فتواى خامنه اى،

حرف مفت و نمايش زبونى!

 ستون اول انترناسيونال شماره ۸

فاتح بهرامى

خامنه اى فتواى ممنوعيت اعتصابات کارگرى داده است. مهملات او در پاسخ به "استفتا"ى خبرگزارى کار ايران در مورد "حکم شرعى" درباره اعتصاب کارگرى، چنين است: "هرگونه عملى که موجب تضعيف نظام مقدس جمهورى اسلامى شود، مجاز نيست، ميتوانند با استفاده از مجارى قانونى و گزارش مطلب به مسئولين مافوق به مطالبات و حق خود برسند." ابتدا بايد تاکيد کرد که کارگران ايران از ٢٥ سال پيش جواب چنين اراجيفى را داده اند. در زمانى که رژيم اسلامى در اوج قدر قدرتى اش بود خمينى گفت "اعتصاب حرام است" و قانون ضد کارگرى رژيم هم اعتصاب را ممنوع کرد. اما کارگران در اين ٢٥ سال، بدون توجه به "قانون" و فتواى خمينى، مجبور شده اند در مقابل تهاجم سبعانه و وحشيانه حکومت اسلامى سرمايه به حقوق خود هر روز دست به اعتصاب بزنند. و اکنون در شرايطى که شورشهاى شهرى و به مصاف طلبيدن کل حکومت ميرود که سراسر ايران را در بر بگيرد، و در شرايطى که شعار مرگ بر جمهورى اسلامى و به آتش کشيدن و منهدم ساختن مراکز دولتى دارد به امرى عادى بدل ميشود، آنگاه خامنه اى فقط خود را بيش از پيش مسخره کرده است.

فتواى المثنى چرا لازم شده؟

قبل از فتواى خامنه اى، جالب است که استفتا کننده "سرويس کارگرى" ايلنا است که ميخواهد ولى فقيه فتوا بدهد. بهانه استفتا را به "شرايط جنگى و نوپا بودن انقلاب" مربوط ميکنند و ضمن اشاره به اينکه امروز "شرايط تغيير کرده است" حکم شرعى درباره اعتصاب را از سيد على جويا ميشوند. ظاهرا فکر کرده اند که حرفهاى برخى از عناصر نهادهاى ضد کارگرى رژيم درباره لزوم قانونى بودن "اعتصاب صنفى" با خيال به کنترل در آوردن مبارزات کارگران زيادى با وضعيت سياسى امروز ايران ناخواناست و مهمتر اينکه چشم انداز اعتصابات گسترده کارگرى آنچنان گلوى رژيم را فشرده است، که ميخواهند راهى براى محدود کردن اين اعتصابات دست و پا کنند. بنابراين دليل فتواى المثنى ممنوعيت اعتصاب توسط خامنه اى قبل از هر چيز فشار اعتراضات توده اى و کارگرى را بر جمهورى اسلامى، و ناتوانى و استيصال حکومت را در مقابله با اعتصابات و اعتراضات جارى تاکيد ميکند. اما فتواى خامنه اى نزد هر کارگرى بسيار بى اعتبارتر از فتواى خمينى است، بدون شک کارگران در همين چند روز آتى به خامنه اى جواب خواهند داد که "غلط کردى"!

بخش دوم جواب خامنه اى ضمن اينکه زيادى ابلهانه است، صريحا به کارگران ميگويد که حکومت اسلامى براى حل معضلات کارگران راهى ندارد، ميگويد کارگران براى رسيدن به حقوق و مطالبات خود به مسئولين مافوق گزارش کنند و به مجارى قانونى مراجعه کنند. اما مسئولين و مجارى قانونى خود مستقيما و يا در حمايت از سرمايه داران نه تنها نان کارگر و دستمزد و شغلش را گرو گرفته اند و نه تنها گوشى براى شنيدن اعتراض کارگر ندارند بلکه تا جائى که توانسته اند پاسخ مطالبات کارگران را با گلوله و باتوم و خشونت داده اند. مجارى قانونى و مسئولين مافوق تاکنون امتحان خود را پس داده اند و زندگى ميليونها کارگر و خانواده هايشان را به تباهى کشانده اند. ابلهانه بودن حرف خامنه اى در اين است که ميگويد برويد حقتان را از حق کش مطالبه کنيد، او ميگويد کارگران بهتر شدن زندگى و معيشتتان را از آدمکشان و دزدان و انگلهاى تحت فرمانش که از جيب کارگران ارتزاق ميکنند و کسانى که زندگى آنها را سياه کرده اند درخواست کنند.

