کارگران کرايه اى، برده دارى مدرن
وريا احمدى                                                                                                       از انقلاب کارگرى شماره ٥
دولت گرهارد شرودر با تبليغ عليه بيکارى و رفع آن به قدرت رسيد. اما حتى با دستکارى عددى در آمار نيز، تعداد بيکاران کمتر نشد. به عکس حمله به بيکاران شدت گرفت. اداره هاى کار، بيمه بيکارى و سوسيال ادغام شدند. هدف از آن کوچک کردن بورکراسى ادارى بود. در همين دوره شرکتهاى خصوصى بسيارى تاسيس شده اند که کارگران را به شرکتهاى متقاضى کرايه ميدهند. برخى از اين شرکتها توسط کارکنان اداره کار تشکيل شده است. جهتگيرى کلى اداره کار اين استکه به يک ماشين کرايه دادن کارگران بيکار تبديل شود. در اين سيستم کرايه کردن کارگر براى يک ساعت هم ممکن است. اين شرکتها کارگران بيکار را استخدام ميکنند و سپس آنها را به قيمتى چند برابر براى مدت معينى کرايه ميدهند. کارگر حق رد کردن کار معرفى شده را ندارد و پارلمان اين بى حقوقى را قانونى کرده است. در تعيين حقوق استانداردى وجود ندارد و بيکار کردن بسيار ساده است. شرکتى که اين کارگران را موقتا استخدام ميکنند تصميم ميگيرند که فردا چه کارى و در چه بخشى را بايد کارگر کرايه اى انجام دهد. لذا در مدت زمان کوتاهى کارگر چندين کارفرما و چندين نوع متفاوت کار انجام ميدهد. اين شرکتها براى کرايه دادن کارگران، تبليغاتى را هم براى شرکت متقاضى کارگر ارسال ميکنند. مثلا مينويسند: همکار ما داراى استعدادهاى زير است و مواردى را مينويسد. خصوصيات فردى را هم با ارسال عکس و حتى شيک پوش بودن را هم قيد ميکنند و اضافه ميکند که زمان کار مهم نيست ميتواند دو نصف شب باشد همکار ما با علاقه در اختيار شما قرار خواهد گرفت. شما اختيار داريد اگر از همکار ما راضى نبوديد هر لحظه که مناسب دانستيد وى را به منزل بفرستيد. در صورت تمايل شما ما نفر آلترناتيو را فورا در اختيار شما قرار خواهيم داد.اين شرکتها هيچگونه مسئوليتى در قبال زندگى کارگر ندارند. دستمزدى که پرداخت ميکنند موردى است و بعد از انجام کامل کار پرداخت ميشود. و بعد از آن کس جديدى را استخدام نميکنند. بدين صورت کار شاق با بى حقوقى کامل به کارگران بيکار تحميل ميشود. اين است زندگى کارگر بيکار در پيشرفته ترين کشور اروپا. نظام سرمايه دارى چه نوع مدرنش و چه عقب مانده اش در شان انسان نيست بايد ويرانش کرد.

۲۰ دسامبر ۲۰۰۳