کارگران نفت عليه حکومت بايد به ميدان بيايند

 فاتح بهرامى

مبارزه و اعتراض هماهنگ کارگران پتروشيمى عليه انتقالشان به بخش خصوصى و نتيجه تاکنونى آن يعنى عقب نشينى دولت و مسئولين پتروشيمى، بار ديگر شاخص هائى از وضعيت حکومت اسلامى در جامعه و موقعيت آن در قبال کارگران و قدرت بالقوه طبقه کارگر و بويژه نقش کارگر صنعت نفت در مقابل رژيم را ترسيم ميکند. از طرفى رژيم در متن تلاشهاى عبث براى خروج از بحران شديد و لاعلاج اقتصادى ضمن اينکه کابوس بحرکت در آمدن کارگر نفت راحتش نميگذارد براى تضعيف و تکه تکه کردن کارگران نفت قدم برداشته است. از سوى ديگر کارگران که دست رژيم را خوانده بودند و از همان زمان مطرح شدن پروژه "اصلاح ساختار نفت" که بهر درجه اى مقابل رژيم ايستادند و اعتراض کردند، رژيم عقب نشست و به آرامى براى متحقق کردن اهدافش حرکت کرد. امروز هم اعتراض يکپارچه کارگران، رژيم و مسئولين پتروشيمى را فعلا به عقب نشينى مجبور کرده و در تلاش است باز هم کارگران را سر بدواند و سرشان شيره بمالد. اما اعتراض کارگران ادامه دارد و ميگويند که فريب نميخورند، و بنا به اطلاعيه حزب کمونيست کارگرى ايران روز ٢١ آبان نيز کارگران پتروشيمى در اراک و اصفهان و خارک دست از کار کشيدند و در اراک کارگران باز هم در تجمع خود اعلام کردند که گزارش مستجاب الدعوه، مدير پتروشيمى، به کارگران مبنى بر مهلت ٤ ماهه وزير نفت براى انتقال کارگران پتروشيمى اراک به ديگر شرکتهاى دولتى پتروشيمى آنان را قانع نميکند و براى پيشبرد خواستهاى خود ٢٠ نفر نماينده انتخاب کردند.

کارگران نفت بايد قدرتشان را به رژيم نشان بدهند. اين يک واقعيت است و هزار بار رژيم نشان داده که بدون اعتراض قدرتمند و متحد کارگران رژيم از هيچ تعرضى به حقوق و حرمت آنان فرو گذار نميکند. رژيم به سراغ کارگران نفت هم آمده است، ديگر صرفا دفاع از وضع موجود، وضعى که طبقه کارگر را به فلاکت تمام عيار کشانده است، نه تنها کافى نيست بلکه هر روز کارگران را در وضعيت بدترى قرار ميدهد. به رژيم بايد تعرض کرد، کارگران ديگر نميتوانند شرايط کار و معيشت و زندگى فعلى شان را ادامه بدهند و به ورطه نابودى کشانده نشوند، وضع موجود زندگى و رفاه و حق و حقوقى براى کارگر باقى نگذاشته است که صرفا به دفاع از آن بسنده کرد. کارگر در هر نظام سرمايه دارى دائما مجبور است براى امنيت و رفاه و آسايش نسبى اش مبارزه کند و دارد ميکند، اما در جمهورى اسلامى ديگر کارگر حتى براى تامين نان بخور و نمير دارد هر روز قربانى ميدهد و با خيل اوباش پاسدار و کل دستگاه حکومتى مواجه ميشود. نانش را به گرو گرفته اند، حرمتش را زير پا نهاده اند و ماشين و کارگر را فلهى با هم به بخش خصوصى ميفروشند و هيچ حقى بعنوان انسان برايش قائل نيستند، تشکلش را ممنوع کرده اند و ابتدائى ترين حقوق کارگر در ديگر کشورهاى سرمايه دارى را از وى گرفته اند، دولت اسلامى هيچ تعهدى در قبال بيکار کردن کارگر و بيمه بيکارى مکفى دادن به وى ندارد، پاسخ خواست پرداخت دستمزدش را با دستگيرى و باتوم ميدهند و تماما چشم انداز تامين يک حداقل زندگى که کارگر کرايه خانه اش را بتواند بدهد و بچه اش را به مدرسه بفرستد از وى گرفته اند. در مقابل اين وضع، طبقه کارگر در ايران ناچار است براى روياروئى با جمهورى اسلامى و پايان دادن به اين حکومت جنايتکار ضد کارگر و ضد انسان و حتى براى تامين حداقل معيشت و حرمتش از دفاع فراتر برود و نيرويش را عليه حکومت به ميدان بکشد.

جمهورى اسلامى در کنار جنايات و سرکوب هر روزه اش، آنجا که نتوانسته مستقيما از ابزار سرکوب کاملا استفاده کند سالهاست در مقابل کارگران تاکتيک ضعيف کردن و نابود کردن قدرت آنها را در پيش گرفته است. گرسنه نگاه داشتن کارگران و خانواده شان، مجبور کردنشان به تنزل دادن توقعات و جان کندن براى گرفتن دستمزد، بى تامين و نگران از آينده کردن، شقه شقه کردن کارگران، بيکار و بازخريد کردن و رها کردنشان بحال خود، خسته و فرسوده و نااميد کردنشان و تحميل هر چه بيشتر فلاکت و بى تامينى اقتصادى، و در يک کلام وارد کردن ممکن ترين حد ضربه به قدرت و اتحاد طبقه کارگر روش و تاکتيک رژيم در مقابل کارگران بوده و هست. همين حالا اعلام کرده اند که دستمزدها را در سال آينده افزايش نميدهند تا بتوانند بر متن اعتراضات وسيع کارگران که پيش بينى ميکنند بتوانند مثلا ١٠ درصد ديگر به دستمزدهاى فعلى اضافه کنند و در وضعيت تورم و گرانى موجود کارگران را به باز هم به فلاکت بيشترى بکشانند و کارگران را به خانه بفرستند.

حکومت اسلامى در مقابل موج وسيع نفرت مردم و حرکت آنها براى سرنگونى رژيم قرار گرفته است. و در متن چنين شرايطى رژيم بخوبى ميداند که اگر طبقه کارگر و بويژه کارگران صنايع کليدى مانند نفت پا به صحنه بگذارند و در پيشاپيش جنبش سرنگونى به حرکت در آيند کار رژيم تمام است. بهمين دليل است که رژيم تلاش دارد از يکسو با احتياط با کارگران نفت روبرو شود و از سوى ديگر براى ضعيف کردن کارگر نفت و کل طبقه کارگر دست به هر کارى زده و ميزند. جمهورى اسلامى هم بدليل بحران شديد اقتصادى اش و هم بدليل وضعيت سياسى جامعه و نفرت مردم از وى راهى بجز ادامه سرکوب و عقب تر راندن کارگران و مردم در مقابل خود نميبيند. در مقابل، طبقه کارگر هم براى نجات خود و براى نجات کل جامعه راهى جز سر و سامان دادن به خود براى سنگر بستن و ايجاد تشکلش، و آماده شدن براى اعتصابات سياسى و در راس آن راه افتادن کارگر نفت باقى نمانده است. همين مبارزه متشکل کارگران پتروشيمى در همين سطح يکبار ديگر نقش کارگر نفت و وحشت رژيم از آن را بسادگى نشان ميدهد. کارگران نفت بايد متحدانه به ميدان بيايند، کل طبقه کارگر و مردم آزاديخواه پشت سرشان خواهند بود.

۲۳ نوامبر ۲۰۰۳- ۲ آذر ۸۲