جوانان کمونيست شماره ١١

سالروز يک اعتصاب تاريخى!

يک يادآورى مهم

سامى نيکنام

امروز سه شنبه ٢٢ مهر ماه روز مهمى است. روز شروع اعتصاب کارکنان نفت در سال ٥٧. اعتصابى که به اعتراف همه نقش تعيين کننده در انقلاب ٥٧ داشت. سامى نيکنام (محمد مزرعه کار) يکى از رهبران کارگران نفت در نوشته اى که براى ما فرستاده است، ارزيابى خود از اين تجربه مهم و تاريخى را بازگو ميکند. سامى خود عضو کميته مخفى رهبرى اعتصابى بود که در ابتداى نوشته اش به آن اشاره ميکند. او يکى از همان ٨ نفرى است که توسط فرماندارى نظامى شاه دستگير شد و بدنبال اعتصاب سراسرى کارگران بعد از چند ساعت آزاد شدند. سامى همچنين کسى است که چند روز بعد از قيام ٢٢ بهمن در اجتماع بزرگ کارگران نفت خواست رهبران نفت براى شرکت يک نماينده کارگر و يک نماينده کارمند در شوراى انقلاب را رسما از پشت تريبون اعلام ميکند. وى در دوره بعد از جنگ (جنگى که يک وظيفه آن تار و مار کردن کارگران نفت و شکستن ستون فقرات جنبش کارگرى و سوسياليستى ايران بود) در شوراى ١٢ نفره جنگ زدگان و بعنوان نماينده کارکنان صنعت نفت شرکت داشت. اين شورا هدايت مبارزه جنگ زدگان را بر عهده داشت و تا آنجا که خاطرم هست اعضاى آن در يک هجوم جمهورى اسلامى دستگير شدند. از سامى بخاطر نوشته اش تشکر ميکنيم و اميدواريم در آينده خاطرات او را جهت اطلاع جوانان به چاپ برسانيم. (جوانان کمونيست)

آتش سوزى سينما رکس آبادان که منجر به مرگ ٤٠٠ انسان بيگناه گرديد، فضاى شهر آبادان را به اوج التهاب و خشم رسانيد. کارمندان و کارگران چپ و کمونيست در يک بحران سياسى و اجتماعى پس از وقوع حادثه دردناک سينما رکس در انديشه يک حرکت اعتصابى - سياسى تعيين کننده قرار داشتند. رهبران عملى و فعالين کارگرى که در تظاهرات خيابانى نقش رهبرى را داشتند، جلسات کميته هاى اعتصاب را براى آغاز يک حرکت وسيع، شبانه در محلات مسکونى تشکيل ميدادند. ١٥ مهرماه ٥٧ عده اى از کارمندان اداره کالا (ماتريال) پالايشگاه نفت آبادن کتبا مطالبات و خواستهاى خود را در يک اعتصاب ٢ ساعته در درون ساختمان اداره کالا به دست رئيس پالايشگاه رساندند و يک هفته به روساى نفت مهلت دادند. روز ٢٢ مهر ماه ٥٧ به تعلت عدم رسيدگى به مطالبات کارکنان نفت تعداد ٨٠ نفر از آنان در يک محوطه باز بيرون ساختمان در قسمت پارکينگ اداره کالا جمع شدند تا با يک حرکت اعتصابى علنى توجه ساير کارگران را جلت کنند. بعد از اينکه مقامات نفت از وقوع اعتصاب مطلع شدند، پس از يکساعت نيروهاى سرکوبگر به صف کارگران حمله کردند و ٨ نفر را به عنوان رهبران اعتصاب دستگير و راونه زندان فرماندارى نظامى تحت رياست تيسمار اسفندريارى نمودند و بقيه اعتصابيون که در حدود ٧٠ نفر بودند را در اطراف شهر آبادن توسط اتوبوس پخش کردند تا شروع حرکت اعتصاب نفتگران را بى اهميت جلوه دهند. اين حرکت ضد کارگرى شعله خشم کارکنان پالايشگاه نفت آبادان را دامن زد و در تمام قسمتهاى پالايشگاه يکپارچه دست از کار کشيدند. آزادى رهبران اعتصاب و خروج قواى نظامى به خواسته هاى اعتصابيون افزوده شد. زنگ سقوط رژيم شاه براى نخستين بار در سراسر صنعت نفت توسط نفتگران اعتصابى به صد درآمد. با شکوه ترين لحظه زمانى بود که کارگران و کارمندان بخش ترانسپورت با مارش و راهپيمايى وسيع با شعار «اتحاد، اتحاد»، «کارگر و کارمند، اتحاد، اتحاد» بطرف کارکنان اداره کالا حرکت کردند. همبستگى و اتحاد کارکنان چه کارگر و چه کارمند بى نظير و تاريخى بود. کل طبقه سرمايه دار ايران چه رژيم شاه و چه اپوزيسيون ملى - اسلامى به رهبرى خمينى را به وحشت انداخت. خمينى از پاريس با فرستادن بازرگان و رفسنجانى آمادگى خود را براى کنترل مبارزات کارگران نفت و سپس سرکوب آنان در مرحله بعد از ٢٢ بهمن را از همان ابتدا به همگان نشان ميداد.

