پادويى باند زحمتکشان براى خانه کارگر رژيم

 محمد محمدى

 اخيرا سازمان زحمتکشان طى اطلاعيه اى در رابطه با اول ماه مه در شهر سقز، ادعاهايى فرموده اند که براى شناخت بازهم بيشترشان بد نيست به آن نگاهى انداخت. آنها در اطلاعيه شماره ١ دبيرخانه شان در مورد مراسم روز جهانى کارگر در سقز چنين نوشته اند:"کارگران و مردم خواستند مراسم مستقل برگزار نمايند که از جانب نيروهاى رژيم و اطلاعات، به آنها اجازه داده نشد. اما در ساعت ٣ بعد از ظهر اول ماه مه به سنديکاى نانواخانه ها اجازه داده شد که با کنترل دولت در سالن "کاوه" شهر سقز جمع شوند. مردم و کارگران بلافاصله سالن کاوه را با پرچم ها و شعارهايى براى گراميداشت روز جهانى کارگر تزئين کردند". در ادامه ميفرمايند "ابتدا رئيس سنديکاى نانوايان سخنانى در مورد روز جهانى کارگر و اهميت آن ايراد و سپس فرماندار...". باز در ادامه ادعا دارند که در اين مراسم سرود اول ماه مه و چند سرود "کومه له" را اجرا نمود و ..." کل اين دعاها دروغ است و هيچ واقعيتى در آن نيست. آنچه سازمان زحمتکشان رندانه مراسم اول مه و آن هم از طرف سنديکاى کارگران خباز نام نهاده است، مراسم خانه کارگر رژيم است که کارگران و مردم و از جمله کارگران خباز آن را تحريم کردند. تازه همين مراسم هم در ١٠ ارديبهشت اجرا شد زيرا که رژيم و دوستان "خباز" باند مهتدى در خانه کارگر به بهانه مرگ محمد روز کارگر را روز قبل از اول مه اعلام کردند. در ثانى سخنرانان اين مراسم هم نه کارگران خباز و بيکار مورد اشاره اين جماعت، بلکه سخنران اول رضا شاکرى معاون فرماندار بوده، بدنبال عطا سليمى دبير خانه کارگر و عضو شوراى اسلامى شهر. ايشان سخنانش را باتعريف و تمجيد ازقانون کار و اظهار نگرانى از اينکه جماعتى ميخواهند کارگران را سياسى کنند، بوده است. بعد از او سيد محمد صالح حسينى از عوامل خانه کارگر از دخانيات صحبت کرده نه کارگر بيکار و ... . جالب اينکه خود عوامل خانه کارگر هيچکدام ادعايى مبنى بر اينکه نماينده کارگر خباز هستند را نکرده اند. انگار ادعاهاى دروغينى که عوامل خانه کارگر جرات بيانش را نداشتند، اکنون باند ضد کارگر مهتدى ميخواهند به خور مردم بدهند. کاسه از آش داغتر براستى در مورد اينها و تبليع براى خانه کارگر صدق ميکند. جهت اطلاع هر نوع مراسم مستقل از جانب رژيم و عواملش در همه شهرها و از جمله در سقز ممنوع اعلام شد. و مراسم مورد اشاره اين باند و دبيرخانه اش را، راسا خانه کارگر و فرماندار و با کمکهاى بى شايبه مرکز اطلاعات رژيم در اين شهر فراخوان داده شد. در همين روز مزدوران اطلاعات به دفتر کارگران خباز در اين شهر رفته و پلاکاردهاى سرخى که کارگران خباز بر در و ديوار دفتر آويزان کرده بودند را پايين کشيدند. بدنبال تعدادى از کارگران و نمايندگانشان که در دفتر حضور داشتند را براى چندمين بار تهديد کردند. تلاش کردند فضاى رعب و وحشت ايجا نمايند تا با عقب راندن کارگران و نمايندگانشان زمينه را براى