کارگران پتروشيمى راه را نشان ميدهند!

 کاظم نيکخواه

کارگران مجتمع هاى پتروشيمى راه را براى مقابله با سياست بيکارسازيهاى جمهورى اسلامى نشان ميدهند. در واقع با اين اعتراضات و اعتصابات نه فقط راه نشان داده ميشود بلکه تاحدى راه به شکست کشاندن جمهورى اسلامى باز ميشود. اگر حکومت در پتروشيمى ناچار به عقب نشينى قطعى و (نه تعليق و تاخير طرح خود) شود، براى عقب راندن رژيم در جاهاى ديگر نيز تاحد زيادى جاده کوبيده شده است. بعبارت ديگر پيروزى کارگران پتروشيمى بر سرنوشت همه کارگران تاثير مستقيم دارد. اعتراضات و اعتصابات کارگران مجتمع هاى پتروشيمى اراک، اصفهان و خارک پاسخ محکمى به سياست خصوصى سازيهاى جمهورى اسلامى است که تاکنون هزاران تن از کارگران صنايع مختلف در نتيجه آن اخراج يا بازخريد اجبارى شده اند. خصوصى سازى مجتمع هاى پتروشيمى که بخشى از صنايع وابسته به صنعت نفت ميباشند، جزئى از پروژه "اصلاح ساختار صنعت نفت" است که در سال ٧٧ به تصويب رسيد. بنا به اعتراف يکى از مقامات حکومت اسلامى در همان زمان، طبق اين پروژه قرار است ٤٠ هزار تن از کارگران از کار بيکار شوند. با انتشار اين خبر  فضاى ملتهب و اعتراضى وسيعى در صنعت نفت بوجود آمد و حکومت اسلامى بلافاصله در برابر خشم کارگران عقب نشست و اعلام کرد که اين طرح را تا يک سال معلق ميگذارد. از آن پس اين طرح بطور خزنده در صنايع وابسته به صنعت نفت به اجرا گذاشته شده است و تعداد زيادى از کارگران "موقت" و "پروژه اى" و "قراردادى" اجبارا بازخريد شده اند. اعتصابات و اعتراضات کارگران مجتمع هاى پتروشيمى راه را به همه کارگران ايران نشان ميدهد. جمهورى اسلامى دچار ورشکستگى اقتصادى است و ميخواهد بار اين ورشکستگى را به دوش کارگران بيندازد. اگر حکومت به سراغ کارگران نفت ميرود از سر قدرت آن نيست بلکه از فرط ناچارى و وضعيت مهلکى است که در آن گرفتار آمده است. دست زدن به تصميمى که کارگران نفت را به خشم آورد براى حکومت اسلامى که در حلقه خشم و اعتراضات ميليونى مردم محاصره شده يک قمار خطرناک است. و اين بن بست کامل اقتصادى و ورشکستگى و افلاس مالى است که حکومت اسلامى را به چنين ريسک خطرناکى کشانده است. جمهورى اسلامى ميخواهد با خانه خراب کردن کارگران خودرا از معضلات اقتصاديش خلاص کند.

به اين ترتيب اين وضعيت بحران و ورشکستگى اقتصادى و افلاس مالى جمهورى اسلامى براى کارگران نيز دوراه را بيشتر باقى نميگذارد. يا مبارزه و اعتصاب و اعتراضات متحدانه و قاطعانه تا عقب راندن کامل جمهورى اسلامى و يا رانده شدن به وضعيت فلاکت و خانه خرابى اى که حکومت خواب آنرا برايشان ديده است. مساله اينست که بحران اقتصادى و مالى جمهورى اسلامى هيچ راه حلى در چارچوب کارخانه و کارگاه و شهر و استان ندارد. بعلاوه اين حکومت بيش از آن دچار بلبشو و در هم ريختگى بى سياستى است که بخواهد به فکر مشکل اقتصادى باشد. حتى بخشى از خصوصى سازيها به اعتراف يکى از نمايندگان مجلس اسلامى، پوشش شرعى اى است براى انتقال دارايى هاى دولت به "آقازاده ها" و زالوهاى وابسته به مقامات حکومتى. اين حکومت ميخواهد با زدن از دستمزدها، بيکارسازى کارکنان دولتى، منجمد کردن و بستن کارخانه ها و مجتمع هاى دولتى، بودجه هايش را راست و ريست کند و اموراتش را از امروز به فردا بگذراند. تنها فشار قدرتمند کارگران است که ميتواند اين حکومت را ناچار کند که بجاى انداختن بار اين افلاس مالى و بحران اقتصادى بر گرده کارگران و نابودى زندگى آنها، از بودجه ارگانهاى متعدد سرکوب و تحميق و ريخت و پاشهاى بيحساب و کتاب دارالخلافه اسلامى اش بزند. اين کار فقط از کارگران بر مى آيد. کارگران پتروشيمى امروز ايستاده اند و اعلام ميکنند که ما ماشين نيستيم که با کارخانه فروخته شويم. ما کارگريم و از کار و زندگى خود قاطعانه دفاع ميکنيم. اين را همه کارگران چه در بخش دولتى و چه بخش خصوصى بايد بگويند و از زندگى و حقوق پايه اى و انسانى خود مستقل از اينکه سود کارخانه و مجتمع بالا ميرود يا پايين، دفاع کنند. بى ترديد براى حکومت و کارفرمايان راهى جز عقب نشينى باقى نخواهد ماند و در برابر کارگران نيز راهى جز اين عقب راندن وجود ندارد.

۹ آبان ۸۲- ۲۳ اکتبر ۲۰۰۳