شليک به کارگران خاتون آباد

آغاز يک دوره جديد

 
سياوش دانشور

siavash_d@yahoo.com

Tel.+46 70 765 63 62

شليک به صف کارگران ذوب مس خاتون آباد و خانواده هاى آنها نبايد در خود و در امتداد سبعيت روزمره رژيم اسلامى نگريسته شود. اين مسئله جديدى است. اين اقدام حکومت اسلامى، چه براى خود رژيم و چه براى مردم و بويژه طبقه کارگر ايران، نميتواند در ادامه ديگر پرونده هاى کشتار و جنايت حکومت اسلامى در طول حاکميتش قرار گيرد. اين رژيم قتل عام و کشتار جمعى و آدم ربائى و ترور و شکنجه است. آدمکشى و سرکوب رکن اصلى و جز تفکيک ناپذير هويت اصلى اين نظام است. اما جمهورى اسلامى با به گلوله بستن کارگران در خاتون آباد و شهر بابک روند جديدى از جنگ بقا در ايران را شروع کرد. عليرغم تلاش رسانه هاى داخلى و بين المللى براى عبور سريع از اين واقعه و تلاش براى برگرداندن نگاهها به مضحکه انتخابات و جنگ جناحها بر سر کرسى هاى مجلس هفتم، سرنوشت سياست در ايران بويژه با اين واقعه، در خاتون آباد و ايران خورو و صنايع نفت و ماشين سازى و مراکز کارگرى جارى و رقم ميخورد.

اولين بار در سال ٥٨ بود که رژيم اسلامى تظاهرات کارگران بيکار در اصفهان را به گلوله بست. از آن زمان جنايات بيشمارى در پرونده سران و دست اندرکاران اين رژيم ثبت شده است. فعالين کارگرى بيشمارى اعدام و شکنجه شدند. اجتماعات کارگرى در موارد متعددى با سرکوب خشن رژيم روبرو شده است. اما شليک به صف تظاهرات کارگرى نقطه عطف جديدى در حيات رژيم اسلامى و سياست در ايران محسوب ميشود. اين واقعه اگر در تهران يا تبريز و شهرهاى بزرگ ايران رخ ميداد، کنترل مجدد اوضاع براى رژيم اسلامى قابل تصور نبود. هنوز هم چه در انظار افکار عمومى مردم آزاديخواه و چه بويژه در ميان توده هاى طبقه کارگر اين واقعه نميتواند پشت سر گذاشته شود. رژيم اسلامى وارد مرحله جديدى از رابطه با مردم بطور اعم و با جنبش اعتراضى رو به رشد کارگرى بطور اخص شده است. نه به اين معنى که رژيم اسلامى منبعد قادر است که هر تظاهرات و اجتماع کارگران و مردم محروم را به گلوله ببندد. اما اين واقعه مستقل از جست و خيز جناحها و تغيير بالانسهاى سياسى در ميان نيروهاى طبقه حاکم، تاثيرات مهمى بر روانشناسى مردم و طبقه کارگر و مبارزه براى سرنگونى انقلابى رژيم اسلامى خواهد گذاشت.