خودنمايى خانه کارگر ايجاد نمايند. پادوهاى خانه کارگر در رهبرى باند زحمتکشان در چند جا اشاره دارند که در اين مراسم ٢٠٠٠ نفر از کارگران و مردم شرکت داشته اند!!!. همچنانکه گفتم خود عوامل رژيم هنوز جرات اعلام چنين آمارى با اين درجه از مبالغه و جعل را به خود نداده اند که اين جماعت باند سياه ادعا دارند. اين مراسم بدليل تحريم از طرف کارگران و مردم شهر با ٤٥ دقيقه تاخير در ساعت يک ربع به ٦ شروع شد و با سرود جمهورى اسلامى افتتاح شد نه سرودهاى مورد ادعاى دبير خانه (بخوان افتراخانه) سازمان زحمتکشان. مرکز اطلاعات، فرماندار شهر، اداره کار و خانه کارگر دست در دست هم با تهديد و ارعاب تعدادى را به مراسم کشاندند. عوامل خود را در شهر به مراسم آوردند و حتى مامورين سد معبر را به نام کارگر در اين مراسم شرکت دادند تا بتوانند جمعيتى جمع کنند. کارگران در سقز و از جمله تعدادى از کارگران خباز در اين شهر وقتى بدليل فشارهاى رژيم نتوانستند در شهر سقز مراسم مستقل برگزار کنند، به کارگران بوکان و مهاباد پيوسته و مراسمى باشکوه را در تفريحگاهى در نزديک بوکان برگزار کردند. مدتها قبل از اول مه در سطح شهرهاى سنندج، کامياران، مريوان، بانه، سقز، بوکان و مهاباد کميته اى را براى برگزارى اول مه سازمان دادند. بيانيه اى را همراه يک قطعنامه به تصويب رساندند که در شهرهاى مختلف از جمله سقز پخش شده و در تمام جمعها و مراسمهايى که در شهرهاى مختلف برگزار شد خوانده شد و به تصويب رسيد. کدخداهاى سازمان زحمتکشان زبانشان از اشاره به اين مسائل لال شده است و در عوض اطلاعيه شماره يک و دو را با نشر مشتى اکاذب پخش ميکنند. دليلش بسيار روشن است و آن اينکه در اين بيانيه و قطعنامه کارگران بر نکاتى تاکيد کرده اند که پته باندهاى سياهى چون اين جماعت را روى آب انداخته است. محکوم کردم قلدرى آمريکا، محکوم کردن ناسيوناليستهاى مدافع آمريکا در جنگ عليه مردم عراق، تاکيد بر هويت انسانى و طبقاتى به جاى هويت کاذب قومى، اعلام همسرنوشتى کارگران در سراسر جهان از جمله نکاتى هستند که آينده چماقدارانى چون برادران طالبانى را تيره و تار ميکند. به همين دليل است که در مقابل راديکاليسمى که با اين روشنى و با تمام فشارهاى جمهورى اسلامى و خانه کارگر و شوراهايش، از تهران تا سنندج و کرمانشاه و بوکان خودنمايى کرد، کور و کر شده اند. ناگفته نماند کسى انتظار بيشترى از اينها را ندارد. اين جريان سرهم بندى شد تا همين کارها را بکند و از اين زاويه دارند کارشان را ميکنند تا نان فردايشان تامين شود. اما اين زره اى از اين وظيفه ما کم نخواهد کرد که در هر قدم زير زره بين قرارشان دهيم و آنطور که هستند به مردم معرفيشان کنيم. اما در پادويى اخيرشان براى خانه کارگر و جعل و پخش اکاذب عليه کارگران همان نصيبشان خواهد شد که در نوکريشان براى طالبانى و تعريف و تمجيد از برکات قتل و عام مردم عراق توسط آمريکا و حاکميت باندهاى بعثى، اسلامى، عشيره اى در عراق.

٦ مه ٢٠٠٣