کارگران نفت بعنوان پيشروترين، موثرترين و قاطع ترين بخش طبقه کارگر ايران با عدم توليد نفت در مقياس ٧ ميليون بشکه و کم کردن توليد نفت تنها در حد احتياجات مصرف داخلى و عدم صدور نفت خام به دولتهاى نژادپرست اسرائيل و آفريقاى جنوبى عملا کمر رژيم شاه را شکست و آخرين گام را براى سقوط سطلنت در ايران برداشت. اما نفتگران اعتصابى همراه باساير کارگران اعتصابى در سراسر ايران نتوانستند به قدرت سياسى براى دستيابى به يک جامعه مرفه، آزاد و برابر دست يابند. گرچه مبارزات کميته هاى اعتصاب به شوراهاى کارگرى منجر گرديد، اما شوراهاى توده کارگران فاقد يک برنامه و حزب سياسى براى پيروزى نهايى بودند. طبقه کارگر ايران مبارزات خستگى ناپذيرش به علت عدم وجود يک حزب کمونيستى و کارگرى به شکست کشانيده شد. عليرغم اينکه رهبران اعتصاب در اجتماع ده هزار نفرى مقابل پالايشگاه آبادن خواستار شرکت يک نماينده کارگر و يک نماينده کارمند در «شوراى انقلاب» خمينى شدند، اما در غياب حزب سياسى طبقه کارگر هيچ تضمينى براى شرکت در قدرت سياسى وجود نداشت. حتى با وجود ارگانهاى توده اى و مجامع عمومى و شوراها اگر طبقه کارگر حزب سياسى و متشکل خويش را نداشته باشد، پيروزى کارگران به هيچ وجه قطعى و اجتناب ناپذير نيست.

بر خلاف سال ٥٧ اکنون طبقه کارگر حزب کمونيست کارگرى ايران را دارد. اين حزب بعنوان نماينده کارگران و مردم در صحنه سياست ايران حاضر و آماده است. حزب کمونيست کارگرى قطب نماى حرکت کارگران، زنان و جوانان و معلمان براى سرنگونى جمهورى اسلامى و ايجاد يک جامعه مرفه و آزاد و برابر يعنى جمهورى سوسياليستى است. حزب کمونيست کارگرى ايران حلقه اصلى پيروزى مبارزات کارگران در انقلاب آتى است که افق و جهت مبارزات مردم را نشان ميدهد. هر حرکت اعتصابى کارگران در ابعاد وسيع توسط حزب کمونيست کارگرى به گوش جهانيان خواهد رسيد. کارگران کمونيست، رهبران عملى با تشکيل مجامع عمومى بعنوان اولين گام براى ايجاد تشکل هاى توده اى کارگران، با پيوستن به تشکيلات حزب کمونيست کارگرى با متحد و متشکل کردن مبارزات يکپارچه کل طبقه کارگر، پرچم آزادى و برابرى را در جامعه بدست کارگران خواهد داد تا آنان جوانان، معلمان، پرستاران و زنان را به اتحاد حول پرچم يک دنياى بهتر دعوت کنند. اتحاد و تشکل حول حزب کمونيست کارگرى حلقه اصلى پيروزى آزادى و برابرى است.

زنده باد خاطره مبارزات اعتصابى شکوهمند انقلاب ٥٧ کارکنان نفت

زنده باد آزادى و برابرى و حکومت کارگرى

زنده باد حزب کمونيست کارگرى ايران

سامى نيکنام (محمد مزرعه کار) ٩ اکتبر ٢٠٠٣