عکس العمل مهم و تحسين برانگيز جمعى ازکارگران ايران خودرو به اين واقعه و هدف قرار دادن مستقيم سرمايه دارى، قيام يکپارچه مردم شهر بابک و شعار عليه سرمايه داران مفتخور و تحصن و اعتصاب عمومى در دو روز گذشته، تنها جرقه هائى از انبار باروت است که رژيم اسلامى روى آن نفس ميکشد. واقعه خاتون آباد طبقه کارگر ايران و کل جنبش اعتراضى عليه جمهورى اسلامى را در مقابل يک وضعيت جديد قرار ميدهد. کارگران و مردم در پس شليک اين گلوله ها استيصال و دستپاچگى رژيم را ميبينند. مردم و کارگران در پس عمليات کماندوها و نيروهاى ويژه با هليکوپتر و ادوات زرهى قدرت خود را تشخيص ميدهند. مردم در پس هيئت تحقيق خاتمى و "کى بود کى بود من نبودم" فرماندار و نيروى انتظامى و "دلجوئى" از قربانيان، نه قدرت قاهره رژيم که ترس و جبن اين حيوانات وحشى اسلامى را ميبينند. از نظر کارگران واقعه خاتون آباد به مرگ پيمان رضى لو و اميد اولادى و پنجاه هزار قربانى زلزله بم ميچسپد. براى کارگران صنعت نفت و پتروشيمى، براى کارگران ماشين سازى اراک، براى کارگران ايران خورو و نساجيها، براى ميليونها خانواده کارگرى که نانى در سفره ندارند، حقوق کارشان پرداخت نميشود، و يا دسته دسته اخراج ميشوند، اين واقعه مبناى تصميمى جديد براى روياروئى با حکومت اسلامى سرمايه داران محسوب ميشود. بيش از پيش روشن ميشود که کارگران ايران، بعنوان يک طبقه، ناگزيرند که براى بقا خود و براى نجات خود و کل جامعه، انفجار محتوم را نزديک تر کنند. جمهورى اسلامى با کشتار خاتون آباد آغاز يک دوره جديد از نبرد برسر قدرت سياسى و سرنوشت آن در ايران را آغاز کرد. براى رژيم اسلامى، از نقطه نظر شتاب روندهاى سياسى در ايران، ممکن نيست که به قبل از واقعه خاتون آباد و شهر بابک برگردد. به گلوله بستن کارگران در سال ٥٨ در اصفهان و در سال ٨٢ در خاتون آباد، دو مقطع مهم در دوره هاى عروج و افول رژيم اسلامى و دو مقطع از دعوا برسر بقا حکومت سرمايه دارى در ايران است. کشتار خاتون آباد، بعنوان تجربه اى از روياروئى کارگران و سرمايه داران، عزم طبقه کارگر براى نفى نظام موجود و تلاش براى برپائى سوسياليسم و حکومت کارگرى را تعميق کرد.

در داخل و خارج کشور بدنبال اين واقعه اقدامات متعددى بايد در دستور قرار بگيرد و فورا انجام شود. از جمله جمهورى اسلامى بعنوان رژيم قاتل کارگران بايد در دنيا بى حيثيت تر از هر زمانى شود. اما مهمتر و تا به روند اوضاع سياسى در ايران مربوط ميشود، با کشتار خاتون آباد و شهر بابک براى طبقه کارگر ايران دوره جديدى آغاز شده است. اين واقعه چاشنى همان "موقعيت انفجارى" در جنبش کارگرى است که کاربدستان حکومتى در شوراهاى اسلامى کار و خانه کارگر هميشه آن را به سران حکومتشان گوشزد ميکنند. يورش همه جانبه اى که حکومت اسلامى سرمايه داران از صنايع کليدى مانند نفت و ماشين سازى ها تا صنايع نساجى و غيره به طبقه کارگر آورده است، در متن بحران و بن بست سياسى و ورشکستگى سرمايه دارى در ايران، و اختناق سياسى که در کشتار خاتون آباد ضرب شد، گرايش چپ و سوسياليستى طبقه کارگر عليه سرمايه دارى و وضع موجود را بيش از پيش و با سرعتى خيره کننده به جلو صحنه ميراند. با واقعه خاتون آباد سياست در ايران معنى متفاوتى پيدا ميکند و بالطبع مکان نيروهاى درگير در جدال برسر قدرت سياسى عوض ميشود. دخالتگرى کمونيسم و افق انقلاب در ايران با اين واقعه معناى متفاوتى پيدا ميکند. بايد با تمام قوا به استقبال اين دوره جديد رفت.

٢٧ ژانويه ٢٠٠٤