتبه دارا هستند. چرا بايد در خانه امام جمعه فريدونکنار دو فريزر پر ماهى و انواع گوشتها باشد ولى سفره خانواده کارگرى نان خشک هم گاها درش پيدا نميشود. تازه اگر حقوقش را بتواند از حلقوم گشاد اين اوباشان بيرون کشد. دستمزد کارگران بايد سريعا تا حقوق نمايندگان مجلس افزايش يابد. حداقل دستمزد ١٠٠ هزار تومانى را ما نميپذيريم. چرا ما حداقل معاش را بايد داشته باشيم و انگلهاى جامعه حداکثر امکانات را؟ ما اين سيستم تقسيم ثروت حداقل و حداکثر را قبول نداريم و داغانش مى کنيم. ما کارگران در اولين فرصت چنان ضربه اى به سيستم سرمايه دارى و شما اوباشان حامى اين نظام بزنيم که در تاريخ ايران و جهان ثبت گردد. انقلابى کارگرى در راه است!