کارگران پتروشيمى و جمهورى اسلامى

 کاظم نيکخواه

کارگران پتروشيمى در برابر تصميم حکومت محکم ايستاده اند. حکومت اسلامى از زبان رئيس پتروشيمى اعلام کرده بود که کارگران را همراه کارخانه به بخش خصوصى فروخته است و مسئوليتى در قبال آنها ندارد. و کارگران در هر سه مجمتع پتروشيمى اراک و خارک و اصفهان دست به اعتصاب و اعتراضى هماهنگ و قاطع زدند و اعلام کردند که در برابر اين تصميم مى ايستند. تنها چهار پنج روز از شروع اعتصاب و اعتراضات که از کارخانه پتروشيمى اراک شروع شد، نگذشته بود که رئيس بخش پرسنلى پتروشيمى نامه نوشت و اعلام کرد که اين تصميم عوض شده است و کسى منتقل نخواهد شد و کارگران ميتوانند بين اينکه در صنعت نفت بمانند، يا خودرا بازخريد کنند و يا بجاى ديگرى منتقل کنند، يکى را انتخاب کنند. اين نامه نيز نتوانست اوضاع را آرام کند و اعتراضات ادامه پيدا کرد.

مساله بسادگى اينست: دولت سه مجتمع پتروشيمى را به سرمايه داران خصوصى فروخته است. در اين سه مجتمع چندين هزار کارگر و کارمند مشغول کارند. اين کارگران و کارکنان با صنعت نفت قرارداد دارند. اينکه صنعت نفت بدون توجه به حقوق کارگران و کارکنان پتروشيمى دور آنها را خط ميکشد و رئيس اين شرکت در نامه اى اعلام ميکند که "صنعت نفت مسئوليتى در قبال کارکنان پتروشيمى ندارد" و آنها به بخش خصوصى منتقل شده اند، جدا از بى شرمى فراوانى که در آن نهفته است، نشان از پرت بودن اين "مقامات" نيز دارد. ايشان و وزير نفت و دولت متبوعش صنعت نفت را با تيول برده داران عوضى گرفته اند. کارگران پتروشيمى اولين هدفشان همين بود که همين را به اين حاج آقاهاى جمهورى اسلامى بفهمانند که برادران حد و مرز خودرا بفهميد! کارگر در اول قرن بيست و يکم حق و حقوقى دارد. نميشود اين حق و حقوق را يک جانبه کان لم يکن اعلام کرد و پول را گرفت و راه خودرا کشيد و رفت. اين مهم نيست که شما دولت هستيد. ماهم کارگريم و براى خود احترام قائليم و نيروى خودمان را ميشناسيم.

حضرات با اولين موج اعتراضات کارگران پتروشيمى فهميدند که خراب کرده اند. معاون پتروشيمى را فرستادند که تصميم را موقتا هم که شده پس بگيرد. ايشان هم نوشت که هيچکس منتقل نميشود و همه چيز سر جاى خودش است و الى آخر. اما کارگران ميدانند که اين عقب نشينى همه چيز را به سرجاى خودش بر نميگرداند. اولا دولت رسما بايد تصميم را لغو شده اعلام کند. ثانيا اگر پتروشيمى فروخته ميشود و کارگران در صنعت نفت ميمانند قرار است اين چندين هزار کارگر و کارمند چه سرنوشتى پيدا کنند و به کجا منتقل شوند و کلا تکليفشان چيست؟ اين يک سوال روشن و واقعى است و کارگران پتروشيمى ايستاده اند تا پاسخى روشن و قانع کننده بگيرند. کارگران ميدانند که جمهورى اسلامى و مديريتى که رودرروى صف متحد و پرشور کارگران اعتصابى ايستاده يک جور سخن ميگويد و همين جمهورى اسلامى و مديريت وقتى کارگران را پراکنده ببينند جور ديگرى حرف ميزنند و در هيبت همان حاج آقاى زبان نفهم زورگوى صاحب برده ظاهر ميشوند. کارگران ميخواهند ميخ خودرا همين امروز بکوبند.

يک نکته جالب توجه در اين حرکت کارگران پتروشيمى اينست که کارگران خودرا درگير بحث خصوصى يا دولتى نکردند. زيرا ميدانند که سرمايه دار سرمايه دار است. خصوصى و دولتى اش سروته يک کرباس است. سرمايه دار از هرنوعش اگر زورش برسد ميخواهد کارگر را تاحد يک برده عقب براند. و کارگران هم بايد حقوقشان را با زور مبارزه و اتحادشان بگيرند و تحميل کنند. بعلاوه درگيرشدن در اين بحث که آيا دولت ميتواند پتروشيمى را اداره کند يا نه سرانجامى ندارد. آنهم وقتى دولتى که از آن حرف ميزنيم يک دولت معمولى نيست. يک ارگان درهم ريخته و يک سازمان بچاپ بچاپ و بى حساب و کتاب و بحران زده بنام جمهورى اسلامى است.