اما هدف و نقش اين فتوا و "حکم شرعى" عبارتست از خط دادن به اوباشان حکومت در کارخانه ها براى پارس کردن بيشتر عليه اعتصاب کارگران و بازتر گذاشتن دست مزدوران سرکوبگر حکومت براى جلوگيرى از اعتصابات از يکطرف، و از طرف ديگر بستن دهان کسانى که مدتى است ميخواهند با ظاهر حمايت از "اعتصاب صنفى" مبارزات کارگرى را مهار کنند. در واقع خامنه اى به اينها پيام ميدهد که وقت اين بازيها نيست، شرايط طورى است که بايد براى اعتصاب شاخ و شانه کشيد. اين اما وقتى که اساس حاکميت جمهورى اسلامى زير ضرب است و در چهار گوشه ايران مردم عليه رژيم به خيابان ميريزند و سمبل هاى آنرا نشانه ميگيرند، اين فتوا و امثال آن مانند فتوا عليه چهارشنبه سورى و يا دستور سانسور اخبار اعتراضات مردم در رسانه هاى رژيم نه تنها بجائى نميرسد و نزد مردم پوچ است بلکه خشم و نفرت توده کارگر و زحمتکش جامعه را عليه رژيم اسلامى بيشتر و قويتر ميکند. اين پيامها و فتواها مانند چنگ انداختن حيوانى زخمى و وحشى است که در لحظات آخر مرگش زوزه ميکشد، قواره در هم ريخته و آشفته حکومت را تصوير ميکند و ناتوانى و استيصال و بهر درى زدن را نشان ميدهد. کارى از دستشان ساخته نيست.

با اينوصف تحرک اوباش و نيروى سرکوب حکومت در مقابله با اعتصاب کارگران بدنبال اين فتوا بيشتر خواهد شد، کارگران بايد جواب دندان شکن به آن بدهند. از اينرو کارگران کمونيست و رهبران عملى اعتراضات کارگرى بايد تلاش کنند هر حرکت و اعتراض کارگرى با پشتيبانى ديگر کارگران و اقشار مختلف جامعه مواجه شود. بايد در مجامع عمومى خواسته ها و مطالبات کارگران در قطعنامه ها تنظيم شود و از طرف مجامع عمومى ديگر و از طرف دانشجويان و معلمان و پرستاران و جوانان مورد حمايت قرار گيرد. جنبش حمايت از اعتراضات و مطالبات حق طلبانه و آزاديخواهانه مردم بايد وسيع و همه گير شود. در هيچ جائى نبايد مبارزه اى با بيتفاوتى ديگران مواجه شود، در اينصورت جمهورى اسلامى هيچ غلطى نميتواند بکند. مساله گرفتن دستمزدهاى معوقه، مساله مقابله با بيکارسازى و خواست بيمه بيکارى، مساله افزايش دستمزد و ارتقاى سطح معيشت کارگران، مساله مسکن، حق تشکل و اعتصاب، بيرون رفتن ارگانها و نهادها و عناصر حکومت از محيط هاى کار و امثال اينها خواست همه کارگران و مبناى مبارزه آنان است. مسائل و مشکلات کارگران مشترک است، فقر و بيکارى و دستمزد پائين و نپرداختن دستمزدها به همه کارگران مربوط است و دفاع و حمايت وسيع کارگران از مبارزه هر بخش طبقه به قدرت طبقه و عقب راندن رژيم کمک ميکند. اين جنبش حمايت و همبستگى، کشاندن مطالبات و خواستها به سطح جامعه و درخواست حمايت از ديگران يکى از فاکتورهاى اساسى براى بهم پيوستن مبارزات جارى و قويتر شدن جبهه کارگران و مردم آزاديخواه در مقابل رژيم جلادان اسلامى است. حکومت دارد چنگ و دندان نشان ميدهد، بايد با اتحاد بيشتر، با متشکل شدن، با برپائى مجامع عمومى و مرتبط کردنشان بهم و شريک شدن در معضلات و مسائل همديگر، و با گسترش اعتصابات کارگرى و راه انداختن اعتصابات حمايتى اين چنگ و دندان رژيم را شکست. جامعه دارد ميجوشد و هر روز از گوشه اى رژيم در حال محاصره است. حلقه محاصره را بايد تنگ تر کرد، بايد هيبت قوى و متحد و گسترده و اجتماعى طبقه کارگر ابراز وجود کند.

۱۶ مارس ۲۰۰۴