کارگران چيت بهشهر: مبارزه اى آموزنده و بياد ماندنى

 کاظم نيکخواه

مبارزه کارگران چيت بهشهر براى گرفتن دستمزدهاى پرداخت نشده خويش نمونه اى خوب و آموزنده از مبارزه کارگرى و بويژه در مورد دستمزدهاى معوقه را پيش روى همه کارگران و مردم ميگذارد. درسهاى اين مبارزه را در اين روزهاى اوجگيرى جنبش سرنگونى بايد بيرون کشيد و آموختنى هايش را فورا آموخت و بکار گرفت. جاى بحث مفصل دارد و اينجا اين فرصت نيست اما چند نکته را من ياد آورى ميکنم:

اولين جنبه مهم اين مبارزه اين بود که کارگران بهشهر پيگير و قاطع ايستادند و هنوز ايستاده اند و کوتاه نيامدند. وقتى طرف کارگران يعنى کارفرمايان و دولت اسلاميشان آنچنان حريص و خبيثند که نان شب کارگران را بالا ميکشند و بعد هم کارگرى را که مزد دوسال و نيم گذشته اش را يعنى تنها ممر زندگيش را ميخواهد، مورد حمله و سرکوب و اتهام زنى قرار ميدهند، روشن است که کارگران با موجوداتى بى نهايت وحشى و رذل و حريص و خبيث طرفند. با اين ها نميشود با زبان نرم صحبت کرد. به اينها نبايد فرصت داد. به وعده هايشان نبايد اعتماد کرد. از اينها نميشود انتظار رحم و شفقت و درک موقعيت کارگر را داشت. بايد مجبورشان کرد. بايد حلقومشان را فشرد. بايد به زانويشان در آورد. اين را کارگران چيت بهشهر ميدانستند و به بازيهاى فرماندار و مقامات حکومت در بهشهر به دام فريب نيفتادند. گفتند ما تمام طلبمان را الان ميخواهيم و تماما ميخواهيم. اين قاطعيت جلوى تفرقه در ميان کارگران را تا حد زيادى گرفت.

دومين جنبه مهم و برجسته در اين مبارزه حمايتى بود که ساير کارگران و مردم بهشهر از اين مبارزه کردند. ٢٠ هزار نفر روز ٢٧ فروردين از خانه بيرون آمدند و بهمراه کارگران شعار دادند و لرزه بر اندام تمام دست اندرکاران و پادوهاى حکومت انداختند. اين يک جواب دندان شکن بود. فرماندار و کارفرمايان و مزدوران حکومت فهميدند که کارگران تنها نيستند. ماستهايشان را کيسته کردند. دولت خاتمى فورا اعلام کرد که ٥ ميليارد تومان بودجه به حساب وزارت صنايع و معادن گذاشته است تا پول کارگران را بدهند. گفتند ٤٠٠ ميليون تومان را الان ميدهند و بقيه را بعدا مى پردازند. کارگران تماما در موضع تعرضى و برتر قرار گرفتند. با يک محاسبه دقيق و درست ميشد کار را تمام کرد. دستمزدها را گرفت و آنچنان جو سياسى اى ايجاد کرد که ديگر هيچ آخوند و پادوى حکومتى در بهشهر جرات نکند پايش را ازخانه بيرون بگذارد. اتحاد وسيع کارگران و مردم هيجان انگيز بود. ما به اين اتحاد نياز وافرى داريم. بويژه در اين روزهاى در دستور قرار گرفتن کار برزگ انقلاب.

اما بدلايلى که من در جريان نيستم کارگران نتوانستند از اين موقعيت بهترين استفاده را بکنند. روشن است که رژيم در روزهاى بعد حمله کرد. اما در موقعيت مناسبى براى ادامه آن نبود. بهمين دليل پشت سر هم اعلاميه دادند که ما طلب کارگران را ميخواهيم بدهيم اما فرصت ميخواهيم.

وارد شدن به اعتصاب غذا در هفته هاى بعد به حکومت امکان داد تا اين مبارزه را از خيابانها به درون کارخانه عقب براند. و حتى در درون کارخانه نيز آنرا به چند ده تايى محدود کند. اعتصاب غذا کلا تاکتيک خوبى براى مبارزه نيست. يک روش مقاومت مطلقا منفى است. و بويژه در جامعه اى که حکومتش براى جان و زندگى انسانها هيچ ارزشى قائل نيست و ابعاد جناياتش به صدها هزار ميرسد، بندرت ميتواند بسيج کننده باشد. خطر جانى اى که بالاى سر تعدادى از کارگران قرار گرفته بود همه مارا بشدت نگران ساخته بود.

اما حمايت بين المللى که سومين نکته اى است که من ميخواهم در رابطه با کارگران چيت تاکيد کنم با کمپين حزب کمونيست کارگرى که از ابتدا اخبار اين مبارزه را در سطح بين المللى فعالانه و بطور منحصر بفرد منعکس نموه بود، در اين فاصله فعال تر شد. کمپين حزب کمونيست کارگرى، پاى کارگران چيت بهشهر و مبارزه آنها را به رسانه هاى بين المللى کشاند. تشکلها و اتحاديه ها و شخصيتهاى بسيارى از اين مبارزه حمايت کردند. و اين نيز خود يکى از آن فاکتورهايى است که در مبارزات کارگرى بسيار مهم است و مبارزه کارگران چيت از اين ارتباط و توجه بين المللى نيز برخوردار شد. ما به اين اتحاد بين المللى بسيار بيش از اين نياز داريم.

و آخرين نکته که نشان دهند درايت رهبران کارگرى بود اين بود که با شروع اوجگيرى جنبش سرنگونى در شهرهاى مختلف و بويژه در تهران، کارگران فورا به اعتصاب غذا پايان دادند و در صفوف چندين هزار نفره به خيابان آمدند و شعار مرگ بر جمهورى اسلامى و مرگ بر خامنه اى سردادند و در عين حال گفتند طلبهايمان را نيز از حلقوم مفت خوران بيرون ميکشيم. امروز نه فقط دستمزد پرداخت نشده کارگران بلکه تمام حقوق پايمال شده کارگران را به همين شيوه ميتوان گرفت و بايد گرفت. اينها امروز ترس مرگ بالاى سرشان است. بايد گفت از ثروتهاى کلان حضرات امام جمعه ها و امثال رفسنجانى ها طلب کارگران را بدهيد و گورتان را گم کنيد.

گسترش مبارزه اى وسيع و تعرضى از جانب صدها هزار کارگر ميتواند در فضاى انقلابى کنونى به پيروزيهاى فورى اى دست يابد و در عين حال به اين جنبش زنده سرنگونى وزن و قدرت بسيار بيشترى بدهد. بهشهر نمونه اش را بدست داده است. کارگران و مردم شعار مرگ بر خامنه اى و خاتمى سردادند و در عين حال اولتيماتوم دادند که اگر تا اول تيرماه حقوقمان را ندهيد باز هم مى آييم. اين چنين مبارزه اى يک هفته پيش شايد ماجراجويى بود. يک هفته بعد شايد عقب باشد. اما امروز مثل بمبى توى دل حکومت را خالى خواهد کرد.

بهررو مبارزه کارگران چيت بهشهر سير جالب و آموزنده و اميدبخشى را طى کرده است. براى کارگران بهشهر و همه کارگران در اين روزهاى شور و مبارزه و اتحاد، اميد پيروزى اى بسيار بزرگ و ماندنى دارم

٣٠ خرداد ١٣٨٢