جمهورى اسلامى و کارگران نفت

جمهورى اسلامى به سراغ کارگران نفت آمده است و دارد صنعت نفت را تکه تکه ميکند و بخشهاى مختلف وابسته به آن نظير خدمات و پشتيبانى و پتروشيمى را خصوصى ميکند. اين سياست بر سرنوشت کل کارگران نفت تاثير خواهد گذارد و کارگران و کارکنان نفت بايد و ناچارند يک پارچه در برابر اين حکومت بايستند. اين که حکومت به سراغ صنعت نفت آمده بهيچوجه از اعتماد به نفس يا قدرت آن نيست. اين حکومت از کارگران نفت براستى وحشت دارد. جمهورى اسلامى در بحران سياسى عميق و لاعلاجى گرفتار است. ميداند که کارگران و مردم براى خلاصى از شر آن لحظه شمارى ميکنند. ميداند که تحريک کردن کارگران نفت خطرناک است و ميتواند گران تمام شود و اگر کارگران نفت دست به يک اعتصاب حتى با خواست افزايش دستمزد يا ممنوعيت اخراج و خواستهايى از اين قبيل که باصطلاح صنفى محسوب ميشود بزنند کار تمام است. اما اين حکومت دچار يک بحران کشنده مالى و اقتصادى است. بودجه اش بهيچوجه راست و ريست نميشود. ريخت و پاشهاى ارگانهايش را نميتواند جواب دهد. به اين دلايل و دلايلى از اين دست است که سراغ کارگران پتروشيمى و نفت هم آمده است. اين خصوصى سازيها و دست زدن به اين قمار خطرناک قرار است امورات اين رژيم را از امروز بفردا راست و ريست کند. بهررو جمهورى اسلامى به سراغ کارگران نفت آمده است. وقت آنست که کارگران نفت نيز جدى تر و متحدتر و بى تاخير به سراغ جمهورى اسلامى بروند.

دفاع کافى نيست

وقتى به وضعيت کارگران در ايران و از جمله کارگران نفت که پرقدرت ترين و تعيين کننده ترين بخش کارگران هستند نگاه ميکنيم، روشن است که در همان سطحى که توازن قواى موجود اجازه ميدهد، خواستهاى بسيارى هستند که ميتوان و بايد به کرسى نشاند. به جريان انداختن مبارزه براى افزايش چندين برابر دستمزدها يکى از اين خواستهاست. طرح خواست حق بى چون و چراى اعتصاب و تشکل يکى ديگر از اين خواستهاست. بيمه بيکارى مکفى براى همه افراد آماده بکار يکى ديکر از اين خواستهاست. تجربه اين چند ساله نشان داده است که اگر کارگر تعرض نکند دولت و کارفرمايان در تحميل بى حقوقى و فقر به کارگران حد و مرزى نميشناسند و آنها هستند که به کارگران تعرض ميکنند. کارگران ايران از هر نظر که فکر کنيم و با هر بخش از کارگران جهان که مقايسه کنيم شرايطشان زير استاندارد است. زندگى شان زير خط فقر است. از ابتدايى ترين حق تشکل و اعتصاب برخورداد نيستند. بيمه بيکارى عملا وجود ندارد و الى آخر. همه ما شاهديم که اين شرايط فقرى جانکاه و زندگى تلخ و مشقت بارى را به کارگران تحميل کرده و دارد از کارگران و فرزندان کارگران مدام قربانى ميگيرد. سوال اينست که کارگر چه وقت ميخواهد تعرض کند و حقوق حقه و بديهى و طبيعى اش را بگيرد؟ آن زمان مدتهاست که فرا رسيده است. داشتن حق اعتصاب حتى دارد از زبان پادوهاى خود رژيم هم مطرح ميشود. اينکه کارگران چندين مرتبه زير خط فقر قرار دارند نيز بارها و بارها از جانب عوامل وابسته به حکومت اعتراف شده است. اين بخودى خود براى نشان دادن اينکه زمان دست بکار شدن و تعرض کردن مدتهاست که فرارسيده کافيست.

بويژه در اين رابطه کارگران نفت و صنايع کليدى ديگر ميتوانند نقش بسيار تعيين کننده اى در تغيير اوضاع ايفا کنند. همانگونه که اشاره شد و تجربه همين اعتصاب و اعتراضات کارگران پتروشيمى هم نشان ميدهد، اعتصاب و مبارزه کارگران نفت و صنايع کليدى اين حکومت را به وحشت مرگ مى اندازد. زيرا اين حکومت ميداند که هر حرکت اعتراضى و هر خواست کارگران صنايع کليدى با پشتيبانى و حمايت ساير کارگران و همه مردم روبرو خواهد شد. تعرض حکومت منفور اسلامى سرمايه داران را بايد با تعرض پاسخ داد. اين نه تنها از خرابتر شدن زندگى کارگران جلوگيرى ميکند بلکه بهبودهاى اساسى اى را بى ترديد بدنبال خواهد داشت. بايد اميدوار بود که مقابله حساب شده کارگران پتروشيمى با مقامات صنعت نفت طليعه آغاز چنين تعرضى باشد.

٨ نوامبر ٢٠٠٣